ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (1)

مسئله «اختلاف ارضی» یک مسئله کوچک و فرعی ست که از سوی «ناسیونالیسم افراطی» هر دو مردم - بعلاوه آتش افروزی « عوامل حکومت» عمده نشان داده میشود. برای اینکه مشکل عمده فراموش بشود. مسایل عمده در منطقه برای هر دو ملیت رفع دیکتاتوری حکومت - مبارزه ی مشترک- حفظ زندگی مسالمت آمیز و دوستی و برادری- ایجاد فضای دموکراتیک است.تا این اهداف تحقق نیافته تعیین تکلیف مسئله ارضی - دانسته یا ندانسته- حرکت در جهت اهداف حکومت است.

 نقشه : از ناسیونالیسم افراطی ترک            از ناسیونالیسم افراطی کرد 

 
توضیح واژۀ « ترک»
نخست منظور از کلمه « ترک»  را توضیح بدهم: ترک در منطقه  آن بخش از مردم آذربایجان است که« زبان ترکی آذربایجانی» دارند. و هم معنی با واژه ی « ترک» در ایده لوژی ناسیونالیسم ترک نیست. در ناسیونالیسم ترکی، ترک به معنای ترکیست یا ترک گرا ست. کسی که دارای آگاهی ایده لوژیک ناسیونالیسم ترکی ست. وقتی مردم عادی میگویند « ترک هستیم» منظورشان ترکیست بودن نیست. میخواهند این واقعیت را بیان کنند که به خانواده ترکی زبان در آذربایجان تعلق دارند. ناسیونالیست ها با برهم زدن تفاوت و تضاد این دو مفهوم- با یکی نشان دادن آنها- از عدم آگاهی مردم به ایده لوژی ناسیونالیسم سوء استفاده میکنند. در صورتی که مقصود مردم از ترک بودن همان تعلق خانوادگی و زبانی ست.

ساکنین منطقه

در آذربایجان غربی اگر مردم ارمنی و آسوری و یهودی و غیره را که جمعیت شان در مقایسه با کرد و ترک آذربایجانی خیلی کم است- کنار بگذاریم بر اساس مشاهدات میتوان گفت دو مردم کرد و ترک آذربایجانی اکثریت ساکنین منطقه را تشکیل میدهند. در رابطه با میزان جمعیت این مردمان ارقامی که دقیق باشد دردست نیست. در این رابطه ارقام کردها و ترکها و یا دولت و سازمانهای خارجی فاقد اعتماد است. اما بر اساس مشاهدات هر چه از مرکزمنطقه به طرف مرزهای ترکیه و عراق نزدیک بشویم بر تعداد کردها افزوده میشود- و برعکس هرچه به طرف داخل ایران حرکت کنیم تعداد ترکها بیشتر میشود. برخی مناطق دو ملیتی هستند و در بعضی نقاط تک ملیتی یا عمدتا تک ملیتی.

فعالیت سیاسی- مدنی و رخداده ها

فعالیت سیاسی مدنی غیر قانونی و مدنی ضعیف قانونی (قانونی یا غیر قانونی از دید حکومت)، از سوی فعالان هر دو ملیت در منطقه جریان دارد، با این تفاوت که بخشی از فعالین کورد مسلح هستند. مسئله فعالان این مردمان رفع ستم ملی- دموکراسی- حق تعیین سرنوشت است. آن بخش از فعالان که در خارج زندگی میکنند در گنگره ملیتهای ایران فدرال در کنار هم قرار داشته و میکوشند. اینان تجربه ی همبستگی پیشه وری و قاضی محمد را در ایام جنگ دوم جهانی برای خودمختاری به خاطر دارند. در آن دوره سیاست حاکم بین این دو نیرو « حفظ برادری و صلح و دوستی، و مبارزه متحدانه برای احقاق حقوق خود» بود. این سیاست نیز در عمل پیاده و رعایت شد. مردمان منطقه رخداده های تلخ و غم انگیر « جیلولوق» و « کوردلوق» را در زمان جنگ اول جهانی - و «جنگ نقده» «قارنا» و غیره را در بعد از انقلاب پنجاه و هفت شاهد بوده اند؛ که انسانهای زیادی از مردم آذربایجان و کردستان درجریان آنها بیگناه کشته شده اند. بخشی از این حوادث دردناک تاریخی را میتوان در تاریخ هیجده ساله احمد کسروی مطالعه کرد.*

علت جنگها

علت این جنگها عمدتاٌ امنیت جانی، رقابت، و قدرت طلبی بوده است . منهای مبارزه پیشه وری و قاضی محمد که مسئله یشان « کسب حقوق» بود. اینان با ایجاد فضای دموکراتیک- حفظ صلح و برادری- و دیالوک به مبارزه مشترک پرداختند. در شرایط حاضر نیز نیاز هست همه نیروهای سیاسی و مدنی از هر دو ملیت در این مسیر بکوشند.
مسئله «اختلاف ارضی» یک مسئله کوچک و فرعی ست که از سوی «ناسیونالیسم افراطی» هر دو مردم - بعلاوه آتش افروزی « عوامل حکومت» عمده نشان داده میشود. برای اینکه مشکل عمده فراموش بشود. مسایل عمده در منطقه برای هر دو ملیت رفع دیکتاتوری حکومت - مبارزه ی مشترک- حفظ زندگی مسالمت آمیز و دوستی و برادری- ایجاد فضای دموکراتیک است.تا این اهداف تحقق نیافته تعیین تکلیف مسئله ارضی - دانسته یا ندانسته- حرکت در جهت اهداف حکومت است.
از سوی دیگر مسئله ارضی وقتی قابل حل است که تکلیف حکومت متمرکز کنونی تعیین شود- و نوع نظام غیر متمرکز جانشین مشخص شود، بدانهنگام میتوان در فضای دموکراتیک صحبت کرد.

سه مشکل

در « مسئله آذربایجان غربی» ما با 3 مشکل روبرو هستیم : 1- ناسیونالیسم افراطی کورد که در فکر کردستان بزرگ است. 2- ناسیونالیسم افراطی ترک که در فکر آذربایجان بزرگ و دنیای ترک است. 3- حکومت ایران که اختلاف بین دو ناسیونالیسم را در منطقه شدت می دهد.
گفتیم منطقه در بعضی جاها مختلط است مردم کرد برای استفاده از امکانات هرچه بیشتر شهرنشینی به شهرهای منطقه روی میاورند. که این در نتیجه پیشرفت تمدن رخ میدهد. از قدیم پناهندگان عراقی هم در منطقه و شهرها هستند که اکنون دیگر ایرانی به شمار میروند. حکومت هم به خاطر اهداف خود میکوشد « ترکیب ملیتی» شهرها را برهم زند و میزند.
اختلاف بین دوناسیونالیسم افراطی سر مسئله ارضی- و بنزن پاشی حکومت به آن از طریق بهم زدن عمدی ترکیب ملیتی شهرها - و شدت بخشیدن به تبلیغات تحریک آمیز بین طرفداران دو ناسیونالیسم از طریق عوامل خود-  در داخل و خارج ، آن صحنه ایست که ما در اخبار و سایتها مشاهده میکنیم.

در آنها حکومت به یکی از اهداف خود رسیده است. « خودش را ازذهن ها پاک» کرده است. فقط مسایل مطرح «جنگ ارمنی و ترک و کرد و آشوری» در گذشته است. و مسئله حاضر نیز « اختلاف ارضی» در آذربایجان غربی با کردهاست. نقشه های ارضی گوناگون هم یکی پس از دیگری از چاپ در میایند.
این کوششها براستی برای چیست؟ برای حل مسئله ارضی؟ مگر با وجود دیکتاتوری حاکم که مالک جان و مال و ناموس انسانها شده میتوان از مال من و تو سخن گفت؟ تازه سخن هم بگوییم چه چیزی حل میشود به جز « تشدید اختلافات». سیاستی که در این سایت ها دنبال میشود در خدمت حکومت و از سوی دیگر در خدمت ناسیونالیسم افراطی ست. برای تولید درگیریهای آینده.

گفتیم در تاریخ آذربایجان غربی ، « جیلولوق» و « کوردلوق» و ... رخداده است و مردمان زیادی گشته شده اند. خوب ، حالا چکار کنیم؟ منظور از طرح این رخداده ها چیست؟ چه درسی از آنها برای امروز آذربایجان غربی میتوان گرفت ؟ یا حتی بشریت؟ رهبران جیلولوق و کوردلوق از چه ایده لوژی و آرمان پیروی میکردند، برنامه یشان چه بود؟ که مرتکب کشتار شدند؟ ناسیونالیسم افراطی دانسته و ندانسته آرمان آنها بود- آرمانی که در میان ما نیز تحت عنوان ناسیونالیسم ترک و کرد ترویج میشود.
فکر کنید اگر حالا در آفریقای جنوبی ماندلا بخواهد مسئله « کشتارها» را که از طرف سفیدپوستان در گذشته صورت گرفته « مطرح» کند، مردم و جهان به او چه میگویند؟ او خیلی راحت ماندلا بودن خود را دیگر از دست میدهد . چرا ؟ چون نیاز مردم و جهان « نگاه به آینده» است نه به گذشته ی غم انگیز. و رهیابی برای همزیستی و دوستی و صلح بین انسانها.از خود بپرسید آیا در این جهت قلم میزنید یا در جهت « بیدار کردن دشمنی ها» بین مردمان گوناگون؟ آیا حرکت شما در سمت و سوی برادری و همزیستی ست یا در جهت نفرت و کینه و دوریها. فراموش نکینم آنکه در سیاست تخم نفرت بکارد انسان درو میکند.

شاید بگویید ما داریم « هلوکاست» های تاریخ خودمان را توضیح میدهیم. بله توضیح میدهید ولی نه برای همزیستی برادرانه و صلح آمیز، بل برای افروختن شعله های کینه و نفرت. متد و ایده یتان مشکل دارد. ناسیونالیسم توان توضیح انسانی هلوکاستها را ندارد. چون خود از پرپاکنندگان آنست.« هلوکاست» در آلمان رخداده و آنجا اکنون یک محل توریستی ست جهت بازدید و درس آموزی. حتی دانش آموزان را هم برای درس آموزی به آنجا می برند. چرا؟ برای آموختن چه درسی؟ معلمان آنجا به کودکان چه یاد میدهند؟ آنجا برای کودکان توضیح میدهند که : این کشتار ها توسط نازیسم که « ایده لوژی ناسیونالیستی» ست صورت گرفته است. و دانش آموزان برای سر کلاس متون سخنرانی و مقالات خود را بر پایه پرسشهایی نظیر این تهیه میکنند: نازیسم چیست؟ ناسیونالیسم چیست؟ این دو چه ارتباطی با هم دارند؟ فلسفه و آرمانشان چه بود؟ چرا این دیدگاهها ضد انسانی ست؟ چکار کنیم که این کشتار ها تکرار نشود؟ با نازی های باقی ماند که خیلی پیر هستند چه رفتاری درست است؟ و...در فرهنگ مدرن و انسانی با این روشها به مسئله رخداده های غم انگیز برخورد میکنند. آیا روش بر خورد این سایتها هم چنین است؟ نه! متأسفانه نه!

نه بر خورد به مسئله جیلولوق درست است و نه کوردلوق- و نه بر خورد به مسئله همزیستی دوملت کردستان و آذربایجان. و نه بر خورد به « کار دو بهمزنی» حکومت. که در این میان کار اختلاف اندازی بین مردم آذربایجان و کردستان را رهبری میکند.
به فعالان آذربایجانی و کرد که در منطقه میکوشند هشدار میدهم:  راه " مبارزه سیاسی-مدنی» خود را از سیاستهای ماجراجویانه و اتوپیایی هر دو ناسیونالیسم افراطی- و عوامل آتش افروز حکومتی جدا کنید تا شریک عواقب ضد انسانی آنها نباشید.

درسهایی جنبش آذربایجان و کردستان با پیشه وری و قاضی محمد

برگردیم به زنده یاد پیشه وری و درس آموزی از حرکت او برای امروز آذربایجان و کردستان: پیشه وری شخصیتی بود دارای « اندیشه - سواد و قلم( ادبی، سیاسی، رجوع به منتخب آثار پیشه وری) - تجربه- و قدرت سازماندهی» . او یکی از آموزگاران بزرگ زمان خود بود. جنبش او بر پایه آماده ای - نیروی انقلابی آماده- مشکلات جامعه ی آذربایجان- با شکست اتوریته حاکمیت به علت ورود ارتش سرخ- توانست نزدیک به یکسال قدرت را در آذربایجان بدست بگیرد و دست به اصلاحات فراوانی بزند که تا آن موقع در ایران و حتی خاورمیانه بی نظیر بود. اساس جنبش او بر زحمتکشان شهر و روستا قرار داشت. و برای بهبود زندگی آنان بود. جنبش او یک جنبش چپ دموکرات بود. اشتباه او مثل اشتباه اکثر مبارزان انترناسیونالیست - تکیه به انترناسیونالیسم دوره خود بود. انترناسیونالیسم دوره او « انترناسیونالیسم استالینی» بود که با انترناسیونالیسم کارگری متفاوت و حتی متضاد بود. فرزند اندیشمند دیگری از آذربایجان- خلیل ملکی ( رجوع به یاد نامه خلیل ملکی) - از آموزگاران بزرگ دوره خود- اشتباه بودن این نوع انترناسیونالیسم را در همان دوره گوشزد کرده بود

عوامل شکست فیزیکی

شرایط ادامه پیروزی او و قاضی محمد هر چند در داخل آذربایجان و کردستان موجود بود ولی فاقد «وضعیت مثبت جهانی و مرکزی مناسب در ایران» بود. آنهم « تجدید اتوریته حکومت مرکزی» بود که موجب شکست شد. یعنی عوامل شکست چهار چیز بودند:
1- تکیه به انترناسیونالیسم استالینی 2- تجدید قدرت حکومت مرکزی 3- تقویت قدرت مرکزی از طریق عوامل جهانی. 4- ضعف جنبش در مقابل قدرت مرکزی.
جنبش پیشه وری به علت شرایط جهانی و ایرانی نامساعد و همینطور ضعیف بودن خود جنبش در مقابل حکومت مرکزی امکان ادامه حیات نداشت و محکوم به شکست بود.
اما این شکست فیزیکی از سوی دیگر پیروزی معنوی بود. پیروزی خواسته های مردم در رابطه با ستم ملی و اصلاحات اجتماعی- رفع تبعیض از زنان و غیره .

پیروزی آرمانی

جنبش پیشه وری از نظر معنوی هنوز هم پیروزمند است. همانطور که در گذشته نوشته ام یکی از درسهای بزرگ جنبش - برای ما - نسلهای بعدی- اینست :
« ضرورت دارد مبارزان جنبشها به این اصل توجه کنند که " اگر از نظر نیرو شکست خوردند حد اقل از نظر آرمانی شکست نخورند. و نسلهای بعدی بتوانند از آرمان و خصوصیات جنبش آنها دفاع کنند» . اینست که میگویم ناسیونالیسم موجود افراطی در جنبشها نه امروز قابل دفاع ست و نه فردا.
درس بزرگ دیگر جنبش پیشه وری این بود که کردها را به عنوان برادر خود پذیرفت و عملا این سیاست را رعایت کرد. کردستان هم همینطور. این راهی ست برای حل مسایل ما در آذربایجان غربی.
راه دموکراسی در ایران از راه رفع ستم ملی میگذرد
راه رفع ستم ملی از راه برقراری دموکراسی در ایران میگذرد.
حفظ زندگی مسالمت آمیز و برادرانه -  مبارزه مشترک حق طلبانه 
راه پیروزی مردمان ما در منطقه است.

---------

*رخداده های تلخ آذربایجان غربی

http://www.iranglobal.info/node/18937

منبع: 
ویژه ایران گلوبال
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوروز ارمنستان حتی یک وجب از خاک اذربایجان را هم نمیتونست بگیر این روسها و فارسها هستن که قره باغ رو اشغال کردن شماها کوچکتر از ان هستین که با دو تا کلاشینکف زنگ زده بخوان قلب اذربایجان یعنی اورمیه رو بگیرین و نسل کشی کنین یعنی به گور میبرین این ارزوتونوامیدوارم هیچ وقت در دام فارسهای شونیست نیوفتین در غیر این صورت در اینده ای نزدیک باید کل اذربایجان غربی رو تخلیه کنید و پا به فرار بذارین اینجا عراق و کرکوک نیست اینجا نزدیک به 35 میلیون اذربایجانی زندگی میکنه یکم معقول باشین وگرنه خیلی گرون تموم میشه واستون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همینکه شما رفراندوم و رای ملت را ترور می دانید خود نعمتی است که ملت کورد اینچنین دشمنانی دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهتره جوجه تروريستها اظهار نظر نكنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارمنستان درس جالبی به علیف داد. " تا می توانید صحبت کنید ما عمل می نماییم"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ضمنا ما از سرزمين هاي ترك كركوك هم نخواهيم گذشت و قطعا اين را خواهند فهميد كه غرب آزربايجان اين نيست كه الان در مرزهاي آزربايجان غرب مي بينيد بلكه سرزمين غرب آزربايجان تا كركوك هم هست آينده ثابت خواهد كرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"""" عشق من به نقاشیهای رنگارنگ ( نقشه‌های رنگارنگ ) مثل عشق من به تفنگ‌های ریز و درشت است""" عزیزان می‌بینید که بعضی‌‌ها هنوز به ییلاق و قشلاق می‌‌روند، مقصدشان را نیز به جای سنندج، اورمیه انتخاب کرده اند، فعالان آزربایجانی باید ببینند که آیا هنوز مرز‌های آزربایجان با کردستان زمان پیشه وری اعتبار دارد یا نه، بدون شک این عاشقان ییلاق و قشلاق مدهوش باغ‌های انگور و سیب اورمیه نشده اند و همه میدانیم چه مقاصدی دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yenilik:
کارل مارکس آذربایجان و مفسر سیاسی، اکونومیک و ژئواستراتژیک ترکستان!
دیر زمانی است که‌ کامنتهایت را میخوانم و نشخوارهای میدیاهای ترکی را در مورد کردهای ترکیه‌ بخصوص و در مورد کردها در کل تعقیب میکنم.
قبل از هر چیز خدمت شما و دیگر ...ناسیونالیست تورکها عرض کنم که‌ این " جوجه‌لر" دیگر آن جوجه‌های نیستند که‌ در ایران زمانی آنها را " مرزدان غیور"، در عراق "حرص قومی" و در تورکیه‌ " ملیس" بنامند که‌ در زمستان آنها را به‌ لانه‌ بفرستند و اگر لازم باشد آنها را جوجه‌کباب بکنند!.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" شگرد معلم تیز هوش ترک کلاس‌های عربی‌ دوره دبیرستان مدارس اورمیه """ یکی‌ از دوستانم که بچه اورمیه است تعریف میکرد که از دست معلم کلاس عربی‌ کلافه شده بود چونکه مدام از دانش آموزان کرد کلاس می‌خواست تا مطالب کتاب عربی‌ را بخوانند، این در حالی‌ بود که از ۳۹ دانش آموز کلاس فقط ۷ نفرشان دانش آموز کرد بودند، بالاخره صبرش لبریز می‌‌شود و از این معلم می‌‌پرسد چرا از ما نمیخواهی تا دروس عربی‌ را در کلاس برای همه بخونیم؟ این معلم جواب میدهد، دانش آموزان کرد، عربی‌ را بسیار سلیس و روان میخوانند چونکه کرد‌های عراقی هستند، میخوام این مطلب را بدانید که اینها از عراق به ارومیه آمده اند. دوستم میگفت چنان تحت تاثیر ذکاوت این معلم قرار گرفتم که دست اوو را بوسیدم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توضیحی پیرامون کامنت جناب مامه‌ند، ئاشه‌وان """ از افاضات ایشون یکیش نیز این بود که جوجه‌ها را آخر پاییز میشمارند """ ایشون فراموش کردند که در زمستان نیز جوجه‌ها را به لانه می‌‌فرستند تا در سرمای زمستان تلف نشوند. اگر لازم شد سر جوجه‌ها را می‌‌بررند تا جوجه کبابی میل بفرمایند. "" دوست ژورنالیستی تعریف میکرد در سفر آفریقا "" بچه‌های سربازی "" را دیده بود که نمیتوانند می‌بخشید کونشان را پاک کنند ولی‌ اسلحه بر داشته اند و آدم می‌‌کشند، خیلی‌ عاشق دیوار گوشتی شدن هستند. اصلا به فکر اقتصاد نیستند چونکه اقتصاد "" فکر کردن میخواد، خلاقیت میخواد، کار آفرین میخواد، تکنولوژی و ابزار میخواد، درک بازار میخواد، فهم روابط نیروی کار و سرمایه میخواد و ....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در قسمت دوم مقاله مسایل مطرح شده از سوی دوستان- در رابطه با متن- مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و به پرسشها نیز پاسخ خواهم داد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت سوم """ درک فرصت‌ها """ ملتی که بازوی نظامی آن، از بازوی اقتصادیش نیرومندتر باشد، محکوم به شکست است، مگر اینکه این کمبود را با قرار گرفتن در کنار "" قطب‌های قدرتمند اقتصادی منطقه که در سمت درست تحولات قرار گرفته اند، جبران کند """ ملت شریف کردستان مخالف هر گونه عملیات تروریستی است، به همین دلیل پ ک ک هیچ جایگاهی‌ در بین مردم کردستان ندارد، پرسش تاریخی ملت کرد : """ چرا حماس با درک شرایط دنیا و منطقه سوریه را ترک می‌کند و در واقع به اسد پشت می‌‌کند ولی‌ در همان زمان پ ک ک در کنار رژیم آدم خوار ایران و اسد قرار می‌گیرد؟ آیا این اشتباه تاریخی در آذربایجان غربی و اورمیه نیز در حال تکرار است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز یئنلیک:
ئوز سیاسی تفسیرلریننن دلخوش اول، بیز کوردلره‌ دا " الله‌ کریم" دیر!.
سیز ددیگیز گیبی: " جوجه‌لاری پاییزدا سایاللار"!. « با تفسیر های خودتان دلخوش باشید، برای ما کردها خدا کریم است. به قول شما جوجه را آخر پاییز میشمارند.ترجمه از - ایران گلوبال»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت دوم "" نگاهی‌ به تحولات منطقه و دنیای کرد """ در کنفرانسی که در دوحه با شرکت مخالفان رژیم اسد برگزار شده بود، "" صالح مسلمان "" رهبر حزب دمکرات کردستان سوریه دعوت نشده بود، ائتلاف ملی‌ سوریه "" با رهبری یک روحانی "" میانه رو "" ال خطیب "" تشکیل شد که بیدرنگ توسط همه کشور‌های دنیا به رسمیت شناخته شد، """ شرایط جدید """ فقط رژیم ایران و حزب اتحاد دمکراتیک از کردستان سوریه این ائتلاف ملی‌ را به رسمیت نشناخته.حزب اتحاد دمکراتیک که خیلی‌ به "" پ ک ک "" نزدیک است در روز دوشنبه با ارتش آزادیبخش سوریه در شهر ال عین درگیر شدند و پ ک ک ۱۴ کشته داد. """ کسانی‌ که قصد رسیدن به دریا و آبهای آزاد را داشتند بزودی خود را در محاصره دریای مشکلات خواهند یافت "". مالکی به نیروهای خود فرمان داده آماده حمله به کردستان عراق شوند و کردستان عراق هر لحظه امکان وارد شدن به جنگ داخلی‌ را دارد. فراموش نکنید "

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به دلیل قحطی تحلیل، ناچار به توضیح پاره‌ای مسائل پیرامون "" مساله کرد، ترک آزربایجانی در آزربایجان غربی هستم """ ۱- دولت مرکزی ایران تصمیم می‌گیرد خط لولهٔ گازی را از جنوب ایران به عراق، سوریه تا سواحل دریاای مدیترانه بسازد، بدلیل سابقهٔ طولانی "" انفجار این لوله‌ها "" توسط تروریست‌ها سعی‌ می‌کند کرد‌ها را از جنوب غرب یا غرب مرکزی به شمال غربی انتقال دهد که این سیاست به تراکم کرد‌ها در ارومیه و آذربایجان غربی خواهد انجامید، همزمان رژیم ایران مالکی عراق را مجهز می‌کند تا به کوردستان عراق حمله کند.۲- """ احتمال دوم """ رژیم ایران به این نتیجه می‌رسد که ایجاد خط لوله گاز از طریق جنوب ایران، عراق، سوریه تا درایی مدیترانه اشکال کلان امنیتی دارد و تنها راه امن در آینده نزدیک و دور برای ارتباط ایران با دنیای خارج شمال غرب ایران یا آزربایجان غربی است که "" هیچوقت کار تروریستی از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نیازی به جنگ و خونریزی نیست یک رفراندوم تحت نظر سازمان ملل سرنوشت ارومیه را مشخص خواهد نمود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جمال ابتدا خواستم چند نکته در مورد کامنت شما ذکر کنم: چنگیز و هلاکو یک جنابتکار تورک نبودند چون در اصل تورک نبودند! در این خصوص بیشتر مطالعه کن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بدبختانه هیچ یک از دوستان بزرگواری که در این بخش یادداشت هائی را نوشتند حتی یک بار نیز از دژخیمان دانه درشت رژیم ولایت فقیه در آذربایجان غربی که هزاران تن از دشمنان رژیم را کشته و شکنجه کرده اند و پس از دزدی هائی با ارقام نجومی و باور نکردنی زندگی شاهانه ای دارند یاد نکردند! ********* کارنامه ( صادق محصولی ) دژخیم خونخوار و دزد میلیاردر رژیم ولایت فقیه *********
http://eshtrak.wordpress.com/2012/11/10/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82-%d9%85%d8%ad%d8%b5%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%af%da%98%d8%ae%db%8c%d9%85-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%af/
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان از مبارزات فدائیان اورمیه در بعد از انقلاب بهمن 57 صحبت کردند. در این رابطه توجه شما را به مطالب زیر جلب میکنم: « گروه ارومیه» زندانیان سیاسی بودند که درتابستان سال 1351 در ارومیه به اتهام تدارک برای قیام مسلحانه علیه شاه دستگیر شده بودند. 22 نفر- توضیح جامع را در مقاله عمل خاص منطق ناقص - در آرشیو مقالاتم میتوانید بخوانید. پاراگرافی هم مربوط به ستاد فدائیان میشود که در زیر آمده است. و پاراگرافی دیگر هم از کامنت خود در رابطه با ویران کردن ستاد فداییان اینجا نقل شده است. که تاریخش همان شهریور 58 گفته آقای بهنام گرامی ست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سخن ماشاالله سلیمی در کنفرانس پراک : « دوستان عزیز!
امروز نقار ملی و کینه‌ از همدیگر به‌ چنان حدی از رشد رسیده‌ که‌ کار را به‌ ژن شناسی کشانده‌ است. یکی سعی میکند ترک نبودن آذربایجانیها را اثبات کند، آن دیگری ایرانی نبودن خویش را.
ادامه‌ این وضعیت میتواند در شرایط بحرانی تبدیل به‌ یک فاجعه‌ بزرگی شود. بر ما است که‌ با درک مسئولیت تاریخی خویش به‌ راه‌ حل مناسبی بیاندیشیم...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بزرگ کردن مسئله اختلاف میان تورکها و کوردها در آذربایجان غربی کمی غیر عادی به نظر می رسد! بنده از چپ های عزیز آذربایجانی و غیر آذربایجانی از جمله جناب ائلیار درخواست دارم که همین مسئله را با حفظ جزئیات برای استان گیلان، شهرهای ترک نشین استان کردستان(بیجار، قروه) ، استان همدان، قزوین، اراک و از همه مهمتر برای استانهای تهران و البرز( کرج) هم مطرح کنند.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم افشار گرامی! من هم با شما موافقم که طرح این مسائل مربوط به مقاله دوست گرامیم آ. ائلیار نیست ولی در نظر داشته باشید که این مساله را خود شما مطرح کرده اید. البته به نظر من طرح گذشته ها، در جای خود و نه به هر بهانه ای، به شرط اینکه اطلاع رسانی درستی انجام گیرد، می تواند به ما کمک کند تا با درس گیری از آنها راه بهتر و درستتری به آینده را در پیش گیریم. مثلا وقتی حملات و درگیریهای آن زمان را می نویسیم، باید روشن کنیم که این درگیریها هیچ ربطی به جنگ و درگیری بین "ترکها" و "کردها" نداشته و مربوط می شد به درگیری گروهها و مردم کردستان با حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب حقوق حقه خود. من شخصا در طول زندگی خود، هیچ درگیری ای در اورمیه، چه بین "ترکها" با "کردها" و یا "ارمنی ها" و "آسوریها" و "یهودیان" و غیره ندیده ام و مردم این دیار همیشه در صلح و صفا زندگی می کرده اند و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاي اژدر بهنام گرامي . صرف نظر از اظهارات شما و اينكه موضوع نوشته آقاي ائليار هيچ ارتباطي به اين مسايل نداشته و قبول مي كنم كه برخي از دوستان موجب شد تا اينجانب به انتشار بي مورد اين نوع مسايل شوم كه به نظر من هم باز كردن پرونده هاي كهنه در همچين مواردي كه آقاي ائليار نوشته بودند داشته باشد و متاسفانه بعداز نوشتن آخرين كامنت كه مي خواستم حذف كنم اما مقدور نشد به هر حال اگر مطرح نمودن چنين خاطراتي موجب اختلافات نه حل مشكل گردد به جزء نبش قبر و همان بنزيني كه حكومت مي خواد در منطقه بپاشد ثمر بيشتري نخواهد داشت . با ارزوي موفقيت
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم افشار گرامی! اطلاعات شما نادرست است. دفتر سازمان فدائیان خلق ایران در اورمیه در شهریور ماه 1358 توسط حسنی و حزب اللهی ها ویران شد. کسانی مثل یوسف زاده و قلیزاده نیز نه ربطی به چپها و سازمان فداییان خلق ایران داشتند و نه ربطی به سازمان مجاهدین خلق. آنها از همان اول که سپاه پاسداران تشکیل شد، در سپاه بودند و به گروه دیگری تعلق داشتند. البته در مورد قلیزاده دقیقا یادم نیست که به کدام سازمان تعلق داشت ولی یوسف زاده را می دانم. درگیری زمستان 1360 را هم که شما نوشته اید، اینطور نبوده و در این سال چنین درگیری ای در اورمیه نبود. البته درگیریهای بعدی وجود داشتند. در مورد حمله "آرا" هم که حیدر اورمولوی گرامی نوشته بودند، درست است. بر خلاف آنچه که شما نوشته اید رحیم یعلبی هیچ نقشی در این درگیری نداشت و در آن روزها اصلا در اورمیه نبود. امیدوارم بتوانم در آینده، خاطراتم را از آن زمان،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاي ائليار دقيقا همين بحث است كه متاسفانه در كليه نوشتجات در باره مسئله آزربايجان خصوصا در باره غرب آزربايجان چند نفري با هوچي گري و طفره رفتن از اصل موضوع و پاك كردن صورت مسئله و مطرح نمودن موضوع ديگري كه اصل موضوع فراموش شود علي ايحال ببينيد اين مسئله همانطور كه شما فرموديد مي تواند و متاسفانه تا حدودي هم توانسته است آب در هاوانگ جمهوري اسلامي بريزد . اما خيلي به راحتي وقتي گروه هاي درون اكراد به توافق مي رسند مي توانند همين توافقات را با رهبران جنبش حركت ملي آزربايجان در باره همين اراضي داشته باشند كه نه تنها
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از دوستان عزیز خواهش میکنم در مورد « مشکلات و مسایل » منطقه که به نظرشان میرسند « راه حل» ارائه دهند. یکدیگر را محکوم نکنید. مشکل را بگویید و راه حل نشان دهید. چه مشکلی هست ؟راه حلش چیست؟ تاریخ را هم به تاریخ نویسان محول کنید. مسایل امروز را بگویید.چه راهی در مورد مسایل در پیش بگیریم درست است؟ از سوی دیگر اشکالات مقاله در کجاهاست؟ و پیشنهاد شما چیست؟ نکات قوت مقاله در کجاهاست که شما با آنها موافق هستید؟ مسئله مهم اینست راه حل مناطق دو یا چند ملیتی چییست؟ به ویژه برای آذربایجان غربی که ملیتهای ترک-کرد- ارمنی- یهودی- آسوری- زرتشتی و غیره وجود دارند چیست؟ البته منظور راه حل تئوریک است و در نظام غیر متمرکز آینده.راه حل شما چیست؟ نظرتان در نظام غیر متمرکز آینده - به فرض که در ایران بر قرار شود- با این نظر تئوریک چیست که بگوییم:خیلی روشن است مگر نمیگوییم :« اداره هر منطقه توسط مردم همان منطقه»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي حيدر خان اورمولو اتفاقا همين نوشته شما ثابت مي كند كه سن شما براي اين ماجرا قد نمي دهد چون بعداز سال 1362 بود كه دفتر همه گروه هاي چپ در اروميه بسته شد و خيل عظيمي از انان به فرمانده هان سپاه و قوه قضائيه پيوستن مانند آقاي عليرضا قليزاده ، مهدي يوسف زاده از افراد سرشناس مجاهدين خلق ايران در سپاه و دادستاني انقلاب اروميه شدن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي جمال به گمان خودتان شما طفره نمي رويد شما در اين مدت در تمامي نوشته هاي من هرگز اين سوالات را جواب نداده ايد به صورت شفاف بفرماييد 1- رهبر شما آقاي نيچيروان بارزاني چند هفته پيش در كاخ رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد در باره چه مذاكراتي حرف مي زدند بدون حضور نماينده رسمي دولت عراق ؟ 2- رهبر شما در پ ك ك كه صراحتا به گزارشگر بي بي سي مي گويد ارتباط مستقيم با جمهوري اسلامي داريم اين ارتباطات در چه زميته است؟ 3- آقاي سردار سليماني فرمانده سپاه قدس ( فرمانده نيروهاي چريكي ) قبل از سفر آقاي نيچيروان بارزاني در اربيل چكار مي كردند ؟
تا من هم پاسخ سوالات بي سرو ته شما را در باره مظلوميت اكراد كه مي فرماييد بدهم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ضمن من یادم می آید که همین آقای اژدر بهنام هم که الان جزو گردانندگان ایران گلوبال است در همان زمان در ستاد فدائیان بود و می توان در این مورد از او پرسید. حتما اطلاعاتش بیشتر از من که آن موقع هوادار آن سازمان بودم و از شما که احتمالا در آن موقع هنوز متولد نشده بودید (با توجه به عکستان) بیشتر است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم افشار، اولا در سال 1360 دیگر مقر دفتر فدائیان بسته شده بود و وجود نداشت(توسط ملا حسنی و عواملش آتش زده شده بود). ثانیا من نمی دانم که فرمانده شان کی بود. ثالثا مطلب اصلی که شما ترجیح دادید که از آن طفره بروید حمله کردها به اورمیه در زمستان 1360 و درگیری سه روزه در خیابان دانشکده بود که واقعیت ندارد و من که ساکن همان خیابان بودم شاهد آن نبودم و این درگیری را ندیدم و صدایش را هم نشنیدم و اولین بار از شما می شنوم.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جمال گرامی، کامنت شما منتشر شد. و در زیر مقاله مربوطه قرار گرفت. به پرسشهای همه دوستان پاسخ خواهم داد. از دوستان علاقمند به نظر نویسی در مورد این نوشته خواهش میکنم کامنت خود را در زیر همین مقاله درج کنند و نه در صفحه شما.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا ما یک سوأل از آقای آ.ائلیار داریم چرا کامنت من را در مورد نوشته‌ی خودش منتشر نمیکند که‌ در کمال ادب و احترام نوشته‌ شده‌ ؟؟ در مورد نوشته‌ی ایشان ملاحضات ارضی در آذربایجان غربی«آقای آ،ائلیار شما نوشته‌ای در مورد این به‌ اصطلاح آذربایجان غربی نوشتید پیشنهاد میکنم یک بار دیگر نوشته‌ی خودتان را بدقت بخوانید چون در لا بلای تمام نوشتتان که‌ به‌ ظاهر بی طرفانه‌ نوشته‌ شده‌ ولی تفکر ترک گرائی و حذف اتراک از خشونتهای دوران اول جنگ جهانی و قبل و بعد از آن میباشید شما در کل نوشته‌ی خود از جیلو لوق و کورد لوق میگوئید و اینکه‌ آنها کشتند و جنایت هیچ ابائی نداری من قبلأ نیز در یک کامنت بیان داشتم جایگاه این ترکها در خشونتها و این کشتارهای قبل و بعد جنگ اول جهانی و این که‌ تا کنون نیز ادامه‌ دارد در کجاست ؟؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاي آزاد ارومولو قطعا كه همينطور است كه مي فرماييد كه اگر هنوز دوستان و كساني كه هنوز تفكر جنبش جركت ملي آزربايجان را نشناخته است به صراحت مي گوييم كه تفكر پان ايرانيست دوران خفقان محمدرضا شاه پهلوي و اين رژيم ملاها كه يك دولت و يك ملت در اين جنبش و حركت مدني و دموكراسي نيست و صد البته متفقان خيل عظيمي از حتي مخالفين ما اصلاحات عظيم سيد جعفر پيشه وري و تقابل آن را در حقوق اقليت درون آزربايجان قائل بوده اند را در نظر گرفته است . اينكه اقليتهاي مختلفي در غرب آزربايجان هست كسي منكر آن نيست و فراتر از آن اگر قرار باشد حقوق اين اقليتها در دولت آينده آزربايجان در نظر گرفته نشود موفق نخواهد بود . در همين رابطه كه خيلي از دوستان كرد ما در اينجا به من مهر ناسيوناليست پان ترك مي زند و اشاره به صفحه فيس بوك بنده رفرنس مي دهند عرض كنم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تکلیف شهرهای با اکثریت ترک و اقلیت کرد آذربایجان غربی مشخص است. فقط لازم است که گروههای کردی دست از برنامه های بلندپروازانه خود بردارند و بدون آن که منطقه را به سمت جنگ ببرند مانند قاضی محمد به مذاکره با گروههای آذربایجانی بپردازند و مطمئن باشند که حقوق کردهای موجود در خاک آذربایجان جنوبی محفوظ خواهد بود چنانچه مرحوم پیشه وری برای کردهای غرب آذربایجان حقوقی از جمله تحصیل به زبان مادری در مدارس را در نظر گرفته بود. گروههای کردی که شهر اورمیه، را در داخل نقشه های خود می گنجانند باید بدانند که دومین شهر بزرگ آذربایجان جنوبی که در چند سال گذشته به یکی از قطبهای حرکت ملی آذربایجان جنوبی تبدیل شده و در بعضی از موارد حتی از شهر تبریز هم جلو زده است از مجموع بزرگترین شهرهای کردستان ایران ( سنندج+ مهاباد) هم بزرگتر است پس بهتر است که به فکر حقوق اقلیت کرد در چارچوب آذربایجان جنوبی باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احتمالا جناب آقاي حيدرخان ارومولو كه مي فرماييد دفاع جانانه چريك فدايي خلق انجام شد چون مقر دفترشان هم دقيقا خانه اي كه اول خيابان دانشكده و الان شده بانك توسعه صادرات روبروي كنسولگري تركيه بود مي فرمائييد ؟ و حتما هم مي خواهيد بفرماييد كه فرمانده اين گروه كه جانانه مبارزه كردن آقاي رحيم يلعبي بوده درسته ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاي حيدر خان ارومولو اين حادثه ديگر حادثه جيلولوق و كردلوق نيست كه از اصل ماجرا را كتمان كنيد اين حادثه را بنده هم حضور فيزيكي داشته ام شما كه بچه محل آن طرف خيابان دانشكده هستيد عرض كنم كه ما كه اين ور خيابان كه الان كو4 و كو6 به آن مي گويند مي داني كه همه اين خانه ها ديوار حياط آنها به زمينهاي آقاي افشارجو كه بعد انقلاب تقديم سپاه كرده بود و عرض كنم كه از سر كوچه ( انتهاي كوي 6) خانه آقاي سرهنگ تقي زاده ( رييس پليس آگاهي وقت ) خانه آقاي خزاني منزل آقاي دميرچي و آقاي (اسمش الان يادم نيست ) فرش فروشي در تيمچه اروميه و روبروي خانه ايشان منزل قديمي آقاي افشارجو كه به سازمان حفاظت محيط زيست اجاره داده بود همه در اختيار اين افرادي كه جنابعالي ارتش آرا مي فرماييد ولي نمي دانم چرا لباس كردي تن كرده بودن و با تيربار از بالاي پشت بام اين افراد به سمت داخل سپاه تيراندازي مي شد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم لیدا افشار من نمی دانم که شما این داستان حمله کردها در زمستان 1360 را از کجا آورده ای. من هم اهل اورمیه هستم و نانه ما در آن زمان یعنی زمستان 1360 در محله سومون آباد بود که چند صد متر با سپاه پاسداران فاصله نداشت. حالا چرا من صدای این درگیریها را نشنیدم؟ اینکه درگیری بین سپاه پاسداران و حزب دمکرات و کومله در اطراف همیشه بود، درست است و حتا یک بار درگیری به شهر هم کشیده شد ولی در زمستان 1360 چنین درگیری وجود نداشت. شاید آنچه که شما حرفش را می زنید حمله «آرا» (ارتش رهابیی بخش ایران به فرماندهی تیمسار اویسی) در بهار 1360 باشد که با دفاع جانانه کمونیستهای فدایی اکثریت و بعد هم با رسیدن سپاه و بعد از آن ملاحسنی و کمیته دفع شد و از دانشگاه به این طرف هم نیامد. جالب اینجاست که اکثریتیها که می گفتند سلاحها را تحویل داده اند ولی در حقیقت مقدار زیادی را نگه داشت بودند و در همانجا بکار بردند و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاي آ.ائلیار با تشكر از بيانات جناب عالي چند موضوع هم بنده اضافه نمايم كه اولا موضوع ناسيوناليست در فارسي زبانان يا بهتر بگويم پان فارسيست را متاسفانه همه دوستاني كه حتي در اين سايت در مورد زبان و نژاد آريايي سخن چنان زبان مي آورند كه گويي دنيا زماني فقط پر بوده است از نژاد آريايي دوما در اين كلمه اينكه كسي بگويد من ترك هستم پس نتيجه مي گيريم ايشان يك پان ترك است به نظر بي انصافي محض است چرا كه پس چه بگويد بگگويد بنده آريايي هستم و ترك زبان؟ در حالي كه خودتان بهتر مي دانيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارومیه یک شهر ترک نشین بوده و مردم کرد هم اطراف شهر و روستاهای همجوار ارومیه زندگی کرده اند اما با مهاجرت و آوارگی در جنگ ایران عراق و نیز گسترش شهر نشینی و مهاجرت کردها به شهر ارومیه این ترکیب تا حدی دستخوش تغییر گردیده . اما اساسا هم اینک می توان با یک رفراندوم و آمار گیری براحتی متوجه گردید که جمعیت ترک زبان ارومیه بسیار بیشتر از کرد زبان است و تقریبا هم اینک بیش از 73 درصد از جمعیت شهر را ترکزبانان تشکیل میدهند لذا دوستان چرا به جای یک آمارگیری واقعی بدنبال آن هستند که ارومیه متعلق به کردهاست یا کرده. ؟! در هر شهر یا روستا یا منطقه که ترک ها در آن اکثریت هستند و در آن مناطق سکونت دارند متعلق به آن ملت است و بر عکس . اما اقلیت ساکن کرد هم بایستی حقوق مدنی خود را در میان اکثریت می توانند داشته باشند. لذا نخست آمار واقعی ساکنان ارومیه را بایست در آورد بعد به حل منصفانه و دوستانه.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی ممنون از توضیح شما . واژه اصلاح شد.* عزیز agrin kaya در صورت امکان لطفا نظر خود را در مورد کوردلوق- اسماعیل آقا سیمیقو- بنویسید. در متن قید شده که در حرکات او انسانهای بیگناه کشته شده اند. آیا این مسئله را صحیح نمیدانید؟ یا موضوع آرمان ناسیونالیستی را؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از مطلب شما - شهر ارومیه نماد برادری دو ملت کردستان و آذربایجان است و باید به نماد همزیستی مسالمت آمیز کردها و ترک ها تبدیل شود.
ولی در مورد قضیه کوردولوق با شما موافق نیستیم.!!!!

یک کردستانی از ارومیه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار با سلام،
گذشته از محتوی نوشته تان که با قسمتی از آن موافق و با قسمتی دیگرش مخالفم، لطفا در مقام یک انسان فرهیخته که با نژادپرستی مخالف است، کلمه "جهود" را در باره هم میهنان و غیر هم میهنان یهودی بکار نبرید. "جهود" یک کلمه تحقیرآمیز برای خرد کردن شخصیت یهودیان است. به نظر من اگر منظور تعلق قومی این عزیزان است، باید کلمه "یهودی" را بکار برد و اگر منظور تعلق دینی است، "کلیمی" را.
در باره پیشه وری هم قبلا با هم بحث کوتاهی کرده ایم، هم علت پیروزی (1324) و هم علت شکست (1325)ایشان تنها و تنها بدلیل سرسپردگی تمام عیار او و فرقه به شورویها و شخص باقراوف بود. بدون اعمال نفوذ آنها نه حکومت فرقه پا می گرفت و نه آبی از آب تکان می خورد. همانطور که دیدیم با قطع حمایت شوروی فرقه قبل از رسیدن ارتش ایران به تبریز سقوط کرد و رهبرانش فراری شدند. یعنی استالین و باقراوف با آنها حتی اجازه شلیک