نامه سرگشاده از یک جوان ایرانی به شاهزاده رضا پهلوی

اواسط سال 1386 ،زمانی که شاهزاده رضا پهلوی در صدای آمریکا گفتند که می خواهند پرچمدار راه آزادی ایران شوند.من و چند تن از همرزمان دلیرم در شیراز و تهران ،شبنامه هایی در این دو شهر پخش کردیم(http://www.youtube.com/watch?v=W5OIApWRDK4).واین حرکت خیلی در ایران وبین رسانه های اپوزیسیون صدا کرد.و شاید از آن زمان بود که شاهزاده بیشتر مطرح و حرف های ایشان مانند "من تا زمانی که هممینهانم را آزاد نبینم لحظه ای آرام نمی شینم.و این تعهد وجدانی را به خودم می دهم و بیش از این منتظر نخواهم بود معجزه ای شکل بگیرد و به سهم خودم کوشا خواهم بود." امید تازه ای به جوانان ایران می داد. شاهزاده عزیزم من (آرمان چاروستایی-خستگی ناپذیر)به عنوان یک جمهوری خواه چرا طرفدار شما شده و هستم و خطر را به جان می خریدم تا حرف ها و پیام هایتان را در داخل میهن به گوش جوانان برسانم؟ چون عملکرد و حرف های شما بسیار به آنچه که من و هم نسلان من می اندیشند نزدیک بوده است.در طی سال های گذشته بنده افتخار جلسات خصوصی و عمومی را با شخص شما داشته ام و حتی چندین بار وسیله ای شدیم تا شما در جلسات چند صد نفری در اتاق های اینترنتی به بچه های داخل میهن متصل نماییم.و در این بین فروتنی شما و انعطاف پذیری تان در مقابل خواسته های ما از داخل کشور بسیار برایم قابل تقدیر بوده است. بعد از گذشت دو سال از آن مصاحبه در صدای آمریکا ،مواضع شما در جنبش سبز با عث محبوبیت شما گردید.در سال گذشته با شکایت از خامنه ای و خبر تلاش برای شورای ملی ،شما بیش از همیشه در جامعه بین المللی و بین مردم داخل و خارج ،مطرح و موجب امید همه ما برای همبستگی اپوزیسیون بعد از 33 سال شدید. اما افسوس که بعد از گذشت تقریبا یک سال از خبر تلاش شما برای ایجاد شورای ملی ،عملا مردم چیز قابل ملموسی نمی بینند و حتی اختلافات تازه ای را در بین نیروهای همفکر مشاهده می نمایند. شاهزاده من و خیلی از جوانان فکر می کردیم این بار طبق صحبت هایی که سال های پیش در اتاق های اینترنتی میکردیم و شما با سناریوی نوشته شده -از چگونگی رفتن حکومت و دوران گذار که چند ماه بعد از فروپاشی رفراندوم و تعیین مجلس موسسان و بعد انتخابات قانون اساسی خواهد بود- به صحنه خواهید آمد و شورا را بر این اساس راه اندازی خواهید کرد. اما می بینم که نتنها آن جسارتی که ما از شما می خواستیم را ندارید بلکه هم می خواهید در صحنه باشید و هم می خواهید مسولیت قبول نکنید و در مصاحبه های اخیرتان مرتب می گویید" سوال دارید بروید از کمیته موقت بپرسید!من یک شخص هستم و مسولیتی ندارم!هر کس دلش برای آزادی ایران می تپد برود و منشور را امضا کند!" شاهزاده ما به شما به عنوان یک برگ برنده همیشه نگاه می کردیم و می کنیم که این برگ شاید آخرین برگ اپوزیسیون برانداز باشد و شما نباید از دست بروید ولی این روندی که در راه است ،نوید از بین رفتن این برگ را می دهد. شما باعث ایست اپوزیسیون شده اید!همه، نگاه هایشان به شماست ،نگاهشان به این شوراست که ببیند چه موقع به زمین خواهد خورد و یا اینکه ببینند شما کاری خواهید کرد یا خیر.و شما هم که فقط می گویید بیایید از این منشور و شورا حمایت نمایید و جالب است که اکثریت نیروهای و احزاب سرشناس اپوزیسیون نیامده اند و به نوعی به درخواست شما پاسخ نداده اند. اما شاهزاده تا کی؟چند ماه دیگر باید صبر کنیم تا دیگر نیروها را ببینم که به این شورا می پیوندند یا خیر؟چند ستار بهشتی و جمیل سوئدی دیگر باید بدهیم؟؟؟ آیا این عملکرد ما در راستای سناریوی اصلاح طلبان برای "به تاخیر انداختن اعتراضات و اعتصابات تا پایان سال 1391 "نیست؟که اسفند ماه اصلاح طلبان برای انتخابات با شعار انتخابات آزاد و برداشتن نظارت استصوابی شورای نگهبان و بهبود وضع اقتصادی و برداشتن تحریم ها ، به صحنه بیایند و مردم که الترناتیو دیگری نمی بینند و تحت فشارهای اقتصادی و امنیتی هستند برای بهبود زندگی خود به پای صندوق ها بروند؟ شاهزاده محبوبیت خود را دارید از دست می دهید!باید تا دیر نشده برای آزادی میهن با شجاعت همچون شاپور بختیار به صحنه بیایید و ترس را کنار بگذارید.مطمئن باشید ما جوانان تا پای جان با شما خواهیم بود. به نظر من در حال حاضر دو راه برای رسیدن به شورای ملی وجود دارد در پیش روی شماست: راه حل اول-اینکه شاهزاده عزیز مانیفستی (می تواند پیشنهادی هم باشد)را به اپوزیسیون بدهید و از همه اپوزیسیون بخواهد که نیروها و امکانات خود را در اختیار آن شما قرار دهند.(به عنوان عامل همبستگی و تشکیل شورا شوید به صورت مستقمیم) مانیفست شامل موارد زیر خواهد بود : 1-اصول بنیادی بر سر 4-5 اصل(سکولاریسم-تمامیت ارزی ایران-رفراندوم برای نوع حکومت بعد از سرنگونی-مشارکت مستقیم ایرانیان مناطق مختلف ایران در امور اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی خود-پشتیبانی از اعلامیه حقوق بشر) 2-تشکیل چند کار گروه (رسانه-مالی-سیاسی-نافرمانی مدنی و....) 3-شورای ریاست دوران گذار(متشکل از نمایندگان احزاب و سازمان ها می باشد که پس از سرنگونی نیروهای داخل کشور نیز به این شورا می پیوندند و مدیریت دوران گذار را به عهده می گیرند) 4-زمان بندی و مدیریت دوران گذار(9 ماه بعد از سرنگونی رفراندوم برای نوع حکومت---6ماه پس از رفراندوم انتخابات برای تشکيل مجلس موسسان---6ماه پس از انتخاب مجلس موسسان، انتخابات برای تصويب قانون اساسی مصوبِ مجلس موسسان) *شاهزاده فقط نقش مستقیم ایجاد وحدت ملی و تشکیل شورای ملی را بر عهد دارد و اعطای قدرت به ایشان بستگی به رای مردم و رفراندوم دارد. راه حل دوم-اینکه شاهزاده از همه سازمان ها و احزاب و شوراهای تشکیل شده بخواهید هر کدام یک یا دو نماینده بفرستند در جایی بی طرف (به نام شورای مرکزی یا سوپر شورا) و در آنجا فقط راجع به چگونگی رفتن جمهوری اسلامی و مدیریت دوران گذار بحث خواهد و این شوراها و احزاب، تمام امکانات و نیروی خود را در اختیار این شورا قرار خواهند و به نوعی همبستگی در عمل با یکدیگر خواهند داشت.که البته مواردی که در راه حل اول داده شد در آنجا مورد بررسی و بحث قرار خواهد گرفت و تفاوتش اینست که آنجا با حضور همه نمایندگان تصمیات و طرح پیش خواهد رفت و نه اینکه متعلق به فرد خاصی باشد. من ترجیح می دهم راه حل دوم صورت بگیرد اما بیش از هر چیز دیگری تاکید می کنم شاهزاده محبوبیت و شانس تاثیر گزاری در اپوزیسیون و آزادی ایران را دارید از دست می دهید.و اصلاح طلبان و جمهوری اسلامی بیش از هر کس دیگری از تلف شدن وقت برای ایجاد شورای ملی خوشحال هستند و سود می برند.پس تا دیر نشده و چیزی جزء افسوس برایمان باقی نمانده به صحنه بیایید و امید و اعتماد را به جامعه داخل کشور تزریق نمایید. شاهزاده الان شما شرایطی را دارید که شاپور بختیار داشت و ایشان ترس به خود راه نداد و با شجاعت و با اینکه می دانست ممکن است شکست بخورد وارد صحنه شد و به قول خودش احساس می کرد کوه دماوند روی شانه یش است .و امروز نام شاپور بختیار در تاریخ ما می درخشد و همه به عنوان قهرمان ملی از او یاد می کنند.شما نیز این شانس را دارید تا نام خود را در تاریخ به عنوان کسی که در شرایط بسیار حساس میهن که در خطر تجزیه،جنگ،و بیمه شدن جمهوری اسلامی برای چند سال دیگر توسط اصلاح طلبان است،اپوزیسیون را یک صدا نمایید و کشور را ازخطرات رهایی ببخشید. آرمان چاروستایی(خستگی ناپذیر) 30آبان 1391

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.