در شکـار روبـاه ...!

فعلأ قشر فرهنگی تحطانی نظام دارد حکومت می کند و آنها قسم خورده اند که دراین راه رکورد سلطنت شاه راکه فکرکنم 36و یا 37سال است بشکنندکه گویا دو سه سال دیگر بیشتر نمانده است بعد قـرار است اگر الله بخواد نوبت ماست که از قشر فرهنگی فوقانی نظامیم البته 100% با کُمـک میر حسین و سایـر دوستـان، ضـد انقلاب را سـر ِ کـار می گذاریم، با پوزش منظورم این ِکه سـرکـار می آییم و

نمی دانم پُشتِ یاجلویِ کامپیوتر نشسته بودم و در رویاهایی که به کابوس شبیه بود داشتم غرق می شدم که ناگهان صدای نخراشیده سردبیر روزنامهِ  "جنجالی و خیالی" را شنیدم که:

آی خبرنگـار همیشه بی خبـر! الان هم که از گوشه و کنار این جهـان هستـی خبـرهـای وحشتنـاک به گـوش می رسد تو بازهم داری پُشت میز کارت چُـرت می زنـی!؟

بنده خبرنگار معـروف و مشهـور به خصوص در کُـرات غیر زمینی، یکهو به خود آمدم و گفتم، خیر، شما اشتباه می کنید، بنده داشتم در رویاهای خودم دنبال خبـر می گشتم!

سردبیر:این همه خبر از زمین و آسمان پخش می شود بعدش تو در رویا دنبال خبـر می گردی!؟

گفتم آخهدر رویـا سعی می کنم خبرهای شیرین ببینم، ولی تو این گیتـی لامصب هر چه هست، قتل عام، بُمب، جنایت و خیانت است.

سردبیر:حالا نمی خواد احساسی بشی، بدو برو یک مصاحبه انجام بده!

گفتم، بـا کـی؟

سردبیر:ببخشید،یادم رفت که طبق معمول باید بگویم با کی مصاحبه بکُنی! درهرحال، بایکی از سران رژیـم!

گفتم، کدام رژیم؟

سردبیر:رژیم سوریه! خوب معلومه، منظور رژیم جمهوری اسلامی در ایران است.

گفتم، مطمئن هستی اول صبح چیزی بالا نداختی؟

سردبیر:نه خیر چیزی نخوردم، کشیدم! بعدش هم، مگر مصاحبه با یکی از سران رژیم چه اشکالی داره!؟

گفتم، اشکالی نداره، آنهـا اشکال دارند، خوب حالا با کـی مصاحبه بکُنم.

سردبیر: مثلأبا خـاتمـی!

گفتم، کُـدومشون، با احمد خاتمـی گـُراز وحشی، یا محمد خاتمـی روبـاه مکـار؟

سردبیر:لطفأ از کلمات مؤدبانه استفاده کُن، لحن ما با آنها باید فرق داشته باشد، پاشو بدو برو با جناب آقای محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاحات گپی بـزن!

گفتم، آخه، یک کمی فکر کُن، این روباه چطور با من ِ بقول خودشان ضـد انقلاب، مصاحبه می کند!؟

سردبیر: خوب دیگه، اینها جزء کلک های خبرنگاری است که توهم ناسلامتی شغل ات خبرنگاری است!

* * * * * * * * *

بعداز این جدل با جناب مدیر، بقول معروف دل به جنگل زدم و پی گیر شکار  ِ این روباه مکار شدم !

به هزار جور کلک و جون کندن بالاخره شماره تلفن رئیس به اصطلاح اصلاحات راپیدا کردم گوشیرا برداشتم شماره گرفتم،الو، الو، منزل ِ حجت الاسلام، خاتمی؟

زنـی جواب داد که به فرمائید، شما؟

گفتم، با حاج آقا کار داشتم! خانم جواب دادند، باید کمی صبـر کنید ایشان دست به آب رفتـه درضمن، صدای شما آشنـا نیست!؟

گفتم، حق دارید،من یک خبرنگارساده هستم که قرار است تا اطلاع ثانوی معروف بشم! راستی ببخشید این سئوال را از شما می کنم، آیا شما می توانید با یک مرد غریبه راحت گپ بزنید!؟

خانم جواب دادند، نه به راحتی نمی شود ولی از آنجائیکه بنده جزو قشر فوقانی این نظام ام ...،دراین لحظه صدای مردی را شنیدم که گویا خاتمی بود که می گفت ضعیفه، با کی حرف می زنی که خانم گفت، حاج آقا با شما کار دارند.

خاتمی: بسم اله، بفرمائید

گفتم، حاج آقا، با درودهای ...، ببخشید، السلام الیکم، بنده خبرنگاری هستم که مایلم با شما چند کلمه ای رد و بدل کنم!

خاتمی: علیکم السلام، از چه روزنامه ای هستی؟

گفتم، از دنیـای حیـوانـات!

خاتمی: تا حالا نشنیده بودم، تو تهرونی اید یا شهرستون؟

جواب دادم، هیچکدوم، خارج از کشور

خاتمی: چی! چطور با تویی که نمی شناسم مصاحبه کنم، اصلأ شماره تلفن مرا چطوری گیر آوردی؟

در جواب گفتم، آز سربازان گمنام آقـا!

خاتمی: آهان پس نخودی هستی، حالابگو ببینم اسمت چیه؟

جواب دادم، سید چـراغ علی

خاتمی: چه اسم دلبندی! واقعأ محشر است، خوب فامیلیت چیه؟

گفتم، طباطبایی زاده ِ 100% خالص

خاتمی: اینکه دیگه نور علا نور شد، خوب با این تفاصیل، با هات مصاحبه می کنم!

گفتم، خیلی هم ممنون، حاج آقا همانطور که برهمه واضح و مبرهن است یکی از حقه بازی های روباه ...  ببخشید شما بنا بر وظیفه ای که بر دوش داشتید به درستـی 8 سال به عُمر نظـام دلبندتان کُمک شـایـانـی کردید و الحق هم که در صحنـه بین المللی مانند هنرپیشه ای قهـار و حـرفـه ای خوب نقش ایفـا کردید ولی نمیدانم چرا این امپریالیستها جایزه اسکار راببخشید نوبل را بهت ندادند هرچند دراین راه دستمال بدستان ِ تـوده ای و اکثـریتـی، دوم خـردادی ها و مُـردادی ها برایت خیلی فعـالیـت کردند بهرحال، می خواستـم نظـر جناب عالی راجویا بشم که تا کی جمهوری اسلامی سـرکـاره !؟

خاتمی: ازلطف جنابعالی متشکرم بعدش هم همه جاکه مانندنظام عزیزجمهوری اسلامی ماعدالت را رعایت نمی کنند! اما سئوال شما که، تا کی مـا سرکاریم باید بگویم این به قـانـون طبیعت، ببخشید، خـدا دارد!

گفتم، یعنی دشمنان نظام قادر نیستند کار جمهوری اسلامی عزیز شما را یکسره کنند؟

خاتمی: صد در صد خیـر! این نظـام ابـدی است چراکه برای هردوره خود برای سرگرمی ضد انقلاب توپ های رنگارنگی داردکه به موقع تو میدون آنها می اندازد.

فعلأ قشر فرهنگی تحطانی نظام دارد حکومت می کند و آنها قسم خورده اند که دراین راه رکورد سلطنت شاه راکه فکرکنم 36و یا 37سال است بشکنندکه گویا دو سه سال دیگر بیشتر نمانده است بعد قـرار است اگر الله بخواد نوبت ماست که از قشر فرهنگی فوقانی نظامیم البته 100% با کُمـک میر حسین و سایـر دوستـان، ضـد انقلاب را سـر  ِ کـار می گذاریم، با پوزش منظورم این ِکه سـرکـار می آییم و هدف استراتژی ما هم در درجه اول با هر شیوه ای که شده، شکستن رکورد قشر تحطانی نظام است!

گفتم، یعنی شما هم قـرار است 37 و 38 سال بله !؟

خاتمی: وقتی آن قشر که بـدتـر از ماست می تواند، چرا ما نتوانیم؟

گفتم، فکر نمی کنید کار به آنجا نمی رسد و این ضد انقلاب سرنگون تان می کند!؟

خاتمی: با چی؟ حتمأ کنفرانس برلین، قیاس آباد، استکهلم، پـراک و یا ... هرچند این نکته مهم و کلیدی را فراموش نکن تاما درآنور جوی آب رفقا توده ای و اکثریتی و دوستان مرئی و نامرئی داریم خیالمان راحت است.

جواب دادم، اینطوری هم اینقدر ساده نبینید، همین کنفرانس ها در پروسه که خوشبختانه شاید به 20 سال هم نکشد می تواند کار دست شما بدهد!

خاتمی: والا تا آن موقع بنده و خیلی ها دیگر از این نظام عزیز، فوت کرده اند از این نظر مهم نیست من فکر کردم بزودی قرار است سرنگون بشیم!

گفتم،حاج آقا زیاد هم خوشبین نباشید مخالفین سرسخت شماها که فقط این "کنفرانس" ها نیستند شاید همین فردا صبح از خواب بیدار بشی ببینی نظام عزیزت کله و پا شده است!

خاتمی: خوشبختانه این کنفرانس ها از یک طرف برای ما بـد نیست چرا که آنها هم مثل مـا قـرار است فقط مـوهـای "آقـا" را اصلاح کنند! هرچند سر  ِ این موضوع هم بقـدری با هم اختـلاف های الکـی دارند که حـل کردنش کار هیچ کس نیست فقط یک "آدم" مانند امام راحل میتواند همه را دورهم جمع کند که خوشبختانه تاریخ دیگر تکرار نمی شود.

گفتم، منظورم این ِ که شاید شیوه های دیگری باشد!؟

خاتمی:البته آرزو برجوانان عیب نیست ولی خوشبختانه دراین بُرهه زمانی همه چیز بنفع جمهوری اسلامی است برای مثال اگر ضد انقلابی هم پیداشود و جـرئـت کند و به نظام عزیزمان حتـی روی کـاغـذ، بگوید: بالای چشم اش ابرو، با حملـه خیل عظیم دوستان خود ضد انقلاب روبرو می شود!

گفتم، حاج آقا من دوزاریم دیر می افتد می تونی توضیح بیشتری بدید؟

خاتمی: بچه جان،یعنی اینکه دیگر دوران مبارزات خشونت آمیز و از این قبیل شیوه ها! حتی درکلام، گذشته است البته برای ضد انقلاب در خارج و داخل! و گرنه این نوع شیوه های مبارزاتی علیه مـردم نـاراضـی ازطـرف نظام ما برای حفـظ بقـای مـا ضـروری است.

گفتم، من که نفهمیدم بالاخره مبارز خوشونت آمیز خوب است یا نه؟

خاتمی: تو هم مثل اینکه خیلی خبرنگار آماتوری هستی؟ آقا جان دیدی چند مـاه پیش وزیر امور خارجه عزیز ماجناب مهمانپرست که درخیابان های ایران ازتـرس و حشت نمی تواند قدم بزند ولی درعوض خیلی راحت در بین ضد انقلابیون، در نیویورک ِ امپریالیستها گردش می کرد! ناگهان چند تـا ازاین ضد انقلابی ها، او را فقط یک هُل کوچکی دادند،باورکنید اینقدرکه سایر ضد انقلابی ها در برون مرز در سایت و رادیو تلویزیون خودشان، علیه آن چند بدبخت ضد انقلاب تاختند روزنامه های نظام عزیز مان اینکار را نکردند!

گفتم، بله، بله حاج آقا، داشتید ادامه بدهید!

خاتمی: بله آقا جان، جمهوری اسلامی عزیز ما، چند جملاتی را خوشبختانه در بین این به اصطلاح مخالفین نظام ما نهـادینـه کرده است .

گفتم، چه کلماتی را؟

خاتمی: مثلأ همین جمله معروف جهانی:

"چه فرقی است بیـن شماهـا و رژیـم جمهـوری اسلامـی، شمـا همان کـاری را می کنید که رژیم می کند"

گفتم، یعنی چه؟

خاتمی: ای بابا، همه چیز را مثل اینکه بـایـد برایت توضیح بدهم، اقا جان برایت که مـاجـرای وزیر امور خارجه عزیزمان را درنیویورک گفتم، یعنی اینکه اگریک بدبخت ضدانقلاب حتی دست اش را بالا ببرد که شاید قصدش هم خاراندن سرش باشد، هنوز دستش بالا نرفته است با حملات شدیدسایر دوستانش، با آن جمله نهادینه شده روبرو می شود که:

پس چه فرقی است بین تو و رزیم جمهوری اسلامی"از این منظر، خوشبختانه هیچ کسی جـرئـت حرف زدن از خشونت و این قبیل را حتی، در روی کاغذ ندارد. 33 سال است که انتقاد میشه و این خیلی خوبه چرا که در این راه آدم رشد می کنه و الحمداله عُمر نظام و خودمون هم بیشتر میشه! انتقـاد از نظام عزیزم به سبـک مـؤدبـانـه کار بسیار نیکوست و این خودش یعنی "اتحاد و یا جلو بُـردن گـذار به دموکـراسـی"!

بقول امام کنونی، آقای خامنه ای دام برکاته، تا می توانید انتقاد کنید انتقاد چیز خوبی است، باعث رُشدتون می شه ! ناگفته نماند، تـا مسائل بسیار مُهـم اساسی و پیچیده برای مخالفیـن مـا در خارج از کشور وجـود دارد که به احتمال زیـاد آنهـا هم حسـاب شده نهـادینـه شده است، اصلأ بگذریم، داشتم می گفتم بنـده در این زمینه با آن دسته از ضـد انقـلاب موافقـم که تا بحث های سـرگـرم کننده ملوس راجع به شاه، مصدق، انقلاب، قیام، 28 مرداد، کودتـا، وجـود دارد چـرا بـایـد آنها نیـروی خود را بی خودی صرف مسئله حاشیه ای چون سرنگونی مـا بکُنـد!؟                                                   

شنبه 4 آذر 1391 - استکهلم

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.