استقلال آذربایجان خواست مردم یا چند گروه سیاسی؟

تلاش ما باید در جهت به رسمیت شناختن هم و پذیرش آنچه که هستیم و زندگی بدون تبعیض و ستم و با احترام به هم باشیم.من جدایی را به ضرر ملیونها مردم ایران و بخشِ خواستار جدایی می‌دانم و فکر می‌کنم که استفاده از این حق در وضعیت فعلی، مردم آن بخش را نه به سعادت و رفاه، بلکه به بدبختی و فقر و آشوب می‌کشاند و با توجه به عدم پختگی گفتمان جدایی و استقلال در ایران و عدم درکی روشن از آن و در نبود رژیمی دمکراتیک، تنها راه به جنگ و کشتار خواهد برد...

 در روزهای اخیر خبری منتشر شد با عنوانی بسیار مهیج: «آذربایجان جنوبی برای "رفراندوم استقلال" از سازمان ملل کمک خواست.» (منظور آذربایجان ایران است)

 با خواندن این خبر چنین به ذهن می‌رسد که مردم آذربایجان تا به حال جنبشی برای استقلال را  پیش برده‌اند و اکنون "این مردم" دست به دامان سازمان ملل شده‌اند.

ولی در ادامه خبر پی می‌بریم که تیتر خبر چیزی نیست جز یک پروپاگاندای سیاسی!:

«نیروهای سیاسی و تشکیلاتهای آزربایجان جنوبی در نامه ای از دبیر کل سازمان ملل درخواست برگزاری رفراندوم در آزربایجان جنوبی برای تامین اصل “حق تعیین سرنوشت” شدند. در این نامه که از سوی بسیاری از تشکیلات های فعال در داخل و خارج از آزربایجان جنوبی امضا شده است، از “بان کی مون” خواسته شده است که بر اساس مصوبه شماره ۲۲۰۰A در تاریخ ۱۹۶۶ برای ملت آزربایجان جنوبی در محدوده اراضی تاریخی آن حق تعیین سرنوشت به رسمیت شناخته شود.»

و در ادامه نیز لیست این "تشکیلاتها" ردیف شده است که شامل 9 "تشکیلات" می‌شود.

اگر این "تشکیلاتها" برای بسیاری از مردم آذربایجان و سایر ایرانیان شناخته شده نباشند، برای فعالین آذربایجانی خارج از کشور شناخته شده هستند. آنها می‌دانند که این احزاب و سازمانها نه در داخل، بلکه در خارج از ایران فعالند و مجموع اعضای همه آنها را می‌توان در یک سالن نسبتا کوچک جا داد!

البته هر یک از  همین "تشکیلاتها" مدعی‌اند که نبض جنبش ملی آدربایجان زا در دست دارند و  هر لحظه می‌توانند میلیونها نفر را به خیابانها بریزند! ولی چرا تاکنون چنین کاری را نکرده‌اند، بر کسی روشن نیست!

به دنبال این نامه‌نگاری با سازمان ملل، یک "همه‌پرسی" نیز در "گوناز تی وی" صورت گرفت. در این "همه‌پرسی"، کسانی که با تلفون تماس می‌گرفتند باید با گفتن "آری یا نه" نظر خود را بیان می‌کردند. ما در سی و چند سال پیش شاهد این نوع همه‌پرسی برای جمهوری اسلامی بودیم. رفراندومی که اکنون کسی در غیردمکراتیک بودن آن شکی ندارد، غیر از برگزارکنندگان آن!

استفاده از چنین شیوه‌های تهییجی در سیاست اقتدارگرایان سیاسی امری شناخته شده است.

آرزوی شخصی من این است که روزی در فضایی دموکراتیک بر سر چگونگی اداره آذربایجان و سایر بخشهای ایران، بحث‌های کافی در میان مردم صورت گیرد و اختلافات نیز به صورتی دمکراتیک و با همه‌پرسی واقعی و آزاد حل شوند و دیگر هیچ ظلم و ستم و تبعیضی در کار نباشد و همه بتوانیم، در سیستمی که انتخاب می‌کنیم – چه باهم و چه جدا از هم – به رفاه و سعادت برسیم ولی این تنها می تواند آرزویی نیک باشد و فرسنگها دور از واقعیات امروزی.

علاوه بر "تشکیلاتها"یی که این نامه را امضا کرده‌اند و میزان "تفوذ" آنها در میان مردم آذربایجان، قابل فکر در مورد نامه "تشکیلاتها" به دبیرکل سازمان ملل، زمان نوشتن آن است. چرا این نامه‌نگاری همزمان با هیاهوی احمدی‌نژاد و طرح اداره فدرالی کشور در مجلس شورای اسلامی صورت گرفته است؟ آیا این دو، با توجه به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری، ربطی با هم دارند؟ تصور من بر این است که این دو به هم مربوطند و نمی‌توانند جدا از هم تحلیل شوند. احمدی‌نژاد به هر قیمتی می‌خواهد تیم خود را در قدرت نگه دارد و در این راه دست به هر کوششی می‌زند، حتا حضور یک تشکیلات جدایی‌خواه و زندگی علنی رهبر آن در ایران را تحمل می‌کند! (رجوع کنید به سایت انترنتی "تریبون") در صورتی که حتا یاران دیرین خود را تحمل نکرده و آنها را در زندان خانگی محبوس کرده و تن به کمترین اصلاحات نیز نداده است.  آیا در این میان تیم احمدی‌نژاد نمی تواند از "لولو خورخوره" استقلال و جدایی و این نامه استفاده لازم را بکند؟ مسلما اگر خود احمدی‌نژاد از چنین عقلانیتی برخوردار نباشد، اطرافیان او این عقلانیت و زیرکی را دارند.

نکته دیگرِ مطرح برای من در این مورد این است که "تشکیلات"های امضا کننده این نامه تا کنون چه فعالیتهایی را در داخل آذربایجان انجام داده‌اند؟ من شخصا چیزی از فعالیت چشمگیر علنی و آشکار  از سوی هیچ یک از آنها نشنیده‌ام. حتا یکی از آنها به نام "اتحادیه ملی دمکراتیک آزربایجان(Birlik)" چند روز بیشتر از عمرش نمی‌گذرد و انگار با عجله تشکیل شده است تا پای این نامه را امضا کند! "تشکیلاتی" که اساسا از جدا شدگان از "جنبش فدرال-دمکرات آذربایجان" تشکیل شده است. کسانی که تا چند روز پیش اعلام می‌کردند که خواستار اداره فدرالیستی ایران هستند و آذربایجان را در جارچوب ایران می‌خواهند و یک شبه به صفوف استقلال خواهان پیوسته‌اند.

این "تشکیلات" در گزارشی که از کنگره مؤسس خود ارائه داد از جمله نوشت:

 "روح حاكم بر سند تنظيم شده و پلاتفورم مصوب كنگره مٶسس، "ميللي دٶولتچي­ليك" (به تقريب: "دولتمداري ملي")بود و هست. بر اساس اين پرينسيپ، اصل كار اعتقاد به حق حاكميت شهروندان آذربايجان و  اعتماد به حسن تشخيص آنها گذاشته شده است. حق ملت آذربايجان براي تشكيل قوه مقننه، قضائيه و مجريه و تفويض حق حاكميت ملي به پارلمان منتخب شهروندان آذربايجاني كه براي جاري كردن حق تعيين سرنوشت ملت آذربايجان و انتخاب رابطه آن با ساختار سياسي موجود در بقيه ايران، روح حاكم بر اين سند است. در اين مدل انتخاب راه حل فدراليستي، كنفدراليستي يا استقلال آذربايجان بر عهده قوه مقننه منتخب مردم آذربايجان است."

حال باید از این "تشکیلات" پرسید که چرا به همین پلاتفرم خود پایبند نماندید و به جای مردم آذربایجان و "قوه مقننه منتخب مردم آذربایجان" راه حل استقلال را پیش گرفتید؟

این سوالی است که نه تنها در مقابل "اتحادیه ملی دمکراتیک آزربایجان(Birlik)" بلکه پیشاروی دیگر "تشکیلاتها"ی امضا کننده نامه قرار دارد و آنها باید پاسخ دهند که چه کسی این نمایندگی را به آنها داده است؟

مساله قابل تأمل دیگر وجود دهها نهاد مدنی در داخل آذربایجان و عدم شرکت آنها در این "درخواست از سازمان ملل" است. براستی چرا این نهادهای مدنی که در درون کشور و در شرایط سختی مبارزه می‌کنند و مستقیما با مردم در تماسند و می‌توانند سخنگوی خواستهای مردم آذربایجان باشند، زیر این نامه را امضا نکرده‌اند؟ آیا غیر از این است که خواست استقلال در میان مردم عمومی نشده و هوادارن زیادی ندارد؟ ای کاش بتوان چنین رفراند.می را برگزار کرد تا حقایق روشن شود.

آنچه که از ترکیب امضا کنندگان می‌توان برداشت کرد، خیزبرداشتن افراطیون آذربایجانی و مبلغین "آذربایجان بزرگ" برای استفاده از بلبشوی احتمالی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و سوق دادن افکار عمومی روشنفکران آذربایجان به سوی گفتمان استقلال و حرکت در جهت طرح "خاورمیانه بزرگ" است.

*    *    *

من شخصا جزو مدافعین سرسخت "حق تعیین سرنوشت" و "حق" جدایی بخشی از مردم یک کشور هستم. گرچه با استفاده از این حق کاملا مخالفم زیرا فکر می‌کنم که تلاش ما باید در جهت به رسمیت شناختن هم و پذیرش آنچه که هستیم و زندگی بدون تبعیض و ستم و با احترام به هم باشیم.من جدایی را به ضرر ملیونها مردم ایران و بخشِ خواستار جدایی می‌دانم و فکر می‌کنم که استفاده از این حق در وضعیت فعلی، مردم آن بخش را نه به سعادت و رفاه، بلکه به بدبختی و فقر و آشوب می‌کشاند و با توجه به عدم پختگی گفتمان جدایی و استقلال در ایران و عدم درکی روشن از آن و در نبود رژیمی دمکراتیک، تنها راه به جنگ و کشتار خواهد برد و نه سازمان ملل می‌تواند چنین گفتمان و رفراندومی را در ایران بوجود آورد و نه جمهوری اسلامی تن به چنین رفراندومی خواهد داد..

کلن آلمان

14 دسامبر 2012

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز جناب تبریزی؛ برخلاف شما و فکر می کنم اختلاف نظر ما؛ نه از فیلتر ناسیونالیزم من که از نگرش تنگ ائدولوژیک شما و همفکرانتان به مسائل ملی ناشی می شود. لازم است نکاتی را در این رابطه و نوشته تان مطرح کنم.
شما با گلچین نمودن بخشی از نوشته های من می خواهید به خواننده چنین بقبولانید که مشکل من ملت فارس نه اینکه حقوق ملت تورک آذربایجان است. در این زمینه نیز متاسفانه کمی خلط مبحث نموده و از اصل مسئله شانه خالی می نمایدد. می گویید من کی و کجا با 200 میلیون فارس مورد ادعای شما ( من اطلاع دقیقی از جمعیت نه فارس ها نه تورک های جهان ندارم) صحبت کرده ام و به نتایج فوق رسیده ام. دوست عزیز اول اینکه بر همگان روشن است؛ موضوع بحث ما جغرافیای سیاسی ایران و ملت فارس مورد نظر نیز اقلیت 25-30 میلیونی فارس موجود در این جغرافیاست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اوختای؛چقدر هم شما پانتركيستهاي نئوعثماني، دمكراتيك هستيد. بهرروي، به چه سبب و دليل و مدرك شما، خود را نماينده تمامي آذربايجانيان مي‌پنداريد. عجيب است واقعا، شما هنوز اصول اوليه دمكراسي را نميدانيد؟ بايد اين نمايندگي را به اثبات برسانيد و سپس از سوي مردم سخن بگوييد. شما تنها ميتوانيد بگوييد من يك آذري ام كه خود را تورك ميدانم، ستيزه به ايران و ايراني دارم، به همين دليل نام ستيزه جويانه مغولي اوختاي را براي خود انتخاب كرده ام و دلم ميخواهد ايران را پاره پاره كنم! اين تماميت موهومي كه سخن ميگوييد، شايد از ديدگاه شما موهوم و جعلي باشد، اما اين يك واقعيت تاريخي است. اقوام ايراني هزاران سال است كه در كنار هم بوده‌اند. نه اينكه جدا بوده‌ و به زور به هم چسبانده شده باشند، خير چنين نيست. ايران هماره اجزايش كم و بيش همين بوده كه هست. نميتوانيد ايران را با كشورهايي كه تجزيه شده‌اند يكي كنيد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حق تعیین سرنوشت خوب است اژدر عمی ، ولی تا جایی که به تمامیت موهوم و جعلی شما و منافع گروهک های توتالیتری که وابسته به آن هستید ، به خطر نیافتد !!!
مطمئنا ما منتظر دموکراتیزه شدن امثالکم نخواهیم بود . به خواست و اراده ملت خود باور داشته و پای در این عرصه گذاشته ایم !!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر بهنام عزیز لطفا از اینکه دیگران را متهم کنید اجتناب کنید کسی‌ به شما توهین نکرده و شما انسان خوبی‌ هستید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما فارس ها استاد جوک و لطیفه هستید شب یلدا هم نزدیک است برای گرمی محافل شب یلدا چند تا جوک دیگه هم اینجا بذار!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مشخصه خیلی از مرحله پرتید ... به همین خیال باشید تا اموراتتان بگذرد ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر منظور تجزيه‌طلبان انگشت شما، رفراندم حق تعيين سرنوشت تنها با شركت آذري‌هاست، در اشتباه مطلق هستند. اين رفراندم فرضي و خيالي و محال اگر هم صورت گيرد بايد با خواست و نظر كليه مردم ايران باشد نه يك بخش!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی بامزه بود .اینقدر که حالم به هم خورد. تو اینهمه قند رو از کجا آوردی؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از احزاب آزربایجان جنوبی در رابطه کمک سازمان ملل برای رفراندم استقلال آزربایجان جنوبی ما احزاب جدید التاسیس نامه ای به آقای حسین باراک اوباما نوشتیم و اگر شما هم بخواهید می توانید تا پنچ روز امضاء کنید، تا نامه فرستاده شود. متن نامه به آقای حسین باراک اوباما
جناب آقای حسین باراک اوباما ریئس جمهور ایالات متحد امریکا، چنانکه در جریان هستید ما ملت آزربایجان از سازمان ملل برای استقلال خودمان کمک خواستیم ولی تا حال آقای بانکی مون خودشان را گوش سنگینی زده اند. ما نمایندگان مات آزربایجان از جنابعالی می خواهیم، برای زیر فشار گذاشتن آقای بانکی مون، خودتان و هیئت دولت جنابعالی تا تحقق استقلال آزربایجان دست به اعتصاب غذا بزنید و از کارخانجات امریکا هم بخواهید، دست از کار بکشند و اعتصاب کنند. پیروزی جنابعالی را از خداوند متعال و قادر خواستاریم.
حزب تک نفره
حزب آزربایجان
حزب توران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، بابک بخت آور، ناهمسانی بنیادین و ریشه ای دیدگاه های من و شما در این است که باورداشت شما و دوستانی مانند شما ناسیونالیسم است و شما همه چیز را از فیلتر ناسیونالیستی می گذرانید و من به باورداشتی به نام ناسیونالیسم باورمند نیستم! و گر نه سخنان دیگری مانند جدائی و زبان مادری و حق تعیین سرنوشت و همه پرسی و هویت طلبی و دولت ملی و استقلال و .......... همگی شاخ و برگ هستند نه ریشه!..........
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در چند روزی که از انتشار نوشته من گذشت، دوستان عزیزی لطف کرده و در مورد آن اظهار نظر کرده اند که من به دلیل مشغله زیاد نتوانستم زودتر از این به آنها بپردازم. با پوزش از همه دوستان به برخی مطالب می پردازم و پیشاپیش از اینکه به دلیل تعدد کامنتها، مجبورم متنی طولانی را در اینجا قرار دهم، پوزش می خواهم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من مقاله آقای اژدر بهنام و کامنتها را مطالعه کردم . اکثر کامنتها کاری با محتوای مقاله ندارند. از کمونیست و کلن صحبت میکنند. هرچه نگاه کردم که نویسنده مطالبی در باره آنها نوشته نتوانستم سخنی پیدا کنم. خوشحال میشوم که این نظر دهندگان بگویند چرا مسایلی خارج از موضوع عنوان میکنند؟ چه ربطی به صحیح و صحیح نبودن نظر نویسنده دارد؟ از طرف دیگر ندیدم نویسنده با رفراندوم و حتا حق جدایی و استقلال که انتخاب ملت باشد مخالف باشد. نویسنده میگوید : ای کاش بتوان چنین رفراندومی را برگزار کرد تا حقایق روشن شود. و همینطور میگوید:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز جناب تبریزی؛
من نیز از شما سپاسگزارم که زحمت کشیده و قدری روشنتر مواضع و افکارتان را بیان نموده اید.
ابتدا باید صمیمانه عرض کنم که من در اصل گلوبالیزم و جهانی شدن با شما تمام و کمال موافقم و آن را گامی مثبت در راستای رشد جامعه بشری؛ مدرنیته و دموکراسی و در عین حال اجتناب ناپذیر می دانم. اما در باب نظرات شما در مورد مسائل ایران و حل مسائل ملی در چهارچوب ایران و دیدگاه هایتان در مورد حرکات ملی ملل غیر فارس در ایران عمدتا مخالفم. مقایسه مبارزات برای احقاق حقوق ملی ملتی که تحت تبعیض است با دیکتاتورها و فاشیست هایی نظیر هیتلر و موسولونی و ناپلئون ... که در راس هرم قدرت قرار گرفته و در راستای گسترش اهداف امپریالیستی و توسعه طلبانه خود می جنگیدند از ریشه نادرست و بی انصافی محض در حق جنبش های حق طلبانه ای است که در آذربایجان و سایر مناطق ملی ایران می گذرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ به دوست گرامی، بابک بخت آور - دوست گرامی، بابک بخت آور، از این که نوشتار مرا خوانده اید و یادداشتی در آن باره نوشته اید از شما سپاسگزارم، من نیز پاسخ شما را در چند بخش می دهم..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یاشا بابک بی بگذار این چند یادگار ریش سفید با تکرار آرزوهای بر باد رفته در دنیای خیالاتی خودشان بعد از مسلح کردن پاسداران به سلاحهای سنگین و لو دادن اقلیت وپیکار ورزمندگان و ... و بخون کشیدن خلق مسلمانیها با اخبار نفوزیهایشان و خفیه نویسیشان در .... نسل ما را بیشر با ترفندهای کهنه آسوده خیال کنند تا باب تفنن چند سطری بنویسیم تاا ایکی جوت بیر تک کمونیست کلنی باخود کلنجار روند وحرفی برای هم داشته باشند وهر روز با نامهای جعلی دموکراتتر شوند شفایشان داده باد
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام جان، اقاي جداري مطلب فرستاده براي درج در سايت لطفا سري به اميل ها بزنيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما که در سالهای اخیر دائما فریاد زدید"رفراندوم ،رفراندوم این است شعار مردم" چرا اکنون فریاد ملت اذربایجان را نادیده می‌گیرید که تقاضای برگزاری رفراندوم برای باقی‌ ماندن یا نماندن در محدوده ممالک محروصه ایران کرده اند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تبریزی متاسفانه افکار و اندیشه شما سرشاز از تضاد است؟
هیچ کس با گلوبالیرم و با تشکیل کشوری به نام کره زمین مخالف نیست. بگذارید پایتختش هم تهران باشد. اما برای من جای تعجب است که شما با وجود اندیشه اینترناسیونالیستی افراطی از مرزهای ایران و یکپارچگی اشن بی امان و دو آتشه دفاع می نمایید! آیا این پاردوکسی با افکار اینترناسیونالیستی شما ندارد؟
متاسفانه قیاس های شما نیز قیاس مع الفارق است و هیچ هم خوانی با وضعیت تاریخی سیاسی و مشکلات جاری درایران ندارد.( مقایسه با ژاپن؛ آمریکا؛ سوئیس و ... .)
شما مکررا از اتحادیه اروپا به عنوان مثال یاد می نمایید قافل از اینکه این اتحادیه بیشتر جنبه اقتصادی دارد تا سیاسی! بیشتر کشورهای عضو آن استقلال کامل سیاسی در امور داخلی خود دارند و حتی بعضا در سیاست خارجی هم مواضعی مستقل و گاها متضاد در پیش می گیرند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وافعا آفرین بر اژدر بهنام!
که با لحن و لفظی عریان ضد دموکرات و ضد آذربایجانی بودن مدعیان دموکراسی و آذربایجان دوستی را علنا ثابت نمود و با این نوشته پته گروه دو سه نفری که با ده ها نام مستعار می نویسند را هرچه بیشتر بر آب می ریزد! واقعا چرا شووینیت های فارس و چپ مدعی دموکراسی و آذربایجان دوستی اینقدر از رفراندوم و حق تعیین سرنوشت ملت تورک آذربایجان وحشت دارند. ساز این دشمنی با خلق چیست؟ جواب روشن است. این چپ کلاسیک ائدولوژی گرا با این متد سیاسی تنها درصورتی می تواند در آذربایجان به رهبری برسد که به مانند شوروی؛ رومانی (نیکولای چائشئسکو) و حمهوری های کمونیستی سابق... فقط یک حزب وجود داشته باشد و بقیه یا در زندان هایی به مانند سیبیری جان داده و محو شوند! جالب است که در متن این خواستار هیچ اعدایی بر استقلال صرف وجود ندارد و صرفا بر حق تعیین سرنوشت ملت تاکید شده است که به رسمیت شناخته شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آفرین بر اژدر بهنام که با علم بر اعتراض عده ای ترک پرست ستایشگر آنکارا دست به قلم برد و پته حضرات را روی آب ریخت. حضراتی که همه استقلالچی و در واقع تورنگرا و ترکیست هستند و بخاطر الهام گرفتن از طراحان خاورمیانه بزرگ و حزب گرگان خاکستری ترکیه و این و آن قادر نیستند همدیگر را تحمل کنند و یک حزب فاشیستی تشکیل دهند. بگذار الهام گیران حرفه ای با نامهای گوناگون بنوبسند. ما آذربایجان مستقلی را که گرگان خاکستری دردست داشته باشند نمی خواهیم. افندی های محترم! شما آذربایجان مستقل نمی خواهید. شما آذربایجان تحت فرمان نژادپرستان ترکیست را طلب می کنید. آیا اگر آذربایجان مستقل شود و برهبری چپ ها و دموکراتهای آذربایجان اداره شود، مورد قبولتان هست یا نه؟ می دانیم که نه. در دوره پیشه وری حکومت ملی بود دیگر. چرا دست در دست دولت تهران و لندن گذاشتید و علیه فرقه مبارزه کردید؟ چه می گویید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما جناب بهنام چه موافق یا مخالف رفراندوم در آذربایجان باشید فرقی به حال ملت آذربایجان نمی کند. اگر آذربایجانی باشید فقط یک حق رای دارید اگر هم نیستید این رای هم از شما سلب می شود . بنابر این به اندازه حقتان حرف بزنید و بنویسید.
دوما این قدر آسمان ریسمان کردیدکه چه بگویید . در آخر معلوم نشد طرف دعوای شما آذربایجان جنوبی است یا آنهایی که آذربایجان واحد می خواهند. مشکل شما با احزاب سیاسی آذربایجان است یا رفراندوم.لطفا جواب بدهید. معلومه که خیلی ذهن آشفته ای داشتید موقع نوشتن این نوشته بی در و پیکر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام شما امدا وبا نوشته سرتاسر غرض آلود و یک سویه و هدفمند خود می خواهید استقلال طلبان آذربایجانی را خلاصه کنید در 9 تشکیلاتچند نفره که بعضی از آنها نیز دست ساز و فورمالیته جهت امضاء کذاشتن زیر در خواست رفراندم استقلال ملت آذربایجان یک شبه تشکیل یافته اند و به نظر جناب عالی که خودت هم معتقد به عدم واقعی بئدن نوشته خود در خواست ملت آذربایجان جنوبی نیستید.چون استقلال جدائی خواهان و استقلال طلبان آذرباتیجانی را خلاصه می کنید در چند تشکل چند نفره که آنها را نیز آنقدر از نظر تعداد می خواهید کم نشان دهید که در یک سالن کوچک نیز می توانید آنها را جا دهید .یعنی به نظر جناب عالی ملت آذربایجان جنوبی آنقر دل خوشی از حاکمیت راسیستهای جنایتکار فارس در 85 ساله گذشته دارند که نمی خواهند از این دشمنان حاکم خود که در 85 سال گذشته از حاکمیت خود نه زبان 35 میلیون آذربایجانی را در خواندن و در مدارس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با ساغ اول به آقای بهنام که موجب اینهمه گفتگوی صاحب نطران شدند و میدان تمرین دموکراسی و تحمل همدیگر را فراهم کردند امما موردی خیلی جالب است کسی به تلاش نافرجام کمیته کهنسال کلن در به روز کردن خودشان نکرده حتی خودشان که با نامهای جوراجور برای خودشان نظر مینویسند هم حال اینکار را نداشتند در این میان چالش کهنه کاران کلنی به واسطه گری آقای انصاری در هر دو مورد بی ثمر بود وگویا مصاحبه برای بایگانی شدن بوده که کسی تحویلشان نگرفته و گوش مفت گیرشان نیامد که زیاد با خودشان حرف نزنند در هر حال ممنون از ایران گلوبال بابت تحمل همه نکته نطرات

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزيز، "خواست" به چه معني؟ پيشنهاد ميتواند از هر طرفي حتي يك نفر باشد اما انتخاب مال مردم است. اين بيانيه هم انتخاب را براي مردم در نظر گرفته و پيشنهاد هم از سوي 9 سازمان سياسي امضا شده است. آيا باز هم چيزي كم و كسر است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اينكه اقاي اقبالي يك ناسيوناليست فارس ترك ستيز (باعتبار نظرات منتشر شده قبلي وي) به اقاي بهنام سيگنال حمايت و محبت نشان ميدهند، نشانه عمق فاجعه اقاي بهنام و چند همفكر پي هياهو و جنجال ساز وي در شهر كلن است. براستي اين چند نفر نميدانند كه براي كسب حمايت اقبالي ها چه بهايي و از كيسه چه كسي ميپردازند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تورکمن آزاد اوغلان چاپ این همه مقاله در مورد مسائل ملی آنهم در یک سایت فارسی زبان بقول خیلیها مرکزگرای فارس هم چیزی عادی و معمولی است؟ تازه در سایتهای ترکی که بعضی از آنها هم به ترکی و هم به فارسی هستند، مقالات فراسهای مرکزگرا چاپ میشود؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ﮔﻮﻫﺮ اﺧﺘﻼﻑ اﻗﺎﻱ ﺑﻬﻨﺎﻡ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮﻳﻦ ﺑﺮ ﺳﺮ اﺣﺘﺮاﻡ ﺑﻤﺮﺩﻡ و اﻧﺘﻘﺎﻝ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻱ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ. ﻧﻮﺷﺘﻪ اﻳﺸﺎﻥ ﻧﻘﺪ و ﻧﻔﻲ ﻗﻴﻤ ﻣﺎﺑﻲ اﺯ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻫﻲ ﺩﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑا ﮔﺮاﻳﺸﺎﺕ ﺑﻮﺭﻭﻛﺮاﺗﻴﻚ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻧﺎﺳﺎﺯﮔﺎﺭ اﺳﺖ. ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ ﺩﺭ ﻧﻘﺪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭاﻗﺎﻱ ﺑﻬﻨﺎﻡ, ﻣﻨﺘﻘﺪﻳﻦ ﺭا ﺑﻪ ﺩﺭﺩﺳﺮ اﻧﺪاﺧﺘﻪ اﺳﺖ.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باتشکرازنوشته واحترامیکه بشخص شما وجناب حسن جداری دارم که ایشانراازدوران دبیرستان که دبیر ادبیات دبیرستان سعدی ارومیه بمدت یکی دوسالی که دراین شهربود،باشعر**عاشقی درگوشه ی میخانه پیدامیشود...گنج میگوینددرویرانه پیدامیشود**.......... دررضائیه آنموقع مشهورشد،شناختم که بعدها دبیرفرهنگی کنفدراسیون شدوفعالیت های بعدی و...............................................
متاسفانه جناب جداری درهمان سالهای 60/70 میلادی بامبارزه طبقاتی درجامیزندومثل اینکه ازبیداری ملل وتاسیس کشورهای جدید
اطلاع چندانی ندارد.جناب اژدرگرامی اینکه این گروه هاچندنفرندودرایران پایه ندارندو...مساله اصلی نیست!اگرشما بعداز90 سال حاکمیت فاشیستی زبان فارسی وزورچپان بودن آن بعنوان های ملی ومشترک وسراسری و...مزخرفاتی ازاین قبیل 5نفروفقط5نفرروشنفکرفارس زبان نشان دهیدکه فارسی رازبان ملی فقط(توجه کنید فقط)فارس زبانان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همین الان که من و شما داریم در مورد استقلال حرف میزنیم، آذربایجاینها در داخل و خارج دسته دسته به جمع استقلال طلبان می پیوندند. شما آقای بهنام هم بزودی به جمع ماها خواهی پیوست. ما استقلال طلبان شما را هم مثل سایرتازه واردین براحتی قبول خواهیم کرد و دستتان را خواهیم فشرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، هنگامی در یک سرزمین کسانی پیدا شده و خواستار جدائی از آن سرزمین می شوند که رژیم هائی گندکار و گندخیم و زورگو و ستمگر و ناکارآمد مانند رژیم ولایت فقیه بر یک سرزمین فرمانروائی کنند. چندین بار دوستان ناسیونالیست ترک آذربایجانی درباره جدائی آذربایجان از ایران این شعار را داده اند که: ( کشور کوچکتر، زندگی بهتر! ) من از این دوستان نازنین می پرسم: چرا هیچکس در آمریکا که شش برابر ایران مساحت دارد خواستار جدائی از آمریکا نیست؟..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا اژدر، شما یک نفر، رای گرانقدر خود را بر علیه استقلال آذربایجان بدهید. لطفا این کار را بکنید. ولی من رای خود را برای استقلال آذربایجان خواهم داد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این فقط یک موج است جناب خسرو! به زودی شاهد این هم خواهیم بود که به بهانه های واهی این کامنتهای ما را هم حذف خواهند کرد. در ضمن کامنت دادن در فضای مجازی یک حق پیش پا افتاده در دنیا است و منتی از بابت ان نباید باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استقلال نه فقط خواست ملت بزرگ اذربایجان بلکه خواست همه ملل ایرانی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزيز، استدلال بياور، جو را خراب نكن. مگر در اين بيانيه خواهان استقلال شده اند؟ رفراندوم يعني حق رٲي دادن عموم شهروندان به همه آلترناتيوهاي مطرح از جمله فدراليسم، كنفدراليسم، استقلال يا هر آلترناتيو جدي ديگري اگر از سوي حداقلي از نيروهاي سياسي مطرح شوند. اينكه شما طرفدار "حق جدايي هستيد" چيزي را نشان نمي دهد. هنوز تا دمكرات بودن راه درازي است آقاي شالگوني هم كه "حق جدا شدن" را قبول دارد حقوق بشر را قبول ندارد. لنين و استالين هم طرفدار "حق جدا شدن" بودند. آخر از كي حق رٲي براي مردم خواستن، كار مسئله داري است. در كامنتهاي بالا اتهامات جدي عليه شما و چند دوست تان كه در كلن آلمان جمع شده ايد مطرح شده است. اين ابتكار تايخي نيروهاي سياسي آذربايجاني جريانات ناسيوناليست فارس را در يك پارادوكس تاريخي قرار داده است. آنها ميگويند آذربايجانيها ميخواهند حتي اگر هويت شان محو شود با ايران بمانند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رفراندوم دموکراتی ترین و جهان شمول ترین وسیله ای است که به ملت آزربایجان محول خواهد شد تا در باره آیند خود تصمیم بگیرند. رفراندوم سئوال جواب های زیادی را در میان آحاد آزربایجانی مطرح خواهد کرد وشتاب بزرکی به حرکت آزادی خواهی شان خواهد بخشید. رفراندوم خواهی آزربایجانی ها حاکمیت نژاد گرای ایران را در موضع دفاعی سختی قرار خواهد داد. بحث هول زده حاکمیت ایران در باره فدرالیسم چهار ولایتی ایران و یا بردن پایتخت به بیرون از تهران , سراسیمگی دولت را میرساند. زیرا میدانند در افتادن با ملت ترک آزربایجان کار ساده ای نخواهد بود . اگرمخالفین هم پشت این دولت به ایستند که ایستاده اند , بازهم شکست خواهند خورد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
trail and error من سایتهای زیادی را می بینم. اینهمه سایت آذربایجانی هست و من تا حالا ندیده ام که حتی یک مقاله از فارسهای مرکزگرا چاپ کنند در صورتیکه همین سایت پر است از مقالات استقال طلبان و پان ترکیستها و سلطنت طلبان و پهلوی چیها و خلاصه همه در اینجا می نویسند. کامنتها هم که پر است نظرات جناحهای مختلف. آدم میماندد که مسولین سایت چه جور آدمهایی هستند و چه نظری دارند. این سایت تنها سایتی است که من دیده ام که همه جور نظر را چاپ میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست و هموطن گرامی‌ آقای اژدر:

شما به جای پرداختن به اصل مطلب سعی‌ کرده اید‌ صورت مسئله را پاک کید ،اينکه‌این گروه‌ها پایگاهی در بین آذربایجان ندارد احتیاج به ارائه سند از سوی مدعی است در ضمن مگر حرکت ملی‌ آذربایجان را جنبشی مردمی نمیداید و در مقام انکار آن میفرمایید که جنبشی برای استقلال آذربایجان وجود ندارد؟این حرکات از سال ۱۳۲۴ به شکل مداوم و با فراز و فرود ادامه داشته است.امیدوارم همه ما سعی‌ کنیم که قضاوت را آلوده سیاست نکنیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای خضری اینهمه سایت آزربایجانی هست برو نظر بده . اگه سانسور کردن؟
این همه سایت پان ایرانیستی بریم نظر بدیم اگه سانسور نکرن؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فکر میکنید این سلطنت طلبهاو کمونیستها که در پراگ جمع شدن وبنام ملت ایران و ملیتهای ایران تصمیم گرفتن تعدادشان آنقدر زیاد هست که در چندین .......... همه شان را جا داد . چقدر این سایتهای پان ایرانیست برای اینها تبلیغ کردن. شما فقط با این حرفها خودت رو خراب کردی . چون در هر صورت پان ایرانیستها به تو به چشم یک ترک ... نگاه میکنن. مردم آزربایجان هم در بهترین حالت به تو به چشم یک ساده لوح نگاه خواهند کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اشکان محمدی آیا همینقدر کافی نیست که آقای بهنام و دوستانش این تریبون را در اختیار شما و همفکرانتان گذشاته اند که روزانه هزاران نفر آنرا ممخوانند؟ آیا شما و همفکرانتان حتی یک صفحه را در طول این سالها در اختیار مخالفانتان گذاشته اید؟ انصاف هم خوب چیزی بود حیف که دیگر مرده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آغای بهنام لظف بفرمائید مرا روشن کنید که کدام کار مثبت و انسانی از طرف شما و چپی های مثل شماها در رابطه با آذربایجان و رهایی از راسیسم دولتی فارسی صورت گرفته به غیر از دوشمن تراشی و ایجاد تردید وشبهه که این ظلم مکرر ادامه پیدا کند . شما مقلدان خمینی کبیر ومدافعان جلادان رژیم در قتل عام دیگر اندیشان وجنبش خلق مسلمان ودر حال حاضر مشاطه راسیستهای مرکزگرا وپان ایرانیزم هستید / چپهای مثل شما بارژیم تهران در مسائل استراتزیک همسو هستید درمبارزه با تمدن غرب دفاع از بلوک روسیه با اینکه شورویتان بزرکترین زندان ملل بود و چه خوب که متلاشی شد و دفاع شرمگینانه از جلاد بشار اسد و حال چون دشمن اصلی و اساسی راسیزم حاکم حرکت ملی آذربایجان است واین با چپ اندیشی شما سازگار نیست با تاسف به سود جنایتکاران وعلیه ملتهای مظلوم به ویژه جنبش رهایی بخش آذربایجان است برای چپ چپکار متاسفم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تمام احترامی که به آقای اژدر بهنام قائلم، با توجه به نگاه انتقادی ایشان به مسئله می توان گفت اراده ملت ترک آذربایجان تعیین کننده سرنوشت آنها خواهد بود. این تشکیلات ها از هر طیف و تفکری که باشند من اقدام آنها را در زمینه سازی و رهایی ترک های آذربایجان از نسل کشی فرهنگی و سیاست های آسمیلاسیون سیستم حاکم مثبت ارزیابی می کنم. به عقیده من پیش داوری در مورد آینده آذربایجان درست نیست. جنبش ملی آذربایجان با هویت مستقل از داخل ملت پا به عرصه مبارزه گذاشته و وابسته به گروه های سیاسی مرکز و سایر کشورها نیست که این وابستگی را در گذشته در فعالین آذربایجانی شاهد بودیم که در داخل گروه های مرکزگرای فارس محور مضمحل شدند و در نهایت میدان مبارزه را به نفع گروه های مذهبی فارس محور ترک کردند. این مسئله ربطی به طرح احمدی نژاد ندارد، سالهاست که روشنفکران ترک آذربایجانی خواستار حق تعیین سرنوشت برای ملتمان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مقابل و مخالفت با این سئوال شما میتوان دهها سئوال دیگر هم پرسید. پس به جای تلاش برای تحقیر و استهزاء تشکیلات آزربایجان جنوبی در داخل نوشته تان، لطفا از این رفراندوم حمایت کنید تا نه همچنین سئوالاتی برای شما بوجود بیاید و نه برای ما!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي اژدر بهنام بخشي از نوشه شما را در اينجا مجددا منتشر مي كنم (( ....چرا این نامه‌نگاری همزمان با هیاهوی احمدی‌نژاد و طرح اداره فدرالی کشور در مجلس شورای اسلامی صورت گرفته است؟ آیا این دو، با توجه به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری، ربطی با هم دارند؟....)) خودتان چه فكر مي كنيد آيا اين واهمه رژيم جمهوري اسلامي از وجود صداي يك ملت با همين تشكيلات و گروه هاي كه شما انها را با تمسخر افراطيون مي ناميد نيست ؟ تناقض گويي شما كاملا در نوشته مشخص است . از سوي اين اقدام را زود و غير واقعي مي دانيد و از سوي سوالي مطرح مي كنيد كه خودتان بهتر از همه جواب آن را مي دانيد . سوالي كه هياهوي احمدي نژاد به راه انداخت را با تنظيم اين نامه مقايسه خوبي است هرچند چند لحظه قبل من آن را به نام اعلام انقلاب كبير جمهوري اسلامي با نام فدرال اسلامي ياد كرده ام اما فكر نمي كيد همين واهمه كه شما و دوستان چپ آزربايجان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جاي تاسف است كه تعدادي از طرفداران پا به سن كعبه پرولتارياي جهاني در سابق كه امروز معلوم نيست به چه مذهبي در آمده اند، به نيروي ضربتي ناسيونالسيم فارس عليه جنبش ملي ازربايجان تبديل شده اند. شما اگر خواهان محك زدن ارزش خود در نظر محافل ضد ازربايجان هستيند، از اين كار ناشايست خود دست برداريد تا بلافاصله ببينيد كه همانها كه برايتان به به و چه چه ميكنند، روي از شما برگردانند. ارزش شما در نظر آنها همان تبديل كردن شما به پيشقراوالان حمله به ملت خودتان است. به داوري سخت زير در باره خودتان توجه كنيد آقاي بهنام نوشته شما تنها بوي دشمني با ملت خودتان را دارد. حالا شما چرا از مراجعه به آراي مردم وحشت ميكنيد؟ غيراز اين است كه به درستي فرض ميكنيد كه اينك به به و چه چه كنندگان ناسيوناليست فارس در مقابل اين اقدام مهم تاريخي (كه چيزي جز سخن پيشه وري نيست: سون سوز ملتيندير) از شما و دوستان "دمكرات"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام فعلااصحبت از رفرانذوم میرود. وشما ها حتی پای بند حرفهای خودتان هم نیستید. در رفراندوم ملت تصمیم میگیرد. معلوم میشود شما به تصمیم گیری ملت هم ایمان ندارید. رفراندم یک ملت را تمامی آزادی خواهان دنیا از چپ گرفته تا راست از فقیر گرفته تا غنی قبول دارند. ولی شما به آزادی خواهی تان هم ایمان ندارید.رفراندم عقلانی ترین وسیله برای حل اختلافات ما بین ملتها است. ولی شما به عقلانی ترین راه حل اختلافات بین ملت ها هم ایمان ندارید. ملت آزر بایجان با رفراندوم راضی خواهد شد یا نه بحث دیگری است . این جا صحبت از معنی عام وخاص رفراندوم میرود. رفراندوم حق و حقوق طبیعی و مدنی و اجتماعی یک ملت است. نه؟ حالا خق داریم به شما بگوئیم؟ دوست محترم نه دموکراسی خواهید و نه آزادی خواه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اژدر بهنام
شما مدافع سرسخت حق تعیین سرنوشت هستید؟ پس چرا این چنین برآشفته شده اید؟ مگر نه اینکه هم شما و همه آذربایجانیها یک حق رای در این رفراندوم خواهند داشت؟
دوره سخنان زیبا گذشته است، ما چندین ده سال هست که به حرفها وسخنان زیبای افرادی مثل شما عادت کرده ایم شما به عنوان یک آذربایجانی چه اقداماتی در جهت حق تعیین سرنوشت انجام داده اید؟ شما چه اقداماتی در جهت آگاه شدن مردم آذربایجان در رابطه با این حق طبیعی شان انجام داده اید؟ آیا شما فعالیت به نام آذربایجان را اصلا قابل می دانید؟
دومین مطلب اینکه آن تشکیلاتی که به حق تعیین سرنوشت اعتقاد دارد و به اعتقاد شما جمهوری اسلامی آن را تحمل می کند پای این نامه را امضا نکرده است و در حقیقت جمهوری اسلامی این تشکیلات را تحمل نکرده است بلکه جسارت و از خودگذتشتگی اعضای این تشکیلات سبب شده است که با تحمل تمامی خطرها و ریسک ها اقدام به فعالیت