دشمنان آذربایجان را بشناسیم! در دفاع از زبان آذربایجانی

مدتی است عناصری در میان آذربایجانی ها پیدا شده اند که دشمنی با آذربایجان و زبان آذربایجانی حرفه شان شده است. اینها به ظاهر وبا ماسک دفاع از ترک پرستی وترک گرایی ضدیت با آذربایجان وزبان آذربایجانی را تبلیغ میکنند. متاسفانه بعضی از آذربایجانی ها نیز به دام این تبلیغات مسموم افتاده اند. این ترک پرستان وترک گراها با «ملت آذربایجان » مشکل دارند و « زبان آذربایجانی »را جعلی میدانند و معتقدند که چیزی بنام زبان آذربایجانی وجود ندارد!

 مدتی است عناصری در میان آذربایجانی ها پیدا شده اند  که دشمنی با آذربایجان و زبان آذربایجانی حرفه شان شده است. اینها به ظاهر وبا ماسک دفاع از ترک پرستی وترک گرایی ضدیت با آذربایجان وزبان آذربایجانی را تبلیغ میکنند. متاسفانه بعضی از آذربایجانی ها نیز به دام این تبلیغات مسموم افتاده اند. این ترک پرستان وترک گراها با «ملت آذربایجان » مشکل دارند و « زبان آذربایجانی »را جعلی میدانند و معتقدند که چیزی بنام زبان آذربایجانی وجود ندارد!

سایت قیرمیز به بهانه کاربرد زبان آذربایجانی « آذربایجانجا» دررابطه با یک گزارش در سایت اؤیرنجی سسی، نوشته کوتاهی با تیتر « زبان جعلی بنام آذربایجانجا »  منتشر کرده است! سایت قیرمیز در این یادداشت مینویسد:

« در عرض دهها سال اشغال آزربایجان شمالی به دست اشغالگران روسیه زبان ترکی آزربایجانی به صورت باتلاقی درآمد که حتی یک کلمه جدید به آن اضافه نشد و تمام لغتهای جدید از زبان اربابان روسی به عاریت گرفته شد.(و بدین سان زبان آزربایجانجا ابداع شد!!!) البته اینجا دقیقا معلوم نیست که سایت  قیرمیز به کدام دوره ای اشاره میکند. آیا منظور قبل از انقلاب اکتبر است یا بعداز آن و یا همین دوره اخیر است؟  آیا واقعا  در این سال ها « حتی یک کلمه جدید ساخته نشده است و یا آیا تمام لغت های جدید از زبان اربابان روسی به عاریت گرفته شده است؟ این شیادی به تمام معناست. سایت قیرمیز  ادامه میدهد :« البته سه چهار استثنا بود که آنها هم از زبان اشغالگران قسمت جنوبی یعنی زبان فارسها ( ز بان فارسی) تولید شد!!! »

در همه زبان های دنیا ، لغات متداخل وجود دارد و وجود واژه های متداخل ، معیار تعریف و تشخیص زبان ها ارهمدیگر نبست.حتی در رایج ترین زبان در مناسبات بین المللی و حوزه های مختلف تحقیق ،که امروزه  همانا زبان انگلیسی است ،هفتاد درصد لغات آن از زبان های یونانی و لاتین بعاریه گرفته شده است و خود زبان انگلیسی ، فقط سی در صد لعات اورژینال از خود دارد. وجود لغات متداخل، نافی هویت یک زبان نمی تواند باشد. زبان های منشعب از لاتین، برغم داشن منشائی واحد ، هریک هویت خود را دارند و نمی توان ادعا کرد که زبان رومانیائی که فاصله بسیار نزدیکی با زبان فرانسه دارد ، زبان من در آوردی است. از زمان  دانته آلیگیری تا امروز نیز، بنیاد یک زبان  وروح زنده آن  ،برپایه  زبان محاوره ای  مردم یک محل بوده است  که به آن زبان  حرف می زنند، و گرامر فقط نقش تنظیم کننده  آنرا بر عهده داشته است. بهمین دلیل نیز دانته ، کمدی الاهی خود را بزبان مردم محلی خود توشته است. (نگاه کنید به: زبان، ایدئولوژی وهویت ملی  سايت آچیق سؤز)

آنهایی که حداقل آشنایی با زبان آذربایجانی را دارند، بخوبی میدانند که برخلاف ادعای مضحک سایت قیرمیز ، زبان آذربایجانی در مقایسه با زبان فارسی که در صد سال گذشته همه گونه امکانات دولتی در اختیارش بوده است و تنها زبان رسمی کشور ایران هم  بود، هیچ کم ندارد. آثاری که در صد سال گذشته در جمهورى آذربايجان چه از نظر فلسفی، اخلاق،  و چه در نقد ادبی، رمان و داستان کوتاه تولیده شده است، بسیار حجیم و عظیم بوده اند. حتی در عرصه ی ترجمه از زبانهای خارجی، زبان آذربایجانی در مقایسه با زبان فارسی کم نمی آورد. حتی نگاهی کوتاه به انسکلوپدیاها، لغت نامه ها وکتابهای گرامر زبان آذربایجانی نشان میدهد که برخلاف نظرات ارائه شده در  قیرمز، زبان آذربایجانی ( ترکی آذربایجانی ) نه تنها جعلی نیست بلکه خیلی هم اورژینال است!

سایت قیرمیز  برای مسخره کردن زبان آذربایجانی دو واژه ی «آزار کش » و «خرچنگ » را که از زبان فارسی گرفته شده است ، انتخاب کرده است!

در مورد «خرچنگ»  که  سایت قیرمز برای خراب کردن زبان آذربایجانی انتخاب کرده است باید گفت که واژه خرچنک  به همین مفهوم در تمام زبانهای دنیا بکار میرود. هم در نجوم وهم در طب. در ضمن هیچ الزامی نیست  واژه هایی که یک زبان از  زبان دیگر میگیرد ، حتما همان مفهوم  ومعنی را برساند.مگر همه واژه هایی که ترکی ترکیه از زبان فارسی  ویا عربی گرفته  درزبان ترکی همان مفهوم ومعنا ها ی زبان فارسی وعربی را میرساند؟

حال شما این طرز برخورد  سایت قیرمیز را با نظر فریدون کؤچرلى مقایسه کنید. فریدون کؤچرلى صد سال قبل در باره ی  تاثیر زبان فارسی بر زبان آذربایجانی مینویسد:

«بخاطر این که مدت زمان طولانی زیر نفوذ دولت ایران بودیم ، زبان ما از قوانین و شیوه های زبان فارسی تاثیر گرفته است. اما علیرغم این زبان ما را دشوار و پیچیده نکرده است که نشود آنرا فهمید.بلکه زبان ما را یک مقداری هم غنی کرده است ».

 

رهبر یزرگ آذربایجان پیشه وری در نوشته کوتاهی با عنوان « زبان روزنامه ما »  مینویسد: « در دنیا زبانی پیدا نمیشود که تماما مستقل باشد وتحت تاثیرزبان های همسایه قرار نگرفته باشد. زبان آذربایجانی ما نیزبخاطر موقعیت تاریخی وجغرافیایی ازتاثیر زبان های خارجی برکنارنمانده است . خواه ناخواه واژه های  خارجی زیادی را مردم استفاده میکنند که بر اثر مرور زمان  بخشی از زبان ملی ماشده است. ما با درنظرگرفتن تکامل زبان استفاده کردن ازآنها راضروری میدانیم.»( قیزیل صحیفه لر/ روزنامه میزین دیلی/ زبان روزنامه ما در سايت آچیق سؤز)

کؤچرلى صد سال پیش مینویسد: « درست است ما ادبای برجسته کم داشته ایم، اما آنهایی که داشته ایم زبان مادری را ازدل و جان دوست میداشتند و نوشته هایشان را قابل فهم و روشن نوشته اند.« نصیحت نامه» ی عباس باکیخانف، کمدی های میرزا فتحعلی آخوندف،  مکتوبات قاسم بی ذاکر،  سفرنامه مکه ی حاجی هئیبت بی فدا ، کلام واشعار منظوم حاجی سید عظیم ، مقالات سیاسی و کتابهای در رابطه با علوم و فنون  حسن بی ملکزاده؛ تماما آثاری است که به زبان روشن و قابل فهم نوشته شده اند.»

کؤچرلى گوئی در یکصدسال پیش (1913 میلادی) شرایط ما را درنظر داشته است که می نویسد: « اما این اواخر آنهایی که در استامبول نصفه- نیمه دانش آموخته اند و آمده اند به زبان روان و ساده ما خلل میرسانند. این آقایان که نه ازعلم ونه از معرفت بهره ای برده اند و به دم  اسامی شان القابی چسبانده اند و سوار بر مرکب  عبارات غليظ  در میدان ادبیات جولان میدهند.»

کؤچرلى درهمان مقاله تاکید میکند: به عقیده ما این تقلید و رفتار خیانت به ملت است .ما از یک طرف به ایلمینسکی ها،  میرویئوها و لئوینسکی ها نفرین میکنیم  وحرف های ناشایست میزنیم که میخواهند  زبان ما را روسی یزه کنند.از طرف دیگر ما خودمان باعث آشفته‌گى و فراموش شدن زبان مادريمان ميشويم.» ( تمام نقل قول ها از کؤچرلی  از مقاله زبان مادری ( آنا دیلی) است/ سایت آچیق سؤز) 

همزمان با این یادداشت سایت قیرمیز،  دومان ساوالان نوشته ای تحت عنوان «  آذربایجانجا؛ دوولت کیملیکی یا حرکات کیملیکی!؟»  - در سایت های تریبون و بای بک و یورد نت  و... - با همان مضمون منتشر کرده است.البته وی به موضوعات متعددی نیز اشاره کرده است . (که من خیلی کوتاه  درزیر نویس به این نکات انحرافی اشاره می کنم 1)

دومان ساوالان در باره زبان آذربایجانی مینویسد: «جبهه خلق گفت زبان دولتى «تورکی» است، اما از گفتن اسم ملت  که «ملت تورک» است امتناع کرد. اما با تغیر حکومت تثبیت هویت نیز تغیر کرد و یک اسم جعلی بمیدان آمد: «آذربايجانى»  و سپس میپرسد:«پس چرا «آذربايجانى ؟!» مرحوم  حیدر علی یف بخاطر کی و  کدام منافع و یا  در نتیجه فشار چه کسانی این عنوان را بمیان  آورد؟ اگر به این سئوال جواب قطعی هم نتوانیم بدهیم اما حدس زدن خیلی هم دشوار نیست. » (سایت تریبون / به زبان ترکی).

مراجعه ای کوتاه  به قوانین اساسی کشورهای قزاقستان ، ترکمنستان ، قیرقیزستان و ازبکستان ،  و یا تاتارستان  بعنوان جمهوری هائی که همگی پایه اتنیکی ترکی دارند، نشان می دهد که در هیچیک ازآنها از زبان "ترکی" بعنوان زبان رسمی  نام برده نشده است  ، بلکه از زبان های "قزاقی" ، " قیرقیزی"، "ترکمنی"، " ازبکی" و " تاتاری" نام برده اند و دولت آذربایجان نیز بدرستی در قانون اساسی خود از زبان " آذربایجانی" بعنوان زبان رسمی مردم آذربایجان که بدان تکلم می کنند ، نام می برد. حتی دولت تاجیکستان ، نه از زبان " فارسی " ، بلکه زبان " تاجیکی "  را بعنوان زبان رسمی دولت در قانون اساسی خود ذکر کرده است . در واقع ،آنچه جعلی است،  ادعای جعلی یودن و نفی زبان مردم آذربایجان بعنوان یک زبان رسمی است که سایت قیرمیز و امثال آقای ساوالان  انجام میدهند. 2

این آقای ساوالان برای اینکه حدس اش را به یقین تبدیل کند، به « تورگوت ار»  نامی که در سالهای 1993- 2000 مشاور مطبوعاتی سفارت ترکیه در باکو بود، متوسل میشود و از این جناب نقل قول می آورد که بلی حیدر علی یف از اتوریته  و موقعيت خود استفاده کرده زبان جعلی آذربایجانی را  به قانون اساسی آذربایجان تحمیل کرده است.

این تورگوت ار کیست که ساوالان از او نقل قول می آورد؟  این آدم یک تورکچو  (ترک گرا) و نژاد پرست  ودشمن زبان آذربایجانی و البته دشمن  حیدر علی یف هم است. تورگوت ار مینویسد:  حیدر علی یف  را که بشدت بیمار بود دولت در سایه روسیه و کادرهای قدیمی آذربایجان و ترکیه  از مسکو به نخجوان آوردند و دو سال در نخجوان برای حکومت آماده کردند. ترکیه و دولت در سایه روسیه حیدر علی یف را از نخجوان به باکو آوردند ورئيس دولت کردند. نویسنده سپس درباره دیکتاتوری علی یف در آذربایجان قلم فرسایی میکند واو را با استالین و بریا مقایسه میکند. ( نگاه کنید به قطعاتی ازکتاب « از آزادی به اختناق نوشته تورگوت ار» - علی یف شروع به حمله میکند: گویی استالین _ بریا زنده شده اند. لینک بالا – حیدر علی یف- به زبان ترکی استانبولی)

بدیهی است که درباره حیدر علی یف بویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال آذربایجان  نظر مردم جمهوری آذربایجان صائب تر است تا نظر یک ترک گرا ونژاد پرست! 

پس از استقلال آذربایجان  که هرج و مرج و بی قانونی از یک طرف و مداخله قدرت های خارجی ها و از جمله مداخله جمهوری اسلامی ایران - درجهت دادن به رویدادها و صدور انقلاب اسلامی-  و اشغال اراضی آذربایجان توسط  ارمنستان با حمایت روسیه و حتی جمهوری اسلامی ایران؛ آذربایجان را در آستانه نابودی کامل قرار داده بود، حیدر علی یف تنها سیاستمداری بود که بخاطر تجربه سیاسی و آشنایی عمیق با مسایل  آذربایجان توانست جلو فروپاشی و نابودی کامل جمهوری آذربایجان را بگیرد.

فریدون الله وردی یک ژورنالیست بی طرف که دل خوشی نیز از دولت کنونی آذربایجان ندارد، در باره کتاب « از آزادی به اختناق» نوشته «  تورگوت ار» مینویسد:

«....در کتاب در رابطه با جامعه آذربایجان به اندازه کافی اشتباهات جدی راه یافته است. حتی بعضا آدم باور نمیکند که مولف هفت سال در آذربایجان  زندگی کرده است.»...«نقد مولف  بسیار ابتدائى  است. او تمام مسایل را از منظر ترک گرایی نگاه میکند. آنهایی که ترک گرا نیستنند ملامت میکند وبر عکس بخاطر ترک گرا بودن تحسين  میکند. در حالیکه در آذربایجان امروز آنچه کمتر بدان احتیاج است همانا ائدئولوژی تورک گرا است.»(نگاه کنید به بلوگ فریدون الله وردی/ درباره کتاب « از آزادی به اختناق» نوشته تورگوت ار/ به زبان آذربایجانی)

آنچه سایت قیرمز و دومان ساوالان طوطی وار تکرار می کنند ،  آقای حسن گلی در سال 1387،دررابطه با نقد قانون اساسی جمهوری آذربایجان ، درباره زبان آذربایجانی نوشته است!

تنها نگاهی به برخی از نوشته های (حسن گلی)  در باره جمهوری آذربایجان در سایت «پایگاه اطلاع رسانی جهان اسلام » و «سایت تابناک» (محسن رضایی) ماهیت ضد آذربایجانی اورا نشان  میدهد. همین طور برنامه های ضد آذربایجانی «کانال سحر» وابسته به جمهوری اسلامی دست پخت حسن گلی ها است.نگاه مختصری به فعالیت های این تئوریسین اتاق فکر جمهوری اسلامی  در رابطه با جمهوری آذربایجان، می تواند تصویری از افکار و اندیشه های او به خوانندگان این نوشته بدهد.

آقای حسن گلی (سردبیر «فصل نامه تحقیقی مطالعاتی آران» ) و یکی از دشمنان قسم خورده جمهوری آذربایجان است. تمام نوشته های او علیه جمهوری آذربایجان و از موضع فتنه گری و الحاق جمهوری آذربایجان به ایران  است . حسن گلی  به بهانه نقد قانون اساسی جمهوری آذربایجان رسما و علنا از تشکیل جمهوری اسلامی در آذربایجان دفاع میکند! شاید گفته شود که این نظر یک فرد و نهایتا نظر  سردبیر فصل نامه تحقیقی مطالعاتی آران است. ولی اعمال و کردار جمهوری اسلامی در رابطه با جمهوری آذربایجان، نشان میدهد که نویسنده نظرات گردانند گان و حاکمان جمهوری اسلامی را منعکس میکند.

حسن گلی مینویسد: « روند تحریف تاریخ که پس از اشغال منطقه ایرانی قفقاز توسط امپراطوری روس تزار شروع گردیده بود و در دوره کمونیستها شدت گرفته بود پس از استقلال جمهوری آذربایجان نه تنها متوقف نشد بلکه با سرعت بیشتری پیگیری شد؛ از مهمترین اقداماتی که در این دوره برای تثبیت تحریفات تاریخی و جهت مقابله با هویت تاریخی مردم مسلمان جمهوری آذربایجان انجام گرفت تصویب قانون اساسی این کشور بر دو پایه سکو لاریسم و لائیسم بود.

اصل اول قانون اساسی جمهوری آذربایجان یگانه منبع حاکمیت دولت جمهوری آذربایجان را ملت معرفی نموده و در بند 1 اصل 7 چنین تصریح می‌کند که «دولت آذربایجان، دموکراتیک، حقوقی، دنیوی و یونیتار است» و نیز در بند اول ماده 18 به جدایی دین و دولت اشاره نموده و چنین آورده است که «درآذربایجان دین و دولت از هم جداست و تمام عقاید دینی در برابر قانون یکی است.»همانگونه که ملاحظه می گردد واضعان قانون اساسی جمهوری آذربایجان ،این قانون را بر دو مبنای لائیسم (دنیوی بودن) و سکولارسیم (جدایی‌ دین از سیاست) تدوین نموده اند وکوچکترین توجهی به دین ،مذهب وسابقه فرهنگی و تاریخی این ملت نداشته اند.

پدید‌آورندگان قانون اساسی جمهوری آذربایجان با توجه به آموزه‌های کمونیستی و نیز با تکیه بر تجربه‌ها و آموزه‌های پرخطر بشری و به تبعیت از غرب یگانه مبنع حاکمیت را ملت معرفی کرده‌ و برای خدا در این خصوص نقشی قائل نشده‌اندو در حقیقت هیچ گونه توجهی به مبدا اصلی قدرت نداشته و زندگی اجتماعی بدون خدا را برای مردمی که بیش از 95 درصد آنان را مسلمانان تشکیل می دهند تجویز نموده اند.

به نظر می رسد نویسندگان قانون اساسی جمهوری آذربایجان بدون شناخت دقیق از دین اسلام که دین اکثریت مردم این جمهوری را تشکیل می‌دهد و تنها بر اساس آموزه‌های ذهنی خود و تحت تاثیر تبلیغات جهانی در ستایش و تجلیل از دموکراسی (غربی) در بند 1 اصل 7 حکومت آذربایجان را دموکراتیک اعلام نموده‌اند.

دموکراسی عنوان پر طمطراقی است که البته چنانچه با دین و فرهنگ عمومی یک مردم هماهنگ گردد می تواند به عنوان یک مدل حکومتی مناسب مورد استفاده قرار گیرد لیکن مراد تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری آذربایجان از دموکراتیک معرفی نمودن حکومت صرفا حذف دین از عرصه سیاسی و اجتماعی جامعه می باشد چه اینکه در قانون اساسی آذربایجان مواردی وجود دارد که مغایر با دموکراسی است به عنوان مثال بند 3 ماده 56 تصریح می‌کند که حق نامزدی خادمان دین (روحانیان) و ... در انتخابات طبق قانون می‌تواند محدود شود علاوه براین در صحنه عمل نیز امروزه مشکلات زیادی برای اجرای دموکراسی در جامعه آذربایجان وجود دارد چرا که دولتمردان حاکم از یک سو اراده محدوده نمودن دین را دارند و از طرف دیگر با مردمی رودررو هستند که اکثریت آنان مسلمان بوده و خواستار اجرای تعالیم اسلامی هستند..

چالشهایی که امروزه اکثریت مردم شیعه این کشور با آن رو در رو هستند گویای این واقعیت است که در جمهوری آذربایجان اراده اکثریت تحت الشعاع اراده گروه محدودی قرار گرفته است که منافع خود را در حذف دین از عرصه اجتماع و از بین بردن فرهنگ و هویت تاریخی مردم جستجو می کنند.

.... عدم ارائه مجوز به حزب اسلامی جمهوری آذربایجان گواه بارز نقض دموکراسی در جمهوری آذربایجان است که به استناد اصل سکولاریسم صورت می گیرد . اجتناب از ارائه مجوز برای تاسیس حوزه های علمیه و مراکز دینی مستقل، ممانعت از برگزاری آزادنه مراسمات دینی به ویژه در ماه محرم، ممانعت از انتشار ادبیات شیعه ایران و گشایش دفتر مراجع تقلید علیرغم خواست اکثریت مردم جمهوری آذربایجان، جملگی نمونه هایی از نقض دموکراسی مورد ادعای دولت جمهوری آذربایجان می باشد که در اصول مختلف قانون اساسی این کشور به ویژه در اصل هفتم و... مورد اشاره قرار گرفته است».( به نقل از «قانون اساسی جمهوری آذربایجان تبلور لائیسم وسکولاریسم» نوشته حسن گلی)

من این نقل  طولانی را بدین خاطر اینجا آوردم که خوانندگان  یک حداقل آشنایی با دیدگاهای حسن گلی داشته باشند.

جالب است که این آدم  - که در بالا نظراتش را در رابطه با سکولاریسم و لائیسم ودموکراسی آوردم-  در ادامه نقد قانون اساسی جمهوری آذربایجان  از موضع دفاع از زبان ترکی و محکوم کردن زبان آذربایجانی که در قانون اساسی آذربایجان آمده است، یقه می دراند:

« بند 1 اصل 21  قانون اساسی ج آذربایجان زبان رسمی و دولتی جمهوری آذربایجان را «زبان آذربایجانی» قید کرده است نه تعابیر و قیدهایی مانند ترکی یا ترکی استانبولی و ... به نظر می‌رسد واضعان قانون اساسی خواسته‌‌اند بدین وسیله زبان آذربایجانی را غیر از ترکی معرفی کرده و برای آن هویت زبانی مستقلی در برابر ترکی استانبولی یا سایر شاخه‌های ترکی قائل شوند.»(همانجا)

در قانون اساسی آذربایجان در باره زبان رسمی ودولتی  چیز عجیب وغریبی نوشته نشده است. قانون اساسی آذربایجان از واقعیت حرکت کرده است. مگر زبان آذربایجانی زبانی متمایز از ترکی معمول در ترکیه نیست؟ بنابراین  معلوم است که چنین باشد، چون در واقعیت چنین است.

ترکی عثمانی وجانشین آن ترکی ترکیه  که امروز در ترکیه معمول است ، به دلایل تاریخی، سیاسی وحتی مذهبی راه تکامل مستقل از زبان آذربایجانی طی کرده است . واین تکامل خودش را در هر گوشه زبان خواه در لکزیک یعنی در گنجینه واژگان و خواه در گراماتیک نشان میدهد.پس از چهار صد_  پنج صد سال جدایی،  این زبانهارا نه تنها  نمیشود یکی کرد بلکه نمیشود به هم شبیه گرداند. ( نگاه کنید به :« ددین تورکو دیلی؟!» نوشته ممدلی در سایت اچیق سؤز) 

بی سبب نیست که حکومت ملی آذربایجان  65 سال پیش در «قرار حکومت ملی آذربایجان در باره زبان » آورده است:  « از امروز در آذربایجان زبان رسمی دولت، زبان آذربایجانی است.» ( قیزیل صحیفه لر/ آچیق سؤز)

همچنین پیشه وری در شهریور 1326 با امضائ سمندر مینویسد : «این زبان، زبان مادری ما همانگونه که حاجی میرزا حسین رشدیه گفته، زبان آذربایجانی است.» ( قیزیل صحیفه لر/ آچیق سؤز)

حسن گلی که تمام نوشته هایش دارای مضمون و محتوی  ایرانگرایی افراطی است و علیه موجودیت جمهوری سکولار آذربایجان و استقرار حکومت اسلامی در این جمهوری فعالیت می کند ؛ در مقابل زبان آذربایجانی ، از زبان ترکی دفاع میکند!! قاعدتا دفاع  دشمنان جمهوری آذربایجان  از زبان ترکی و یا ترکی استانبولی  در مقابل زبان آذربایجانی تامل برانگیز است.

اظهار نظر های ارائه شده  توسط سایت قرمز و دومان ساوالان وامثالهم  فاقد ابتدائي ترین  آشنائی لازم درمورد تکوین زبان ترکی استانبولی وزبان آذربایجانی  است و اساسا یک اعلامیه ایدئو لوژیک ، به نیابت از خط رسمی جمهوری اسلامی علیه زبان آذربایجانی در ایران و علیه زبان و دولت جمهوری آذربایجان است  که دلایل آنرا آقای  حسن گلی رسما بیان کرده است.


1)- آقای ساوالان مینویسد : «جنبش ملی آذربایجان جنوبی میخواهداستقرار غیرعادلانه ای که در منطقه علیه اوست ویران کند. ...جنبش ملی آذربایجان جنوبى تلاش میکند اکثریت مردم را با تکیه به هویت ائتنیکی که آنها را از دیگران جدا میسازد، بسیج کند .»

الف - هیچ فرد و گروه و جریانی حق  ندارد بنام  کل جنبش ملی آذربایجان سخن بگوید.  ایشان تنها میتوانند بعنوان نماینده یئنی گاموح { که اخیرا بطور علنی وآزاد در ایران فعالیت میکند!} در خارج ازکشور حرف بزند. این « استقرار غیر عادلانه در منطقه »! یعنی چه و کدام قدرتها و دولت ها را مد نظر دارد؟ کسی که جرئت ندارد حتی نام دشمن ملت آذربایجان را بر زبان بیاورد، حق ندارد بنام  جنبش ملی آذربایجان سخن بگوید.

ب - این  «تکیه به هویت ائتنیکی» همان نگاه ویرانگر نژادپرستانه ای است که تا امروز جنبش ملی آذربایجان را به زانو در آورده و رشد وگسترش آنرا مانع شده است. این فکر تماما غلط است که میشود تنها براساس هویت ائتنیکی ملت را متحد کرد. البته میشود یک لایه ی نازکی را که گرایشات نژادپرستانه دارند گرد آورد. برای متحد کردن دموکراتیک مردم همزمان که روی خقوق ملی تاکید میشود، باید روی مطالبات زنان، کارگران و زحمتکشان، جوانان و محیط زیست متمرکز شد.

2)  ماده 7 قانون اساسی جمهوری قزاقستان ، بند 1: " زبان دولت جمهوری قزاقستان، زبان قزاقی خواهد بود".

بند 2:" در نهاد های دولتی و پیکره های خود گردان محلی ،زبان روسی و لطور رسمی برابر با زبان قزاقی بکار برده خواهد شد".

بند 3: " دولت، شرایط مطالعه و پیشرفت زبان های خلق قزاقستان را فراهم خواهد ساخت"

همچنین ، ماده 5 بند1 قانون اساسی جمهوری قیرقیزستان :" زبان زسمی چمهوزی قیرقیزستان،  زیان قیرقیزی خواهد بود".

ماده 13 جمهوری ترکمنستان بند 1 : " زبان ترکمنی" زبان دولت ترکمتستان است".

ماده 21 قانون اساسی جمهوری آذربایجان: " زبان دولت آذربایجان زبان آذربایجانی خواهد بود".

ماده 2 قانون اساسی جمهوری تاتارستاان: " زبان های تاتاری و روسی ، زبان های دولتی در جمهوری تاتارستان خواهد بود".

ماده 2 قانون اساسی جمهوری تاجیکستان: " زبان دولت تاجیکستان ، تا جیکی خواهد بود"

برای مشاهده منابع ذکر شده در فوق، مراجعه شود به:

http://web.parliament.go.th/parcy/sapa_db/cons_doc/constitutions/data/Kazakhstan/Kazakhstan.htm

http://www.wipo.int/wipolex/en/details.jsp?id=10576

http://www.uta.edu/cpsees/TURKCON.htm

http://www.uta.edu/cpsees/UZBEKCON.htm

http://tatarstan.ru/eng/documents/constitution.htm

http://unpan1.un.org/intradoc/groups/public/documents/untc/unpan003670.htm

http://azerbaijan.az/portal/General/Constitution/constitution_01_e.html

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در گزارش آقای یونس شاملی ایشان گفتند . جامعه فارس ایران = یعنی جوامع ایران تقسیم می شوند . جامعه ترک تبریز و جامعه کرد و ... ما یک ایران داریم و بس . باید مثل فرانسه عمل کرد... همهء نژادها در راستای خط برابری یعنی = فرانسه = زندگی می کنند اگر کسی خودش بالای خط برابر با فرانسه دید او به جامعه متعلق نیست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای صمد اظهارات شما را خواندم. امیدوارم روزی برسد که دوستانی که در مورد یک نوشته اظهار نظر میکنند بجای استفاده از روش مقابله غیراخلاقی با شخص نویسنده وارد میدان مباحثه ی منطقی در مورد اصل موضوع نوشته شوند.این در عین حال ممارست و تمرینی برای نهادینه کردن مناسبات دموکراتیک بین افراد یک جامعه است. اگر نویسنده ای مورد نقد خوانندگان خود قرار گیرد، حتما خود نیز بسیار ممنون خواهد بود چرا که این تعامل بین نویسنده و خواننده به تکامل ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آزاد چرا با همه یکی کردن بتاریخ خونبار چپ ایرانی از نوع روسی وچینی دنبال برائت هستید مگر نه این است که گذشته چراغ راه آینده است کدام چراغی را این رفقا فرا راه ملت ستمدیده قرار دادند غیر از خود را قربانی آرمانهای وارداتی خیالی کردن ،جناب آزاد ستمگری وظلم رژیم شاه ایدئولوژی ما را توجیح میکرد واز دشمن برای خود کسب حقانییت میکردیم . چپ مترقی جهان آزاد کجا و چپ وطنی کجا ، فرق بین هوگوچاوئز و اولاف پالمه است ویا کره شمالی رفیق کیم ایل سونک با کشور امپریالیستی وپادشاهی سوئد . با اصرار بر خطا تنها خطاکاری را تکرار میکنیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آزاد(...) فراموش نکنید که اکثر شاعران و نویسندگان بزرگ و معاصر جهان از چپ استالینستی و برژنفی هرگز حمایت نکرده اند و نمیکنند.شما مثل اینکه فرقی بین چپ و چپ نمیگذارید. سوسیال دموکراتها که بعنوان چپ شناخته شده اند حتی بطور برنامه ریزی شده علیه چپ مد نظر شما مبارزه کرده اند و آن چپهای شما در اروپای شرقی ، در کوبا و در کره شمالی همچنان به دیکتاتوری و ستم مشغول هستند و آن چپهائی که مورد احترام بشریت ترقیخواه هستند مخالف چپ گراههای ایرانی از نوع حزب توده و امثال آنها نشعت گرفته از مسکو هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مرندی! من خوشحال بودم که خودت را از این غوغا کنار کشیده و به کار تخصصی خود پرداخته ای. ولی دوباره خودت را قاطی این ماجرا کردی که هم در صلاحیتت نیست و هم خرابت می کند. می توانی چپ نباشی . ولی از دشمنی با چپ بپرهیز. فراموش نکن که اکثریت شاعران و نویسندگان برزگ و معاصر جهان از چپ بوده اند و یا دارای احترام نسبت به چپ. و هیچ کدام از گرگان خاکستری ترک و فارس و روس و عرب و عجم و لاهوتی و ناسوتی را پیدا نمی کنی که مورد احترام بشریت ترقیخواه باشد. از سرنوشت آنان عبرت بگیر. توصیه می کنم: خودت را قاطی این حد از سیاست نکن. تا امکان هست، استفاده کن که خراب نشوی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئله فوق را باید عالمان ومتخصصین زبان شناسی بررسی کنند ونظر کارشناسانه میخواهد حال اگر فردی که نه کارش ربطی به موضوع دارد ونه علاقه اش ونه در این مورد ثلم زده یکباره فتوا صادر میکند باید علت را نه در نفس موضوع بلکه جای دیگر باید پیگیر بود وآن برگشت راقم به جایی که عمری بوده و جایی دیگر ندارد آنهم بستر چپ سنتی است و جمع مرکزگرایان که این نوشته عرض ارادت به رفقاست واگر هم شام قازانوار حرکت رهایی مللی را نشان گرفته زیاد نباید متعجب بود چون / زخم اول بر نیام خود زند شمشیر کج

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

صمد آقا اين افرادى که شما نام برديد، از کى تا بحال شخصيتهاى ازربايجانى شده اند ،اينها فقط شخصيتهاى سابق حزب ﴿شريف﴾ ׳
توده وحزب اکثريت، که البته در هيچ زمانى داراى اکثريتى نبوده اند مى باشند، که تا به امروز درهم مورد عمال گذشته خود براى مردم هيچ گونه توضيحى نداده اند ، چون در مکتب اين آقايان به مردم توضيح دادن معنائى ندارد . باورکنيد مردم ازربايجان
نيازىبه اين شخصيتها ندارند ،که حتأ قادر به ادارة يک شرکت با پنج کارگرهم نيستند چه بماند به رهبرى حرکت عظيم مردم
ازربايجان . در اينکه ان آقايان در زمينه هاى علمى در مقابل آقاى مهران باهارلى کم مى اورند ،هيچ شکى نيست ، مقالة اخر
آقاى آزادگر خود گواه براين ادعاست . ׳

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

جناب آقای علیرضا صرافی،
نژادپرست خواندن مدیر و گردانندگان "سایت پرافتخار قرمز" تهمت و اتهام نیست بلکه حقیقت محض است. کافی است نگاهی به تیتر لینکها و کامنتهای زیر لینکها انداخته شود تا درجه و نوع افکار راسیستی این جنابان برای هر خواننده منصفی آشکار شود. لمپن خواندن کاراکتری مثل آقای سهند نسیمی و امثالشان نیز حالت اتهامانه ندارد بلکه صفتی است محترمانه در مورد این اشخاص. اگر عفت قلم اجازه میداد نمونه هایی از نوشته های او را اینجا ذکر میکردم تا صفت اصلی افرادی مثل او برای همگان مشخص شود. بگذارید همین قدر بنویسم که ایشان روزانه چندین بار در "سایت پرافتخار قرمز" به «توالت عمومی ایران گلوبال» اشاره میکنند و...
در مورد یکی دو نفر نژادپرست عقده ای از جریانی موسوم به آداپ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنده هم موافق هستم که هر کس باید پای بند اصول وگفتار خود باشد اما متاسفانه اشخاصی همچون محمد آزادگر نه تنها به اصول و اخلاق پایببند نیستند بلکه در تخریب شخصیت سایر فعالان آزربایجانی نیز نقش اساسی داشته و دارند. ایشان ادعای آزادیخواه و دموکرات بودن را دارند ولی بر سر مزار حيدر علی اوف گل میگزارند و دیگران را به مزدگیری باکو متهم میکنند و یا اینکه در نخستین اجلاس برگزاری فدرال دموکراتها با هزاران حیله بند دفاع از مرز پرگهر ایران را بر دیگران تحمیل میکند اما جراعت دفاع از عقیده خود در ملا عام الاخصوص در اجلاس آمستردام را ندارند بگذریم از اینکه هر دم در کمبود منطق به فحاشی رو میاورند. گفتار و نوشتار این آقا اکثر مواقع هزاران کیلومتر با اعمالش فرق میکند. حالا دم خروس را باور کنیم و یا قسم حضرت عباس آقای آزادگر را.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای صمد پیشنهاد میکنم که انتقادات بجای خود از سایت قرمز را یا به مدیریت سایت بنویسید و یا طی مقاله ای جداگانه در سایتهای دیگر بنویسید و لینک آنرا در سایت قرمز منتشر نمایید تا همه نیز در جریان ایرادات شما به سایت قرار گیرند.
خوشحالم از اینکه شما نیز چون من مشکلی با عقاید مختلف ندارید و با توهین و تحقیر و فحاشی مخالفید. ای کاش جنابعالی نیز در نوشته های خود ، نشان میدادید که خود نیز پای بند این اصول هستید. چون جنابعالی نیز در این کامنتهای کوتاه خود ضمن اینکه نام و نشان مشخصی از خود ارائه نداده اید به اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی و مجازی تهمت هایی زده اید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

جناب آقای علیرضا صرافی،
غیر مسئولانه برخورد کردن مدیر سایت قرمز در رابطه با " نشر اتوماتیک لینکها" نیست بلکه در کنترل پیامهایی است که زیر لینکها گذاشته میشوند. در این پیامها یک مشت افراد بی نام و نشان به خود جرأت میدهند تا به حریم خصوصی انسانهای حقیقی تجاوز کنند و حتا در مورد مثلا روابط جنسی انسانها نیز نظر بدهند. آیا مدیریت "سایت پرافتخار قرمز" این مسئولیت را ندارد تا جلو هتک حرمت انسانها توسط لمپن شناخته شده ای مثل سهند نسیمی و یکی دو نفر نژادپرست عقده ای از جریانی موسوم به آداپ را بگیرد؟ در رابطه با آقای مهران بهاری نیز، مشکل بر سر "عقاید مختلف" این فرد نیست بلکه سر توهینها و تحقیرها و فحشهایی است که این باصطلاح "شخص" نثار شخصیتهای شناخته شده آذربایجانی کرده است و میکند. هرگز فکر نمیکردم که قضاوت روشنفکر شناخته شده ای مثل شما در این حد باشد. واقعا متاسفم!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(ادامه)
....اما چه بهتر که اینبار موضوع از دیدگاه‌های جدیدتری نیز مطرح شوند. باشد که در نقد یا تکامل نظری همدیگر موثر افتند، خوانندگان نیز با دید بازتری موضع خویش را در این باره قطعیت دهند.
رابعا اعتقاد دارم که اولین گام در به انحراف کشاندن و لاجرم تعطیلی بحث این است که به جای اینکه منطق و مستندات و محتوا نظرات طرف مقابل را به چالش بکشیم بخواهیم شخصیت طرف بحث را زیر سئوال ببریم و به این ترتیب وی به جای دفاع از فکر و اندیشه خود، از شخصیت خویش دفاع کند ... و بسیاری نیز به علت جو آلوده بحث حاضر به شرکت در آن نشوند تا انگی نیز به دامان ایشان چسبانده نشود. این مغایر با پولاریسم و اصول آزادی بیان است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای صمد
بنده افتخار مدیریت سایت قرمز را ندارم و مبتکرین و طراحان این سایت را هم نمی شناسم، اما چون در نوشته‌ کوتاه شما نامی از بنده رفته و در اذهان خوانندگان شبهاتی ایجاد کرده، لازم دانستم پاسخ کوتاهی به نوشته شما بنویسم:
اولا: سایت قرمز مانند " بالاترین" یک لینکستان است، لذا هرگونه تلاش در مقصر جلوه دادن مدیریت یک لینکستان در نشر اتوماتیک یک لینک، به همان اندازه ناروا و بی‌مورد است که انتساب مدیریت آن به این و آن.
ثانیا بنده ارادت خاصی به آقای محمد آزادگر و سایر دوستان همفکر ایشان دارم. همچنانکه مشکلی هم با عقاید متفاوت آقای مهران بهاری ندارم و اعتقاد دارم که به قول معروف "تضارب افکاردن بارقه حقیقت دوغار".
ثالثا : چنانکه میدانید اینکه نام زبان ما ترکی‌ست یا آذربایجانی یا آذری، موضوع جدیدی نیست، پیش از این نیز بارها مورد بحث قرار گرفته، ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

بدون شک زبان مردم ازربايجان همان تورکى آزربايجانى است. يعنى تورکى که مختص منطقة جغرافيايى ازربايجان مى باشد.اين استاد گرانقدر مدعى هستنند که زبان مردم ازربايجا ن ،ازربايجانى است بس حتمأ زبان مردم اتريش هم اتريشى وزبان مردم و کبک هم کبکى و مردم سويس به زبان سويسى صحبت مى کنند !!!!!! ׳

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولا سایت قیرمیز یک وبسایت اشتراک لینک است. و هر کسی میتواند در آن فعالیت داشته باشد.
دوم اینکه شما از چه روشی هویت مدیر یا مدیران این وبسایت را کشف و اعلام کرده اید؟!! :) داستان و قصه گفتن مد شده ظاهرا!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ینی لیک عزیز! یادت رفت نقش حزب توده در جنگهای ایران و روس را بنویس و پرده از خیانتها این حزب در 1812 برداری. در همان جنگها ، یعنی 300 سال پیش حزب توده باعث دو تکه شدن آذربایجان میان ایران و روس شد. فکر نکنند که ما یادمان رفته

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر میرسد که این کمونیستهای کلن و محدوده چند نفری نظام قدیم دارد خوب رو براست میشود و در انجام کارهایی که مدتی وقفه حاصل شده بود همان آموخته های اکابر حزب توده را اینبار نه برای افشای دشمنان ایت اللاه ها در سالهای استقرار نظام ضد غربیشان بلکه بعد از آرمیدن در بستر نظام امپریالیستی بر علیه تلاشگران راه رهایی ملی بکار میگیرد . بدون داشتن دشمن که انگیزه وجودی تمام سیستمهای توتالیتر است ومقام معظم دوستان قدیمشان نیز همیشه یاد اوری مینمایند ، این چند قدیمی راه و روش وشیوه ومتد دیگری نیاموخته لاجرم غیر ازنمایش این عارضه آموزشی و از دور خارج شده کار دیگری بلد نیستند وبرای این اندک شاید دیر شده باشد هر چند که هستند کسانی که صادقانه باانحراف فکری و ساختاری توتالیتری تصفیه حساب کرده وسرفرازانه در خدمت رهای ملت خود ار راسیسم واستعمار.دولت مرکزی آریایی هستند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آزادگر ! شما در مقالعه ای نوشتید " آقای سیروس مددی براستی دنبال چیست؟ " حالا باید از شما پرسید " آقای محمد آزادگر براستی دنبال چیست ؟" شما نوشتید " آقای مددی و دوستانشان در سایت آذربایجان با جاروجنجال و هیاهوی بسیار سعی میکنند که قصد آنها از طرح این بحثها خدمت به حرکت ملی و دموکراتیک آذربایجان است ولی نوشته ها ووو البته چیز دیگری را نشان میدهد"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اين مكتب دشمن شناسي اينبار عجب محصولي داده است! آفرين بر شما آقاي آزادگر. دير آمديد و داريد روي دست استاد بلند ميشويد! كمي هم تواضع بخرج بدهيد و حق پيشكسوت را رعايت كنيد. ميدانم كه با اين شاهكارتان، رونق از كارهاي علمي رفيق مددي گرفته ايد. واقعا از انصاف و رفاقت به دور است. او بود كه اين مكتب بنا بنهاد و شما داريد... صرفنظر از اين گلايه دوستانه، اثرتان هم عميق است و هم ماندگار. در اثر قبلي تان هم سراغ اين دشمنان خبيث رفته بوديد. البته اثر قبلي كه طي آن دشمن را از ميان اهل قبور (مرحوم علي تبريزي) رصد كرده بود، جالب بود. يك دوستي كه بسيار تحت تٲثير نوشته قبلي شما در اين موضوع شيرين كشف و شناسايي دشمن بود به حيرت آمده بوده كه ما از دست مرده ها هم در امان نيستيم و نميدانيم كه بعداز به چه كسي اطمينان بكنيم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من فقظ نوشتار این نامهارا در نطر میگیرم آنجه برای خواننده مهم وتعیین کننده است عقلانیت ومنظقی بودن دلایل وچالش نظری است . اینکه کی کجا زندگی میکند ویا اسم حقیقی دارد کار اظلاعاتی ویا لاتی است که یا حرفه اش ایجاب میکند یا عثل ومنطق غایب است و عقده ها و کمبودهای مدنی میداندار است . نحوه بر خورد طرفداران با مسئله خود میتواند سر نخی به خواننده بدهد که خواستکاه فکری و هواداران این نظر از چه جنس است .کافی است به نوشتار آفای بابک و ادبیات وفضای حسی آن ودر کنار آن به پاسخ آفای شام قازانی دقت شود تا سطح فکری و مدنی روانی در هواداری از نطرات وافراد نام برده شده معیاری را در اختیار خواننده قرار بده که فرای خود بحث است . اما در مورد سوابق درخشان سیاسیون وگروها باید عملکرد ونتیجه کار آنها را مد نطر داشت نه ادعاها وبیانیه ها وخود گوئیهایشان . چپ مرکزگرای امروز نه تنها درسی از بدکاریها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" حزب توده را باید به ۳ سه‌ دلیل به دادگاه کشاند """" ۱- خیانت به انقلاب مشروطیت. ۲- خیانت به حکومت فرقه دمکرات آزربایجان ۳- خیانت به مصدق. آزربایجانی‌ها با نوشتن ناامه با بان کی‌ مون سازمان ملل خواستار رفراندم برای استقلال شده اند، این پیر و پاتال‌های توده را به وحشت انداخته، دوباره """ بحث فرسایشی """ دیگری را وسط انداخته اند، چرا بازماندگان توده بحث """ این زبان فارسی‌ واقعا فارسی‌ است یا دری افغانی """ را پیش نمیکشند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتی سر وکله محمد آزادگر پيدا ميشود بايد اين سوال را انسان از خودش بپرسد که چه شده که اين آقا با آن همه سابقه درخشان دوباره قلم بدست شده ، مثلا سوالی که مغز مرا مشغول کرده اينست که نکند محمد آزادگر دوباره هوای زيارت مزار حيدر علی اوف افتاده البته با هواپيما و هتل لوکس مجانی مثل دفعات قبل . آخر اين چه مقوله ای است که هم طرفدار آزادی و سوسياليزم بود ، هم اينکه از خانواده مافيائی و مافوق سرمايه داری دفاع کرد. خيلی راحت و پوست کنده بگويم حنای باز مانده های حزب توده رنگ ندارد و حرکت ملی آذربايجان راه مستقل خود را طی ميکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صمد آقا! اتفاقا خوب خوانده ام و جوابش را هم همان بود كه داده ام و اينجانب منتسب به هيچ شخص و اشخاص يا گروهي نمي باشم ضمنا اشخاصي را كه نام برده ايد نه مي شناسم و نه از افكار آنان اشنايي دارم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان توجه مي فرماييد نظر به اينكه به قول مديريت سايت محترم ايران گلوبال در ارتباط با اينكه چه كسي از چه كانالي در داخل است يا در خارج ارتباطي ندارد اما هنوز هستند افرادي كه بسيار محققانه در پي اي پي هاي ارسالي اينجانب هستند بنابراين با توجه به اظهار آقاي ارس در كامنت 17 دسامبر كه به صراحت اعلام مي نمايند از طريقي هك نموده اند لذا موضوع از طريق سرور ما در يكي از كشورهاي اروپايي تحت رسيدگي است و متاسفم به اطلاع برسانيم چناتچه اين شخص يا اشخاص از پناهجويان ايراني در يكي از كشورهاي اروپا باشند از طريق امور پناهنگي ان كشور نيز تحت پيگيري قرار خواهد گرفت چرا كه موضوع قصد نفوذ و هگ سرو ما در اروپا براي شركت مذكور محرز و مسجل است و اين شركت منتظر اعلام شكايت ما مي باشد كه پيگيري هاي لازم را انجام نمايد مراتب جهت اطلاع به ساير دوستاني كه كنجكاوي در اين رابطه مي نمايند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نمی دانستیم سمبل و شاخص آزادیخواهی؛ از خود بیگانگی؛ دشمنی با ملت تورک آذربایجان ؛ دفاع از راسیزم و نژادپرستی فارس و انگ و اتهام زنی بدون سند و مدرک است! اگر آزادیخواهی این است؛ که تماما به لجن کشیده شده است ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دستتان درد نکند آقای آزادگر. تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی مهران بهاری این خط انحرافی را حالا نمایندگی می کند، چندین عضو علنی آنها که در ترکیه مستقر هستند و ظاهرا در رادیو و بخشهای ادبی کار می کنند، ولی حافظ منافع ترکیه و جمهوری اسلامی ایران هستند. خانم لیدا افشاری با این نام و این عکس وجود خارجی ندارد! ایشان در خارج از ایران هستند و یکی از مهره های تشکیلات مهران بهاری هستند. آگر این خانم با این نام و این عکس در ایران هستند و یا در خارج می توانند علیه من که آدرسم را همه می دانند در دادگاههای آلمان ویاٌ مجتمع بین المللی شکایت کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مدیر سایت قرمز، آقای علیرضا صرافی، با گشاده دستی تمام این سایت را در اختیار عناصر نژادپرست قرار داده است تا فعالین صادق و مبارزین آزادیخواه آذربایجانی را لگدمال کنند. افرادی از شبکه مهران بهاری و یکی دو نفر از جریانی موسوم به آداپ مهره های اصلی نژادپرستان فعال در سایت قرمز را تشکیل میدهند. شخصیتهای آزادیخواه مانند محمد آزادگر، سیروس مددی، لیلا مجتهدی، علیرضا اصغرزاده و دیگران بطور دایمی مورد حمله عناصر میت و تورانچی های فعال در این سایت قرار میگیرند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب بود به جای اینهمه پراکنده گوئی وذکر حوادث نامربوط با اصل قضیه در دو جمله مینوشتید که ما آذری هستیم و این هم زبان آذری است واز آریائی اصیل وپاسدار مرز پر گهر هستیم تا رفقای مرکزی بیشتر احسن بگویند . این مورد زخمتکشان وطبقات وطرفندهای بورژوازی وغیره نیست که سر وته نداشته باشد و هی گفت . صاحبنظران این عرصه این کار علمی را کرده اند زبان ما ترکی آذربایجانیست ترکی بخش جدا ناپذیر آنست مگر اینکه دولت اذربایجانجنوبی تشگیل شود آنوقت وجه ملی و ملییت مانند امروز از حساسیت ویژه بر خوردار نشود. اگر شما فثط آذربایجانی هستید وزبان شما آذربایجانیست آنوقت اگر ذر استادیومها ملت رفقا داد زدند....... ناراخت نشوید شاید هم نمیشوید چون وجه ایئو لوزیک بر واقعیت ها میچربد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سايت قيرميز سايت اشتراك لينك است. اين نوشته شما به اين ميماند كه كليه مطالب نوشته شده در فيس بوك را به حساب سايت فيس بوك بگذاريم. كاربران نظراتشان را در قيرميز منتشر ميكنند و بقيه هم راى ميدهند و موافقت يا مخالفت با مطلب هم حتى مستقل از رأى كاربران است. شما هم ميتوانيد ظرف دو دقيقه حساب در قيرميز باز بكنيد و نظر كاملا مخالف با نظرات بقيه منتشر بكنيد. كمى بايد براى شنيدن نظر مخالف سعه صدر داشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آزادگر؛ این جریانی که ان یاد می نمایید اخیرا شروع نشده است و اتفاقا از بیست و چند سال پیش آغاز؛ قدمتی به اندازه فاز نوین حرکت ملی آذربایجان داشته و هیچ دشمنی هم با نام جغرافیایی و سرزمینی آذربایجان ندارد. شاید شما و دوستانتان به علت مشغله فکری که به جهت مخالفت با هر نوع جریان ملی در مناطق ملی از جمله آذربایجان در ان برهه داشتید بدین مسئله پی نبرده اید و در سالهای اخیر بعد از قیام ملت تورک آذربایجان در 22 مای 2006 که اندکی جدیتر پیگیر مسائل شده اید. اما تو گویی به هر روی شما نمی توانید تکلیفتان را مسئله ملی در آذربایجان مشخص نمایید. گاهی به نعل و گاهی به میخ می کوبید. مسائلی که در کنفرانس آمستردام دسامبر 2009 مطرح نمودید و مواضعی که درست یک سال اندی بعد گرفته اید تفاوتی ماهوی داشته و گویای خیلی مسائل است! توصیه کوچکتر به بزرگتر شاید خلاف عرف رایج در فرهنگ ما باشد لذا از شما خواهش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

خانم لیدا افشار گرامی،
لطفا مقاله ها را اول بخوانید و بعد نظر بدهید. منظور آقای آزادگر ترک پرستان نژادپرستی مثل مهران بهاری، یونس شاملی و یکی دو نفر از بر و بچه های به انحراف کشیده شده آداپ هستند که در سایتهای قیرمیز و یوردنت بر علیه منافع ملی آذربایجانیها و به نفع دولت تورکیه و تورانگرایی فعالیت میکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتفاقا به موضوع جالبي اشاره فرموديد خيلي ديده شده است كه با اسامي مستعار و نامي كه منتصب به آزربايجان باشد و دفاع از مردم تورك آزربايجان اما در ماهيت نه تورك و نه آزرابجاني هستند براي تخريب در سايت ايران گلوبال مطلب مي نويسند و جالب اينكه خود را ايراني مي نامند ولي تورك آزربايجاني اين هم نمونه هاي از جعليات دوستان خزب پان هستند ياد امد موضوعي را بگويم آنهاي كه اهل شكار كبك هستند مي دانند كه كبك حيوانيست كه در تابستان سخت شكار مي شود چرا كه همرنگ محيط است اما اين حيوان در زمستان به راحتي شكار مي شود چرا كه اين حيوان محترم به ياد تابستان فقط سرش را زير برف مي كند و به تصور اينكه ديده نمي شود خود را پنهان مي كند