وزیری که دستش بند بود!

مرضیه وحید دستجردی، اولین و تنها وزیر زن در تاریخ حیات جمهوری اسلامی، به دستور محمود احمدی‌نژاد از مقام خود برکنار شده است.  به دنبال آن، آقای باقر لاریجانی رییس دانشگاه علوم پزشکی نیز از سمت خود کنار رفته است.  برکناری خانم وحید دستجردی پس از آن صورت گرفت که وی در ماه های اخیر از نحوه تخصیص ارز به بخش دارو به شدت انتقاد کرده و گفته بود که ارز این بخش صرف واردات لوازم آرایشی و سایر موارد شده است.  کمبود و گرانی دارو در ماه‌های اخیر که به علت افزایش شدید بهای ارز و مشکلات ناشی از تحریم‌های جهانی ایجاد شده به اختلافات شدیدی بین وزیر بهداشت و رییس جمهور اسلامی دامن زده بود.

در حالی که خانم دستجردی مرتبا از تعلل بانک مرکزی در اختصاص ارز برای ورود دارو انتقاد می‌کرد و بالا رفتن بهای دارو را اجتناب‌ناپذیر می‌دانست احمدی‌نژاد این سخنان را تکذیب می‌کرد.  ولی در ورای این برخوردها، رقابت‌های سیاسی دیگری نیز جریان داشت که به این اختلافات دامن می‌زد.  از دید احمدی‌نژاد و همراهان او، دستجردی به خانواده متنفًذ لاریجانی و به خصوص باقر لاریجانی نزدیک بود، و با توجه به اختلافات شدیدی که این روزها بین او و برادران لاریجانی (رییسان دو قوه دیگر حکومتی) در گرفته طبیعتاً همکاری این وزیر با آن رییس جمهور اسلامی دچار اشکال می‌شد.

چهار تن از برادران لاریجانی مقامات بالای جمهوری اسلامی را اشغال کرده‌اند.  علی و صادق به ترتیب ریاست قوه مقننه و قضاییه را در دست دارند، جواد معاون صادق در قوه قضاییه است و باقر تا روز عزل دستجردی از وزارت، ریاست دانشگاه علوم پزشکی را به عهده داشت.  درگیری‌های احمدی‌نژاد با دو برادر اول، علی و صادق، این روزها به مراحل حادًی رسیده است و طرفین ماجرا در برخوردهای علنی با یک‌دیگر از اتهام‌زنی‌های صریح و نسبت‌دادن‌های دروغ و توهم و مانند این‌ها به طرف مقابل (برخلاف توپ و تشرهای خامنه‌ای که آنان را به سکوت و آرامش خوانده است) ابایی ندارند.

حضور وزیر زن در نظام جمهوری اسلامی البته وصله ناجوری بود.  زن در نظام ولایت فقیه به زیر حجاب رانده شده تا تحت کنترل باشد و در عرصه عمومی کمتر پیدا شود.  تعداد انگشت‌شمار زنانی هم که در هر دوره مجلس اسلامی زینت‌بخش آن شده‌اند بیشتر به این دلیل به آن راه یافتند و تحمل شدند که مردانی در قالب زن بودند.  مردانی در قالب زن که از ارزش‌های جامعه مردسالار دفاع کنند و مروج و قانون‌گذار آن باشند (برخی از آنان شدیدترین مدافعان قوانین ضد زن بوده‌اند).  البته نسبت خانوادگی با روحانیان حکومتی نیز کمک بزرگی بود.  و تقریبا همه آن‌ها برای اثبات وفاداری کامل خود به فرهنگ جامعه مردسالار «حجاب برتر» را که کفن سیاهی به نام چادر است بر حجاب معمولی ترجیح داده‌اند.

خانم دستجردی نیز که از خانواده روحانی متنفًذی است و قبلا در مجلس اسلامی بوده و اکنون توانسته بود به مقام وزارت برسد طبیعتاً باید با همان «حجاب برتر» به وظایف خود در اداره سازمان عریض و طویل وزارت بهداشت می‌پرداخت.  اگر یک شرط اساسی وزیر شدن مردان در جمهوری اسلامی ریش زمخت و نتراشیده است برای مردان در قالب زن نیز تنها روسری و مقنعه کافی نیست و بلکه باید با چادر وزارت کنند.  و این بود که خانم وزیر همیشه با یک دست تشکیلات عریض و طویل وزارت بهداشت را اداره می‌کرد و با دست دیگر خود باید چادر سیاهش را محکم نگه می‌داشت تا مباد مردان مؤمنی که دور و بر او بودند و آماده اجرای دستورات خانم وزیر، تحریک و حالی به حالی شوند. 

خانم دستجردی مرتبا گله و شکایت داشت که دست و پایش به دلیل تعلل‌های بانک مرکزی یا مقاماتی که بودجه را کنترل می‌کنند بسته است.  و به راستی از وزیری که دست کم یک دستش همیشه بسته بود چطور می‌شد انتظار داشت که وظایفش را تام و تمام انجام دهد؟  او بهتر که می‌رفت و این وصله ناجور از نظام ولایتی جمهوری اسلامی برداشته می‌شد.  نظام جمهوری اسلامی را مردان ریشوی زن‌ستیز ساخته و پرداخته‌اند و همیشه نیز آن را اداره کرده‌اند.  حضور تعداد محدودی زن در «حجاب برتر» برای تزیین مجلس اسلامی ممکن است مناسب باشد، ولی به عنوان وزیر و رییس جمهور و مانند آن مشکل آفرین است.  کسانی که متصدی این گونه مقامات می‌شوند نیاز دارند در حیطه مأموریت و اختیارات خود دست بازی داشته باشند، و وزیری که همیشه یک دستش بند باشد به درد این کار نمی‌خورد!

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.