رفراندم!

یک پارچه شدن نیروهای اپوزیسیون حول خواسته رفراندم قانون اساسی و دعوت از سازمان ملل برای پشتیبانی از تلاش مردم ایران در راه دستیابی به حقوق انسانی خود، اعمال فشار سیاسی بر حکومت، تداوم سازماندهی تعقیب قضایی سران سیاسی، نظامی و امنیتی رژیم که در جنایت علیه بشریت مشارکت داشتند و در نهایت برگزاری رفراندم و نظارت براجرای آن ، مناسب ترین راه نجات کشور از چنگ استبداد و خطر جنگ است. آیا همنوایی بی نظیری که بر سر تحریم انتخابات مجلس نهم پدید آمده، به هم صدایی در مطالبه رفراندم فرا خواهد رویید ؟

 چیزهایی تغییر کرده اند! با شتابی زیاد و باورنکردنی! سال پیش دراین ایام هنوز توهم " امکان تغییر رفتاررهبری و ضرورت تمرکز پیکار روی آن " طرفدارانی داشت و کسی باور نمی کرد – یا سخت باور می کرد- که در کمتر از یک سال بعد، رفسنجانی و خاتمی هم پی اتهام "همراهی با استکبار" را به تن بمالند و در کنار" براندازان" و "ساختار شکنان"، صلاحیت خامنه ای برای برگزاری انتخابات مجلس را رد کنند و کارت قرمز بدست بگیرند! همین طور کسی تصورش را نمیکرد که انسان سرفرازی  مثل ابوالفضل قدیانی- عضو برجسته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وکسی که چند دهه برای استقرار و تداوم حیات جمهوری اسلامی مبارزه کرده است - از ۳۵۰ اوین و زیرساطور "سربازان بدنام رهبری" در ملای عام تف به صورت خامنه ای بیندازد و فریاد برآورد که :ای خاین! از سر راه مردم کنار برو!

این ها و ده ها حادثه کوچک و بزرگ دیگراما، اتفاق افتاده اند و تنها در پرتوی دیدن آنها و تعمق در چرایی آنهاست که درخواست دکتر یزدی از سازمان ملل برای خلع ید از حکومت های سوریه، یمن، بحرین و صد البته ایران و برگزاری رفراندم، معنی و مفهوم می یابد ( نگوییم که یزدی از ایران اسم نبرده، میان خطوط را ببینیم و به خاطر داشته باشیم که خطی که از سوریه به یمن و بحرین می رود از ایران می گذرد و هشت سال حبس را برای نامه به الجزایری ها و دلسوزی برای سوریه و یمن نبریده اند!)

در میان نیروهای اپوزیسیون خشونت پرهیز، تا امروزسه راهبرد اساسی وجود داشته است که می توان آنها را با کمی بیدقتی تحت عناوین "اجرای بی تنازل قانون اساسی"، "انتخابات آزاد" و "تغییر قانون اساسی" دسته بندی کرد. اگر در راهبرد "اجرای بی تنازل" تمرکز اصلی روی امکانات درون نظام قراردارد و " انتخابات آزاد" نگاهی همسنگ به درون و بیرون سیستم را فرموله می کند، " تغییر قانون اساسی " بیانگر ناامیدی کامل نسبت به شانس تغییر از درون و در نتیجه تکیه بر امکانات بیرون از نظام است.

دو سال و اندی مقاومت جنبش سبز- گرچه در وضعیت پات- در کنار فساد و تباهی دم افزون بیت خامنه ای و محافل نفتی- نظامی- امنیتی حامی آن  و تداوم سیاست های خانمان برانداز در داخل و خارج، زمان را همانند دوران انقلابات، فشرده کردند و در نتیجه جامعه ما  در فاصله دو سال ،معادل چند دهه در باتلاق فرورفته است. حاصل این "فشرده شدن زمان" از یک سو فریاد قدیانی است که با شعار "اجرای بی تنازل " به زندان رفت و پیش از آنکه از زندان خارج شود، "برکناری مقام رهبری" خروجی اندیشه اش شد و از سوی دیگر فشرده و یگانه شدن هرسه راهبرد یاد شده و سر برآوردن راهبرد "رفراندم تحت نظارت سازمان ملل" به مثابه سنتزمنطقی آنهاست.

هفت سال پیش وقتی طرح رفراندم پیش نهاده شد، زمان زیادی لازم نبود که تب اولیه به عرق بنشیند و طرحی که در سودای گرد آوردن میلیون ها امضا بود ، در مرز چند ده هزار متوقف شود.امروز اما، اوضاع فرق اساسی کرده است : آخرین تلاش مردم برای گفتگو با سران رژیم  با سرکوب و خشونتی حیوانی پاسخ گرفته است،  حکومت به مجمع الجزایری از باندهای تبه کار استحاله پیدا کرده و خامنه ای – نشسته بر سر سرنیزه سرداران – بخش بزرگی از پایه گزاران حکومت را به صفوف اپوزیسیون رانده است. تکیه بر زور عریان، به گروگان گرفتن  ملت با سیاست ضد ملی اتمی  وسوق دادن کشور به لبه پرتگاه جنگی ویرانگربه وجوه اصلی سیاست های حکومت بدل شده اند. درعین حال  تحولات عظیمی در جهان رخ داده است که حاصلش از جمله استحاله مفهوم استقلال در مفهوم توسعه آینده نگرانه و شکل گیری یک همسویی راهبردی میان جوامع و دولت های پیشرفته صنعتی و جنبش های جواستار آزادی و مردم سالاری  در کشورهای زیر سلطه نظام های استبدادی است. توجه به این همسویی استراتژیک و تاثیر مجموعه تحولات دوران سازسه دهه اخیر بر باورهای پایه ای مبارزان راه آزادی ودمکراسی، سبب شده است که  در خواست از سازمان ملل برای خلع ید از حکومت های "خودی" اما  بیگانه با مردم خویش و به رفراندم گذاشتن قانون اساسی و نظام حاکم، به لحاظ نظام ارزشی دیگر  تابویی قابل نکوهش تلقی نگردد، بلکه به امکانی که می تواند رهایی بخش هم باشد، بدل شود. دعوت اپوزیسیون از سازمان ملل برای "دخالت در امور داخلی کشور" وسیله ایست که کاربست یا عدم کاربستش را نه ملاحظات اصولی، بلکه نیازهای عملی و تحلیل از وضعیت مشخص، توجیه می کند و بررسی وضعیت مشخص کشور حکایت از آن دارد که  یک پارچه شدن نیروهای اپوزیسیون حول خواسته رفراندم قانون اساسی و دعوت از سازمان ملل برای پشتیبانی موثر از تلاش مردم ایران در راه دستیابی به حقوق انسانی خود و برگزاری رفراندم و نظارت براجرای آن ، مناسب ترین راه نجات کشور از چنگ استبداد و خطر جنگ است. روشن است که سازمان ملل برای توفیق در حمایت موثر از مردم ایران باید مجاز باشد  با استفاده از امکانات اعضای خود، از همه اشکال اعمال فشار که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت نداشته باشند،  از جمله اعمال فشار سیاسی تا قطع کامل همه روابط دیپلماتیک، تداوم سازماندهی تعقیب قضایی سران سیاسی، نظامی و امنیتی رژیم که در جنایت علیه بشریت مشارکت داشتند و... بهره بجوید.

وسوال بزرگ این است که آیا همنوایی بی نظیری که بر سر تحریم انتخابات مجلس نهم پدید آمده، به هم صدایی در مطالبه رفراندم فرا خواهد رویید ؟ 

منبع: 
ایران گلوبال
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
آقای پورمندی گرامی ، نظر شما بطور استراتژیک یعنی برگزاری رفراندم کاملا درست است . شما بخوبی می دانید برای رسید ن به چنین هدف بزرگی ، جنبش سیاسی ایران نیازمند تاکتیک های بسیاری است .من با این طرح موافقم ؛ اما از قبل دست و پای سازمان ملل برای اقدامات نظامی علیه رزیم را نبندیم . کاملا قابل پیش بینی است که خامنه ای در مقابل خواست سازمان ملل می ایستد و تنها زمانی که سمبه را پر زور ببیند ؛ قطعا پس خواهند نشست . به قول غربی ها بایستی همه گونه گزینه از جمله گزینه نظامی روی میز طرفدراان رفراندم باشد. ایا شما با این نظر موافق هستید؟