پاسخ به نوشته آقای داریوش برادری

ای کاش آقای داریوش برادری به عنوان شخص تحصیل کرده, روانشناس و آکادمیسین جرعت و .... را داشت ولو اندک هم که شده , به نقد و تحلیل روانی فرهنگ بیمار جامعه‌ای بپردازد که خودش متعلق به آنست و جامعه فارس نامیده میشود و ای کاش کمی از استعداد و خلاقیتی که در رشته روانکاوی دارد صرف یافتن علت ومعلول های عقب‌ ماندگی و اوهام پرستی جامعه خودش میکرد .

 پاسخ به نوشته آقای داریوش برادری تحت عنوان آسیب شناسی ساختارِ گُفتارِ ستم ملی «رضا براهنی»

 از دانش و اخلاق گرفته تا تمامی یاد داشتهای و آگاهی های آقای داریوش برادری شکل یافته ومحصول فرهنگ همان جامعه ای است که در آن نشو ونما یافته ,بزرگ شده و همان جامعه ایکه امروز جلو چشم همه مان است نه بیشتر و نه کمتر.

ای کاش آقای داریوش برادری به عنوان شخص تحصیل کردهروانشناس و آکادمیسین جرعت و .... را داشت ولو اندک هم که شده به نقد و تحلیل روانی فرهنگ بیمار جامعه‌ای بپردازد که خودش متعلق به آنست و جامعه فارس نامیده میشود و ای کاش کمی از استعداد و خلاقیتی که در رشته روانکاوی دارد صرف یافتن علت ومعلول های عقب‌ ماندگی و اوهام پرستی جامعه خودش میکرد .

 

واقعیت این استتنها آقای داریوش برادری مقصر نیست بلکه همان جامعه‌ای مقصر است که در آن تا حال کوچکترین فرهنگ نقد و نقد پذیری و تحمل دیگران شکل نگرفته و عاری از هر نوع فرهنگ خود انتقادی و تولرانس است امادر مقابلفرهنگی از شعر و شاعریمداحیاوهام پرستی و لومپنیزم به فرهنگی غالب جامعه مبدل شده است .

 

مشکل دیگرجامعه فارس خود شیفتگی فرهنگی و زبانی و نژادی و عدم تحمل و پذیرش یک جامعه‌ای غیر خودی با فرهنگ و زبانهای ….. دیگر است.

 

در این نوشته پر طمطراق آقای برادریالبته به خیال خودشاین دو خصیصه ,یعنی خود شیفتگی و عدم تحمل (Zero Tolerance) به سهولت قابل فهم است وهدفی جز... وتخریب کردن شخصیت ادبی انسانی آقای براهنی و عدم قبول دیگراندیشان نداشته است.

 

آقای داریوش برادری حتماً به خاطر دارد که آقای دکتر رضابراهنی به خاطر استفاده از فقط یک کلمه ترکیقاپدی قاچدیدر یکی از نوشته هایششش ماه تمام در زندانهای شاه محمدارضابا شکنجه های فیزیکی و روحی سپری کرده استهمان شاهی که از درباریان و وزیرانش گرفته تا جلادان و ساواکی هایش همجون پرویز ثابتیحالا از انسان دوستی دم میزنند و اگر دوباره سر کار بیایند میخواهند دموکراتی را دوباره به ایران برگردانند.

آیا ازاین روشنفکران نماهای جامعه فارس یکی را سراغ داریم که به این نوع خودکامگیها وفرهنگ کشیها چه در دوران شاه شا ن و چه در دوران شیخ شان دو جمله اعتراض میز نوشته باشند؟

آقای داریوش برادری این همه خدمت که دکتر براهنی در غنی سازی فرهنگ و ادبیات فارسی شما کرده استآیا خدمت شما به زبان مادری آقای براهنی فقط درنابود کردن آن نبوده است؟

 

جامعه فارس عاری از هر نوع تبلور و نو آوری فکری است زیرا در غشائی محکم از وهم گرائی محصور و گرفتار نوعی گسل فکری با دنیای خارج وعینیتهای زمان امروزی است و در همگون‌سازی اش با جوامع مدرن با مشکلات لا ینحلی روبرو است.جامعه فارس با باستان سازی و باستان پرستی مشغول است تا نو آوری و مدرن سازی.

نمونه بارزی از این اوهام گرائی های جامعه فارس جشنهای 2500 ساله در خرابه‌های پاسارگاد در 24 مهرماه 1350 بود و یا خطابه معروف محمد رضا شاه در جلو خرابه سنگی خیالی قبر کورش« کورش آسوده بخواب ما بیداریم». آیا کسی از این باستان شناسان و روانکاوان فارسی جرعت و لیاقت آنرا نداشت که بپرسداعلاحضرتا با کدام سند معتبر باستان شناسی قبول کنیم که کورش اینجا خوابیده است؟ بگذریم از اینکه میشد بامیلیونها دلار ی که در این جشن به هدر داده شدمیلونها گرسنه این جامعه را سیر کرد و دیدیم که بعد سال برایش علی ماند و حوضش و چگونه فرار را بر ایران ترجیح داد.

 

آقای برادرینصف جامعه کنونی تان منتظر ظهور کورش است و نصف دیگرش منتظر ظهور امام زمان.

آقای داریوش برادریمگر غیراز وهم گرائی است؟ که در جامعه شما مردم به بیرون رفتن هم احتیاج به فال حافظ دارند واگر روان در مان کن خوبی هستیداول توهم وخیال پرستی جامعه خودتان را در مان کنید.

 

واقعیت این است آقای دکتر براهنی انسانی است ادیب و وارسته و خیلی بیشتر از هر فرد فارسی به زبان و ادبیات فارسها خدمت کرده است و من مطمئنم بعد از یک عمر خدمت ,با این گونه نمک ناشناسی که از جانب فارسها میبینداز کرده خود احساس پشیمانی میکند.

آقای براهنی از طرف افراطیون و باستان پرستهای فارس به تجزیه طلبی مجرم شناخته و توبیده میشود در عین حال از طرف آزربایجانی ها هم به ایران گرائی متهم استولی هر طور باشددر میان آزربایجانیها نه به عنوان ملی بودنش بلکه به خاطر ریش سفیدادیب و انسان بودنش مورد احترام است.

 

آقای داریوش برادری بدانید که هر ظلمی پایانی دارد و پایان هرشب سیاه روشنائی ,و بدانیددوران جباریت تان رو به افول استحدود 90 سال است هرچه در توان داشته اید در حق ملتهای بی سرپرستبی سلاح و بی‌دفاع غیر فارس مضایقه نکرده اید.

در خاتمه برایتان مینویسمکاش ذره از انسادوستی وایمان به همزیستی مسا لمت آمیز آقای براهنی را شما هم داشتید.

 

 

11.01.2013

 

آلمان دکتر آراز سلیمانی

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر جان / همیشه عکس از یادتت می ره ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله عالی بود از دکتر آراز سلیمانی بسیار متشکریم.
این همه ظلم ستم از روی عمد و از روی آگاهی بر علیه کرد و ترک و عرب و بلوچ را چرا ملت و نمایندگان فارس انکار می کنند ؟؟؟!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باتشکر از درد دلی که بیان حق است و ساده وعریان بیان کرده اید نه مانند خیلی ها ولی نمیدانم این کهنه چپهایمان که برای یک سهو کوچکی از طرف ما دادشان هوا میرود چرا رفتند گل بچینند نکند این تازه دموکراتها خیلی جهانی شده اند ونگران حال دوستان رفقا در سوریه اند وجلو چشمشان این همه بی ربط وناحقی را نمیبینند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سلیمانی، این آقایان اینقدر خودبزرگ بین و متنفر از غیر فارسها هستند که چه در تهران باشند و یا چه در اوروپا فرقی نمی کند. از آکادمسینهایشان گرفته تا کارگر معمولی شان غرق در نژاد پرستی و آریا گرایی به چپ و راستشان توهین میکنند. از اعرابی که برایشان دین، زبان، الفبا و علم آورده متنفرند. تاریخ نویسی و ادبیات اینها در دوران پادشاهان ترک شکوفایی بخصوصی د اشت اما از ترکها متنفرند. براهنی های زیادی در خدمت زبان وه ادبیات فارسی بوده اند ا ما مزدشان را با فحش و نا سزا گرفته اند و...