نماینده من کو؟

این روزها رفت و آمد به اتحادیه اروپا زیاد شده است.  چند روز پیش آقای رضا پهلوی با مقامات این اتحادیه سخن می‌گفت و به فاصله کوتاهی آقای امیر ارجمند به همراه سه تن از اصلاح‌طلبان و نیروهای ملی-مذهبی در آن‌جا صحبت کردند.  مجاهدین خلق هم که مرتبا آن‌جا پلاسند و در رفت و آمد.  از نوع این دیدارها با مقامات آمریکایی نیز در جریان است.  گروه‌های دیگری هم هستند که گهگاه با مقامات اروپایی و آمریکایی یا فقط با یکی از این دو در تماس هستند و با آنان صحبت می‌کنند.  مثلا در آمریکا لابی « NIAC» بیشتر فعال است.

این دیدارها در صورتی که شفاف باشد و این افراد و گروه‌ها نظر شخصی یا گروهی خود را به مقامات خارجی برسانند مسئله‌ای نیست.  مشکل این جا است که بسیاری از اینان به نام «مردم ایران» یا جریان‌های خاصی سخن می‌گویند و چنان می‌نمایند که گویا از بسیاری از ایرانیان نمایندگی دارند.  مثلا مجاهدین خود را «(تنها) بدیل دموکراتیک» رژیم معرفی می‌کنند، آقای پهلوی از طرف یک «شورای ملی» سخن می‌گویند که گویی فراگیر است و ایشان را به سخنگویی خود برگزیده‌اند، و آقای امیر ارجمند در عین این که خود را سخنگوی «شورای» مجهول «همآهنگی راه سبز امید» معرفی می‌کنند از طرف «جنبش سبز» سخن می‌گویند و این هر دو را یکی می‌دانند.

از این مسئله می‌گذریم که وقتی مقامات و سیاست‌گذاران اروپایی و آمریکایی پیام‌های کاملا متضاد را از این نمایندگان و گروه‌ها می‌شنوند چه نتیجه‌ای می‌گیرند و در سیاست آن‌ها نسبت به ایران و ایرانیان (داخل و خارج کشور) چه تأثیری می‌گذارد.  و این البته فقط مسئله آن‌ها نیست، مسئله من ایرانی و میلیون‌ها ایرانی دیگر نیز هست.  این میلیون‌ها ایرانی هیچ یک از اینان را به نمایندگی خود بر نگزیده‌اند و معلوم نیست که هر کدام از اینان از چه کسری از جامعه ایران و چه گرایش‌هایی با چه وزن سیاسی را نمایندگی می‌کنند.  درست که ایرانیان داخل کشور از این حق که نمایندگان خود را - از جمله، برای تماس با مقامات خارجی - برگزینند محرومند، ولی ایرانیان خارج کشور چطور؟  آیا چند میلیون ایرانی خارج کشور نباید در تعیین این که چه کسانی به نام آنان سخن می‌گویند سهمی داشته باشند؟

و راستی چرا این لابی‌ها و فعالان و سایر رهبران سیاسی از این ایده که خود را در یک «انتخابات آزاد» در معرض گزینش ایرانیانی که به نام آنان سخن می‌گویند بگذارند استقبال نمی‌کنند؟  آیا نباید جامعه ایرانی خارج کشور بتواند یک نهاد برگزیده داشته باشد تا سخنگویی آنان را به عهده گیرد و پیام واحدی را به جهان برساند؟  آیا چنین نهادی از اعتبار بیشتری در بین خود ایرانیان و در برابر مقامات خارجی برخوردار نخواهد بود؟  تا کی و تا چند باید اجازه داد که افراد، گروه‌ها و لابی‌هایی به نام ایران و ایرانیان برنامه‌ها و اهداف خود را در کریدورهای قدرت دنبال کنند و پیام‌های متضادی به مقامات خارجی برسانند بدون این که دست کم از ایرانیان خارج کشور نمایندگی (mandate) داشته باشند؟  آیا وقت آن نرسیده است که همه ایرانیانی که این لابی‌ها و سیاستمداران را به عنوان نماینده خود نمی‌شناسند فریاد بلند کنند که «نماینده من کو؟»

چه کسی از صندوق رأی می‌ترسد؟  به صفحه فیسبوک پارلمان ایرانیان مهاجر و تبعیدی‎ مراجعه و در این بحث شرکت کنید.

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پرسش نیکویی جناب باقرزاده طرح کرده است ... براستی آنها از جانب چه کسی نمانیدگی می کنند؟...این روش توهین به همه ی مخالفان رزیم است. که خود را نماینده ملت .... رهبر جبهه و تشکیلات ....می نامند که توان به میدان کشیدن هزار نفر حتی در خارج از کشور را ندارند ...چه برسد به داخل کشور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب باقر زاده
اقای ارجمند و گروه شرکت کننده مشروطه خواهان و سازمان مجاهدین خلق را غیر قانونی اعلام کرد!
البته سکولار ها و و بهاعی ها و هر صدای مخالفی هم زیرمجموعه سلطنت طلبان خواهد بود.!

شما به اینها اپوزوسیون می گویید؟

انها خود جمهوری اسلامی هستند
تصویر حسین باقر زاده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بزرگمهر. من البنته کسی را متهم نکرده‍‌ ام و نام بردن از این افراد صرفا به خاطر این بود که در یک مقطع زمانی نزدیک به هم در اتحادیه اروپا حضور یافته‌اند. حرف من این است که ایرانیان (برون مرز) بهتر است به صورت دموکراتیک نمایندگان خود را انتخاب کنند و این نمایندگان بتوانند به پشتوانه رأی آنان موضع واحدی را در جامعه جهانی مطرح کنند - و الا همین وضع ادامه خواهد یافت و گروه هایی که خود را نماینده مردم ایران معرفی کنند به نام این مردم مواضع متضاد و متناقضی را پیش بکشند و جامعه جهانی هم به هیچ یک از اینان اهمیت لازم را ندهد. به سلسله مقالات من در این باره در صفحه فیسبوک یاد شده مراجعه فرمایید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود
متأسفانه دیدگاه جناب باقرزاده هم چندان روشن و شفاف بیان نشده و بیشتر به همان غرولندهای متداول اپوزیسیون خارج نشین در سی و چند سال اخیر شباهت دارد. نمی دانم ایشان چطور رضا پهلوی و اصلاح طلبان و مجاهدین خلق را در یک ردیف جمع بسته اند و همه را به عدم شفافیت و هراس از رأی مردم متهم می کنند؟ آقای رضا پهلوی که اساساً هدف خود و شورای ملی را حمایت از ایجاد زمینه های لازم جهت برگزاری انتخابات آزاد در ایران عنوان کرده اند. اصلاح طلبان همچنان به دنبال ایجاد رفرم در چارچوب رژیم جمهوری اسلامی هستند و مجاهدین هم که همچنان شعار "همه بدند، فقط ما خوبیم" سر می دهند! پس در کنار هم قرار دادن این سه دسته امری بسیار نادرست است. اما اعتراض جناب باقرزاده هم به نظر من وارد نیست! ایشان معترض اند که چرا این افراد می روند و با مقامات اروپایی دیدار می کنند و پیام های خود را به این مقامات القاء می نمایند.