تغییر خط و گسست پیوند با میراث فرهنگی گذشته

این واقعیتی انکارناپذیر است که تغییر خط، پیوند ما را با گذشته تاریخی-فرهنگی‌مان تا حدی سست خواهد ساخت (نه اینکه این پیوند را بگسلد)، ولی به هر حال باید انتخاب کرد:
حفظ پیوند با گذشته و چشم‌پوشی از آینده کشور و فرزندانمان،
یا:
پیوند با آینده و پیشرفت علمی و صنعتی و اندیشیدن به سعادت و راحت فرزندانمان.

 مقاله حاضر در گرماگرم بحث‌هایی درباره درست‌نویسی خط فارسی و رویارویی "جدانویسی" و "پیوسته‌نویسی" نوشته شد. در آن زمان در پی مطالعات پیوسته و مداوم چندی که در زمینه خط داشتم، وارد این بحث شدم.

اکنون که دکتر کوروش صفوی مسائلی را در رابطه با لزوم تغییر خط فارسی مطرح کرده و موجب بحث‌ها و عکس‌العمل‌هایی در این زمینه شده است، بازنشر آن را خالی از فایده نمی‌دانم و آن را بدون هیچ تغییری در اینترنت منتشر می‌کنم.

این مقاله در آذر ماه 1377 در شماره نهم نشریه ادبی-فرهنگی نیستان و چنانکه اطلاع یافتم، با فاصله‌ای اندک، با حذف برخی نکات که به جمهوری اسلامی مربوط می‌شد، در نشریات داخلی به چاپ رسید.

در بازنشر این مقاله هیچ تغییری در اصل انجام ندادم.

***

اصولا هر تغییری، در هر زمینه‌ای، معایب و محاسن خود را دارد. بویژه در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی نمی‌توان تغییری یافت که سرتاپا حسن باشد و بدون عیب و ایراد. به همین دلیل برای هر تغییری، باید لزوم تغییر و محاسن و معایب آن را مورد بحث و بررسی دقیقی قرار داد و در آخر کار تصمیم گرفت. در مورد تغییر خط فارسی امروزی (یعنی در حقیقت خط عربی) نیز چنین است.

نارسایی‌های خط فارسی و ناسازگاری آن با زبان فارسی و زبان‌های دیگر متداول در ایران امر ناشناخته‌ای نیست. این نارسایی‌ها از قرن‌ها پیش شناخته شده و درباره آنها بسیار گفته و نوشته شده است. تلاش‌های زیاد نافرجامی نیز برای اصلاح آن به عمل آمده است. اساس خط عربی برای نمایش صامت‌هاست و برای حروف صدادار نشانه‌ای منظور نشده است. این وضع تا نیم قرن بعد از ظهور اسلام نیز ادامه داشت. سپس برای اینکه مسلمانان غیرعرب بتوانند قرآن را درست بخوانند، گویا اولین بار شخصی به نام ابو اسود دوئلی با قرار دادن نقطه‌هایی در کنار حروف – که خود به رنگ دیگری غیر از متن اصلی نوشته می‌شدند تا از دیگر نقطه‌ها متمایز باشند – حرکات را نمایش داد. این نقطه‌ها بعدها به نشانه‌های حرکات (ـُ ـِ ـَ) تبدیل شدند. 1

افزودن حروفی چند به این خط (پ، چ، ژ، گ) نیزجزو اصلاحاتی بود که در این خط وارد کردند. ولی از آن پس تاکنون با وجود جنبشی که در زمان قاجار پاگرفت و بعدها هم با فراز و نشیب‌هایی ادامه یافت، تغییری در حروف الفبای این خط صورت نگرفت. در سال‌های اخیر بحث اصلاح خط در ایران به ابتکار مجله آدینه مطرح شد و گروهی از صاحب‌نظران به این بحث پرداختند و پیشنهادات عملی در این زمینه را منتشر ساختند. این پیشنهادات که به دلیل سیاست حاکم بر کشور نمی‌توانست به بحث پیرامون تغییر خط بیانجامد، به ابتکاراتی در حیطۀ «بافاصله‌نویسی و بی‌فاصله‌نویسی و پیوسته‌نویسی و گذاشتن حرکات (ـُ ـِ ـَ) در برخی واژه‌ها و... محدود شد. اگر از دیدگاه یک قرن پیش به این پیشنهادها نگاه کنیم، مفید و سازنده به نظر می‌رسند زیرا باتوجه به سطح پایین پیشرفت و گستردگیِ اندک روزنامه‌ها و نشریات و کتاب در آن زمان می‌توان گفت که اصلاحاتی که امروزه مطرح می‌شوند، می‌توانستند درد آن دوره را تاحدی تسکین دهند و راه‌گشای بحث و اقدامات جدی در زمینه تغییر خط باشند، ولی این اطلاحات امروزه تسکین دهنده درد پاهای ناتوان خط فارسی نیستند، زیرا این "اصلاحات" لاک‌پشتی و محافظه‌کارانه با سطح پیشرفت تکنیک و بویژه پیشرفت کامپیوتر و شبکه‌های وسیع اطلاع‌رسانی و ارتباطاتی و جهانِ بی‌نهایت گسترده آن که با سرعت سرسام‌اوری پیش می‌تازد، همخوان نیست.

اساسا خط فارسی به خوبی نشان داده است که در برآوردن نیازهای حال و آیندۀ ما ناتوان است، قابلیت نمایاندن آواهای زبان ما را ندارد، یادگیری آن بسیار مشکل و درست نوشتن و درست خواندن آن نیز مشکل‌تر است، راه گسترش زبان ما را در صحنه فرهنگ و ادب جهانی مسدود می‌سازد و ما را در دنیای کوچک خودمان زندانی می‌کند و... و برای کامپیوتر و شبکه‌های ارتباطی آن در سطح جهان، که اکنون به شاهرگ حیاتی علم و تکنولوژی و ادب و فرهنگ تبدیل شده است و روز به روز بر اهمیت آن افزوده می‌شود، خط مناسبی نیست.

امروزه کار برنامه‌ریزی کامپیوتری در ایران، علیرغم امکانات وسیعی که در این زمینه در عرصه جهانی وجود دارد، با کُندی و اشکال و با صرف هزینه‌های سنگین عملی می‌شود و برنامه‌هایی که نوشته می‌شوند چیزی جز "فاجعه" نیستند. درحقیقت برنامه‌ای در ایران نوشته نمی‌شود بلکه برنامه‌های موجود در سطح بین‌المللی به‌عاریت گرفته شده و "ترجمه" می‌شوند و نتیجه کار چیزی از آب درمی‌آید که نه با برنامه اصلی سازگار است و نه با هیچ برنامه دیگر بجز خود! (و این را نیز باید با شک و تردید فراوان گفت) تازه، به دلیل ویژه‌گی‌های خط فارسی، همین ترجمه‌های ناقص و مونتاژ و سرهم‌بندی شده نیز چندین برابر برنامه‌ریزی اصلی وقت و هزینه  می‌برند و آخر کار هم به هیچ دردی نمی‌خورند و ما باید به وسیلۀ این موجودات علیل‌الخلقه با جهان خارج رابطه برقرار سازیم و با آنها به رقابت بپردازیم.

البته فکر نکنید که اِشکال کار از برنامه‌نویسان وطنی است و آنها ناتوان یا بی‌سوادند. نه، هم اینان توان خود در برنامه‌ریزی را در خارج، و یا با خط لاتین با قدرت به نمایش می‌گذارند. اشکال از جای دیگری‌ست، خشت‌ها کج و معوج و سست و پوک هستند.

حال چه باید  کرد؟ آیا باید با این غُل و زنجیر به زندگی ادامه داد یا اینکه باید آنها را از هم گسست؟ این واقعیتی انکارناپذیر است که با گسستن این زنجیر دریچۀ نوی به جهان امروز در پیش روی ما باز می‌شود و راه نسبتا همواری به سوی آینده. ولی این نیز بسیار اهمیت دارد که ما چه چیزی را از دست می‌دهیم؟

یکی از ایرادهای اساسی که مخالفین تغییر خط وارد می‌سازند این است که: در صورت تغییر دادن خط فارسی، پیوند ما با گذشته و با میراث فرهنگی-ادبی‌مان گسسته می‌شود و ما نمی‌توانیم از این میراث بهره گیریم.

ایراد بسیار بجایی است. ایرادی که در ضمن، تازگی ندارد.

حدود یک قرن ونیم پیش، زمانی که میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزاملکم‌خان و... ابتدا مساله اصلاخ و بعد (زمانی که به درستی، به بی‌فایده بودن آن پی بردند) مساله تغییر آن را مطرح ساختند، حاکمان وقت و علمای دین به بهانه حفظ خط قرآن کریم و حفظ  پیوند با فرهنگ اسلامی، به شدت با تغییر خط مخالفت کردند. در دوران پهلوی نیز که این بحث بالا گرفته بود، رژیم پهلوی به بهانه حفظ پیوند با تمدن 2500 ساله شاهنشاهی!!! این بحث‌ها را در حیطه کنترل خود درآورد و اندکی بعد تقریبا بدون سروصدای زیاد، بساط این بحث‌ها را برچید و اکنون در زمان جمهوری اسلامی در برابر هر ندای تغییری، صدای وااسلاما بلند می‌شود و هر تغییری در این زمینه را مخالفت با شرع اسلام و خدا و پیامبر قلمداد می‌کنند و به شدت از آن جلوگیری می‌نمایند. در اینجا به این ملاحظات سیاسی و تعصبات نژادی یا دینی نمی‌پردازم، ولی جنبه واقعی مساله را نیز نمی‌توان از نظر دور داشت.

مسلم است که با تغییر خط فارسی-عربی، بسیاری از کتاب‌های ما به موره سپرده خواهند شد (البته نه همه آنها)، زیرا هیچ دولتی و هیچ مؤسسه‌ای نمی‌تواند امکانات کامل تبدیل همه کتاب‌های موجود را به خط جدید فراهم آورد و آنها را مجدد انتشار دهد و این واقعیتی دردناک است. این مشکل طبیعتا برای نسخه‌های خطی که هنوز به چاپ نرسیده‌اند وجود ندارد چه، این کتاب‌ها را می‌توان مستقیما به خط جدید تبدیل کرد. مشکل اساسی مربوط به کتاب‌های فراوان چاپ شده تا مقطع تغییر خط است، واقعیتی که نشان می‌دهد که هرقدر ما در انجام این امر مهم مسامحه کنیم، مشکلاتمان بیشتر خواهد شد زیرا هر روز بر تعداد کتاب‌ها و نشریاتی که چاپ می‌شوند افزوده می‌شود.

تبدیل کتاب‌های ضروری (با تشخیص مؤسسات علمی و ادبی و دانشمندان و صاحب‌نظران) به خط جدید را می‌توان با تکیه بر تکنولوژی جدید و برنامه‌های ویژۀ کامپیوتری سازمان داد و با سرعت و دقت نسبی انجام داد. برخی از کتاب‌های باقیمانده را نیز محققین و صاحبان ذوق تبدیل خواهند کرد (همچنانکه امروزه نسخه‌های خطی تصحیح و چاپ می‌شوند).

در همین جا دو سؤال اساسی پیش می‌اید که باید به آنها پاسخ داد:

1- چه کسانی مسؤلیت این "مؤسسات تبدیل خط" را برعهده خواهند داشت؟ زیرا بسته به افراد دست‌اندرکار  و نیز رژیم حاکم، متن کتاب‌ها می‌توانند "دست‌کاری" شوند. در این صورت آیا می‌توان به متون جدید اعتماد کرد؟ و در این زمینه استدلال می‌شود که در حال حاضر می‌توان به نسخه‌های متعدد و نسخه‌های خطی مراجعه کرد ولی در صورت تغییر خط، نسل‌های بعد از ما از این امکان محروم خواهند شد.

2- اگر خط ما با کامپیوترها و با برنامه‌های موجود سازگار نیست، آیا درست این نخواهد بود که کامپیوترها و برنامه‌هایی درست کنیم که با خط ما سازگار باشد؟

در مورد ایراد اول باید گفت که این مشکلی واقعی است که در حال حاضر نیز وجود دارد. همین امروز هم مثلا «حافظِ علامۀ قزوینی» و «حافظِ شاملو» و «حافظِ سایه» و... باهم متفاوتند. امروزه اگر بخواهیم «شاهنامۀ فردوسی» را بخوانیم، بسته به اینکه کدام «شاهنامۀ فردوسی» را در دست داشته باشیم، برداشت‌های متفاوتی خواهیم داشت، و این را می‌توان در باره هر اثری تعمیم داد. امروزه اگر محققی بخواهد، می تواند با زحمات فراوان نسخه‌های خطی قدیم و چاپ‌های مختلف یک اثر را به‌دست آورد و به راحتی آنها را باهم مقایسه کند (و خواندن نسخه‌های قدیم شاید فقط برای این پژوهشگران راحت باشد)، ولی این محققین در مقایسه با مردم ایران تعداد اندکی هستند که در آینده هم می‌توانند "قبول زحمت فرموده" و خط عربی-فارسی را در دانشکده‌های ادبیات فراگیرند و مورد استفاده قرار دهند، همچنانکه مثلا خط پهلوی را فرامی‌گیرند، ولی برای عموم مردم، برای منِ کشاورز یا کارگر، منِ کارمند فلان اداره و یا منِ دکتر و مهندس، «حافظ» عبارت است از همان کتاب چاپ شده‌ای که در دست دارم، تاریخ طبری (اگر ذوق و وقت و حوصلۀ خواندنش را داشته باشم) همان متن چاپ شده‌ای‌ست که در کتابخانه دوستی پیدا می‌کنم. مراجعه به نسخه‌های قدیمی و یا چاپ‌های متعدد یک اثر و مقایسه و تطبیق آنها مسالۀ عموم مردم و حتی روشنفکران جامعه ما نیست و در آینده هم نخواهد بود بلکه این مشکل دانشمندان و پژوهشگرانی است که کارشان این است و نباید از این بابت گِله کنند. فرزندان ما و نسل‌های آینده نیز همین وضع را خواهند داشت (شاید هم بتوانند وسائلی فراهم آورند که این مشکلات را به راحتی حل کنند!!!)، آنان نیز زبان‌شناسان  و تاریخ‌دانان و دانشمندانی را خواهند داشت که خط عربی-فارسی را یاد بگیرند و به کار تحقیق خود ادامه دهند.

در مقابل، اگر رژیمی ارتجاعی بر کشورمان حاکم نباشد که با سیاستی ارتجاعی بخواهد در برابر سوادآموزی بایستد، تغییر خط امکان واقعا مناسبی برای یادگیری آسان خط و زبان پیشِ روی ما قرار  می‌دهد، تعداد باسوادان در کشور به سرعت فزونی گرفته و راه نوینی برای اشاعه ادب و فرهنگ باز می‌شود. همچنین نباید از یاد ببریم که امروز میلیون‌ها تن از فرزندان ایرانیان مقیم خارج از کشور به دلیل «مشکل بودن فراگیری خط "عجیب و غریب فارسی" از فراگیری زبان مادری خود روی برمی‌تابند و از آن محروم می‌شوند. با تغییر خط، زمینه برای زبان‌اموزی ایشان و نیز برای زبان‌آموزی خارجیان آماده می‌شود.

بدین ترتیب اگرچه شاید پیوندمان با فرهنگ و ادب گذشته تاحدی سست می‌شود، ولی پیوند با فرهنگ و ادب حال و آینده‌مان برای نسل‌های آینده و برای میلیون‌ها ایرانی و غیرایرانی در جهان آسان‌تر خواهد شد.

و اما در مورد ایراد دوم باید به مخالفین تغییر خط پاسخ داد:

اولا تغییر خط تنها به دلیل ناسازگاری خط فارسی با کامپیوتر پیشنهاد نمی‌شود واین فقط یکی از ده‌ها علت است. ثانیا تکنولوژی بر اساس شرایط و امکانات زندگی ما بوجود می‌آیند و پیشرفت می‌کنند و در ادامه، شرایط و امکانات ما را شدیدا تحت تاثیر خود قرار داده و آنها را دگرگون می‌سازند، و ما باید از بسیاری از این دگرگونی‌ها استقبال کنیم. ما نمی‌توانیم تراکتور و کمباین و امکانات پیشرفته کشاورزی را با فرهنگ کشاورزی سومالیا انطباق دهیم و هیچ لزومی هم ندارد تراکتورهای خیلی کوچکی بسازیم تا با آنها کرت‌های چند متر مربعیِ مزارع افغانستان را شخم بزنیم و عاقبت هم محصولی برداشت نکنیم. تراکتور و کمباین و... دستاوردهای تمدن بشری هستند که مستلزم ایجاد کشاورزی مدرن هستند. در مورد صنایع نیز چنین است. هر سطحی از پیشرفت، شرایط و امکانات نوِ مناسب با خود را می‌طلبد. کامپیوتر هم از این قاعده مستثنی نیست. خط ما چنان مشکلاتی را در راه استفاده از کامپیوتر بوجود می‌آورد که شتاب پیشرفت ما را به حداقل ممکن کاهش می‌دهد. این واقعیتی است که برنامه‌ریزان کامپیوتری به آن معترفند و هر کسی که از برنامه‌های «فارسی شده»ی کامپیوتری استفاده می‌کند آن را با گوشت و پوست خود احساس می‌کند. اگر برنامه‌ای که با خط لاتین (که حروف آن جدا از هم نوشته می‌شوند) مثلا در یک سال برنامه‌ریزی و آماده می‌شود، تبدیل این برنامه حاضر و آماده به خط فارسی (که پیوسته به هم و به اشکال متفاوت نوشته می‌شود) چند سال به درازا می‌کشد و آخر کار هم خدا می‌داند که چه شلم‌شوربایی از آن درمی‌آید. تصورش را بکنید که صنایع کامپیوتری که شریان اصلی حیات اقتصادی و صنعتی و پیشرفت بشری است با سرعتی که هر لحظه بیشتر می‌شود، به پیش می‌تازد و ما با این خط خود که حتی نیازهای امروزمان را نیز برآورده نمی‌کند، با این خطی که هیچ‌گونه سازگاری با کامپیوتر ندارد، لاک‌پشت‌وار به دنبال آن روانیم. حال در نظر آورید که با توجه به فاصلۀ عظیمی که اکنون با کشورهای پیشرفته صنعتی داریم، در قرن بیست و یکم ما کجا خواهیم بود و آنها کجا؟

همچنین باید تذکر داد که این فقط ما نیستیم که با مشکل خط و ناسازگاری آن با کامپیوتر مواجه‌ایم. مثلا ژاپنی‌ها نیز این مشکل را دارند. ولی ژاپنی‌ها با وجود تعصب زیادی که دارند، امروز بطور جدی به تغییر خط خود می‌اندیشند.2

این واقعیتی انکارناپذیر است که تغییر خط، پیوند ما را با گذشته تاریخی-فرهنگی‌مان تا حدی سست خواهد ساخت (نه اینکه این پیوند را بگسلد)، ولی به هر حال باید انتخاب کرد:

حفظ پیوند با گذشته و چشم‌پوشی از آینده کشور و فرزندانمان،

یا:

پیوند با آینده و پیشرفت علمی و صنعتی و اندیشیدن به سعادت و راحت فرزندانمان.

 

---------

1- الفهرست، ابن ندیم، ترجمه م. رضا تجدد، چاپ دوم، ص 72-69

2- زبان‌های جهان، کِنِت کاتسز، ترجمه رضا هیرمندی، مرکز دانشگاهی تهران، چاپ اول، 1376، ص 245

 

آلمان، 30 ژانویه 2013

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با پوزش از خوانندگان عزیز، می خواستم کامنت خود در پاسخ به آقای شاملی را در همین جا بگذارم که اشتباها در زیر مقاله آقای شاملی نوشتم البته موضوع هر دو، یعنی کامنت آقای شاملی و مقاله ایشان یکی است. کامنت من: آقای یونس شاملی گرامی، ممنون از شما. هم برای کامنتی که زیر نوشته من گذاشتید و هم برای اینکه این کامنت را به صورت مقاله در سایت منتشر کردید تا بیشتر مورد توجه واقع شود. کار بسیار نیکویی است و ای کاش دیگران هم به جای انیکه فقط کامنت نویسی کنند، به مقاله نویسی هم روی بیاورند. اگرچه این مقاله را سالها پیش نوشته ام ولی در اساس بر همان اعتقادات هستم. من در این مقاله از این واقعیت موجود حرکت کرده ام که من مانند شما هویت خودم را به آذربایجانی بودن و "ترک" بودن خلاصه نمی کنم. من در عین حال که یک آذربایجانی هستم، یک ایرانی هم هستم و با دیگر ملیت های ایرانی از فارس بگیرید تا کرد و عرب و بلوچ و...
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان ما یا زبان آنها؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایرانی، با تشکر از ادامه بحث می خواستم چند نکته را متذکر شوم. تا آنجایی که من متوجه شدم، شما معتقدید که تا 15 سال دیگر حتی دانش آموزان کلاس اول دبستان هم با کامپیوتر خواهند نوشت. خوشحالم که اینقدر خوشبین هستید. من نشنیده ام که امروزه در اروپا در مدارس ابتدایی با کامپیوتر درس بدهند و یا بنویسند. حتی برای دوره های بالاتر نیز چنین چیزی را نشنیده ام. البته از کامپیوتر استفاده می کنند ولی نه اینکه همه درسها را "کامپیوتریزه" کرده باشند. ولی اگر فرض بگیریم که چنین چیزی در اروپا وجود داشته باشد و یا در آینده نزدیک عملی شود، آیا واقعا فکر می کنید که تا یک قرن دیگر در ایران چنین چیزی تحقق یابد؟ ما در ایران هنوز در بسیاری جاها مدرسه نداریم. هنوز کودکان ما در بسیاری از جاهای ایران در کانتینر درس می خوانند، هنوز کودکان ما در بسیاری نقاط برای رسیدن به مدرسه باید از پل صراط بگذرند. آنوقت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ثانی
من برای بار آخر مینویسم. که گفت سی؟ سی سال نه..اگر همین روند پیش برود، تا ده سال دیگر اکثریت مطلق متنها در ایران به وسیله رایانه نوشته میشود. الان که در این چند سال اخیر من هیچ مقاله روی ورق به زبان انگلیسی ننوشتم. تمامی دوستانمان هم همینطور. در ضمن همینکه متن قال درک باشد، کافی است. اگر بحث املاء یک لغت باشد که هر آدم باسوادی میتواند به لغتنامه رجوع کند تا مانند طرفداران پورپیرار در مورد فرق "دختر" و "دخطر"! اشتباه نکند. بحث نیم فاصله هم در آینده با همین برنامه ها حل میشود. همزه هم چه "ی" باشد چه همزه، باز مفهموم روشن است. هزینه این کار هم خیلی کمتر است تا اینکه مانند ترکان استانبولی بیفرهنگ بشویم. همانطور که در زبان انگلیسی شانزده گونه "ش" را به یک حرف تبدیل نمیکنند ما هم نیازی نداریم "ز" "ظ" "ض" و "ذ" را "ز" کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حامد
بیت "زن و اژدها در خاک به"..در نسخه-های کهن شاهنامه نیستند و برای همین در چاپ مسکو و خالقی مطلق وجود ندارد. دهخدا به نسخه-های و چاپ انتقادی شاهنامه دسترسی نداشت و همچنین پاسخ کامل به شما در این مورد را پروفسور خطیبی دادند:
http://azargoshnasp.net/famous/ferdowsi/shahnamehabyaatghairraastin.htm
که واکنش شما همان فاشیست خواندن و پان فارسیست خواندن دکتر خطیبی خواهد بود. اما خوانندگان میخوانند و میبینند که با چه جاهلانی سر و کار دارند که نمیداند نسخه چیست و چاپ انتقادی چیست و الزاما ابیات شاهنامه نظر فردوسی نیست (هرچند این بیت اصلاً در هیچ نسخه کهن وجود ندارد). در مورد "ز" "ظ" و غیره هم کودکان آن را در دبستان یاد میگیرند همانطور که کودکان انگلیسی زبان 16 نوع حداقل "ش" را یاد میگیرند. زیرا ما کلاس دیکته و املاء داریم. اگر هم کسی مطمئن نیست میرود سراغ لغتنامه های گوناگون.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایرانی شما فکر میکنید که تا سی سال دیگر همه مردم و همه داشن آموزدان و دانشجویان همه چیز را با کامپیوتر خواهند نوشت؟ فکر میکنید که در ایران هم اینطور خواهد شد؟ فکر میکنید که ما باید 30 سال دیگر صبر کنیم تا یک دولت دمکراتیک سر کار بیاید و اگر کار و مشغله دیگری نداشت بیاید و در فرهنگستان سرمایه گذاری کند و در برنامه ریزیهایی که بخواهد کار ما را راحت کند؟ خوب اولا ما در زبان ترکی یک مثلی داریم که میگوید: اؤلمه ائششیم یاز گلر آرپا بیتر. معدل فارسی آنرا حتما میدانید: بزک نمیر هار میاد کمپوزه و خیار میاد. جناب ایرانی اگر دلمان را به این آرزوها خوش کنیم که باید تا ابد صبر کنیم. دوما نوشته اید که یادگرفتن 46 صفحه پیزی نیست. من هم این جزوه را خوانده ام. حتا خود اعضای فرهنگستان هم در طول بیشتر از 14 سال نتوانسته اند آنرا یاد بگیرند و مطابق آن بنویسند. به نوشته های فرهنگستان نگاه کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حامد
کسی که نتواند در کلاس سال اول واژه دختر را یاد بگیرد... تنها و تنها بایست گفت مغزش عیب دارد. یعنی مغزش در حد طرفداران پورپیرار است. آیا تابحال شما دیدید کسی دختر را دخطر بنویسید؟ البته اگر اینطور باشد صد در صد تنها طرفدار پورپیرار/زهتابی است. یا کسی که ادعا کند کتیبه بیستون جعلی است! در ضمن زبان پارسی به تو چه؟ برو همان زبان ترکی خودت را در یک سایت پان ترکی/پورپیراری بنویس. اگر جوانان چینی میتوانند 5000 حروف را یاد بگیرند، جوانان ایرانی هم میتوانند "است" و "دختر" را درست بنویسند و یادبگیریند. اگر یکبار اشتباه کردند دفعه دوم نمیکنند. بروید عقده قومی خود را جای دیگر بریزید! ما که در درست نویسی لغات پارسی مشکلی نداریم و اگر هم چیزی را ندانیم، میرویم به سراغ لغتنامه دهخدا. اما شما که بهتان فرق "دختر" و "دخطر" را یاد ندادند، خوب بهتر است اصلاً پارسی ننویسید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب "مسؤل کامنتهای "
بله یک کامنت من در یک بحث دیگر در نقد جناب ائیلار و عملکرد مدیریت ایشان سانسور شد. به هرحال مهم نیست زیرا من قصد وقت تلف کردن بیشتر ندارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئولین محترم ایرانگلوبال نیز نقد من را در مورد عملکرد جناب ائیلیار حذف کردند. در هر حال، من بخاطر جناب اژدر یک پاسخ دیگر اینجا خواهم داد. امیدوارم این حذف نشود! (هیچ فحش و توهین و تهمت و غیره در کار نیست) (ادامه را بنگرید)
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای اینکه ربطی به مسائل مورد بحث نداشت و برای اطلاع در اختیار اعضای مدیریت سایت گذاشتم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این کامنت آخری مرا چرا حذف کردید دیگر، آقای مسؤول کامنت ها؟!
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایرانی گرامی، با تشکر از برنامه‌ای که معرفی کردید، می‌خواستم چند نکته را برای روشن شدن مساله در این رابطه بنویسم. 1- همانطوری که خودتان نوشته اید، این برنامه ای است برای محیط رایانه و نوشته اید که «در واقع این برنامه براحتی مشکل کسانی را که حوصله 46 صفحه خواندن را ندارند، حل میکند. دگیر بحثی هم نمیماند». بر فرض اینکه این برنامه تکمیل شود و هیچ ایرادی هم نداشته باشد، تکلیف کسانی که در رایانه نمی نویسند چیست؟ دانش آموزان و دانشجویان در کلاس درس چه باید بکنند؟ اگر کسی بخواهد نامه ای با دست بنویسد چه امکانی برای درست نویسی دارد؟ ++++++ 2- حتما اطلاع دارید که برنامه اصلاح املایی و دستوری یکی از برنامه هایی است که در بسیاری از برنامه های تکست در کامپیوتر وجود دارد. این برنامه که حدود 20 سالی از عمر آن می گذرد، برای زبانهایی که با حروف لاتین نوشته می شوند، به طور کامل عمل می کند،
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایرانی، می بینید که کامنت مورد نظر شما "سانسور" نشده است. کامنتهایی که مربوط به موضوع باشند و توهین و جوسازی و.... در آن نباشد به هیچوجه حذف نمی شوند. ما بارها اعلام کرده ایم که کامنتها باید بررسی شوند و مسؤول کامنتها هم نمی تواند 24 ساعته در خدمت شما باشد و کار و زندگی دارد و در حین کار و زندگی، از اوقات مطالعه و استراحت و.. مایه می گذارد و کامنتها را بررسی می کند. هیچ یک از گردانندگان سایت حقوق بگیر نیستند و برای فراهم آوردن محیطی سالم برای اظهار نظر شما از زندگی خود می زنند و اینکار را می کنند. وقتی کامنتی گذاشتید، لطفا بجای صدور احکامی نظیر این، که وای کامنت من سانسور شد و ایجاد جو منفی علیه این و آن، کمی دندان روی جگر بگذارید و صبر کنید. در تایید یا عدم تایید کامنتها به هیچوجه مخالف یا موافق بودن نظر نویسنده با نظر مسؤلین در نظر گرفته نمی شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گویا حتی پیام من در مورد یک برنامه رایانه پارسی حذف میشود!
http://virasbaz.persianlanguage.ir/about
(ادامه..)
شما با سانسورگری چه فکر میکنید انجام خواهید داد؟ حتی خبر در مورد یک برنامه کامپیتوری را سانسور میکنند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نخواستم پیام دیگر بنویسیم زیرا سایتی که پیامی که زحمت میکشم را سانسور کند، سایت من نیست. ولی چون به این بحث مربوط است، گفتم حیف است برای خوانندگان آینده این خبر را پخش نکنم. اما برای ویرایش هم در محیط رایانه برنامه‌ی خوب ویراسباز موجود است که همه می‌توانند به صورت آنلاین استفاده کنند.

http://virasbaz.persianlanguage.ir/
(ادامه را هم در زیز نگاه کنید..)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اژدر
متاسفانه پیام من در ایرانگولبال چندین مرتبه سانسور شد و من تنها بخاطر شما پاسخ میدهم و این اخرین پیام است. اما پیش از این متاسفانه یک فرد به نام حامد که استادش پورپیرار است حتی حاضر نیست پاسخ من را به شما در رابطه با Khwah بخواند و حرفش را تکرار میکند. اتفاقاً همین که Khwah در بیشتر ایران "خاه" خوانده میشود ولی در مناطقی از خراسان تا لرستان تا بوشهر و بلوچستان/سیستان/کردستان..درست Khwah خوانده میشود نشان میدهد که خط پارسی کنونی بهتر است. زیرا با وجود این خط، هرکسی مفهوم را میفهمد حتی اگر تلفظ یک واژه چندگونه باشد.. گوگل هم پارسی را پیش از آذربایجانی و ارمنی در ترجمه-گر خود داشت. برنامه های خوب کامپیوتری هم وجود دارند و در راه هستند. اصولاً چون من با علم pattern recognition آشنایی دارم، که مسئله خط هیچ ربطی به موضوع OCR ندارد..
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایرانی گرامی، با تشکر از شما مقاله آقای جلال متینی را خواندم. ایشان در مقاله طولانی خود تنها در بخش کوچکی به موضوع خط پرداخته اند که مربوط به بحث ماست و باقی مقاله مربوط است به زبان فارسی که موضوع بحث ما نیست. • • • • • همانطور که نوشتید با خواندن آن دیگر جای بحثی نمی ماند زیرا متاسفانه ایشان در بخش مربوط به تغییر خط متوجه مساله نشده اند. اینکه خط انگلیسی و فرانسه و آلمانی و... اشکال دارند، مثل روز روشن است. منظور ما این است که خطی باید جایگزین خط فعلی فارسی شود که این اشکالات را هم نداشته باشد. این درست است که در خط انگلیسی "ش" را چند نوع می توان نوشت و برخی حروف خوانده نمی شوند و.... ولی بحث ما اصلا بر سر خط انگلیسی نیست. بحث ما بر سر خط فارسی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز جناب اژدر
در نقد شما و همفکران شما، دکتر جلال متینی یک مقاله مفصلی چندین سال پیش نوشتند:
http://azargoshnasp.net/languages/Persian/zabankhatt.pdf
به صفحه 245+ به بعد نیز توجه فرمایید. در صفحه 246 آوای "ش" در انگلیسی را 16/17 گونه مختلف مینویسند.
اگر آن را بخوانید دیگر جایی برای بحث نمیگذارد. خط پارسی/عربی یکی از آسانترین خطهای جهان است. خط ژاپنلی از بالا به پایین است. خط آمریکا جنوبی و میانه هم لاتین است. حالا ژاپن پیشرفت کرده است یا آمریکای مرکزی/جنوبی؟ برای هر خارجی، یادگرفتن زبان پارسی و خط پارسی صدمرتبه از خط ژاپنی آسانتر است. خط اصلا ربطی به پیشرفت ندارد.
مشکل در ایران چیزهای دیگر است (ادامه را بخوانید)
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایرانی عزیز، بهتر نیست که مطلبی منطقی در رد این نوشته بنویسید و به نقد و بررسی مسائل مطرح شده در این نوشته بپردازید؟ در آن صورت می توانیم بحثی سازنده را در این مورد پیش ببریم. مسلما خط تنها عامل پیشرفت و ترقی نیست و می تواند یکی از این عوامل باشد. ولی اگر خطی آسان برای خودمان برگزینیم و سطح سواد و دانش را بالا ببریم، آیا فکر نمی کنید که پیشرفت ما سریعتر خواهد بود؟ ///// شما در کامنت خود مثال جالبی زده اید. در برخی مناطق ایران هنوز تلفظ "و" پس از خ وجود دارد که با خط فعلی ما نمی دانیم که در آن مناطق این "و" تلفظ می شود و آن را تلفظ نمی کنیم. در صورتی که اگر خط تغییر یابد و با لهجه همین مناطق نوشته شود، دیگر کسی این "و" را نادیده نخواهد گرفت. آنوقت خواهیم دانست که مثلا در مشهد، خاهر نمی گویند و خواهر می گویند. یعنی دقیقا آنگونه خواهیم نوشت که بیان می کنیم. امیدوارم به نقد این نوشته
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ابرانی گرامی، شما کامنتی در این مورد نگذاشته اید که حذف شده باشد. در ضمن شما این کامنت را با نام ایرانی نستعلیق دوست نوشته بودید که با توجه به آدرس آی پی شما، سیستم بطور اتوماتیک آنرا به ایرانی تغییر داده بود و ما هم آنرا تغییر نمی دهیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا پیام دیگران را حذف میکنید! من گفتم که زبان پارسی یک زبان نوین و جعلی مانند ترکی استانبولی نیست و خط نستعلیق هم ابداع ایرانیان است. این خط همان خطیست که ابن سینا دانشنامه علائی و بیرونی کتاب التفهیم و ناصرخسرو و ناصرالدین طوسی مطالب علمی به آن نوشتند. خط کره-ای ها و ژاپنیها و چینیها صدمررتبه از خط پارسی (ریشه آن برمیگردد به آرامی) سخت-تر و پیچیده-تر است ولی آن کشورها پیشرفت کردند و میکنند. چین امروز دارد از همه با آن خط سختش جلو میزند. اما بجایش ده ها کشور هستند (در قاره آمریکا و حتی اروپا و آفریقا) که خط رومان دارند ولی از ژاپن و چین و کره عقب-ترند. کره شمالی خطش با کره جنوبی یکیست ولی صدها مرتبه عقبتر است در حالیکه کره جنوبی از تمامی کشورهای اسلامی و حتی بیشتر کشورهای اروپایی پیشرفته-تر است. پس این حرفهای شما ربطی به واقعیت ندارد. ما نیازی نیست مانند ترکان هویت خود (ادامه)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعد از سفر رضا مير پنجه « شاه» به ترکيه و ديدن اصلاحات از طرف آتاتورک بلافاصله بعد از بازگشت از ترکيه تصميم ميگيرد که تمامی اصلاحات انجام شده در ترکيه را در ايران به اجرا گذارد منهای آزادی احزاب از جمله تغير خط از عربی به لاتين. ولی آن موقع که محمد علی فروغی رابط انگليس و خط دهنده رضا مير پنجه بود ميگويد تغير خط از عربی به لاتين کمک ميکند که ترکها نوشته های آنطرف مرزها يعنی آذربايجان و ترکيه را براحتی بخوانند و اين بر خلاف سياست ماست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" آینده با انعطاف پذیر هاست و این انعطاف پذیری شامل تغییر الفبا نیز می‌‌شود """ فارسستان ۲ دو راه پیش رو دارد. ۱- با توسل به تاریخ، نقش قربانی را بازی کند، با این حس قربانی، خود را اغوا کند و در آخر فلج سازد. """ احساس قربانی اول ملتی را اغوا می‌کند، بعد فلج می‌‌سازد """، """ همه کمبود ها، نارسائی ها، مشکلات فارسستان را گردن اسکندر، عرب، ترک، افغان، مغول و و انداختن از اینجا ناشی‌ می‌‌شود. ۲ - جامعه فارسستانی از خود بپرسد چگونه با گذشته گرائی و مرده پرستی‌، در رسیدن به مدرنیته کله پا شده است؟ آیا غیر از این است که "" مشکلات مدرن، راه حل‌های مدرن می‌طلبد؟ آیا باز گشت به گذشته و "" خلق پیامبر زمان """ هخا "" مشکلات این جامعه حل خواهد شد؟ مگر غیر از این است که همه از این جامعه به سطوح آمده از خفقان، تحجر به کشورهای مدرن فرار میکنند؟ با درک چنین شرایطی جامعه فارسستانی باید "" راه گریز