رنگین کمان با یک رنگ (فرهنگ، زبان و کلا هویت فارس)!

در خاتمه نصحیت من به شما برای پایان یافتن کابوس شبانه تجزیه کشور که خواب را از چشمانتان ربوده این است که، به جای انکار واقعیتها و پریشان حالی از شنیدن این واقعیتها از زبان فرهیختگان دیگر ملیتها چون آقای یوسف عزیزی بنی طرف، سیاستهای برتری جویانه و مرکزگرایانه خود را تغییر داده و سعی در پذیرش واقعیتها داشته باشید

چندی پیش بعد از اینکه در برنامه پرگار به موضوع عرب ستیزی در ایران با دعوت از آقای یوسف عزیزی بنی طرف "دبیر کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران" و اقایان قاسمی و دکترمناف زاده پرداخته شد، شاهد واکنشهای بسیار تندی از سوی ناسیونالیست های فارس محور بودیم به طوری که آقای کریمی مجری و سردبیر برنامه از تعداد اظهار نظرات در صفحه فیس بوک برنامه(بیش از 1000 نظر درکمتر از24 ساعت) اظهار شگفتی کردند. کما اینکه اکثر اظهار نظرها مهرتاییدی بر وجود پدیده عرب ستیزی در ایران بودند.

 درهمین راستا چندین نامه از سوی رهبران جبهه ملی ایران دراعتراض به این برنامه وهمچنین دعوت از آقای عزیزی به مسئولین تلویزیون بی بی سی فرستاده شد، وحتی کار بدانجا رسید که خواستار پوزش رسمی آقای عزیزی از آنها در تلویزیون بی بی سی شدند. یکی از این نامه ها تحت عنوان " نامه سه هموند جبهه ملی ایران به بی بی سی" بود. بعد از خواندن آن روا دیدم که این متن را که سعی کردم خلاصه باشد در جواب بنویسم.

دوستان هموند جبهه ملی ایران در قسمتی از نامه تان نوشته اید که " بخش هايی از سرزمين ايران رسيدگی دولت مرکزی کمتر از بخش های ديگر بوده است و از اين رو مردمانی از ايرانيان در سختی به سر برده اند ولی اين کمبود دليلی بر برتری جويی قومی به قوم ديگر نيست " در این گفته شما دو نکته  نهفته است، اول اینکه اشاره ای کرده اید به رسیدگی کمتر دولت مرکزی (پهلوی و ولایت فقیه) به بخش هایی از ایران، ازآنجایی که مطمئنا منظور شما نمی تواند بخش های مرکزی (فارس نشینها) باشد، می توان به این نتیجه رسید که شما منکر تبعیضی که نسبت به مناطق غیرمرکزی (مردمان غیرفارس) ازسوی دولتها صورت می گیرد نیستید. هرچند متاسفانه با این که دم از دمکراسی برای تمام ایران می زنید نوبت به حق وحقوق ملیتهای غیرفارس و بخصوص ملت عرب که می رسد سعی در کم اهمیت جلوه دادن ستمی که به انها روا می گردد می کنید.

 در صورتی که این تبعیض (رسیدگی کمتر)از سوی دولت از وضعیت آب آشامیدنی(با وجود جاری بودن سه رودخانه بزرگ بدترین آب آشامیدنی در کل کشور، آبی با طعم فاضلاب) گرفته تا احکام قضایی و.... است، چنانچه برای یک فعال سیاسی مرکزنشین و یک فعال هویت طلب عرب متهم به یک نوع اتهام، دو حکم کاملا متفاوت از سوی مقامات قضایی صادر می شود به عنوان مثال آقای کورش زعیم (عضو جبهه ملی) را به دلیل «اقدام علیه امنیت ملی، فعالیتهای تبلیغاتی علیه نظام» به سه سال حبس تعلیقی و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی و رسانه‌ای محکوم میکنند، ولی آقای محمد علی عموری نژاد (فعال فرهنگی عرب هویت طلب) ودیگردوستانش را بدون هیچ اثباتی متهم به همین اتهامات کرده و حکم اعدام را برایشان صادر می کنند.

همین دو حکم متفاوت صادر شده برای یک اتهام مشابه عمق این تبعیض (یا به قول شما رسیدگی کمتر) را که سعی در توجیه آن دارید اثبات می کند. {استناد به این گفته تان " هرچند که به علت رويدادهای تاريخی در مورد بخش هايی از سرزمين ايران رسيدگی دولت مرکزی کمتر از بخش های ديگر بوده است "}.

هر چند لازم بود که منظورتان را از رویدادهای تاریخی روشن می کردید.

نکته دوم موضوع برتری جویی قومی نسبت به قوم دیگرمی باشد که گفته اید "ولی اين کمبود (عدم رسیدگی دولت) دليل بربرتری جويی قومی به قوم ديگر نيست".

باید یادآورشد برتری جویی قومی (فارس) بر قومی دیگر مثلا عرب، زمانی نمایان می شود که در یک مسابقه فوتبال چند هزارتماشاگر مرکزنشین بدون توجه به وجود چند میلیون هموطن عرب به اعراب فحش و ناسزا گفته وهنگامی که با اعتراض مواجه شده می گویند: "منظور ما عرب زبانهای ایرانی نمی باشد". بلفرض اگراین ؛عذر بدتر از گناه؛ را بپذیریم، آیا این رفتار نشان از نژادپرستی و خودبرتر بینی ایرانیان (طبق منظور فارسها می باشند) نسبت به اعراب نمی باشد؟

زمانی که از دیگر ملیتها انتظار دارید که شاهنامه و سهراب و سیاوش و... را غرور و افتخار و... ملی وعید باستانی نوروز را عید ملی خود دانسته، با آن که می دانید، فردوسی شاعر فارسی زبان و اتفاقا عرب ستیز بوده وعید ملی عربها هیچ وقت عید نوروز نبوده، بلکه همواره عید فطر راعید ملی و بزرگ خود می شناسند، آیا این عین برتری جویی و خودخواهی نمی باشد؟ واین شعرفردوسی، شاعر حماسه سرایی ایرانی، نشان از چیست؟

عرب هر که باشد به من دشمن است      کژ اندیش و بد خوی و اهریمن است

ز شیر شتر خوردن و سوسمار                عرب را به جایی رسیده است کار

که فر کیانی    کند آرزو                       تفو   بر تو ای   چرخ گردون تفو

 

وقتی که در بالای وب سایت متعلق به جبهه ملی ایران مقبره کورش هخامنشی که هیچ سنخیتی با من عرب، بلوچ، ترک و... ندارد، به عنوان نماد این حرکتِ مدعی نمایندگی همه ایرانیان، انتخاب شده چگونه می توانید منکر برتری جویی خود نسبت به دیگر اقوام باشید؟برتری جویی که نزذیک به 90 سال از سوی نظام حاکم و اپوزسیونهای فارس محور دنبال می شود.

درمورد علت اصلی این برتری جویی آقای محمدعلی همایون کاتورزیان اقتصاد دان، تاریخ نگار و کاوشگر علوم سیاسی معتقد است که:

برتری ملت ایران(فارسها) نه تنها به سبب مجد و عظمت - واقعی و یا خیالی – پیشین اش، بلکه بیش از آن به دلیل تعلق اش به نژاد برتر اروپا (آریایی) بود که تمدن جدید اروپا را با آن همه دستاورد علمی و اجتماعی به بار آورده بود. و ناخرسندی، و چه بسا افسردگی، روشنفکران ناسیونالیست ایرانی موقعی بیشتر می‌شد که عقب ماندگی‌های ایران را با پیشرفتهای اروپا مقایسه می‌کردند و مقصر را بیشتر عربها (و سپس ترکها) و اسلام می‌دیدند.

باید گفت که پایه واساس سیاستهای هردونظام (پهلوی و جمهوری اسلامی) جهت مثلا حفظ تمامیت اراضی این جغرافیا، مبارزه و سرکوب ودراصل محو دیگرهویتها بوده،که تحت عنوان پروژه "یکسان سازی فرهنگی" و از زمان به قدرت رسیدن رضاشاه که از سوی برخی باصطلاح روشنفکران فارس چون کاظم زاده ناشر مجله ایرانشهر(مجله ای با این مظمون که عقب‌ماندگی فعلی ایران ناشی از حملهٔ اعراب است و اینکه امپریالیسم عرب توانایی‌های خلاق مردم هوشمند آریایی را راکد گذاشته است)، ومحمود افشار و دیگر کسان به وی دیکته می شد، شروع شده است.

 چنانچه دکتر محمود افشار یزدی استاد علوم سیاسی و موسس ماهنامه آینده ۱۳۰۴ می گوید:

"منظور از کامل کردن وحدت ملی این است که در تمام مملکت زبان فارسی عمومیت یابد، اختلافات محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود، و ملوک الطوایفی کاملاً از بین برود. کرد و لر و قشقایی و عرب و ترکمن و غیره با هم فرق نداشته، هر یک به لباسی ملبس و به زبانی متکلم نباشند... به عقیده ما تا در ایران وحدت ملی از حیث زبان، اخلاق، لباس، و غیره حاصل نشود هر لحظه برای استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ما احتمال خطر می‌باشد. اگر ما نتوانیم همه نواحی و طوایف مختلفی را که در ایران سکنی دارند یکنواخت نماییم، یعنی همه را به تمام معنی ایرانی کنیم، آینده تاریکی در جلو ماست. آنها که به تاریخ ایران علاقه دارند، آنها که به زبان فارسی و ادبیات آن تعلق خاطر دارند، همه باید یکدل و یک صدا بخواهیم و کوشش کنیم که زبان فارسی در تمام نقاط ایران عمومیت پیدا کند و به تدریج جای زبانهای بیگانه را بگیرد. این کار میسر نمی‌شود مگر به وسیله تاسیس مدارس ابتدایی در همه جا، وضع قانون تعلیم عمومی اجباری و مجانی و فراهم آوردن وسایل اجرای آن، تدریس زبان فارسی و تاریخ ایران در تمام مملکت چاره اصلی و قطعی است ولی بعضی طرق دیگر هم که در درجه دوم اهمیت هستند به خاطر ما می‌رسد و در شماره‌های آینده شرح خواهیم داد. مثلاً باید به وسیله ساختن راههای آهن روابط ارزان سریع میان نقاط مختلف مملکت دائر نمود تا مردم شمال و جنوب، مشرق و مغرب بیشتر به هم آمیخته شوند، باید هزارها کتاب و رساله دلنشین و کم بها به زبان فارسی در تمام مملکت به خصوص آذربایجان و خوزستان منتشر نود. باید کم کم وسیه انتشار روزنامه‌های کوچک ارزان قیمت محلی به زبان ملی در نقاط دوردست مملکت فراهم آورد. تمام اینها محتاج به کمک دولت است و باید از روی نقشه منظمی باشد." 

و در ادامه اضافه می کنند که:

"می توان بعضی ایلات فارسی زبان را به نواحی بیگانه فرستاد و در آنجا ده نشین کرد و در عوض ایلات بیگانه زبان آن نقاط را به جای آنها به نواحی فارسی زبان کوچ داد و ساکن نموداسامی جغرافیایی را که به زبانهای خارجی و یادگار تاخت و تاز چنگیز و تیمور است باید به اسامی فارسی تبدیل کرد."

جالب اینکه، نامه محرمانه که از دفتر ریاست جمهوری آقای خاتمی درز شده بود، مبنی بر تغییر بافت جمعیتی عربهای عربستان (خوزستان) که باید ظرف 10 سال جمعیت عربها دراستان ازاکثریت به اقلیت (با در پیش گرفتن سیاسیتهای مهاجرت و اسکان اجباری عشایر و دیگر سیاستها) برسند، اثباتی روشن، بروجهه اشتراک هر دو نظام در مبارزه برای محو هویت دیگرملیتهای غیرفارس است.  

متاسفانه سیاستهای بسیاری از روشنفکران فارس در این نزدیک به نود سال سیاست یک بام و دو هوا بوده است، از سوی تمام شواهد موجود نشاندهنده مبارزه سرسختانه آنها در جهت سرکوب دیگر ملیتها بوده ؛چرا که این سیاستهای درپیش گرفته شده برای محو هویت ملی، فرهنگی وزبانی دیگرملیتها همواره با مقاومت شدید از سوی صاحبان آنها روبرو گردیده و همین امر در برهه های از تاریخ  قتل عامهای خونینی به همراه داشته، که به عنوان مثال می توان به قتل عام مردم محمره در نهم خرداد 1358 روز چهارشبه موسوم به "چهارشنبه سیاه" به سرکردگی دریادار احمد مدنی {عامل اصلی قتل عام مردم محمره (خرمشهر)که برای سالها دبیرکل جبهه ملی ایران در خارج از کشوربوده} اشاره کرد.

 از سوی دیگر ملتهای تحت ستم مضاعف را همواره به رنگین کمانی زیبا، ردیفی ازموزائیکها زیبا، قالیچه ایی پر نقش و نگار (که باز هم در راستای همان سیاست حفظ تمامیت اراضی است) تشبیه می کنند. بدون توجه به نکته که رنگین کمان با یک رنگ (فرهنگ، زبان و کلا هویت فارس) معنایی نخواهد داشت و حتی قالیچه ایی که یک قسمت از آن لگدمال و خدشه دار شود دیگر ارزش خودرا به کل از دست خواهد داد و...

در خاتمه نصحیت من به شما برای پایان یافتن کابوس شبانه تجزیه کشور که خواب را از چشمانتان ربوده این است که، به جای انکار واقعیتها و پریشان حالی از شنیدن این واقعیتها از زبان فرهیختگان دیگر ملیتها چون آقای یوسف عزیزی بنی طرف، سیاستهای برتری جویانه و مرکزگرایانه خود را تغییر داده و سعی در پذیرش واقعیتها داشته باشید، که همانا وجود ملیتهای متمسک به هویت ملی خود اعم از عرب، بلوچ، کرد، ترک، ترکمن و.... و برابر خواهی آنها در تمامی حقوق ملی، سیاسی، فرهنگی، زبانی، اقتصادی و.....می باشد.

منبع: 
ایمیل رسیده از نویسنده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز، امثال شما با گفتاری که نقطه چین بخواهد جای دیگر است، شماها را چه به اندیشه و خرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز ، اولن مودب باشید، جوهر اصلی‌ گفتار این شیر زن حقوق بشر است، من ‌یک عرب ایرانی‌ هستم و به جدایی از ایران اعتقادی ندارم ، ولی‌ حتا جدا شدن ملتی اگر با خواست اکثریت ، صلح آمیز و بدون دخالت خارجی‌ باشد باید پذیرفت.

ضمنا اعراب خوزستان وطن پرستی خود را جان خود ثابت کرده اند، شما تازه وارد که لاف وطن می‌زنید کمی از حقوق این ایرانیان مظلوم دفاع کنید که این اولین وظیفه هر ایرانی‌ که نه‌ ، که وظیفه هر انسان شریف است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

این اشعار در شاهنامه فردوسی و دقیقا در بخش "پادشاهی یزدگرد بخش سوم" امده است. ولی از آنجایی که متاسفانه پدیده شوم سانسور درهمه جا رخنه کرده و حتی دراشعار هم این عمل زشت صورت می گیرد پیشنهاد می کنم دنبال نسخه دستکاری نشده شاهنامه بگردید البته چنانچه نسخه دستکاری شده رو دقت کنید خودتان متوجه حذف بعضی از ابیات می شوید
در اینجا قسمتی از این شعر( البته سانسور نشده) رو براتون می گذارم با سپاس
یکی نامه ای بر حریر سفید /نوشتند و پر بیم و چندی امید
بعنوان بر از پور هرمزد شاه /جهان پهلوان رستم کینه خواه
سوی سعد وقاص جویند جنگ /پر از رای و پر دانش و پر درنگ
بمن باز گوی آنکه شاه تو کیست /چه مردی و آیین و راه تو چیست
بگرد که جوئی همی دستگاه /برهنه سپهبد برهنه سپاه
به نانی تو سیری و هم گرسنه/نه پیل و نه تخت و نه بار و بنه
زشیر شتر خوردن و سوسمار/عرب را به جای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اتفاقا به نكته‌اي درست اشاره كرديد، بايد در اينگونه برنامه‌ها از آذربايجانيان ميهن‌پرست ايران‌گرا و خوزستاني‌هاي ميهن‌پرست نيز استفاده شود. به چه علت بايد ميدان براي پانترك‌ها و پان‌عرب‌ها باز گذارده شود؟ آذربايجان تنها يك صدا ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ولی این تاختن در میدان مظلومنمایی که از سوی پانعربیستها(و سایر پانها مانند پانترکها) انجام میشود تنها دلیلش اینست که ما ایرانیان ظلمهای این گروه-ها را نادیده گرفتیم. وگرنه اگر یک تحقیقی در ظلمی که قبایل اعراب به ایران در عرض دویست سال و قبایل دیگر به ایرانیان در عرض هزارسال کردند انجام شود، خودش چند جلد کتاب میشود. برای نمونه میبینم سالیان ارمنیان سالگردی برای نسلکشی که ترکان برضدشان انجام دادند را در همه جا اجرا میکنند. اگر ایرانیان هم چندین واقعه تاریخی را که تاریخشان مشخص را بررسی کنند و آن را هر سال یادآوری کنند، دیگر هیچ پانعرب/پانترکی حتی جرات مظلوم-نمایی نمیکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اعراب دویست سال و اتراک هزارسال بر ایران ظلم کردند اما ایرانی توانست پایدار بماند تا حدی که این دو گروه امروز بجای جنایتکاری به مظلوم-نمایی روی آوردند. امروز در خود خوزستان بنابر آمار رسمی سال 1389 حدود اعراب یک سوم جمعیت هست و حدود دو سوم جمعیت ایرانی (لر/پارسی/بختیاری) هستند. واقعیت اینست که حاکمیت هزارسالهء ترکان نیز موجب ترکزبان شدن آذربایجان و بخشهایی وسیعی از آران (بجز تالش و مناطق تات نشین) و خوارزم (ترکمنستان) شد. اما این تمدن ایرانی توانست پایدار بماند در مقابل ترکتازی ترکان و تازیان. البته نقل قول پانترکیستها/پانعربیستها از محمود افشار کهنه شده است زیرا محتوای این نقل قولها را هیچ وقت درست ارائه نمیکنند (کتاب زیر آن را شرح میدهد):

https://tarnama.org/library/pan-turkism-va-iran.pdf
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن گرامی، معیارهای ما در اول «صفحه شما» و در صفحه «درباره ما» نوشته شده اند و من کوچکترین تخطی از این معیارها نمی کنم و مطمئن باشید که اگر کوچکترین اعمال نظری خارج از این جهاچوب بکنم، مورد مؤآخذه مدیریت سایت قرار می گیرم. من در همه موارد، چه در مورد زنان و چه در مورد اقوام و ملیتها و چه در مورد اشخاص حقیق و حقوقی و چه در مورد روستائیان شریف و پاکدلمان، هرچند که ناآگاه باشند، این معیارها را به کار می برم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسول گرامی من که ملاک های شمارا نمی دانم شما کلا
به بعضی مسائل حساسی مخصوصا کامنت پای نوشته خانم ها یا مسائل زنان چون بارها عدم انتشار زدی
وعقیدتی برخورد میکنی من کلمه زشتی نداشتم نقطه چین بشود شما با نوع نگاه من مشکل داری و نسبت به بعضی مسائل بیطرف نیستی وکاملا مشهود است عقیدتی برخورد میکنی به هرحال بازهم می گویم حیف شما ودلیلی نمیبینم رابطه من وشما بخاطر مسائل ملی خراب شود ولی من نمیتونم با ادبیات اصلاح طلبی بنویسم چون تفکرم نیست من سیاسی نیستم با مردم هم تعارف ندارم ونمیخواهم چهره محبوب ملی بشوم مثل خمینی مردم را فریب بدهم من اینجا برای ستیز با کژی ها میام ونمیام کسی رو نوازش کنم ودلبری کارم جدیه برخوردم جدیه حتی وقتی طنز بنویسم وهجو کنم شما نگاهت اصلاح طلبانه ونوازشی من نگاهم رادیکال وسرزنشیه وغیر سیاسی وغیر مردم پرستی چون نمیخوام محبوب خلق هایی باشم که مشکلات

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مورد برنامه مشروح در این مقاله باید نکته ای مورد توجه قرار گیرد و آن این است که اگر در مورد عرب ستیزی یا تورک ستیزی و یا هر مورد تبعیض نژادی برنامه ای ساخته می شود بایستی مهمانان از اتنیک یا ملت مورد اشاره باشند نه اینکه دو نفر فارس (مورد تبعیض قرار دهندگان ( بعلاوه مجری برنامه مهمان را در موضع تدافعی قرار دهند. اگر این برنامه در یک رسانه غیر فارس زبان و یک بنگاه مثلا سوئدی و یا آمریکایی تهیه می شد آقای قاسمی و مناف زاده آخرین افرادی بودند که دعوت می شدند زیرا انها نیستند که باید قضاوت کنند بلکه ان ملت عرب یا تورک یا بلوچ است که مورد تبعیض نژادی قرار گرفته و باید تجربیاتش را بگوید. در این برنامه همانطور که انتظار می رفت با یک جنگ روانی اقای بنی طرف در موضع تدافعی قرار گرفته و مورد تمسخر قرار گرفت .
تصویر مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن گرامی، شما از یک طرف مرا نصیحت می کنید که وقتم را برای کنترل کامنتها هدر ندهم و از طرف دیگر می خواهید وظیفه سنگین نقطه جین کردن کامنتها را بر عهده من بگذارید؟ لطفا مرا از انی کار معذور بدارید و لطف کنید کامنتهایتان را طوری بنویسید که احتیاجی به نقطه چین کردن نداشته باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من نمی دانم حالا مسئول کامنتها این کامنت را هم بدلیل توهین پاک می کند یا نه، ولی اگر به تریج قبای کسی برنمی خورد و کار به دادگاه نمی کشد و آ ائلیار بسیار عزیز هم یک صفحه مقاله نمی نویسد که ثابت کند خودش مدرن است و من و امثال من سنتی هستیم، می خواستم در کمال احترام و بدون هیچ توهینی و با عرض تواضع و خشوع بی پایان از خانم نویسنده بپرسم اگر صلاح می بینند و سوال من مصدع اوقات شریفشان نیست، لطف کنند و بفرمایند این اشعاری که در اینجا آورده اند، جسارتا در کجای شاهنامه است؟ با عرض معذرت بی پایان از جناب مسئول کامنتها و آرزوی توفیق در ارشاد خوانندگان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نژاد پرستان فارس و دیگر بیسوادانی که تنها ار عهده ی تکرار جملات بسیار ساده و خام کانالهای تلویزیونی لوس آنجلس بر می آیند, به هیچ عنوان نمی توانند قبول کنند که دیگرانی نیز در این نقشه جغرافیایی زندگی میکنند که اصلا هیچگونه تشابه فرهنگی وزبانی با آنها نداشته و نخواهند داشت.اقلیم الاحواز سرزمینی است که هیچ گونه تعلق خاطری به فارسها نداشته و ندارد و مبرهن اسن که این سرزمین در سال 1925 توسط رضاخان اشغال و به این نقشه کنونی اضافه شد. بدانید که استقلال این سرزمین و دیگر سرزمینهای به زور چسبیده شده در راه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ا-مردم ایران قبر های اعراب را زبارت میکنند واین قبر ها حدود 70 هزار عدد هستند در سراسر ایران پراکنده هستندبرای این قبرها سالانه میلیون های دلار هزینه میشود برای قبر امام عربی در کربلا 14 میلیلرد تومان هزینه کردند ومردم هم دورش چرخیدند وهر شهر حداقل یک میلیارد پول برایش دادند دردو شهر خودم امار گرفتم در یک روستا 40 گوسفند قربانی کردند2-چادر عبایی عربی در 8 سال گذشته توسط حکومت مرکزی به مردم همه ایران به عنوان حجاب ملی تحمیل شد و مردم پوشیدند منظورم چادر استین دار عربی است که قبلا مد نوبد لباس ملی اعراب عیلام است3- عید فطر هرسال با صرف میلیون های دلارحکومت ومردم عرب پرست جشن میگیرند وبرایش هزینه میکنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسول گرامی کامنت مرا منتشر کنید با همان سه نقطه ها هم قبول است سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم عرب خوزستان ملک ابدی لرها و سایر ایرانیان است،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آن موقع اين شعر از فردوسي خردمند است؟ عرب هر که باشد به من دشمن است / کژ اندیش و بد خوی و اهریمن است/ز شیر شتر خوردن و سوسمار/ عرب را به جایی رسیده است کار/که فر کیانی کند آرزو / تفو بر تو ای چرخ گردون تفو- خير خانم محترم، اين شعر متعلق به حمزه نامه و پيش از سرودن شاهنامه است- واقعا در اين سايت كامنت نوشتن ما را از كار و زندگي انداخته به اين جهت كه بايد شب و روز آنلاين باشيم تا به ادعاهاي واهي و دروغ‌ها و جعليات و زشت‌گويي ها پاسخ دهيم. متاسفم براي اين سايت محترم كه براي درج مقالات، حداقل سطحي را هم رعايت نمي‌كند. خودتان هم مي‌دانيد سخن‌ام درست است و پيشتر هم نشان داده‌ام. در ضمن خانم محترم، کابوس تجزیه کشور خواب را از چشمانمان نربوده، ما ميهن‌پرستيم و پرستار شبانه‌روزه ميهنمان. مي‌دانيم كه حراست از ميهن‌مان يك ضرورت تاريخي است. يا هويت ايراني كشور ايران را مي‌پذيريد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از خانم بنی طریف از مقاله خواندنی و به حق تان ، من بر این باور هستم که در گقتمان ایرانی فرقی میان حکومت حاکم و اپوزیسون آن وجود ندارد، بنیادشان یکی است تحمیل هژمونی فارس و به طبع آن یکسان سازی ؛ در این میان تمامی امکانات فرهنگی و دولتی نزدیک به یک صده است که بکار افتاده تا پروژه ملت خیالی ایران را واقعیت ببخشد