اسرار تپه حسنلو (1-4)

- بخش اول « گاه نگاری حسنلو ، بین 1200 تا 800 پیش از میلاد و نشان دهنده ساخت و ساز و سازه های عظیم انسانی است . بخصوص یک بنای دفاعی که در درون دیواری با برج های دیده بانی بر روی پایه های سنگی قرار گرفته ، قابل توجه است . همچنین استفاده از ستون های چوبی بر روی پایه های سنگی نیز در این دوره مشاهده می شود که معرف نوعی معماری است که شاید بتوان از آن به عنوان پیشگام بناهای پاسارگاد و تخت جمشید نگریست . در خانه های مسکونی ، سفال های با دیواره نازک سیاه با سطح صیقلی و بیش از صد مهر استوانه یافت شده است . حسنلو در اواخر سده نهم پیش از میلاد با خشونت تمام تخریب و به خاکستر تبدیل شد . در میان مواد تخریب شده این لایه ، اشیایی مانند یک جام طلا با صحنه های اساطیری در کنده کاری مسطح ، تزیینات سینه اسب با کنده کاری و کنده کاری های بر روی عاج دسته یافت شد . » (موزه ملی ایران ، با همراهی موزه تاریخ هنر وین - 7000 سال هنر ایران - ص 58 ) این چه بلایی است که حسنو را به چنان وضعی دچار می کند که دیگر بار سر بر نمی آورد ؟! شیطنت نگارنده گان کتاب درباره الگو برداری برای تخت جمشید از روی بنا های حسنلو زمانی جالب است که به زمان تخریب این بنا به گفته خودشان هنوز تخت جمشیدی در کار نبود و 400 سال بعد تخت جمشید ساخته شده است !!! تخت جمشیدی که اکنون می دانیم دم خروسی بیش نیست و هیچ ارتباطی با هخامنشیان ندارد و یک زیگوراتی است شبیه آنچه در بین اللنهرین و سیلک قابل مشاهده می باشد و مربوط به تمدن های اصلی منطقه می باشد . عکسی که در این لینک عرضه شده نمونه کوچکی از هنر مردم منطقه را نماش می دهد . آیا میدانید صنعت و علم کنونی نمی تواند چنین دست ساخته ای را تولید کند !!! « پانصد شئ فلزی در هنگام فرو ریختن طبقه اول بنا مدفون شده که این اشیاء و همچنین تزیینات سینه اسب دارای خوردگی های عمیق بود و همگی در موسسه مرکزی مرمت در شهر رم ، مرمت شدند . » (موزه ملی ایران ، با همراهی موزه تاریخ هنر وین - 7000 سال هنر ایران - ص 193 ) « هیچ کدام از این آثار به منظور مرمت از ایران خارج نشدند ، فقط برخی در محل کاوش در حسنلو مرمت شده اند . » (ز.جعفر محمدی - همان کتاب - پاورقی) با مقایسه دو متن کوتاه بالا که مربوط به یک صفحه از آن کتاب می باشد پی به عمق فاجعه فرهنگی در این کشور می توان برد به طوری که در متن کتاب موضوعی عنوان می شود و در پاورقی انکار می گردد !!! آیا سکوت کافی نیست؟ آیا وقت آن نرسیده بگوییم ساکنین تمدنی بسان حسنلو چرا دگر بار در آذربایجان به وجود نیامدند ؟ آیا لازم نیست قبول کنیم پوریم تمدن شرق میانه را در صفر ضرب کرد ؟ - بخش دوم در کتاب تاریخ ماد اثر دیاکنوف (که نیازی به وارد شدن به بحث در این زمینه را ندارم ) ، در مقدمه کتاب چنین به خوانندگان عنوان می شود : که ما هیچ سندی در اختیار نداریم که از آن تاریخ ، فرهنگ و زبان مردم ماد را بیرون بکشیم ! بعد نویسنده کتاب حدود 600 برگ کتاب خود را با داستان هایی پر کرده که سراسر جنگ و خونریزی را به تصویر می کشد . یافته های باستان شناسی به وضوح هر چه تمام تر نشان می دهد که در شرق میانه تا کنون هیچ شمشیری (که جزو سلاح های جنگی است با قدمتی که این جنگ ها را به آن دوره منتسب می کنند) یافت نشده است . حال باید پرسید این ملل در حال جنگ ، در عهد باستان شرق میانه ، هم دیگر را از دم کدامین تیغ می گذراندند؟ یکی از مهمترین جنگ هایی را که دیاکنوف در کتاب خود شرح می دهد ، اتحاد دولت فدرالی ماد با حکومت ایلام برای نابودی حکومت آشور به مرکزیت نینوا می باشد . در این کتاب سراسر داستان و آسمان ریسمان بافی نویسنده دلیل این انتقام و اتحاد ماد و ایلام را ، حمله های پی در پی حکومت آشور به تمدن های منطقه اعلام می کند . و چنین توضیح می دهد ، که چون مردم تمدن های همجوار آشور از دست اندازی های این تمدن عاسی شده بودند سرانجام تصمیم به نابودی این حکومت را طرح ریزی می کنند . اسناد حملات پی در پی و وحشیانه آشوریان به تمدن های منطقه را سالنامه های آشوری و در راس آن داستان پیکارهای آشور بانی پال را به میان می آورند .( و ما اکنون به وضوح می دانیم این کتیبه ها و کشف رمز آن ها داستانی بسیار خنده دار تر از ماجراهای ملانصرالدین می باشد و آنقدر در روی این کشف رمز کتیبه های کاملا جعلی پا فشاری کرده اند که خوشان هم دروغ های خود را باور کرده اند . در این قسمت به ماجرای کتیبه های جعلی که هم اکنون نیز در حال ساخت انواع بهتر و رنگین ترشان هستند وارد نمی شوم و به فرصت دیگری موکول می کنم .) در این داستان که دیاکنوف بیان می کند قبایل ماد از شمال و حکومت ایلام از جنوب قلمرو آشور را محاصره می کنند و در نهایت با شگردهای مخصوصی وارد دروازه های نینوا می شوند و طبق قرار قبلی قبایل ماد غنایم را غارت می کنند و سرزمین های فتح شده به حکومت ایلام تعلق می گیرد (با وجود اینکه اکنون می دانیم کلمه ماد و ایلام منشا توراتی دارند نه تاریخی و باستان شناسی) . اکنون دم خروس دیگری را برایتان نمایش می دهم که سطر به سطر نوشته های کتاب تاریخ ماد دیاکنوف را به باد می دهد . گرچه یادداشت های موجود در سری کتاب های "تاملی بر بنیان تاریخ ایران" جناب "پورپیرار" ذره ای آبرو برای تاریخ یهود ساخته جهان باقی نگذاشته است . برای جلوگیری از طولانی شدن این یادداشت بنده فقط متن تورات را در اینجا ذکر می کنم و امیدوارم کسانی که کتاب دیاکنوف را خوانده اند مقایسه این دو مطلب را انجام دهند و ببنند که چه کلاه گشادی در این کتاب بر سرمان گذاشته اند (که از مهمترین رفرنس های مطالعات تاریخ باستان منطقه می باشد) به طوری که فقط سخنان خاخام را بدون کم و کاست تکرار می کند (شبیه کتیبه حقوق بشر کوروش ! که متن تورات را باز گو کرده است). در این داستان دیاکنوف حتی نبوغ جنگی ایلامیان و مادیان در حیله به کار بردن آب فرات در باز کردن دروازه های این شهر را نیز بدون کم ترین مطلب از قلم افتاده بیان می کند !!! . « ای نینوا، عمر ت بسرآمده است! سپاهیان دشمن ، تو را محاصر ه کرده اند. پس برج و باروهای خود را تقویت کن . جاده را دیده بانی نما و منتظر حمله دشمن باش. (تو سرزمین اسرائیل را ویران کردی ، ولی خداوند عزت و قدرتشان را به ایشان باز می گرداند! ) . سپرهای سرخ دشمن برق می زنند! لباس های نظامی سرخ رنگ آنها را ببین ! عرابه های درخشان آنها را مشاهده نما که در کنار هم بوسیله اسبها به پیش حرکت می کنند. دشمن آماده حمله است ! عرابه های تو در خیابانها و میدانها به سرعت از هم پیشی می گیرند ؛ مانند برق جلو می روند و مثل مشعل می درخشند! پادشاه بر سر افسرانش فریاد می زند و آنها دستپاچه شده ، با عجله بطرف دیوارهای شهر می دوند تا سنگرهایشان را برپا سازند. اما خیلی دیر شد ه است ! دریچه های رودخانه باز است . دشمن به داخل شهر رخنه کرده است . کاخ سلطنتی را وحشت فرا گرفته است ! ملکه نینوا را برهنه به کوچه ها آورده اند ؛ او را اسیر کرده اند و ندیمه هایش گریان بدنبال او می روند و مثل فاخته ها می نالند و سینه می زنند. شهر نینوا چون مخزن آبی است که سوراخ شده باشد. اهالی آن با شتا ب از آن بیرون می ریزند و ه فریادهایی که آنها را از فرار باز می دارد توجهی نمی کنند . نقره ها را غارت کنید! طلاها را به یغما ببرید ! گنجهای بی حسابش را تاراج کنید! شهر نینوا خراب و متروک شده است . دلها از ترس آب شده اند، زانوها می لرزند، رمقی در مرد م نمانده و رنگ از صورتها پریده است . اینک ، آن نینوای بزرگ ، آن بیشه ء شیران و محل دلیران کجاست ؟ نینوایی که در آن پیر و جوان بدون ترس و دلهره زندگی می کردند . ای نینوا که زمانی چون شیر، نیرومند بودی ، و دشمنانت را پایمال می کردی تا زنان و فرزندانت را سیر کنی و شهرها و خانه هایت را از غنایم و اسیران جنگ پر سازی ! بدان که اکنون خداوند قادر متعال بضد تو برخاسته است . او عرابه هایت را می سوزاند و دلیران تو را هلاک می کند. دیگر هرگز از سرزمینهای مغلوب ، اسیری نخواهی آورد و روی زمین حکمرانی نخواهی کرد .» (تورات عهد قدیم - فصل ناحوم - صفحه 2) در اینجا نیز تورات عهد قدیم باز کینه خود از مردم بین النهرین به سبب ویرانی اورشلیم را به پیش می کشد و کل داستان های سر هم بندی شده در کتاب تاریخ ماد دیاکنوف خود یک چاره جویی برای پوشیده نگه داشتن ردپای قتل عام وحشت ناک پوریم به دست نیزه داران یهود را به وضوح نمایش می دهد ! . اگر از آقایان سوال کنیم که چرا مردم آشور به قلمرو ماد حمله می کردند ؟ چنان چه بیان شده غارت اموال و گرفتن اسیران برای بردگی را به پیش می کشند ، ولی در مقابل تصاویری نظیر آنچه در زیر برایتان می آورم سکوت را گزینه می کنند !!! . در پا ورقی همان صفحه آمده است : «این فصل تسخیر نینوا به دست سپاهیان ماد و بابل در سال 612 ق.م. را پیشگویی می کند .» (همانجا) این تاریخ گذاری بیشتر از تاریخ 800 قبل از میلاد به واقعیت نزدیک می باشد . - بخش سوم «کانون مرکزی کاوش های هیئت دایسون در حسنلو آثار فرهنگی مربوط به طبقه ای بود که دوره چهارم ب خوانده شده است . بقایای معماری و اشیای فرهنگی این طبقه وضعیت بسیار مناسبی داشت . دوره ی آبادانی تمدنی این منطقه بین قرن نهم و اوایل قرن هشتم ق.م. که محوطه به آتش کشیده شده است قرارمی گیرد . بر اثر این آتش سوزی ساختمان ها ویران شده و ، در کنار حجم زیادی از آثار فرهنگی ، حدود دویست و پنجاه مرد و زن و کودک زیر آوار ها مدفون شده اند . مسبب این ویرانی ها هنوز مشخص نیست . کتیبه ای که از محوطه قلاتگاه در مجاورت حسنلو کشف شده است به تثبیت دولت اورارتو در منطقه در حدود سال 800 ق.م. اشاره دارد .» (اشیا تاریخی فرهنگی حسنلو - پژوهش اسکار وایت ماسکارلا- گرد آوری و ترجمه صمد علیون و علی صدرائی - صفحه 144) اگر هجوم کنندگان به تمدن حسنلو را به دلیل ثروت های بی شمارش بدانیم چنانچه در بالا آمد تمام اشیا و آثار فاخر دست نخورده باقی مانده اند و اگر هدف اسیر کردن و بردن برده به آشور و یا هر جای دیگری می باشد ، کسی سالم نمانده که برای بهره کشی برده شود . وقتی از یک مساحت کوچکی در تمدن قبل از 2500 سال پیش "حدود دویست و پنجاه مرد و زن کودک" کشته شده اند سوال اینجاست که بازمانده گان چه کسانی بوده اند ؟ جواب فقط این است : هیچ کسی از این اقدام جان سالم به در نبرده است چون در تمامی تخریب های حاصل از پوریم جرز کوچکی از دیوار هم نشانی از بازسازی ندارد . در مورد تمدن اورارتو هم باید گفت این نام نیز توراتی می باشد و اکنون میدانم قلمرو اصلی دولت اورارتو که قسمت شرقی فلات مرکزی ترکیه شامل می شده تا همین 300 سال پیش زیر آب حاصل از توفان نوح قرار داشته است و هیچ آثار مادی از این منطقه در هیچ شکلی یافت نمی شود . «روز سیزدهم ادار، یعنی روزی که قرار بود فرمان پادشاه به مرحله اجرا درآید ، فرا رسید . در این روز، دشمنان یهود امیدوار بودند بر یهودیان غلبه یابند ، اما قضیه برعکس شد و یهودیان بر دشمنان خود پیروز شدند. در سراسر مملکت ، یهودیان در شهرهای خود جمع شدند تا به کسانی که قصد آزارشان را داشتند ، حمله کنند. همه مردم از یهودیان می ترسیدند و جرأت نمی کردند در برابرشان بایستند. تمام حاکمان و استانداران ، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان کمک می آردند؛ زیرا مردخای از شخصیت های برجسته دربار شده بود و در سراسر مملکت ، شهرت فراوان داشت و روز بروز بر قدرتش افزوده می شد. به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، کشتند. آنها در شهر شوش که پایتخت بود، 500 نفر را کشتند.» (عهد قدیم – فصل استر – صفحه 7) « بقیه یهودیان در سایر استانها نیز جمع شدند و از خود دفاع کردند. آنها 7500 نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند ، ولی اموالشان را غارت نکردند .» (همانجا - صفحه 8) پس این پوریم یهود می باشد که تمام هستی و هویت منطقه را نابود کرد ولی این گناه توسط تاریخ نویسی یهود ، به نام آشوریان ، اسکندر ، اعراب و مغول ها نوشته شده است . به حول و قوه الهی تا نابودی کامل اسرائیل و آزادی سرزمین های اشغالی زمان زیادی نمانده و بابل دیگری برای یهود در راه است. - بخش چهارم «ر روز 14 آگوست سال 1958 میلادی ، با کشف جام زرین حسنلو از داخل بنایی که در جریان ویرانی خشونت آمیز محوطه طعمه حریق شده بود و قربانیان این حادثه شوم دفن نشده روی کف آن افتاده بودند ، حسنلو به یکی از مهم ترین محوطه های باستانی ایران مبدل می شود .»(مجموعه مقالات معماری حسنلو - صمد علیون و علی صدرائی - صفحه 7) وقتی می گوییم از قتل عام پوریم بازمانده ای بر جای نمانده و یهودیان هر آن کسی که در شهر ها بودند را کشته اند و ساکنان کنونی ایران هیچ ارتباطی با بومیان از بین رفته در پوریم یهودیان ندارند یک مسئله بسیار مهم و غیر قابل رد همین جنازه های بدون دفن و پراکنده است چون کسی زنده نمانده که این اجساد را دفن کند و به شهادت تورات یهودیان دست به غارت نزده اند و این موضوع نیز قابل تایید می باشد چون در تپه های باستانی منطقه تمامی آثار فاخر هنری و صنعتی در زیر آورار آتش گرفته ابنیه های ویران شده به حال خود رها شده اند !!!؟؟؟ «پادشاه با این درخواست استر هم موافقت کرد و فرمان او در شوش اعلام شد. اجساد پسران هامان نیز به دار آویخته شد. پس روز بعد، باز یهودیا ن پایتخت جمع شدند و 300 نفر دیگر را کشتند، ولی به مال کسی دست درازی نکردند. بقیه ء یهودیان در سایر استان ها نیز جمع شدند و از خود دفاع کردند. آنها 000 75 نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند، ولی اموالشان را غارت نکردند. این کار در روز سیزدهم ماه ادار انجا م گرفت و آن ها روز بعد، یعنی چهاردهم ادار پیروزی خود را با شادی فراوان جشن گرفتند. اما یهودیان شوش ، روز پانزدهم ادار را جشن گرفتند، زیرا در روزهای سیزدهم و چهاردهم ،دشمنان خود را می کشتند.» (تورات عهد عتیق - فصل استر - صفحه 8) «کاوشگران حسنلو و اکثر صاحب نظران معتقدند سکونت گاه IVB حسنلو در نتیجه تهاجم ارتش اورارتو در گرماگرم توسعه طلبی های این امپراطوری در اواخر قرن نهم ق.م. ویران شده است . اقلیتی از پژوهشگران زمان وقوع این حادثه را قرن هشتم ق.م. دانسته و مسبب آن را ارتش آشور خوانده اند . در حال حاظر نمی توان به طور قانع کننده ای اثبات کرد کدام یک از این دو دیدگاه صحیح است یا اثبات کرد عامل این ویرانی ارتش دولت دیگری [ غیر از اورارتو و آشور ] نبوده است .» (همانجا - صفحه 15) این همان پوریم است که باستان شناسی مدرن اندک اندک دهان به افشای آن می گشایند . در کتاب "تاریخ ماد" ا.م دیاکنوف چنین وانمود می کند که دولت آشور برای برده کشی و غارت اموال مردم منطقه دست به این اعمال زده آنگاه این سوال مطرح می شود که مگر کسی زنده مانده است که برای برده کشی برده شود ثانیا تمام اموال زیر آوار ها مدفون شده اند ؟؟؟!!! «کاربرد اصلی ساختمان سوخته IV-E و V به روشنی با گذشت زمان تغییر کرده است و احتمال دارد برخی از اشیای موجود در داخل آن ها را ساکنان حسنلو هنگامی که محوطه مورد حمله قرار گرفته از ترس جان خود به مقصوره (درونخانه ی) عبادتگاه پناه برده اند با خود به داخل این ساختمان ها آورده باشند . برای مثال ، اسب هایی که اسکلت آن ها داخل ساختمان های سوخته V ، III ، IV-E ، VI کشف شده است شاید در وضعیت عادی در مجموعه ی اسطبل نگهداری می شدند و آن ها در جریان حمله نهایی به شهر یا چند روز قبل از آن به داخل ساختمان های ارگ انتقال یافته بودند .»(همانجا - صفحه 17) پس این قتل عام چنان به سرعت صورت گرفته است که حتی اجازی تصمیم گیری دقیق برای مقابله با این شبیخون در اختیار ساکنان حسنلو نبوده است ؟؟؟!!! حال کسانی که پوریم را قبول نمی کنند چگونگی اجرای این پروژه را از خاخام های یهود بپرسند چون مامسئول جواب دادن به این سوال نیستیم ولی شواهد باستان شناسی و خود تورات عهد عتیق وقوع این حادثه هول ناک را به روشنی نمایش می دهد و یهودیان همه ساله در اول فروردین یعنی 13 ماه ادار این روز را به نام پوریم در سراسر دنیا جشن می گیرند و ما نیز یک صدا با آن ها عید نوروز را برگذار می کنیم !!!؟؟؟. ادامه دارد ...

منبع: 
http://biryol-az.blogsky.com
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.