عقب نشینی دیکتاتور در برابر احمدی نژاد و ایجاد فاصله با لاریجانی ها

سرنوشت جنگ مافیاهای تشکیل دهنده نظام جمهوری اسلامی  به کجا می انجامد؟ قیام علیه جباریت و بربریت اسلامی در اوج گسل در بالا آغاز می شود؟ ویا تشدید بحران اقتصادی و جنبش گرسنگان بزودی گریبان نظام را می گیرد؟ ، یا جنگ، میهن فروشی و ماجراجوئی های پان اسلامیستی حاکمان عاملی میگردد تا تفنگ ها بسوی دشمن خط مقدم، نظام نکبتبار جمهوری اسلامی برگردانده شود و با تغییر رژیم، سیاست های منطقه ای و جهانی بر اساس منافع ملی و برادری و برابری دیگر ملل تعیین شود؟
انحصار شبکه های مافیائی روحانیت شیعه و دنبالچه هایشان بر تولید، توزیع، تجارت و سرمایه های ملی و بیگانگی این قشر انگل صفت با فرهنگ، منش و دانش کار و تولید، باعث ورشکستگی اقتصاد و ملی شدن فقر و فلاکت گردیده است.
جامعه ایران به دو قطب تقسیم شده است. ملت در یکسو و نیروئی چند میلیونی (روحانیت شیعه، جناح سنتی بازار، سازمان ها و نهادهای دینی، دستگاههای سرکوب سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی اطلاعاتی و انتظامی) در سوی دیگر قرار دارند. تداوم بحران اقتصادی، چشم انداز انفجارهای توده ای را متصور می کند و تشدید بحران در بالا بازتاب زیگنال های تلاطم در پائین و خود تسریع کننده سرباز کردن خشم فروخفته مردم است.
تاکید خامنه ای و رفسنجانی بر حفظ انسجام و وحدت در بالا، نتیجه هراس از دادخواهی ملتی ست که کارد بیدادگری حکومت فقها به استخوانشان رسیده است.
در یکسال گذشته خامنه ای نتوانست نقش تعدیل کننده در درگیریهای بالائی ها داشته باشد و کسی به سخن او که -مراقب باشيد اختلافات به نزاع نکشد و به سطح جامعه و مردم نرسد- توجه نکرد؛ چرا که خود یکسوی جنگ بود. تهاجم باند احمدی نژاد، عقب نشینی را باو تحمیل کرده و وادارش ساخت تا از موضعی فراجناحی، نسبت به نعلین لیسانش در مجلس و رئیس جمهور افسارگسیخته، برخورد کند.
خامنه ای برای پیشگیری از تهاجم باند احمدی نژاد به برادران لاریجانی پس گردنی زد و آنها هم با تشکر از پس گردنی،  بلافاصله توبه نامه برای او نوشتند. توبه نویسان از احمدی نژاد نیز انتظار توبه نویسی دارند درحالی که بنظر نمی رسد احمدی نژاد چنین کند، چرا که عواملی که به اتکاء انها توانست خامنه ای را مجبور به عقب نشینی کند هنوز پابرجاست. هراس خامنه ای از احمدی نژاد واقعیتی انکارناپذیر بوده و بر ارزیابی او از قدرت تخریبگرانه احمدی نژاد برای رهبر ، بیت رهبر، مافیاهای سیدعلی و کل نظام، استوار است.
احمدی نژاد با افشاگری در ملاخانه توانست دو مهره مهم مافیای بیت آقا را بسوزاند و آنها را برای رهبر غیرقابل مصرف کند. خامنه ای برای حفظ خود و کور کردن  رد دزدی های برادران لاریجانی، بین خود و آنها فاصله ایجاد کرد تا بتواند خود را موقتا از زیر ضرب احمدی نژاد خارج کند.
جنگ میان بالائی ها به شناحت و آگاهی ملی از ماهیت پلید و انسان ستیزانه نظام اسلامی و نقش روحانیت شیعه در ویرانی ایران یاری می رساند. تعمیق شکاف در بالا، خیزش های توده ای را تسریع می کند و از منظر دیگر می تواند شرایط را برای مافیای احمدی نژاد و استفاده از شعارهای پوپولیستی فراهم کند تا صفوف دوستان و دشمنان مردم را مخدوش کرده و در فقدان آلترناتیو سیاسی دمکرات، لائیک و سوسیال، و عدم حضور سازمانیافته نهادهای مستقل توده ای  کارگران، زنان و دانشجویان، بر امواج حرکت های مدیریت شده بخش های متوهم جامعه سوار شوند تا جنبش های سیاسی اجتماعی آزادیخوانه را به انحراف بکشانند.
هراس سران نظام از اینست که درگیری با احمدی نژاد در نمایش انتخاب ملیجکی بنام رئیس جمهور برای خامنه ای،  منجر به خیزش های توده ای و جنبش خیابانی گردد. یک گام به پس خامنه ای برای جان سالم بدر بردن از انتخابات آتی ست. در فردای انتخابات رئیس جمهور جدید،  دست مافیای خامنه ای برای سلاخی باند رقیب بازتر خواهد شد.  

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.