در پاسخ به نقد حامد ایرانی و جلیل

-شما درست می گویید که بر سر نقش آقایان موسوی و کروبی در گذشته و آینده، ما متفاوت فکر می کنیم . من مسیر گذار ایران به دموکراسی از طریق مسالمت آمیز و با تکیه بر جنبش های اجتماعی را روندی پر دست انداز و زمانبر می بینم و فکر می کنم که این آقایان و سایر دین باوران سبز – چه آنها که سکولارند و چه آنها که به حضور دین در حکومت باور دارند- در مبارزه برای آزادی های سیاسی و حقوق شهروندی ، در کنار نیرو های دمکرات و تحول طلب قرار دارند و این مساله ربطی به فارس بودن من و یا آذری بودن آقای موسوی ندارد.

 پس سخنان احمد پورمندی در اتاق پالتاکی فرهنگ گفتگو تحت عنوان «انتخابات آزاد؛ شعار یا استراتژی؟» دوستان عزیز حامد ایرانی و جلیل مطالبی  نوشته اند که متن زیر در پاسخ به نقد انان نگاشته شده است:

دوست گرامی آقای حامد ایرانی

از اینکه زحمت کشیدید و صحبت های مرا مورد بررسی قرار دادید سپاسگزارم و امیدوارم که گفتگو به فهم متقابل نظرات یکدیگر و رفع سو تفاهمات منجر شود. در رابطه با نوشته شما چند نکته زیر برای طرح کردن به نظرم رسیده است :

۱-شما درست می گویید که بر سر نقش آقایان موسوی و کروبی در گذشته و آینده، ما متفاوت فکر می کنیم . من مسیر گذار ایران به دموکراسی از طریق مسالمت آمیز و با تکیه بر جنبش های اجتماعی را روندی پر دست انداز و زمانبر می بینم و فکر می کنم که این آقایان و سایر دین باوران سبز – چه آنها که سکولارند و چه آنها که به حضور دین در حکومت باور دارند- در مبارزه برای آزادی های سیاسی و حقوق شهروندی ، در کنار نیرو های دمکرات و تحول طلب قرار دارند و این مساله ربطی به فارس بودن من و یا آذری بودن آقای موسوی ندارد. دموکراسی خواست مشترک همه ایرانیان است و ترک فارس و عرب و کرد نمی شناسد.

۲-تاکید شما در مورد امکان اشتباه در سیاست کاملا درست است. همه ما مرتکب اشتباهات کوچک و بزرگی شده ایم. طبعا اگر خطایی منجر به آسیب رساندن به افراد خاصی شده باشد، عاملین و آمرین باید آماده باشند که پیشگاه دادگاه صالحه حاضر شوند و به مجازات متناسب با جرم تن بدهند. جدای از این اما، احزاب و شخصیت های سیاسی را معمولا با نحوه برخوردشان با خطاهای سیاسی شان مورد داوری قرار می دهند. داوری من نسبت به زنده یاد همایون و آقایان موسوی و کروبی از این نوع است و از آنجا نتیجه می شود که آنها – نه آنگونه که سختگیرانی چون شما را راضی کند- اما در حد خوبی با گذشته خود برخورد داشته اند و بخصوص در عمل در مسیری مخالف گذشه حرکت کرده اند. مسیری که در مورد موسوی و کروبی به زندان ختم شد و در مورد همایون به نقد جاندار گذشته و پیوستن به جنبش سبز انجامید. در کشوری که بسیاری از سیاستمداران بر اشتباهات خود و تداوم راه نادرستشان اصرار می ورزند، کسانی که با شجاعت از گذشته خود جدا می شوند، بویژه شایسته احترام و اعتماد هستند.

۳-در مورد مسایل مربوط به مناطق اتنیکی، تصدیق می کنید که این امر را مسولین اتاق پالتاک در دستور قرار نداده بودند و من هم به آن اساسا نپرداختم. تنها در ارتباط با صحبت های آقای عبدو به وجه حقوقی و در عین حال بسیار مهم مساله اشاره کردم . از نظر من همه مردم ایران اکنون زندانی حکومت خامنه ای و محافل نفتی- نظامی – امنیتی حامی بیت او هستند و مهم ترین وظیفه همه ما این است که متحدا برای گشودن در این زندان بزرگ تلاش بکنیم و با استقرار آزادی های اولیه ، زمینه های حل انبوه مسایل اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی از جمله مساله ملی را فراهم آوریم. همانطور که در جلسه تاکید کردم، همه ما باید تعهد کنیم که به تصمیمات مردم مناطق قومی- ملی که در شرایط دمکراتیک و در روندی دمکراتیک اخذ شده و در نهاد های صالحه سراسری – که در آنها نمایندگان همه مردم ایران حضور دارند- تایید شده، گردن بگذاریم ، حتی زمانی که این تصمیم جدا شدن از ایران باشد. تا آن زمان هرچه که شما و من و احزاب و جمعیت های مختلف می گویند، نظر شخصی و گروهی و نه نظر مردم است و نمی توان برایشان ارزشی بیش از این قایل شد.

۴-همانطور که گفتید من هم مثل شما یک عضو اپوزیسیون حکومت هستم و به اندازه یک نفر حق حرف زدن دارم و نظرم در مورد سیاست های راهبردی این است که تنها با مطالبات سیاسی نمی توان راهبرد جامع ای داشت و جنبش برای دمکراسی در ایران باید بر دو پای سیاست و اقتصاد بایستد و پیش برود و شما که بر شعار های سیاسی تاکید می کنید، تنها نیستید و همانطور که من هم تنها نیستم . ما نه فقط حق داریم، بلکه وظیفه هم داریم که اگر فکری به نظرمان درست می رسد آن را با جامعه سیاسی کشورمان در میان بگذاریم . این طور نیست؟

برایتان موفقیت آرزو می کنم

دوست گرامی جلیل

 گزارش شما از زمان مسولیت من در ترکمن صحرا دقیق نیست .  همراه من دو تن از کادر های تسکیلات مازندران که در شهر های بابل و ساری در هیت مسولین بودند، به گنبد آمدند تا به بازسازی تشکیلات کمک کنند. علت آمدن آنها و دوست دیگری که عضو ساده سازمان بود – و سلول انتشاراتی ما را راه اندازی کرد- ، این بود که بسیاری از کادر های منطقه مثل حاجی، تاجی، بهمن و... در جریان فعالیت های ستاد و کانون و جنگ های اول و دوم شناخته شده بودند و ناچار به ترک صحنه شدند و دوستانی هم که مانده بودند قادر به حرکت چندانی نبودند و این کادر های مازندارن با قبول خطر به منطقه آمدند تا این خلا نسبی را پر کنند. در منطقه  با دوستان بسیار خوبی نظیر امیر، عالیه، احمد، آتیلا، یعقوب، مهدی، حاجی آراز، مریم، یوسف  و.... آشنا شدم و بعد از آنکه از منطقه خارج شدم تا سال ۶۴، تمام فعالیت های سازمانی را دوستان ترکمن انجام می دادند. برای من همه دوستان منطقه همان اندازه عزیز بودند و هستند که بچه های مازندران یا هر جای دیگر ایران. البته در منطقه به کمک این دوستان با عمق و اهمیت مساله ملی بیش از پیش آشنا شدم و باور های امروزم از جمله نتیجه این آشنایی است. امید وارم که دوستان ترکمن بتوانند به پراکندگی در میان خود پایان بدهند و حضور موثر تری در فعالیت های سراسری داشته باشند.

 

زنده باشید    

منبع: 
ویژه ایران گلوبال
انتشار از: