تن دادن رضا پهلوی به همکاری با عباس فخرآور از کجا نشات می‌گیرد؟

امیر عباس فخرآور که دوست می‌دارد خود را “پسرک گستاخ” بنامد به برکت چهره سازی‌های غیر واقعی‌ بخش فارسی‌ صدای آمریکا و سپس صدا و سیمای جمهوری اسلامی شخصیت کمابیش شناخته شده‌ای در بین ایرانیان میباشد.سوابق او از همکاری با حفاظت اطلاعات زندان اوین گرفته تا معرفی‌ خود به عنوان رهبر جنبش دانشجویی و نویسنده و ژورنالیست و همکاری برادرش(آرش) با وزارت اطلاعات، آنقدر قطور و زبانزد خاص و عام است که اگر بخواهیم حتا به صورت اجمالی‌ و فهرست وار بدانها اشاره کنیم، مثنوی هفتاد منی میشود که آنسویش ناپیداست.
امیر عباس فخرآور که دوست می‌دارد خود را “پسرک گستاخ” بنامد به برکت چهره سازی‌های غیر واقعی‌ بخش فارسی‌ صدای آمریکا و سپس صدا و سیمای جمهوری اسلامی شخصیت کمابیش شناخته شده‌ای در بین ایرانیان میباشد.سوابق او از همکاری با حفاظت اطلاعات زندان اوین گرفته تا معرفی‌ خود به عنوان رهبر جنبش دانشجویی و نویسنده و ژورنالیست و همکاری برادرش(آرش) با وزارت اطلاعات، آنقدر قطور و زبانزد خاص و عام است که اگر بخواهیم حتا به صورت اجمالی‌ و فهرست وار بدانها اشاره کنیم، مثنوی هفتاد منی میشود که آنسویش ناپیداست.

رضا پهلوی اخیراً برای انجام کنفرانسی در واشنگتن در جهت معرفی سوپر شورایش دست همکاری به سوی امیر عباس فخرآور دراز کرده است . این عمل رضا پهلوی علاوه بر اینکه مستمسک جدیدی را برای حمله رقبا و منتقدینش فراهم کرده است بلکه موجبات بهت و حیرت اطرافیان و حامیان پرو پاقرص‌اش نیز گشته است.

اطرافیان رضا پهلوی در حالی‌ که قادر به توجیه و هضم چنین پیوندی بین رضا پهلوی و فخرآور نیستند ناباورانه از خود می‌‌پرسند: آیا رضا پهلوی از سوابق مشعشع پسرک گستاخ بی‌خبر است؟چرا شاهزاده تن به همکاری با فرد بدنامی مثل فخرآور میدهد؟

آغاز داستان این همکاری و پیوند بر میگردد به یک مهمانی که در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۲ در منزل شخصی‌ سینا دبستانی برگزار شد.در این مهمانی که که آقایان نوری علی‌ و فواد پاشایی و تنی چند از اعضای حزب مشروطه به همراه فریبا داودی مهاجر و …حضور پیدا میکنند و بساط عیش و نوش را میگسترانند و شروع به رقص و …میکنند.از مراسم رقص و برخی‌ از حرکات غیر متعارف فواد پاشایی با خانم …فیلمبرداری میشود و این فیلم به نحوی در اختیار فخرآور قرار داده میشود و فخرآور بخشی از آن‌ را به صورت عکس(اسکرین شات) در فیسبوک و وبلاگ خود منتشر می‌کند و به صورت غیر مستقیم از طریق سینا دبستانی به حزب مشروطه میفهماند که قضیه فیلم جدی است.

در همان کشاکش و اوج بحران و درگیری، فخرآور قسمت‌هایی‌ از فیلم موصوف را جهت انتشار و زیر فشار گذاشتن اعضای حزب مشروطه و رضا پهلوی به “پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر” ارسال می‌دارد اما سردبیر سایت بنا بر ملاحظات اخلاقی‌ و سیاسی حاضر به انتشار آن نمیشود.بعد از گذشت چند ماه از این کشمکش،حزب مشروطه به مصالحه و به بازی گرفتن فخرآور در شطرنج سیاست رضایت میدهد و بدین گونه سلطنت طلبان با استیصال به همکاریهای همه جانبه با “پسرک گستاخ” تن در میدهند و همه رسوایی‌های ناشی‌ از این همکاری نامبارک را به جان میخرند.

منبع: 
پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر آقای عزیزان راست می‌گویند و قصد باج گیری ندارند فیلم مزبور را پخش کنند تا فخرآور چیزی برای فشار و باج گیری نداشته باشد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاید در رابطه با همین جریان باشد که آن جوان فرصت طلب "امید دانا"، بدون هیچ مقدمه ای عکسهای خوشگذرانی خود و همسرش را منتشر کرده تا احتمالا (بر اساس دستورات صادره؟) مقداری زمینه عمومی برای انتشار اینگونه عکسها ایجاد کند.
البته این تنها یک گمان است ولی قضیه قدری مشکوک بنظر میاید!