هشت مارس روز جهاني زن گرامي باد

روزجهانی زن، روزمبارزه زنان فعال و آگاه است که به درستی می خواهند حق خود و زنان دیگر را که دهها سال ازحقوق خویش محروم بوده اند، کسب نمایند. مثلی است مترقیانه وسوسیالیستی که می گوید: "حق گرفتنی است و نه بخشیدنی. هیچکسی، حق شما را دو دستی تقدیم تان نمی کند، بلکه شما بایستی حق خودرا با مبارزه منطقی بگیرید".

روزجهانی زن، روزمبارزه زنان فعال و آگاه است که به درستی می خواهند حق خود و زنان دیگر را که دهها سال ازحقوق خویش محروم بوده اند، کسب نمایند. مثلی است مترقیانه وسوسیالیستی که می گوید: "حق گرفتنی است و نه بخشیدنی. هیچکسی، حق شما را دو دستی تقدیم تان نمی کند، بلکه شما بایستی حق خودرا با مبارزه منطقی بگیرید".  همان کاریکه زنان مبارز وکارگر نساجی آمریکائی درنیویورک در8 مارس سال 1857 میلادی تا حدودی انجام دادند. گرچه آنها به همه خواستها و حقوق برابرخود نرسیدند، اما راه حق طلبانه را برای دست یابی به آن گشودند که 50 سال بعد روز 8 مارس 1907 تظاهرات بس بزرگی توسط زنان مبارز در سراسر جهان مترقی سازماندهی شد که این روز فرخنده را گرامی بدارند و یاد زنان کارگر نساجی نیویورک را ارج نهند. در اروپا و بویژه در آلمان، زنان مبارز دیگری بر خاستند و حقوق همه زنان شاغل را مطرح می کردند. از جمله کلارا ثتکین در کنگره سوسیالیستها در ماه اوت 1910 درکپنهاگ دانمارک پیشنهاد داد که روز 8 مارس را روز جهانی زن بر گزینند. این پیشنهاد درست، به تصویب کنگره رسید و از آن تاریخ که بیش از صد سال از آن می گذرد، این روز خجسته را همه مردم مترقی جهان گرامی می دارند و بیاد مبارزات برحق زنان کارگر نیویورک، بزرگداشت آن را به خاطره ها می آورند. در سال 1911، یعنی یک سال بعد از تصویب 8 مارس به عنوان روز زن در کشورهای اروپائی، بویژه در آلمان و دانمارک و حتا در خارج از این قاره، یعنی در استرالیا تظاهرات عظیم زنان پشت نیروهای مرد سالار و سرمایه داری هار را لرزاند. این روز بزرگ درماه مارس 1917 در آخرهای جنگ جهانی اول زنان روسیه را بحرکتی عظیم درآورد و یکی از عوامل پیروزی زود رس انقلاب اکتبر شد. این روزبزرگ را بعداز انقلاب سوسیا لیستی اکتبر درروسیه شوروی سابق هرساله ارج نهاده شد وزنان فعال شوروی از1917 به این سوی با شکوه هرچه تمام تر این مراسم یاد بود را بر گذار می کردند. خوشبختانه دنیای امروز دنیای منطق و دیالوگ است و دیگر زور شمشیر و اسلحه گرم کاری نیستند آن طور که پلیس نیویورک علیه کار گران زن و سیاه پوستان بکار می گرفت. در کشورهای مرد سالار و "متمدن"، می گویند که مغز زنان چند گرمی از مغز مردها سبک تر است و آن طور که درقرآن مجید آورده شده: خداوند مردرا به دلیل "عقل و نیرو" برتر اززن آفریده سوره النساء آیه 34، گویا بهمین دلیل زن توانائی کارهای شاق را ندارد! گرچه مردان یکصدم درد زایمان زنان را نمی توانند تحمل کنند. درهرحال امروزه دربعضی مشاغل شاق، مانند فضا نوردی وکارهای مهم فکری زنان متبحر و متفکر با مردان دریک سطح یا بالا تر اند. دربرخی حالت دهها مرد که "مغزشان چند گرمی بیشتر است"، تحت نظر یک زن کار می کنند و دستورات و برنامه های اورا به مرحله اجراء در می آورند. من دربالا رسم فرشته مانندی ازیک دخترجوان و مبارز و باهوش راقرار داده ام که سنبل زیبائی است. این سنبل زیبائی در طول تاریخ بدلیل حاکمیت زور و قلدری، امکانات مساوی، به دست نیاورده است که نبوغ خود را بروز دهد. اگر این سنبل زیبائی امکانات برابر با جنس مخالف اش به دست می آورد و عین پسران تربیت می شد، در روند زندگی، شغلی تصاحب می کرد که دهها پسر آرزویش رامی داشتند. امروزه عملا دیده می شود، برای نمونه من دختری را می شناسم که 54 هزار یورو درساعت، درست خواندید درساعت نه درسال، دریافت می دارد وبرای این چنین تبحر و توانائی مهمی، بازار اقتصادی عرضه و تقاضا التماس اش می کند.

امروزه دیگر نمی توان زنان را درخانه ها حبس نمود و به اقتصاد و اداره امور زندگی درست ادامه داد. در حالی که زنان دارای حقوق برابر بامردان، کرسی های دانشگاهها واطاقهای عمل جراحی بیمارستانها و آن گونه که اشاره شد، حتا فضا را تسخیر نموده اند و سخت ترین مشاغل را بعهده دارند. درهمین آلمان که نبض اقتصادجهان را دردستهای توانای تکنو لوژی دارد، اگر زنان فقط یک ساعت کار تولیدی را متوقف کنند و دست از آن بکشند، این اقتصاد توانا و قدرتمند درهم می شکند. پس دیگر، برای نمونه، دوران پیامبر اسلام سپری شده است که مردان چندین زن را از نظر مالی اداره و سر پرستی نمایند. من محدود می کنم حقوق زنان در جامعه شیعه زده ایران را. چندین سال پیش خانمی ایرانی در آلمان در یک سیمینار اظهار داشت: "بسیار خوشحال است که درسرزمین اش اسلام و آیت الله ها قدرت را در دست گرفته اند، زیرا زنان نبوغ خودرا بیشتر نشان داده اند و به مطالعه آثار و کتب بیشتری روی آورده اند و ماهیت فرهنگ بس کهنه و ارتجاعی اسلامی، نسبت به زنان، بیشتر، برای آنها، روشن شده است. اگر این مسئله اتفاق نمی افتاد، من نوعی نا آگاه آمده بودم و نا آگاه هم این جهان را ترک می گفتم، اکنون ملاحظه می کنید که حدود 60 در صد کرسی قبولی کنکور دانشگاههارا دختران جوان دراین مملکت اشغال کرده اند"، نقل بمعنی. خوب به این خانم باید حق داد و کاملا درست می گوید. بایستی جنبشی می بود و تحولی بوجود می آمد که ما از خواب بیدار شویم و این عادت فرسوده و کهنه را ترک کنیم.

من یادم نمی رود، روزهای اول انقلاب هیجانی داشتم، زیرا یک رژیم دیکتاتوری و فرسوده بر چیده شده بود و ما هزارها امید و آرزو در سر می پروراندیم که سیستمی دمکراتیک بر سر کار آید و همه ملیتهای ساکن ایران و زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند به حق مسلم خویش برسند. من با این امید همراه خانوده ام به ایران رفته بودم که بمانم. من که از یک نقاط مرزی کشور آمده ام و در ایام بهار هوا دراین مناطق بسیار گرمتر است، بویژه برای کسی که از اروپا آمده بود. دختر کوچکم در آن روزها کمتر از پنج سال داشت و خیلی گرمش بود و خانواده وفامیل من هم وسایل خنک کن نداشتند. حوضچه کوچکی در حیاط منزل بود که دخترم لخت شد و خود را توی حوض آب انداخت. مادرپیرم که هنوز زنده بود باتعجب دست روی دهانش گرفت وبزبان کردی گفت: وای دخترم عیب است، چرا جلو این همه لخت شدی؟ دخترم همان طور لخت، پیش من دوید و کنجکاوانه پرسید که مادر بزرگ چه می گوید؟ گفتم مادر بزرگ می گوید: عیب است تو که دختری، چراعریان شدی که همه چیزت معلوم باشد؟!  او بلافاصله رو بروی مادرم همانطور لختی ایستاد و به زبان خودش گفت: مادربزرگ چرا دهان که با آن آب و غذا می خوریم، معلوم است عیب نیست اما این سوراخ  دست روی، آن گذاشت، همه زدند زیرخنده، که همان آب بصورت ادرار ازآن خارج می شود، عیب است که دیده شود؟ من هنگامی که این رابرای مادرم ترجمه کردم، نگاهی کرد وگفت: پسرم او درست می گوید. یک بچه پنج ساله، من 75 ساله را قانع کرد. چرا باید دیدن آن عیب باشد، اما دیدن دهان و دماغ عیب نباشد؟! آرزو می کردم این دخترت پسری می بود که برای تو پشتیبانی باشد. بله، متأسفانه در "جهان سوم" این عادت شده که فرزند پسر همیشه پشتیبان، خانواده، باید باشد! درحالی که دختر امروزی تحصیل کرده از نظر اقتصادی با ابتکار و تبحرش در کار، حقوقی دریافت می کند که برخی مردان با بالاترین درجه تحصیلات درخواب هم نمی بینند. در بالا یک نمونه آن را ذکر کردم.

من این مثال زنده را از خودم آوردم که ثابت شود اگر امکان برابر برای فرزندان بوجود آید، دختران می توانند بهمان اندازه جنس مخالف خود، احتمالا بیشتر، مولد و مبتکر باشند.

 

هایدلبرگ 7. مارس 2013                                                    دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

بخش: 
انتشار از: