در باره طرح سهمیه بندی زنان برای دستیابی به حقوقشان

پاسخ به پرسش نسرین الماسی از نشریه شهروند
در باره طرح سهمیه بندی زنان برای دستیابی به حقوقشان
جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران در گردهمایی موسس خود در پاریس در 2004 کوشید با تصویب سهمیه بندی جنسیتی در ارگان های رهبری، حضور زنان را در این جریان افزایش دهد و به جامعه نیز راه حلی برای افزایش مشارکت زنان نشان دهد..

جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران در گردهمایی موسس خود در پاریس در 2004 کوشید با تصویب سهمیه بندی جنسیتی در ارگان های رهبری، حضور زنان را در این جریان افزایش دهد و به جامعه نیز راه حلی برای افزایش مشارکت زنان نشان دهد.. این نه تنها به عنوان عکس العملی در برابر زن ستیزی حاکم بود که  ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی است، بلکه چالشی در برابر فرهنگ مردسالاری است که حتی در اعماق ذهن جامعه اپوزیسیون نیز رسوخ کرده است. جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران کوشیدند با سهمیه بندی کردن حضور زنان در رهبری، هم چرخشی در برابر موانعی که مردانه شدن سیاست در ایران آفریده است ایجاد کنند و هم زنان را تشویق کنند به گونه گسترده تر در سیاست ورزی شرکت کنند. اما در عمل این اصل قدرت اجرایی چندانی نیافت. از اینرو جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک نیز ناگزیر شد در گردهمایی های بعدی خود با اشاراتی با این مضمون "در صورت امکان" و" مطلوب آن است که سهمیه بندی به اجرا درآید"، عملا مصوبه ای را که قدرت اجرایی نداشت و چالش های بسیاری در بر داشت، "تصحیح" کند. بدین ترتیب تنها جریان سیاسی که با اجرای سهمیه بندی تلاش کرد به مشکل عدم مشارکت زنان در گروه بندی های سیاسی پاسخی رادیکال بدهد، قادر به پیگیری آن نشد و نتوانست تمایز خاصی با دیگر جریان ها در این زمینه از خود نشان دهد. آیا این ناشی از بی افقی سیاست ورزی در اپوزیسیون ایران است که موجب شده است زنان که در فعالیت های خود به جستجوی نتایج مشخص می گردند، تمایلی نشان ندهند به صورت گسترده دراین جنبش ها شرکت کنند؟ آیا این ناشی از عقب نگه داشته شدن عمومی زنان در جامعه است که در مشارکت کمتر آنان در سیاست ورزی نیز بازتاب می یابد؟ یا آیا این نشان عمق فرهنگ مردسالاری است که بر میزان مشارکت زنان در سیاست نیز تاثیر گذاشته است؟ پاسخ هر چه باشد روشن است که ما با یک ناسازه روبرو هستیم: مسئله زنان هرگز در جامعه ایران اینچنین سیاسی نبوده است و فشار بر زنان هرگز اینهمه گسترده نبوده است. امری که زمینه اجتماعی حضور قدرتمند زنان در مبارزات اجتماعی را فراهم کرده است. از سوی دیگر مشارکت زنان در مبارزه سیاسی به گونه ای کلاسیک ابدا گسترده نیست و هر چه زمان می گذرد، سیاست ورزی در ایران بافتی مردانه تر می یابد. شاید می بایست به راه حل دیگری اندیشید که با سازمان دادن شبکه های افقی فعالیت های اجتماعی نظیر آن چه که در جنبش زنان نیرومند است، نوع دیگری از سیاست ورزی را به آزمون بگذارد که زمینه جلب توجه بیشتر زنان را ایجاد کند. بی تردید جنبش زنان در دیگر کشورهای منطقه و غرب می تواند آزمون های بسیاری برای زنان ایران که در نبردی عمیقا نابرابر با سیاست، فرهنگ وساختار مردسالار  در ایران سر وکار دارند ایجاد کند. بومی نگری دراین زمینه  به اندازه کپی بردازی از تجربه های دیگر کشورها می تواند امکان غنا بخشیدن به تجربه زنان ایران در راه آزادی را با مشکل روبرو سازد. تاکید بر جنبش مستقل زنان در کنار تلاش برای فمینیزه کردن سیاست شاید راهی نوین برای گسترش جنبش آزادی زنان در ایران ایجادکند (به نقل از شهروند

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.