خود من هرگز دوست ندارم بجای شما باشم

نویسنده می‌خواهد که برای گفته‌اش مدرک ارائه کند. نویسنده فوق‌الذکر علی‌رغم تقاضای چندین باره خودش را به نشنیدن می‌زند. خوانند (که من باشم) او را دروغگو می‌نامد و کامنتش توسط شما سانسور می‌شود. حالا بگذارید ببینیم دلیل اینکه کسی برای حرفش سندی ارائه نمی‌کند چیست؟ بزرگترین و قویترین احتمال این است که ایشان سندی ندارد و دروغ گفته‌است. ضعیفترین احتمال این است که ایشان سند را دارد، ولی بقول بچه‌های مشهد "عشقش کشیده" که آنرا ارائه نکند.

کیانوش توکلی.

جناب آرش گرامی/ تجزیه هر کشوری به دو عامل داخلی و خارجی وابسته است.بحران هسته ای وستیزه جویی رهبران شیعه در برهم زدن ثبات منطقه ، سرسختی جمهوری اسلامی برای ادامه غنی سازی با غلظت بالا موجب هراس اسرائیل ، کشورهای منطقه و قدرت های بزرگ غربی شده است . انان از همه اهرم ها ازجمله تجزیه ایران برای تسلیم رهبران ایران استفاده می کنندد .دوم من کشورم ایران را دوست دارم و برای حفظ تمامیت ارضی آن حاضر به پرداخت هزینه هستم و «مخارج » آن گران نیست ، فدارلیسم آن فورمول مناسبی است که می تواند دمکراسی و یکپارچکی ایران را حفظ نماید .

سوم ایرن گلوبال شاید آئینه تمام نمایی از جنبش سیاسی ایران باشد که هم رهبران اپوزیسیون و هم رهبران جمهوری اسلامی را متوجه خطراتی که موجودیت ایران را تهدید می کند ، بنماید که در زیر پوست ایران چه می گذرد . متاسفانه اکثر سایت های سیاسی بشدت خطی هستند ولی ایران گلوبال همه نظرات پیرامون موضوع ملی _ قومی را طرح میکند و بطور جدی مخالف حذف و سانسور است .نگاهی به همین بخش قومی _ ملی بیاندازید . نیمی از مقالات متعلق به طرفداران تمامیت ارضی است و نیمی دیگر طرفداران فدارلیسم در ایران را تشکیل می دهد چهارم _ ارش گرامی از شما می خواهم فعالانه در این بحث ها شرکت کنید و از کلماتی استفاده کنید که موجب حذف خود نشوید و این معیار در ایران گلوبال همگانی است

آرش 

جناب توکلی شخص با تجربه ای مثل شما میبایست لایه های زیرین سیاست دنیا را بداند. بحث هسته ای جمهوری اسلامی در واقع منافع امریکا و غرب را در حفظ پایگاههای نظامیشان در خلیج فارس و کنترل چین وآسیای شرقی را تضمین میکند و در واقع تامین کننده منافع آنهاست. جمهوری اسلامی هم به عنوان نزدیکترین شریک و همکار غرب و اسراییل هیچ احتیاجی به ساخت بمب اتم ندارد که اگر داشت مطمئنا دانشمندان ایرانی کمتر از همتاهای پاکستانی شان نیستند ایران هم مطمئنا ثروت بسیاربیشتری از پاکستان دارد برای دستیابی به بمب اتم. آیا هیچگاه فکر نکرده اید که پس چرا پاکستان سالها پیش نه به توانایی ساخت بمب که به خود بمب اتم دست یافته ولی ایران بعد ازاین همه سال با این همه دانشمند وصدها میلیارد دلارهزینه مستقیم وغیر مستقیم هنوز اندر خم یک کوچه مانده. آیا ۲هفته پیش که ایران مقدار قابل توجهی از اورانیم غنی شده ای که میتوانست برای ساخت

بمب استفاده کند ومیلیاردها دلار هزینه تولیدش کرده بود را به سوخت تبدیل کرد از خود نپرسیدید چرا؟ همگی میدانیم که هدف اصلی جمهوری اسلامی تنها نابود کردن طبقه متوسط(همگی ازهرم مازلوو نیازهای انسانسی مطلعیم) به بهانه تحریمها و همچنین فرافکنی نارسایی ها و شکست ساختاری نظام در اداره کشوربه گردن دیگران است. ضمنا جناب توکلی من نگران تجزیه خاک ایران نیستم .من نگران تجزیه روح ملی ایرانی هستم. ایران که از واژه آریا میاید باور و اعتقادی بوده است که مردمانی که ۳۰۰۰سال پیش به آن وارد شده اند داشته اند.آنها به واژه آریا به معنی آزاده٬نجیب و شریف معتقد بوده اند در نتیجه هر جا که بوده اند یا رفته ا ند آنجا آریا(ایران) نامیده میشده. اگرآنها در همان شمال دریای سیاه میماندند اوکراین کنونی ایران نامیده میشد. ضمنا جناب توکلی لطفا دائرة المعارف توهین نامه تان را برای دیگران هم بفرستید که تکلیفشان را راجع به اینکه چه چیزی توهین هست یا نیست بدانند. لطفا بفرمایید اگر بنده به این نتیجه رسیدم سخنی مهمل است بر اساس دائرة المعارف شما بنده از چه کلمه جایگزینی میبایست استفاده کنم تا گرفتارعدم انتشار شما نشوم یا اینکه بعد از چند هفته کامنت من درباره مصاحبه جناب نوری علاء با گونازتی وی حذف نگردد ولی شما به راحتی میتوانید مقاله ای نشر دهید که سراسر توهین به جد مادری من به عنوان یک آذریست . لازم نمیبینم(شرم میکنم) حتی تیتر مقاله منتشر شده هفته گذشته تان راجع به کورش که از مادری آذری زاده شده را اینجا تکرار کنم.

مسؤل کامنتهای 

آرش گرامی، من به بحث شما و آقای توکلی کاری ندارم و فقط در مورد حذف کامنت شما در مناظره آقای نوری علا در گوناذ تی وی توضیح می دهم. ما امکان کامنت را به عنوان امکانی برای بحث و تبادل نظر با رعایت احترام متقابل می دانیم. سعی ما این است که از انتشار کامنتهایی که دارای کلمات و یا لحنی باشد که موجب تیره شدن روابط بین کاربران و رنجش آنها باشد، خودداری کنیم. متاسفانه در این کار هنوز کاملا موفق نبوده ایم. برای روشن شدن شیوه کارمان، مثالی می زنم. ما می توانیم برای اینکه نشان دهیم حرفی نادرست است، بنویسیم: این حرف دروغ است، و یا شما آدرم دروغگویی هستید، ویا حرف شما سرتا جهل و دروغ و بی شرمی است. همینطور می توانیم با حفظ احترام بنویسیم که این حرف شما نادرست است به این دلیل که... ما شیوه اول را درست نمی دانیم و فکر می کنیم که این شیوه برخورد، ربطی به بحث و تبادل نظر ندارد. در کامنت مورد اشاره شما از همین کلمات: «جهل و دروغ و بی شرمی» استفاده کرده اید و به همین دلیل هم حذف شده است.

 

آرش 

ممیزو هموطن محترم این کردار٬ گفتار و پندار ما هستند که گاها میتوانند زشت و ناپسند باشند نه کلمات. کلمات همگی فی نفسه دارای باری خنثی بوده ٬هر کدام برای بیان و توصیف واقعیت یا حقیقتی بوجود آمده اند درنتیجه هیچ کدام ازکلمات زائد نیستند که بشود در کلام یا نوشتار حذفشان کرد. دروغ و نادرستی دو کلمه مجزا برای بیان وتشریح دوحقیقت یاواقعیت مجزا هستند. دروغ٬ دروغ است بی شرمی٬ بی شرمی ٬اشتباه و نادرستی هم ٬ اشتباه و نادرستی است.توهین یا افترا نسبت ناروا دادن است به افراد نه بیان حقیقتی که به آن معتقدید وتنها معیار تشخیص توهین هم حقیقت است. هرکلام یا نوشتاری که بر خلاف حقیقت است توهین و ناپسند است. حال اگر بنده معتقد بودم به جهل، دروغ یا بی شرمی در گفتار٬کردار یا اندیشه شخص یا گروهی وازهر کلمه ای جزجهل، دروغ یا بی شرمی استفاده کردم آنگاه است که من سخنی توهین آمیز گفته یا نوشته ام. مشکل مادر ما

ایرانیها اینه که ۱۵۰۰سال هستش که حقیقت را گم کرده اعتقادمان را به آن از دست داده ایم.

مسؤل کامنتهای 

آرش گرامی- من دروغگویی را به این صورت می فهمم که کسی عمدا مطلب نادرستی را به جای مطلب درست ارائه می کند. تفاوت من با شما در دو نکته است: 1- من حکم نمی دهم که کسی مطلب نادرستی را به عمد به جای مطلب درست ارائه داده است و به عبارت دیگر اصل را بر بی گناهی می گذارم و شما برعکس این حکم را صادر می کنید و اصل را بر گناهکار بودن طرف مقابل می گذارید. 2- شما آنچه را که به آن باور دارید حقیقت می دانید و در انحصار خودتان ولی من حقیقت را در انحصار خودم نمی دانم و فکر می کنم که حقیقت پیش همگان است. ****** در نظر بگیرید که شما مطلبی را که به آن رسیده اید، در همین سایت منتشر کنید. من یا شخص دیگری این مطلب را نادرست بدانیم و بعد در کامنتی شما را دروغگو و... خطاب کنیم. آیا این توهین به شما نیست؟ حالا اگر من و یا شخص دیگری که می خواهد به مطلب شما بپردازد، برای شما بنویسد: آقای آرش، این مطلب به این دلیل و به این دلیل نادرست است و شما را به تفکر در آن و تحقیقی دوباره دعوت کند. می بینید که تفاوت از زمین تا آسمان است.

رازی

بحث بسیار جالبی درگرفته و من فقط می‌خواهم به دو نکته اشاره کنم، تا معلوم شود که مسئولین ایران‌گلوبال در درک بعضی از مفاهیم تا به کجا از مرحله ساختارشناسی مدرن پرتند (جناب ممیز! اگر توهین است همینجا صد مرتبه از همگان معذرت می خواهم!) کیانوش توکلی می‌نویسد: «چگونه سایت کوچکی مثل ایران گلوبال با مخاطبین محدود خود بتواند در ایران جنگ قومی براه بیاندازد و ایران را سوریه ای کند» مسئله این نیست که آیا ایران‌گلوبال در تجزیه ایران موفق می‌شود یا نه. مهم این است که این سایت بکدام مسیر افتاده و به کدام طرف حرکت می‌کند. مثلا اگر ما بگوییم دزدی مالیاتی امنیت جامعه را بهم می‌زند و دولت را از منابع درآمدش محروم می‌کند و در نتیجه خدمات رفاهی برای اقشار کم درآمد منتفی می‌شود، کسی نمی تواند ادعا کند ای آقا! من فقط صد یورو دزدیدم، آیا با این صد یورو اقتصاد کشور بهم می ریزد و فقرا به بدبختی می‍افتند؟ مسئله

نفس کار است که غلط است. نکته دوم اظهارات مسئول کامنتهاست که می‌گوید: «من دروغگویی را به این صورت می فهمم ...» و این "فهم" خودش را مطلق می‌کند و معتقد است برداشت خودش از کلمه دروغ مطلق است و در واقع «همه حقیقت درباره دروغ» در نزد او است و دیگران نمی‌فهمند، و با چنین نگاهی آرش را متهم به مطلق گرایی هم می کند! من برداشت دیگری از دروغ دارم. اگر کسی مطلبی را با علم به اینکه نادرست است منتشر کند و در باره درخواست مکرر خوانندگان (مثلا من) از ارائه سند خودداری کند، یک دروغگو است و وپیفه انسانهای مدرن و امروزی این است که هم دروغ و هم دروغگو را افشا کنند. ولی مسئول کامنتها در چنین مواردی، بخصوص اگر فرد متهم به دروغگویی از قومگرایان باشد، طرف او را می گیرد، کار او را توجیه می کند و برای کار خودش توجیهات شرعی هم می بافد. (در صورت نیاز ارائه مدرک بسیار آسان است، اگرچه مسئول کامنتها دقیقا می داند من چه می گویم).

 

مسؤل کامنتهای ایران گلوبال

رازی گرامی- شما اشتباه می کنید. من حقیقت را در انحصار خودم نمی دانم. اصولا کنترل کامنت ها کار سختی است. در کنترل کامنت ها ما معیارهایی داریم و آنها را رعایت می کنیم. مسلما کسانی که کامنت هایشان منتشر نمی شود، از من ناراضی هستند. در کار کنترل کامنت ها، زمانی که نمی توانم طبق معیارها تصمیم بگیرم، با آقای توکلی و یا با دیگر اعضای مدیریت، مشورت می کنم و یا آن را در صفحه مدیریت مطرح می کنم تا مرا راهنمایی و کمک کنند. در این میان، بقول شما "قومگرایان" مرا طرفدار "پان ایرانیست ها" یا "پان فارس ها" می نامند و برعکس. بستگی به این دارد که کامنت کدام یک منتشر نشود. از سوی دیگر، اکنون 6 نفر در مدیریت سایت حضور دارند که هرکدام مواضع متفاوتی از دیگران دارند، یعنی اینکه 6 جفت چشم با دید متفاوت کار مسؤل کامنت ها را کنترل می کنند. علاوه براین کار من در معرض قضاوت ده ها تفر از کاربران قرار دارد. شما اگر پشت صحنه را می دیدید، احتمالا در قضاوت خود تجدید نظر می کردید. در مورد اتهامات و توهین ها اینطور است که من نمی توانم کسی را به دروغگویی متهم کنم و خودم هم حکمش را صادر کنم. کسانی که دیگران را دروغگو می نامند، این کار را می کنند یعنی هم دادستان هستند و هم قاضی. به هر حال نمی توان همه را راضی کرد. امیدواریم که بتوانیم به کمک خوانندگان کار خود را هرچه بهتر کنیم.

آرش 

ممیزو هموطن محترم بله دروغ به همان معنایی است که شما میفرمایید هر چند دروغ معنای وسیعتری نزد ایرانیان با ستان داشته و به معنای ناحقیقت یا بی نظمی بوده است. من هم همواره مثل شما اصل را بر براعت میگذارم ولی وقتی دروغ کاملا عریان و آشکار بیان میشود . وقتی هزاران هزار باربا وجود حقایق گفته شده در رد ادعاهای دروغین مطروحه توسط انبوه نویسندگان ملت سازشما دوباره وهزار باره آنها آگاهانه ادعاهای دروغین خود را تکرار میکنند من چاره ای جز دروغ خواندن ادعاهایشان ندارم. در ضمن من هم مانند شما معتقدم که حقیقت نزد همه انسانهاست و ما حق نداریم به بهانه توهین آمیز دانستن عقاید دیگران مانع از ابرازحقیقتی که نزد آنان است شویم. بنده نگرانی از اینکه دروغگو خوانده شوم ندارم چرا که معتقد به وجود حقیقت مطلق هستم و باور دارم که در یک بحث آزاد همواره دروغ از حقیقت باز شناخته خواهد شد.

رازی

جناب مسئول کامنتها، من نمی‌توانم در باره مکنونات قلبی شما و اینکه در ته دل کدام گروه را "برابرتر" از دیگران می‌دانید، نظری بدهم. اساسا دوست هم ندارم بجای شما باشم، زیرا که وظیفه سختی بر عهده دارید که بدلیل وجود دیکتاتوری پایدار در کشورمان از شهرت چندانی برخوردار نیست. شما یک "ممیز" هستید، یعنی کسی که باید تشخیص بدهد کدام نظر قابل درج است و کدام نیست (حالا شما اسمش را بگذارید توهین و افترا و هرچه که دوست دارید) کار شما سانسور است. سانسور نه در معنی مطلقا منفی آن، بلکه به معنی اروپائی‌اش، یعنی ارزشگذاری. خود من هرگز دوست ندارم بجای شما باشم. ولی از اینها گذشته، برخورد شما متأسفانه چندان راهگشا (اگر نخواهیم کلمه ناصادقانه را بکار ببریم) نیست. بگذارید بر سر هما نمونه بمانیم. یک کسی می‌آید و در سایت ایران‌گلوبال یک دروغ بزرگ می‌گوید، دروغ یعنی اشاعه آگاهانه چیزی که حقیقت ندارد، و دروغگو کسی است که اینکار را انجام می‌دهد. در این میان خواننده‌ای از نویسنده می‌خواهد که برای گفته‌اش مدرک ارائه کند. نویسنده فوق‌الذکر علی‌رغم تقاضای چندین باره خودش را به نشنیدن می‌زند. خوانند (که من باشم) او را دروغگو می‌نامد و کامنتش توسط شما سانسور می‌شود. حالا بگذارید ببینیم دلیل اینکه کسی برای حرفش سندی ارائه نمی‌کند چیست؟ بزرگترین و قویترین احتمال این است که ایشان سندی ندارد و دروغ گفته‌است. ضعیفترین احتمال این است که ایشان سند را دارد، ولی بقول بچه‌های مشهد "عشقش کشیده" که آنرا ارائه نکند. اینجاست که شما در نقش وکیل مدافع شخص دروغگو ظاهر می‌شوید و ضعیفترین احتمال را (اگر نگوییم مسخره‌ترین احتمال را) به عنوان دفاعیه از شخص دروغپرداز مطرح می‌کنید و برای سانسور بی‌دلیلتان، دلیل می‌تراشید. نکته اینجاست که مسئولیت اخلاقی شما در مورد دروغگویی و دروغگویان چیست؟ آیا دروغ گفتن از نظر شما مجاز است، ولی دروغگوخواندن کسی که دروغ می‌گوید توهین؟ البته شما با کلاه شرعی خیالتان را راحت می‌کنید و می‌فرمائید: «من نمی‌دانم که آیا ایشان آگاهانه دروغ می‌گوید یا نه برداشت من که البته می‌تواند اشتباه باشد، این است که ایران‌گلوبال با میدان دادن به نیروهای قومیت‌گرا، نژادپرست و اشاعه ادبیات نفرت بدنبال افزایش بازدیدکنندگان خود است، کاری که مجله‌های زرد هم بکار می‌برند. شما آزادی که در سایتی که برایش وقت میگذارید و هزینه می‌پردازید، سانسور کنید و بعضی را برابرتر از بعضی دیگر بدانید، ولی دیگر اسم اینکار را دفاع از آزادی بیان نگذارید، این کار توهین مستقیم به شعور خوانندگان است.، توهینی که از دیدگاه شما قاعدتا باید مشمول سانسور بشود موفق باشید

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض معذرت بایستی جمله نادرستم که «حقیقت نزد همه انسانهاست» را به «حقیقت میتواند نزد همه انسانها باشد» تصحیح کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب همدانلی، "آقای" رازی که من باشم، کامنتی برای برزویه طبیب نوشتم که عینا اینجا نقلش می کنم:
«عرب هم مثل فارس و ترک و لر و غیره اگر در خدمت اسلام عزیز باشد (و نه در خدمت موجود خیالی و مسخره ای بنام شوینیسم فارس که ساخته و پرداخته ذهنهای عقبمانده و عقبمانده های ذهنی در طیف نژادپرستان است) هم می تواند وزیر دفاع بشود (شمخانی) و هم رئیس قوه قضائیه (هاشمی شاهرودی) و هم رئیس مجلس (کروبی) و هم رئیس جمهور(موسوی). یعنی عرب بودن جرم نیست، ولی زن یا بهایی بودن چرا. یک بهایی به صرف بهایی بودنش مهدورالدم است و یک زن به صرف زن بودنش نصف مرد ارث می برد و حق حضانت (حظانت؟) بچه ها یش را ندارد. تفاوت را متوجه می شوید؟»
همین سؤال را از شما هم می کنم، متوجه تفاوت می شوید، یا جزو همان کسانی هستید که از شوینیسم فارس حرف می زنند؟ من بکاربرندگان ترمهای "شوینیسم فارس" و "ملل تحت ستم" را عقبمانده می دانم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در کل نظرات جالبی ازطرف سایت ایران کلوبال و مخاطبین رد وبدل شده است، ولی نمی دانم این دوستمان اقا و یا خانم رازی چرا دو پهلو حرف می زند.اولا فعالین ملی وزبانی ملل تحت ستم راکه خواهان حقوق برابر با فارسهای حاکم هستند را قومیت گرا و نژاد پرست معرفی میکند حتی بدون اینکه مدرکی داشته باشد.دوما ازظلم قومیت، زبان و فرهنگ ملت و دولت سر کوبکر حاکم حرفی به میان نمی اورد.ثالثا با زبان بی زبانی خواهان سانسور مطالب منسوب به ملیتهای تحت ستم می باشد! براستی سنگ پای قزوین است نه.......