آيا اينترنت به شکل گيری احزاب جديد لطمه زده است

در مورد تأثيرات مثبت اينترنت بر آگاهی سياسی مردم بسيار نوشته شده است. در تاريخ احزاب در گذشته همواره انتقال اخبار رويدادها به مردم نقش مهمی را در شکل گيری احزاب مدرن ايفا کرده است و ايجاد روزنامه سراسری در رأس وظاثف احزاب قرار داشته است، کاری که نه فقط هيئت تحريريه توانا می طلبد بلکه شامل فراهم کردن امکانات چاپ و توزيع روزنامه می شود که در کشورهای ديکتاتوری بسيار دشوار است. اما با بوجود آمدن اينترنت انجام همه اين کارها تسهيل شده است. اخبار از توليد تا پخش و مصرف در سراسر دنيا در اين عصر در عرض چند ثانيه صورت می گيرد. اين پديده را چندسال پيش تحت عنوان "قدرت و ژنرال های رسانه ای" مورد بررسی قرار دادم (1).

اما آيا اين تحولات در خبررسانی کار ايجاد احزاب سياسی جديد را تسريع کرده است؟ پاسخ منفی است!

روند شکل گيری احزاب جديد بسيار کندتر شده است. شکی نيست که خبرها، تحليلها و نظرات سريعتر قابل تبيين و قابل پخش هستند اما اين امر به قيمت از بين رفتن روابط اجتماعی مرتبط با اين نوع فعاليتهای فرهنگی و سياسی است که عملا به ضرر شکل گيری احزاب جديد تمام می شود. اجازه دهيد بيشتر توضيح دهم.

در گذشته يک فرد آگاه سياسی در سطح محلی فعاليت می کرد و در جلسات سياسی و فرهنگی با ديگران به گفتگو می نشست يا در آکسيون های محلی نظير تظاهرات اعتراضی شرکت می کرد. ممکن بود بعدا در سطح ايالتی چند سالی فعاليت کند و بعد هم در سطح ملی و بالاخره در سطح بين المللی. حتی وقتی ايرانيان در زمان شاه در خارج در دوران کنفدراسيون بطور علنی فعاليت می کردند به رغم آنکه به دليل اختناق و ساواک تلاش اين بود تا نام خانوادگی ديگران را ياد نگيرند که اگر در ايران مورد بازجويی قرار گيرند اسم کسی را ندانند که در زير شکنجه برای دوستانشان خطری باشند؛ با اينحال افراد يکديگر را می شناختند و آشنايی آنها فقط به دانستن نظرات يکديگر محدود نمی شد. در نتيجه افراد وقتی کسی را برای هيئت مسؤلين جمع انتخاب می کردند بر مبنای شناخت از او بعنوان يک فرد بود نه فقط برمبنای ديدگاه های سياسی.  

کسانی را که در اينترنت می شناسيم از زمين تا آسمان با آنهايی که در تشکيلاتی محلی، ايالتی، ملی يا بين المللی در دنيای واقعی فعاليت می کنند تفاوت دارند. دومی مبنايش روابط اجتماعی است که احزاب با تکيه بر آنها در گذشته شکل می گرفتند و امروز ضعف اين جنبه فعاليت های سياسی باعث شده است که احزاب جديد شکل نگيرند. به همين دليل بسياری از کسانيکه پس از پديده اينترنت ديدگاه هايشان تغيير کرده است هنوز روابطشان در دنيای واقعی با کسانی  است که در جريانات فکری گذشته با آنها بوده اند. درست است که به رشد فکری دسته دوم کمک می کنند اما اساسا در ارتباط با تشکيلاتی که بيان نظرات امروزشان است نيستند.

در تجربه 20 سال گذشته که اينترنت بيشتر و بيشتر در جنبش سياسی ايران نقش پيدا کرده است روابط اجتماعی در جنبش سياسی ضعيف تر شده است و اين امر به ضرر شکل گيری احزاب در ايران يا کشورهای خاورميانه که نيازمند تشکيل احزاب نوين نظير حرب آينده نگر (2) می باشند تمام شده است. شايد در آمريکا که حزب دموکرات برای افراد ليبرال و تا حدی چپ، و حزب جمهوريخواه برای افراد محافظه کار موجود است، مثلا برای کمپين اوباما يا ميت رامنی که استفاده از اينترنت فقط به ابزاری برای گسترش بيشتر پايه های احزاب موجود بنفع اين کانديداها تبديل شد مسأله ای نباشد، اما در ايران و برای جامعه ايرانی در خارج که لازم است پايه اوليه احزاب جديد مدرن خود را ايجاد کنند وجود اينترنت شايد حتی ضرر هم داشته است چرا که روابط اجتماعی لازم برای ساختن حزب را فراهم نمیکند هرچند تبادل نظر سياسی را هزاران بار بيش از گذشته ممکن می سازد.

حزب پديده ای اجتماعی است و نه خبری. شايد سقوط کمپانی های دات کام در سال 2000 در سانفرانسيسکو پديده مشابهی بود، و پس از آن بحران، اين شرکتهای موجود در دنيای واقعی بودند که سايت های اينترنتی بعدی را برای فروش محصولات خود ساختند. به عبارت ديگر شرکت های دات کام که قرار بود از همان اينترنت متولد شوند اساسا به استثنا مواردی نظير آمازون و ئی بی، ناموفق بودند.

بنظر می رسد لازم باشد نيروهايی که خواستار ايجاد احزاب جديد هستند توجه خود را بر فعاليت خارج از اينترنت بويژه در سطح محلی، متمرکز کنند. درست است که اينترنت کماکان ابزار بسيار مفيدی برای کمک به فعاليت های آنها خواهد بود اما انتقال فعاليت اجتماعی حزبی به اينترنت کارآئی چندانی ندارد. اگر جرياناتی نظير "مووآن دات کام" (3) در آمريکا چه در زمان انتخاب اوباما و چه در حال حاضر موفق هستند به اين دليل است که احزاب موجودی نظير حزب دموکرات وجود دارند و اين جريانات اينترنتی فعاليت های احزاب موجود را تقويت می کنند وگرنه اين فعاليتها به ايجاد حزب تازه ای کمک نکرده اند؛ البته فعالين در اين جريانات در آمريکا نيز نيازی به حزب جديد نمی بينند. آينده نگرها در آمريکا در درون احزاب موجود فعاليت می کنند.

به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،

سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و پنجم اسفندماه 1391
March 15, 2013

پانویس:

1. تغيير رژيم در ايران و ژنرال هاي رسانه اي
http://www.ghandchi.com/466-RegimeChange.htm

2. حزب آينده نگر ايران
https://sites.google.com/site/futuristparty

3. moveon.org
http://moveon.org

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با وجود امکانات اینترنتی برای لاطالات آبکی بعضی ها ، کسی افرادی مثل شما و قندچی و یونس شاملی و زمانی و دانا و غیره را نه لیدر خود میداند و نه تره برایتان خرد میکند و باید افسوس خورد که افرادی مثل شما این امکانات زهرآگین را دارید . همانطور که می بینیم هیچکدام از شماها را اپوزیسیون بجایی دعوت نمی کند. از اتحاد جمهوری خواهان بگیر تا جبهه متحد چپ و سوسیالیست و جنبش سبز و غیره ..........اگرچه شخصی مثل شما حتی شهر محل زندگی خود را در همه جا اعلان میکنید و تنها کسی هستی که اینکار را میکند . رادیو اسرائیل هم گویا شما را فراموش کرده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینترنت از هر انسان جوینده سیاسی یک لیدر ساخته است.قبلا نحله روشنفکری دربست در اختیار تعداد افراد معینی بود اما امروزه به میمنت اینترنت هر انسانی که کمی به مقالات و اخبار مندرج در اینترنت مراجعه می کند به یک تحلیل گر سیاسی مبدل شده است.بازا راحزاب و سازمانها نیز در پرتو اینتر نت بسیار کساد شده است.قبلا اطلاعات و تحلیل ها یا ماهانه و هفتگی به دست سیاسیون و مردم می رسید اما امروز بطور دقیقه ای همه جهان از سیاست و اتفاقات آگاهی می یابند. اینترنت سرمایه داری وحشی را منقرض خواهد کرد نه پرولتاریا خیالی کمونیست ها!
آقای قندی شما که از سال های 58 در مقابل کمونیست های ارتدوکس بدرستی مقاومت کردید این روزها نظرات شما به اثبات می رسد. خوش و سربلند باشید.ناصر مستشار از برلین