نوروز و هفت سین در زندان!

بچه های زندان به جای سیب، سنجد، سرکه، سماق، سکه با سیم برق، سنجاق، سمباده، سنگ، سوزن یعنی با وسائل ابتدائی در دسترس، سفره هفت سین می گذاشتند! نوشته کوتاه زیر بیانگر چگونگی بزرگداشت مراسم عید نوروز در زندان جمهوری اسلامی ایران است

 

 

 هیچکس نمی دانست چه کسی فردا در لیست سیاه قرار خواهد گرفت! هیچکس نمی دانست فردا کلید بند زندان به نام چه کسی در قفل در خواهد چرخید! هیچکس نمی دانست فردا زندانبان چه کسی را صدا خواهد کرد! هیچکس نمی دانست فردا چه کسی آخرین نگاه های دوستان خود را تا انتهای کریدور زندان بدرقه ثمره زندگی ابدی خود خواهد ساخت! اگر چه همه ما یکسان نمی اندیشیدیم ولی کم نبودند که با هزاران زبان و حتی با سکوت خود نشان می‌دادند که:

اگر لیست سیاهی وجود دارد/ پس باید لیست سفیدی هم نیز باشد!

اگر قفل و بندی وجود دارد/ پس باید آزادگی نیز باشد!

اگر مرگی وجود دارد/ پس کلمه و صدا نیز هست!

و بالاخره هیچ پایانی بدون آغاز نیست!

 به همین دلیل بود که در آن فضای مرگ و بدتر از مرگ/ جهنم بدتر از جهنم/ هیچ وقت فرا رسیدن عید نوروز فراموش نمی شد! در آنجائی که زندانبان تو اصالت، رتبه، مقام و معنویت خود را با بزرگتر شدن تعداد کشته ها و شکنجه شد‌گان خود ارزش گذاری می کند مراسم عید همگان برای او ضد ارزش و نفرت انگیز است!

 بچه ها به پیشواز عید نوروز می رفتند، نمی دانم چرا؟ شاید خاطره داشتند؟ شاید می خواستند لااقل یک لحظه خوش باشند؟ شاید می خواستند خود را سرگرم کنند؟ شاید می خواستند به پاسداران ارتجاع دهن کجی کنند؟ نمی دانم چرا؟

 هیچکس نمی تواند دقیقا بگوید چرا بچه های زندان به جای سیب، سنجد، سرکه، سماق، سکه با سیم برق، سنجاق، سمباده، سنگ، سوزن یعنی با  وسائل ابتدائی در دسترس، سفره هفت سین می گذاشتند و با وجود برخورد وحشیانه و عداوت آمیز رژیم دوباره این مراسم را برپا می داشتند! دقیقا نمی دانم چرا؟

 به خودم می گویم: اگر طبیعت، زیبائی و روح پر الهام خود را در نوروز به تساوی تقدیم همه انسان های کره زمین می کند چرا زیبائی ها، طراوت ها، نعمات و آرامش و آسایش اجتماعی به یکسان بین انسان ها تقسیم نشود؟ چرا عده ای می کوشند خوشبختی خود را در فقر و ذلت دیگران بیابند؟ آیا می توان در جائی که رشد بینوائی و نفرت حتی آسمان را به هم می فشرد صحبت از خوشبختی نمود؟

 بله می توان! هیچ چیز نمی توانست مانع زندانیان سیاسی شود که به پیشواز نوروز نروند چرا که نوروز برای آنها الهام بخش «نوروز» اجتماعی و انسانی است. به امید روزی که در جهان زندانی سیاسی نباشد. شهنام شرقی نمین - ۲۷ اسفند ۹۱

***************************************************

تبریزی: یادآوری می شود که شهنام شرقی نمین برادر خانم بهناز شرقی نمین است که دژخیمان رژیم در ۲۷ اسفند ۶۱ خواهرش را با له کردن سرش کشتند! درباره بهناز به لینک زیر نگاه کنید:

http://jahanezan.wordpress.com/2012/03/17/17881/

منبع: 
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-50257.html
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.