زندانی سیاسی ابوالفضل عابدینی نصر

ابوالفضل عابدینی نصر چهار نوروز بدون مرخصی ، بدون ملاقات حضوری و دور از مادر و خانواده خود ، در زندان به بسر می برد . خانواده او به سان خانواده بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی عیدی ندارد و در همه حال به فکر آزادی پسر خانواده هستند .

 نام : ابوالفضل عابدینی نصر
زاده : ۱ مهر ۱۳۶۱ - رامهرمز
پیشه : روزنامه نگار ، فعال حقوق بشر و عض حزب پان ایرانیست و زندانی سیاسی است .

ابوالفضل عابدینی از جمله زندانیان بازداشت شده پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که یکبار در تیرماه سال ۸۸توسط وزارت اطلاعات بازداشت و پس از گذراندن ۴ماه با سپردن وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد و سپس به ۱۱ سال حبس محکوم شد.

این خبرنگار و فعال کارگری در اسفند ماه همان سال بار دیگر بازداشت شد. ولی اینبار توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر که این بازداشت محکومیت یکساله را برایش به اتهام تبلیغ علیه نظام بهمراه داشت.

آخرین تفهیم اتهام ابوالفضل عابدینی نصر به دلیل شهادت درباره قتل ستار بهشتی در اسفند ماه انجام شد پس از تفهیم اتهام این زندانی سیاسی، قرار ۳میلیارد ریالی برای اتهامات وی صادر شد.

چند تن از زندانیان سیاسی (از جمله اوبوالفضل عابدینی )در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

برگرفته از: 
نوشته یک زندانی پیشین
بخش: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.