نشست باکو، خشم تهران

در شرایط کنونی، آذربایجان جنوبی به نقطه ای از رشد فکری، سیاسی و اجتماعی رسیده است که می خواهد مسائل خود را در درون و برون از مرز های خود مطرح سازد، زیرا راه برون رفت از بحران را در دستیابی به آزادی های سیاسی و اجتماعی می داند.

در دهم فروردین ماه 1392 خورشیدی ( 30 مارس 2013) کنفرانسی در شهر باکو با عنوان « فردای آذربایجان جنوبی با چشم انداز مدرنیته» ( چاقداش گونی آذربایجان ساباحی ) از سوی جبهه ملی آزادی آذربایجان جنوبی ( گاماج ) با شرکت تعدادی از کارشناسان، دانشگاهیان، دیپلومات ها و سیاسیون سابق جمهوری آذربایجان، فعالین و سخنگوی جبهه آزادی آذربایجان جنوبی برگزار شد. کنفرانس گام مهمی برای شناخت جامعه کنونی آذربایجان جنوبی، چالش های پیش روی آن و تنگنا های اقتصادی و سیاسی آن برداشت و راه های برون رفت از آن را مورد بررسی قرار داد.

نشست در هتل « پارک این » شهر باکو و در سالن دان اولدوزو( ستاره سهیل ) برگزار شد، در کنفرانس که به مدت 4 ساعت ادامه داشت،  وفا قلی زاده، از مشاوران حیدر علی یف رئیس جمهور پیشین آذربایجان، آراز اصلانی مدیر پژوهش های منطقه قفقاز و برخی دیگر از دانشگاهیان و نمایندگان پیشین پارلمان آذربایجان شرکت کرده، مطالب، اندوخته های علمی و اجتماعی و دانسته های خود را در رابطه با منطقه بر زبان آوردند. آنچه تا کنون از محتوای کنفرانس و چگونگی گفتار سخنرانان بیرون آمده و از سوی وسائل ارتباط جمعی بویژه تلویزیون « گوناز ت و » گزارش شده، نشان می دهد که آنان چالش ها ی موجود در منطقه و جامعه آذربایجان جنوبی را مورد بررسی قرار داده اند. آنان به خطر خشک شدن دریاچه اورمیه و تاثیر آن در منطقه، زندانیان سیاسی معترض به اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آذربایجان جنوبی پرداخته، دولت جمهوری اسلامی را گرفتار در بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی ارزیابی کرده اند. در پایان با نگاه به اوضاع اقتصادی و اجتماعی آذربایجان جنوبی و چشم انداز آن، راه های برون رفت را با مردم آذربایجان در میان گذارده اند.

با انتشار خبر کنفرانس در باکو، وزارت امور خارجه جوانشیر آخوندوف سفیر جمهوری آذربایجان را به وزارت امور خارجه فرا خوانده و اعتراض شدید خود را به برگزاری کنفرانس با وی در میان گذاشته و از باکو توضیح خواسته است.، همزمان سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان با دفاع از مواضع کشور خود و احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و پیشبرد حسن همجواری، برگزاری کنفرانس را با قوانین داخلی خود مغایر ندانسته و شرکت اندیشمندان، دانشگاهیان و دیپلومات های پیشین را در کنفرانس آزاد، داوطلبانه و در همبستگی با مردم آذربایجان دانسته است. در این میان اضطراب، نگرانی، ترس همراه با خشم در تهران تا هذیان گویی، دروغپراکنی و تهدید ادامه یافت. برخی از مقامات و روزنامه نگاران گوی سبقت از هم گرفته همراه با تهدید به تحلیل پرداختند تا رهنمود های لازم را برای دیگران یادآور شوند. حسین شریعتمداری مسئول روزنامه کیهان در مقاله ای در روزنامه خود عقده دل گشود، با تکرار هذیان و یاوه های گذشته، تاریخ خود ساخته را تکرار کرد. شریعتمداری با مدح و ستایش از جمهوری اسلامی و رژیم ولایت به این باور رسیده است که مردم جمهوری آذربایجان مسلمان و شیعه اند و آرزوی دیرینه و شبانه روزی آنان است که به میهن اسلامی و رژیم ولایت بپیوندند، ایشان که از استادان نامی دانشگاه ایوین( زندان ایوین) در سال های گذشته بوده، برای اثبات ادعای خود تقاضای برگزاری رفراندوم در جمهوری آذربایجان می کند که مردم در آن تمایل خود را به رژیم ولایت نشان خواهند داد. جالب اینجا است که شریعتمداری این خواسته خود را در مورد آذربایجان جنوبی گناه نابخشودنی و خواستاران آن را دشمن مردم و نظام، برانداز و تجزیه طلب می نامد. در پی این رهنمود که از سوی روزنامه کیهان منتشر می شود، مقامات ریز و درشت، مسئول و غیر مسئول رژیم زبان به سخن می گشایند، سخن از 17 شهر قفقاز، دوران قاجار، قرارداد های گلستان و ترکمن چای و لزوم الحاق آنها به ایران می گویند. در این راستا بروجردی رئیس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و منصور حقیقت پور نماینده اردبیل و نائب رئیس همان کمسیون هم گفتار شریعتمداری را تکرار می کنند. در نهایت نوبت به محسن پاک آئین و رامین مهمانپرست می رسد که با کشف معما و با آگاهی از همه مسائل جهانی به این نتیجه می رسند که در پشت تشکیل این کنفرانس اسرائیل و ایالات متحده قرار دارند و در آرزوی آنند که رابطه جمهوری اسلامی را با کشور های همسایه برهم زنند ! جالب تر اینکه هیچکدام از این مقامات، از روزنامه نگار وابسته به رژیم گرفته تا نماینده به اصطلاح مجلس شورای اسلامی سخنی در رابطه با آذربایجان جنوبی به زبان نمی آورند، این در حالی است که هزاران جوان آذربایجانی به خاطر دفاع از زبان مادری، پیشگیری از خشک شدن دریاچه اورمیه و یا فعالیت های سیاسی و اجتماعی در زندان به سر می برند. آذربایجان جنوبی با شدید ترین بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود روبرو است. هزاران جوان در پی جستجوی کار و لقمه نانی به دور دست ترین مناطق کشور مهاجرت می کنند. نگاهی به آمار خود رژیم این واقعیت تلخ و بسیار غم انگیز جامعه آذربایجان را نشان می دهد. از آن رو هر گونه حرکتی در هر گوشه از جهان در رابطه با آذربایجان رژیم را نگران و خشم آن را بر می انگیزد.

همسو با شریعتمداری و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در درون، برخی از سیاسیون و روزنامه نگاران خارج نشین هم که همواره سخن از دمکراسی، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت را نوشخوار می کنند و در هر فرصتی خواهان برقرای دمکراسی و حق شهروندی اند، داد و فریاد بر آوردند و قیل و قال راه انداختند که کشور دارد تجزیه می شود باید با آن مقابله شود. جای بسی تعجب، تاسف و گاهی ناباوری است که تعدادی از این افراد خود را روشنفکر، فعال سیاسی و تحلیلگر می نامند ولی از تحلیل جامعه و خواست به حق مردم آذربایجان که خواهان آزادی سیاسی، استفاده بهینه از ظرفیت های اقتصادی و نیروی جوان و فعال اجتماعی اند، بی خبر، بی اطلاع و گاهی عاجزند.

جامعه ایران و آذربایجان در طول چندین دهه، از تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی در یک مرکز که با گذشت زمان به استبداد مطلق در دست شاه و یا ولایت انجامیده، رنح برده و برای برون رفت از آن راهی جز تقسیم قدرت و نظارت بر عملکرد آن متصور نیست. برای رسیدن به دمکراسی پایدار تشکیل قطب های سیاسی و اقتصادی مردم محور در راستای سیاست و اقتصاد ضرورت زمان و تاریخ کنونی جامعه است. آنچه در باکو اتفاق افتاده صرفنظر از موافق و یا مخالف بودن با متن کنفرانس و گفتار سخنوران، نشانه بلوغ سیاسی مردم آذربایجان جنوبی است که می خواهد سرنوشت سیاسی خود را خود تعیین کند. شاید از این رو باشد که رژیم جمهوری اسلامی با دلهره، نگرانی و اضطراب خشم خود را به این گونه نشست ها نشان می دهد و تاریخ غیر واقعی و خیالی خود را بر زبان می آورد.

در شرایط کنونی، آذربایجان جنوبی به نقطه ای از رشد فکری، سیاسی و اجتماعی رسیده است که می خواهد مسائل خود را در درون و برون از مرز های خود مطرح سازد، زیرا راه برون رفت از بحران را در دستیابی به آزادی های سیاسی و اجتماعی می داند. در این راستا آرزو دارد که چالش های اجتماعی خود را نخست در درون مرز های خود مورد بررسی و پژوهش کارشناسان، فعالین اجتماعی و نهاد های مدنی خود قرار دهد و این خواسته خود را به دیگر واحد های ملی انتقال دهد و در این راه مانند گذشته های دور، پیشرو واحد های دیگر شود. تشکیل کنفرانس، سمینار، پانل و استفاده از وسائل ارتباط جمعی برای رشد آگاهی و اطلاع رسانی ضرورت تاریخی است، اگر امکان تشکیل نهاد های مدنی و استفاده از این ابزار بویژه اطلاع رسانی در داخل کشور فراهم نشود، چشم ها و گوش ها به خارج از کشور دوخته خواهد شد. از آن رو گسترش این فعالیت ها نشانگر بلوغ و توانایی سیاسی و اجتماعی جامعه آذربایجان جنوبی و دیگر واحد های ملی است.

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se     

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://www.youtube.com/watch?v=PaR9kIJzcO8
شما میتوانید کنفرانس برگزار شده در پایتخت آزربایجان را از این لینک تماشا کنید. این کنفرانس در دهم فروردین ماه 1392 خورشیدی ( 30 مارس 2013) با عنوان « فردای آذربایجان جنوبی با چشم انداز مدرنیته» ( چاقداش گونی آذربایجان ساباحی ) از سوی جبهه ملی آزادی آذربایجان جنوبی ( گاماج ) با شرکت تعدادی از کارشناسان، دانشگاهیان، دیپلومات ها و سیاسیون سابق جمهوری آذربایجان، فعالین و سخنگوی جبهه آزادی آذربایجان جنوبی برگزار شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب اميدوارم آنهايی که در مورد نشست آذربايجانی ها در باکو« آينده آذربايجان جنوبی» نظر داده بودند و هم خط با رژيم ايران اين نشست را محکوم کرده بودند امروز تشريف بياورند و بگويند « نشست کُلن-آینده ایران با سکولار دمکراسی » برگزار شده . آينده ايران نه در کلن بلکه در تهران مشخص خواهد شد و امپرياليزم آلمان بايد دست از سر مردم ايران بردارد و مذدور های امپرياليزم مجازات بايد شوند . من منتظر جواب شما هستم چون جواب شما راه گشا خواهد بود.اميدوارم آنچه که به شما فارسها رواست بما ترکها حرام نباشد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام آقای یحیایی

نوشته اید که در این کنفرانس، مشاور رئیس جمهور پیشین آذربایجان، مدیر پژوهش های منطقه قفقاز و برخی دیگر از دانشگاهیان و نمایندگان پیشین پارلمان آذربایجان شرکت کرده، و چالش های موجود در منطقه و جامعه آذربایجان جنوبی را مورد بررسی قرار داده اند.

ننوشتید که شرکت کنندگان ایرانی این کنفرانس چه کسانی بودند، و به جز نگرانی به حق از فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه بر اقلیم منطقه (آربایجان، ارمنستان، ایران، ترکیه ...)، نگرانی از وضعیت زندانیان سیاسی، ... سرفصل دیگر چالش ها چه بوده است. چون با آگاهی به این موضوعات است که، می توان ارزیابی درستی، از بحث های کنفرانس، و بیانیه رسمی جمهوری آذربایجان، انجام داد.

به سخن پراکنی های وابستگان جمهوری اسلامی هم اشاره کرده، و به درستی آنها را بی پایه و واهی قلمداد کردید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ملت ازربايجان با رفراندوم است كه مرزهاي سياسي را در دو سوي اراز بر خواهند چيد وبه يكي شدن ازربايجان تجزيه شده رأي خواهند داد، ما بي صبرانه منتظر ان روز هستيم و براي محقق شدن يك پارچگي وطنمان ازربايجان هر هزينه اي را خواهيم پرداخت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ضمن تشکر از مقاله متین شما، خواستم به یک واقعیت اشاره کنم،همانطور که جمهوری آزربایجان و ترکیه میتوانند بدون نیاز به ارمنستان زندگی‌ کنند، ایران و عراق نیز میتوانند بدون بشار اسد سوریه زندگی‌ کنند، ولی‌ ارمنستان بدون آزربایجان و ترکیه یا بشار اسد بدون ایران و عراق در انزوا دیر یا زود به قهقرا خواهند رفت. آزربایجان جنوبی نیز میتواند بدون ایران زندگی‌ کند، ولی‌ ایران بدون آزربایجان جنوبی اسیر توفان خواهد شد. آزربایجان جنوبی مخصوصا آزربایجان غربی به مرکزی اورمیه گلوگاه ارتباط ایران با دنیای پیشرفته، تنها راه خروج لوله‌های نفت و گاز صادراتی ایران به بازار تشنه ترکیه و اروپا که مردم این منطقه حتئ یکبار نیز دست به اقدام‌های تروریستی نزده اند میباشد، اگر رژیم ایران فقط کمی‌ درایت و دورندیشی سیاسی داشت، زبان ترکی را در ایران رسمی‌ میکرد، با اینکار نه تنها همبستگی‌ ملی‌ در ایران به طرز