نامه توضیحی دکتر رحیم احمدی

حزب ما در تاریخ طولانی اش حوادث ناگوار بسیاری را شاهد بوده است . دشمن بیرونی و نادانی و خود خواهی های شخصی درون حزبی، فاجعه های اسف باری مانند نفوذ عباس شهریاری را سبب شدند. با اینهمه هربار حزب ما سربلند مجددا قد برافراشت . بدانید که رهبران رفتنی اند و حزب توده ایران ماندنی . هرگز امیدتان به آینده را از دست ندهید.

 دوستان توده ای، رفقای گرامی

 به پیرو نامه من بحث و جدل و هیاهو هائی به راه افتاد که باعث تاسف است. قصد من از نوشتن این نامه فرستادن پیام «امید به آینده» به رفقای جوان توده ای بود . در تمام طول زندگی ام این اولین باری بود که از طریقی جز کانال حزبی نطراتم را بیان می کردم. تربیت حزبی ام  مرا ملزم می داشت که هرگز جز در راه زحمتکشان و حزب آنها دست به قلم نبرم.

 آنکه به رسم کجروان سرزخط تو می کشد

هر رقمی که می زند نامه سیاه می کند

 همانطور که در نامه ام قید کردم من با هیچکدام از جریان های حول حزب توده ایران نه ارتباط دارم و نه آنها را تائید می کنم. سایت راه توده بدون اجازه من نامه را چاپ و به ویدئوئی لینک داده است که بیماران ایرانی ام به رسم تشکر در زمان بازنشستگی ام تهیه کرده بودند.

این همه می تواند این توهم را پیش آورد که من از علی خدائی و اعمالش حمایت می کنم.

یکبار دیگر به روشنی می گویم که این چنین نیست.من نه اورا می شناسم و نه انچه می کند مورد تائید من است.

 رفقای عزیز،

حزب ما در تاریخ طولانی اش حوادث ناگوار بسیاری را شاهد بوده است . دشمن بیرونی و نادانی و خود خواهی های شخصی درون حزبی، فاجعه های اسف باری مانند نفوذ عباس شهریاری را سبب شدند. با اینهمه هربار حزب ما سربلند مجددا قد برافراشت . بدانید که رهبران رفتنی اند و حزب توده ایران ماندنی . هرگز امیدتان به آینده را از دست ندهید.

 رحیم احمدی

13 آوریل 2013 بوتروپ

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دکتر احمدی!
«تربیت حزبی» بسیار اموزه های دیگرهم برای اعضاء و هوادارانش داشته است. از جمله این که در شناخت افزاد و جریان های سیاسی، «عملکردشان» میزان سنجش است نه «ادعایشان». شما اگر در گفتارتان صداقت دارید و محور واصل برایتان «حزب» است، حال که نه از انشغابیون وانفصالیون هستید و نه کسی شما را از حزب اخراج کرده است، پس چرا در حزب باقی نماندید؟
شما که «ادعا» می کنید: « تمام ذرات وجودم آنچنان که زنده ياد خسرو روزبه مي گفت، از عشق به حزب توده ايران آکنده بوده است.» اما می فرمایید:« متاسفانه آنچه امروز در حزب مي بينم جز باعث درد و رنج من نمي شود»، پس چرا میدان را خالی کرده و به کسانی واگذاشتید که به نظر شما «سطح انديشه و فرهنگشان» درحد «پنجاه و دو حزب کمونيست ومترقي» نیست؟ آیا مشکل ازشماست که خانه را ترک کرده اید؟ یا از رهبری که قبولش ندارید؟ قهر کردن را هم از خسرو روزبه آموخته اید؟!.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رفیق دکتر احمدی. من توده ای نبوده ام و نیستم. در مسائل مبتلابه مدعیان حزب هم دخالت نمی کنم. ولی ما شما را بعنوان انسانی پاک، تلاشگر در راه انسانیت و توده زخمت می شناسیم و به صداقت تان ایمان داریم. شما بعنوان یک رفیق با تجربه نباید با چند کامنت رنجیده شوید. انسانها رفتنی اند و راه ماندنی. شما رفیق عزیز را می بوسم. امیدوارم جهان از انسانهایی مثل شما تهی نباشد. با درود بر شما