جنگ اکرائین و جبهه گندم نمایان جوفروش!
26.04.2022 - 12:57

 

کشور شوراها، روزی قبله آرمان گرایانی بود که می خواستند بنام کارگران و بکام خود، مدینه فاضله جامعه بی طبقه برپا کنند. شکست نظام “سوسیالیستی” بدون انسان های سوسیال، نه تنها چپ، بلکه اندیشه استقرار آمرانه سوسیالیزم  را جدا از روند تدریجی بلوغ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی جامعه، به چالش کشید.

پوپولیست های دینی و غیردینی، برآنند تا با دور زدن روند تکامل همه جانبه جوامع بشری، جامعه آرمانی خود را به انسان قرن بیست و یکم تحمیل کنند. حکومت اسلامی در ایران، داعش، طالبان و .. می خواهند با زور جامعه و میهن را به صدر اسلام برگردانند و پوپولیست های غیردینی که با وجود سقوط شوروی، هنوز رو به مسکو نماز می خوانند، حتی جنایت علیه بشریت در اکرائین هم آنها از این خواب سنگین بیدار نکرده است.

زادگاه “سوسیالیسم” روسی به اصل خویش بازگشته، کشور استعماری شده تزار روسیه آماده است هرگونه نافرمانی در مستعمره های خود را به وحشیانه ترین شکل به خاک و خون بکشد. تنها انسان بودن و به انسانیت وفادار ماندن برای محکوم کردن جنایات روسیه در اکرائین بسنده می کند. اکرائین، این کشور عضو سازمان ملل می خواهد خود تعیین کننده سرنوشت خویش باشد و نادیده گرفتن این مردم، پشت کردن به انسانیت است! روسیه، چپ روسی، فاشیست های نژادپرست و اسلامگرایان در کنار پوتین، از حق استعماری روسیه دفاع کرده و از موضع جانبدارانه از نوتزاریسم روسیه، اشغالگری و جنایات روسیه را امروز در اکرائین، احتمالن فردا در ایران و پس فردا در … تائید می کنند.

کسانی که از آزادی جامعه و کشور اکرائین دفاع نمی کنند، چگونه نام آزادیخواه را یدک می کشند و تا کی می توانند دوگانگی در گفتار و کردارشان را توجیه می کنند؟ این امر در رسانه های اسلامگرایان ایران و چپ روسی ایران هم صادق است. هر دو طیف شیفتگان روسیه، آسمان ریسمان به هم می بافند تا القاء کنند که اروپا و امریکا در اکرائین مرتکب جنایت شده و روسیه خود قربانی است. اغلب استدلال می شود که اکرائین حق ندارد چنین یا چنان کند و عضویت در ناتو را طرح می کنند. گوهر این اندیشه، رای به مستعمره  ماندن اکرائین و دفاع از حق استعمارگری روسیه است. یک کشور مستقل، برای تعیین سرنوشت خود، به مجوز هیچ قدرتی نیاز ندارد و مجوز هر کشور، آرای شهروندان ان می باشد.

سرنوشت جهان ما را چهار “قلچماق” امریکا، چین، اروپا و روسیه رقم می زنند. این چهار زورمند، از پیشینه های متفاوت، و اکنون با پتانسیل ها و اهداف گوناگون  در صحنه سیاست جهانی حضور دارند. ما با سلطه خواهی امریکا در جهان، توحش شبه فاشیستی نوتزاریسم روسیه و سیاست های چپاولگرانه چین آشنا هستیم. اروپا تنها بلوک سیاسی می باشد که از پتانسیل فرهنگی و سیاسی بالائی برای دفاع از ارزش های انسانی آزادیخواهانه و سوسیال دمکراتیک برخوردار است، هرچند تا خودمدیریتی سیاسی، اقتصادی و نظامی خویش و پایان دادن به ابزار سیاست های امریکا، گام های ناپیموده در پیشارو دارد.

در این صف آرائی قدرت های های جهانی، هر کشوری آزاد است تا به هر کدام از بلوک ها بپیوندد ویا از آنها جدا شود. نویسنده این سطور، متحد استراتژیک ایران فردا را یک اروپای مستقل و سوسیال دمکرات آرزو دارد و البته دفاع از صلح و همکاری با همه کشورهای جهان مورد تاکید است.

اگر آغازگز جنگ جهانی دوم المان بود،به نظر می رسد که روسیه طالب جنگ جهانی سوم می باشد، مگر اینکه دایره مستعمره های آن، اسارت کشورهای اقمار روسیه و موجودیت تهدیدآمیز آن برای بشریت و …  به رسمیت شناخته شوند.

در راه اسارت اقمار روسیه، چپ پوپولیست، راست اروپا و اسلامگرایان (جبهه گندم نمایان جوفروش) همصدا بوده و در امتحان سیاست، مردود و منزوی شده اند. خاستگاه ما در سیاست، دفاع از انسانیت، حمایت از آزادی بی قید و شرط شهروندان کشوری در تعیین سرنوشت جامعه و میهن شان است. حکایات جنگ نفت و جنگ گاز و تقلیل یا تقویت قدرت یکی از قلچماق ها، نمی تواند عدول از پرنسیب های انسانی و شرافتمدانه سیاسی را توجیه کند.

سوسیال دمکراسی انقلابی می تواند در دفاع از صلح، مبارزه علیه فاشیسم و تاکید بر آزادی، خودمدیریتی شهروندی کشوری و همبستگی شهروندی جهانی، افقی انسانی در برابر بشریت قرار دهد و قدرتمندترین ستاد سیاسی برای کنشگران راه آزادی، داد و دمکراسی گردد.

اقیال اقبالی

25.04.2022

www.tribuneiran.org

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما