کامل‌ترین گزارش از شعله‌ور شدن آتش خشم مردم و حمله آنها به حوزه‌ علمیه

اعتراضات ضدحکومتی در ایران شامگاه جمعه، برای چندمین شب متوالی در چند استان از جمله لرستان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه‌ و بویراحمد ادامه یافت. پیشتر علی شمخانی از «اعتراضات محدود برخی هموطنان نگران» سخن گفته و تعدادی از امامان جمعه نیز درباره «خرید هیجانی» به مردم هشدار دادند.

تصاویر و ویدیوهای منتشر شده از شهرهای مختلف حاکی از آن است که مردم به خیابان‌ها آمدند و در شهرهای مانند دورود و فارسان شعارهایی ضد جمهوری اسلامی شامل «مرگ بر خامنه‌ای و رئیسی» و «آخوند باید گم بشه» سر دادند.

 

شعارهای معترضان در ایران رنگ‌وبویی تازه گرفته است. اعتراض‌‌های اخیر در استان‌های خوزستان، لرستان، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری اگرچه همانند سال‌های اخیر بیشتر اعتراض به گرانی و تبعیض‌اند، به‌وضوح تندتر شده‌اند.

تا پیش از دی‌ ۹۶، بیشتر اعتراض‌های مردمی در جمهوری اسلامی یک وجه غالب داشت: مطالبات سیاسی؛ اما از دی‌ ۹۶، با پررنگ شدن مشکلات اقتصادی در ایران، مطالبات اقتصادی و معیشتی محور اصلی مطالبه‌گری مردم شدند و وقایع آبان ۹۸ و تابستان ۱۴۰۰ هم در واقع ادامه همان اعتراض‌های دی‌ ۹۶ بودند؛ اما این بار معترضان علاوه بر رفع گرانی‌ها، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، رفع مشکلات محیط زیستی و تبعیض در استفاده از منابع آبی را نیز مطالبه می‌کردند.

در بهار ۱۴۰۱ و با اعلام گرانی نان، موج جدیدی از اعتراض‌ها در استان‌های جنوبی و غربی ایران آغاز شد. موج گرانی افسارگسیخته که یارانه دولتی جدید پاسخگوی آن نبود و اعلام برنامه بازگشت سیستم کوپنی به اقتصاد ایران، صبر مردم را لبریز کرد.

تصاویر منتشرشده از شهرهای مختلف- عمدتا در استان‌های محروم ایران- در این روزها نشان می‌دهد که خشم عمومی از مرحله اعتراض به سیاست دولت‌ها گذشته است و جامعه کلیت نظام را مسبب این وضع می‌داند. شعارهای این اعتراض‌ها ضمن آنکه مشابه دی‌ماه ۹۶ راس حاکمیت یعنی شخص علی خامنه‌ای را هدف گرفته‌اند، به‌مراتب تندترند؛ گویی برای مردم ستمدیده صرف «مرگ بر دیکتاتور» گفتن و درخواست استعفا مرهم زخم نیست و تلاش دارند در شعارهایشان، شدت خشم خود از حکومت را فریاد بزنند.

از دیگر نکات مهم در موج جدید اعتراض‌ها، بی‌پروایی مردم است. حمله به مسجد جامع ایذه و تصرف و آتش زدن پایگاه بسیج در شهرستان جونقان تصویری عریان از سطح خشم عمومی است. گویی جامعه دیگر از ماشین سرکوب هراسی ندارد و این مسئله در تصاویر منتشرشده از اعتراض‌ها در هفته سوم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱ به‌خوبی مشخص است. هرچند رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی تلاش دارند گستردگی آن را منکر شوند.

صداوسیما در دو روز گذشته بارها سخنان مقام‌های عالی کشور و استان خوزستان را منتشر کرد که مدعی‌اند هیچ اعتراضی در سطح شهرهای استان در جریان نیست؛ اما انتشار تصاویر این اعتراض‌ها نقشه انکار را به‌سرعت با شکست روبه‌رو کرد. حالا حکومت مدعی آرام بودن شهرها در خبری اعلام می‌کند که بازی فوتبال میان تیم‌های استقلال و فولاد خوزستان در اهواز بدون تماشاگر برگزار خواهد شد. اقدامی که مشخص است از سر نگرانی‌های امنیتی بابت کشیده‌شدن دامنه اعتراض‌ها به داخل ورزشگاه است.

رسانه‌های حکومت هم که در پایان تجمع‌های گسترده پنجشنبه‌ شب تلاش کردند آن را به جمعیتی چندنفره محدود بدانند، به ناچار به تعداد بازداشتی‌ها اشاره کردند. آشفتگی رسانه‌ای میان صفوف رسانه‌های جمهوری اسلامی را می‌توان از لابه‌لای اخبار منتشرشده در این چند روز متوجه شد. خبرگزاری ایلنا در حالی چندنفره بودن تجمع‌های اعتراضی مردم را مدعی شد که در خبری دیگر به نقل مقام‌های امنیتی اعلام کرد دست‌کم ۱۵ نفر در جریان اعتراض‌های خوزستان دستگیر شده‌اند.

البته بر اساس گزارش‌های منتشرشده و تصاویر موجود، سرکوب مردم معترض در این هفت روز با شلیک مستقیم و گسترده انجام شد. همچنین گسترش اعتراض‌ها به سایر شهرها و استان‌های همجوار در خوزستان سبب شد اخباری مبنی بر سفر محسن رضایی به خوزستان برای بررسی اوضاع منتشر شود.

ابراهیم رئیسی هم صبح جمعه، ۲۳ اردیبهشت، با حضور در حوالی میدان بهمن، از مناطق جنوبی تهران، با مردم گفت‌وگو کرد. او تلاش کرد از الگوی عوام‌گرایانه رایج برای اقناع مردم بهره ببرد و گفت: «تا من زنده‌ام اجازه نمی‌دهم گرانی‌ها به مردم آسیب برساند.» اما انتشار این سخنان در فضای مجازی  خشم جامعه را بیش‌ازپیش برانگیخت.

از سوی دیگر، در روزهای اخیر ویدیویی از سخنان علی خامنه‌ای منتشر شد که مربوط به دیدار سه دهه قبل او با کارگزاران نظام بود و در آن، مسئول فقر جامعه را فرمانروایان معرفی و تاکید می‌کرد: «فقر مردم گناه فرمانروایان است. آنان‌اند که موجب فقر مردم می‌شوند؛ چون آنچه از ثروت و منافع به دست می‌آید، برای خودشان می‌خواهند.»

آنچه حکومت را با چالشی جدی مواجه کرده این نکته است که برخلاف موج اعتراضی ۹۶ و ۹۸ که تلاش حاکمیت مقصر جلوه دادن دولت حسن روحانی و دورنگه داشتن اصل نظام و شخص رهبر جمهوری اسلامی از خشم عمومی بود، حالا در دولتی که همین چند روز پیش رهبر نظام صراحتا از برنامه‌های اقتصادی‌اش دفاع کرده و به دولت تراز انقلابی بدل شده است، دیگر میان اصل نظام و سیاست‌های دولت مرزی در کار نیست.

به همین دلیل است که شعارهای معترضان در چند روز گذشته به‌مراتب تندتر از پیش شده و برخی حامیان حکومت هم به‌صراحت از لفظ «دولت رئیسی سنگر آخر انقلاب است» استفاده کرده‌اند؛ آخرین سنگری که نظام با تمام قوای سرکوبش حالا به کمک آن آمده‌ تا به هر ترتیب که شده حقیقت شرایط موجود در جامعه را پنهان کند.

بخش: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: