دعوت از رضا پهلوی برای فراخوان مجدد تشکیل و سازماندهی یک «جبهه مبارزات مردمی»!
16.05.2022 - 19:22

 

 محمود علوی

نماینده اهواز: در خوزستان بیش از ۷۰۲ روستا آب آشامیدنی ندارند

در روزهای گذشته در واکنش به اظهار نظر درباره صحبتهای شاهزاده رضا پهلوی، در یک پیام صوتی با عنوان پیامی به ملایان منتسب به ایشان، واکنش هایی دریافت کردم. این اظهار نظر ها و واکنشها در واقع بیان کننده نظرات مختلفی است که در مورد در خواست و استقبال از حضور موثر رضا پهلوی در مبارزه ملت ایران برعلیه رژیم جمهوری اسلامی، در میان مردم ایران و بسیاری از شخصیتهای سیاسی وجود دارد. در مقابل اینگونه نظرات، بسیاری نیز با ذکر اینکه میدان دادن به ایشان به معنای پذیرش بازگشت سلطنت به ایران است، نظام حکومتی که مردم ایران با انقلاب بهمن آن را طرد کرده و در یک رفراندم دمکراتیک به جمهوری رای داده اند. این یعنی بازگشت به عقب که مورد قبول نیست.
به نظر من بین دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای حضور موثر در میدان مبارزه برای طرد رژیم اشغالگر اسلامی و تلاش برای برقراری دوباره سلطنت در ایران تفاوت وجود دارد. بسیج همه نیروهای ممکن برای غلبه بر رژیمی که میهن ما را به گروگان گرفته و تمام تلاشش معطوف به استفاده از منابع ثروت و موقعیت استراتژیک کشور مهمی چون ایران در جهت منافع ایدئولوژیک حکومت ملایان شیعه است، یک امر همگانی و ملی است و ربطی به تمایلات قومی، مذهبی، عقیدتی و سیاسی گروهها و تمایلات گوناگون ندارد. در این راستا دعوت و پذیرش کسانی که بالقوه قدرت رهبری قیام را دارند یک ضرورت است. در شرایط امروز ایران و بعد از ۴۴ سال حکمرانی فاجعه بار آخوندهای شیعه که منجر به فروپاشی همه ارکان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران شده، حتی بنیان‌های اخلاقی جامعه نیز به تبع این وضعیت بشدت آسیب دیده است. دیگر عنوان اینکه این یا آن شخصیت وابسته به فلان خاندان یا خانواده است نقض غرض است. وقتی کل موجودیت ایران و ایرانی در خطر نابودی است باید دید کدام راه و انتخاب کدام شخصیت می تواند بهترین نتیجه را در ایجاد یک «جبهه مبارزات مردمی» برعلیه رژیم حاکم بوجود آورد.
۴۴ سال از انقلاب بهمن ۵۷ گذشته، روحانیون قدرت را بطور کامل قبضه کرده و همه نیروها، سازمانها و احزاب دیگر را سرکوب کرده و حتی از ایران رانده اند. در این مدت علی رغم نارضایتی عمومی از نظام مستقر، نه تنها هیچ گروه متشکل یا شخصیت مستقلی که مورد قبول عامه یا اکثریت مردم باشد، نتوانسته خود را بعنوان رهبر مبارزات برجسته و تثبیت کند. این در حالی است که در این مدت نسبتا طولانی، سازمانهای متعدد اپوزیسیون موفق به تشکیل حتی یک ائتلاف، جبهه یا حتی همکاری موفق و پایداری در بین خود نشده اند، بلکه برعکس ما شاهد انشعابات گوناگون در بین سازمانها و احزاب و تحلیل رفتن نیروی آنها نیز بوده ایم.
از آنسوی، در سالهای اخیر، بخصوص بعد از شکست تلاش اصلاح طلبان حکومتی برای اصلاح امور و تحدید دیکتاتوری فقاهتی، که به درجاتی مستظهر به حمایت طبقات میان حال شهری هم بود، شاهد ظهور و بروز قیام ها و شورش‌های مردمی بوده ایم. این شورشها دائما با فاصله کمتر، شدت بیشتر و شعارهای تندتر بوقوع می پیوندد و در هر نوبت لبه تیز شعارها، عریان تر از قبل کلیت نظام اسلامی و ولایت فقیه بعنوان مظهر و رهبر این نظام را مورد هدف قرار می دهد. این شورشها تا کنون صرفنظر از علت بروز، مکان و وسعت آن دقیقا به علت عدم وجود یک سازمان و رهبری کاریزما به سرعت از طرف رژیم و با خشونت کنترل و سرکوب شده است. نقطه ضعف اصلی شورش‌های خیابانی نه عدم حضور مردم و یا عدم شجاعت و جسارت جوانان، که نبود رهبری مورد قبول جنبش برای تعیین حرکات و شعارهای موضعی و تاکتیکی است. توده عظیم مردمی بدون رهبری مانند موجودی قوی ولی بدون سر، چندان خود را به در و دیوار می زند که از پای می افتد.
با این توضیحات می خواهم بگویم که هر جمعیت معترض قبل از پای گذاشتن به میدان باید مجهز به سازمان و رهبر مورد قبول باشد و الا از همان آغاز محکوم به شکست است. درست است که رهبری را نمی توان بصورت مکانیکی و مصنوعی تراشید و به مردم معرفی کرد و بارها به ثبوت رسیده که رهبران در جریان شورشها و انقلابات از بطن جامعه روئیده اند. اگر توجه کنیم می بینیم که در شورش‌های اخیر این روند بطور طبیعی طی شده است و فقط باید آنرا دریافت و شجاعانه به آن اذعان کرد. در تمام حرکات اعتراضی سالهای اخیر ما شاهد سر دادن شعار « رضا شاه روحت شاد » یا « ای شاه ایران، برگرد به ایران» بوده ایم. شعار درود بر رضا شاه، کسی که بیش از 78 سال از مرگش می گذرد و یا دعوت از شاه برای برگشتن به ایران در حالیکه او نیز 42 سال پیش فوت کرده است، معنای دیگری جز دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای پذیرش رهبری جنبش نمی تواند داشته باشد. آیا پذیرش و تایید این خواسته مردم که در تظاهرات فریاد شده و مورد اعتراض هیچکس هم واقع نشده است تا این حد برای انقلابیون سابق سخت و ناگوار است؟

همانطور که در سطور بالا اجمالا گفته شد، دعوت از رضا پهلوی برای تشکیل «یک جبهه مبارزات مردمی» برای آزادی ایران الزاماً به معنای قبول بازگشت و تثبیت سلطنت در ایران آینده نیست. نوع سیستم حکومتی آینده در گروی برگزاری یک رفراندوم دمکراتیک بعد از سقوط نظام توتالیتر اسلامی است و تا آن موقع همه نیروها باید برای غلبه بر مانع بزرگ جمهوری اسلامی بسیج شوند.
تمایل شاهزاده به حضور و پذیرش احتمالی رهبری «جبهه مبارزات مردمی» در واقع حرکتی در راستای نیت نهفته در بیانیه «پیمان نوین» شاهزاده رضا پهلوی است که متاسفانه نیروهای سیاسی حمایت لازم را از ان بیانیه به هنگام خود بعمل نیاوردند. اما امروز دیگر جای تردیدی نباید باقی گذاشت و نیروهای سیاسی نیز لازم است الزامات زمانه را درک کرده و به سهم خود از شاهزاده حمایت و ایشان را به حضور هرچه بیشتر در صحنه به هر صورتی که امکانش را دارند تشویق نمایند و از ایشان خواسته شود که صراحتا و مستمر پیگیر و مشوق حرکت های مردمی بصورتی سازمانیافته باشند. عنوان اینکه « ایشان قبلا با انتشار متن پیمان نوین از سازمانهای مخالف رژیم دعوت کرده اما با استقبال شایان روبرو نشده»، برای احتراز از تلاش دوباره، کافی نیست و ایشان وظیفه دارند هربار پر انرژی تر از قبل قدم به میدان بگذارند. صحنه سیاست صحنه ناکامی هاست و پیروزی ها پس از ناکامی ها بدست می آید. نگارنده به نوبه خود از همرزمان سابق خود و نیزسایر نیروها و علاقمندان به سرنوشت ایران دعوت می نمایم با دامن زدن به این مباحث به نوبه خود و برای نیکبختی ایران عزیز به وظیفه ملی و میهنی شان عمل کرده و این موضع غیر منطقی و غیر سیاسی عدم حمایت از شاهزاده را با شجاعت کنار بزنند و راه ورود شاهزاده را به عرصه عمل موثر سیاسی هموارتر کنند.
به امید آزادی ایران و ایرانی!
محمود علوی - ایران

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما