انتخابات غیر آزاد و نیروی پیشرو

 

 انتخابات غیر آزاد ریاست جمهوری ایران به زودی برگذار خواهد شد .  تا فردی از میان حکومتیان جهت عهده داری مقام  تدارکاتچی در فضای  اختناق آمیز مسلط ، برگزیده شود.
اما در انجام این کار علی رغم میل و خواسته ی حکومت، خفقان موجود اندکی « ترک» بر میدارد.
تا نیروی دیکتاتوری دو باره این پارگی را بدوزد، ضرورت دارد نیروی پیشرو جامعه از این « تنفس اندک» بهره برگیرد و کار خود را اندکی پیش ببرد. 
 پیشرو کیست؟ هر آن کسی ست که برای « رفع دیکتاتوری،تبعیض، بیعدالتی اجتماعی» به نحوی از انحاء میکوشد. 
در این کوششها مسایل مبرمی هست که لازم است مورد توجه دقیق پیشرو و جمع « کوشاد» قرار بگیرد:
- کار در سه عرصه یاد شده: کاریست توضیحی- ارتباطی-  در جهت سازماندهی.
- عرصه های سه گانه ، محتوای انقلاب دموکراتیک آینده ایران است؛ بدون «پیوند و همبستگی» این سه کار ، این سه زمینه ،  و این سه نیرو- کوششها بی ثمر اند. این عرصه ها از یکدیگر جدایی ناپذیراند.
- پهنه سه کوشش، گستره ی  ایران است. اگرچه  پیشرو یا جمع کوشاد در یک نقطه ی مشخص قرار داشته باشد  . «دید» و « کار » محدود به محیط نیست.
- در قرن اخیر - در ایران-همه جنبشهای محدود شکست  خورده و یا به جایی نرسیده اند.  مثل قیام کلنل محمد تقی خان پسیان- خیابانی- جنبش دموکراتیک آذربایجان و کردستان و جنبش سبر و غیره. برعکس جنبشهایی که محدود نبودند پیروز شده اند. مثل انقلابهای مشروطیت و 57. هر چند که به اهداف خود نرسیده اند. رسیدن انقلاب به اهداف خود نیاز مند «نیرو» و « فرهنگ» لازم  است که هردوی آنها فاقد این چیزها بودند. 
کار پیشرو در انتخابات همان کاری ست که پیش و بعد از آن ضرورتاً انجام میدهد. 

گفتم حکومت نیاز به یک تدارکاتچی دارد که او را هم از میان خود برخواهد گزید.  اما به طور کلی در رابطه با انتخابات در درون جامعه و حکومت سه نیرو به چشم میخورند: خامنه ای - احمدی نژاد- اصلاج طلب مشکلدار با این دو جناح.

اصلاح طلبانی مثل موسوی و کروبی در حبس اند. خاتمی و رفسنجانی « جرئت « در افتادن با آن دو جناح» را ندارند. هم نیرو ندارند و هم شهامت. از اینرو مرده اند.
رفسنجانی عملاً نشان داده که قدرت و جرئت و هنر پیاده کردن نکات اصلاحات گرایانه ی  آخرین خطبه نماز جمعه خود را ندارد.
خاتمی نیز نشان داده که هنر ایستادن در کنار موسوی و کروبی و مردم را ندارد.
جنبش سبز آخرین آزمایشی بود از خاتمی ؛که رد شد.
و همینطور رفسنجانی که از آزمایش آخرین خطبه خود رد شد.

بنابرین اصلاح طلبان، فاقد شرایط و استعداد مبارزه با دو جناح یاد شده هستند. یعنی مرده اند.
آنان که بر زنده شدن اصلاح طلب پای میفشارند باید بدانند مرده دیگر زنده نمشود. مگر اینکه آقایان "معجزه" کنند.
برداشت اشتباه نشود سخنم تنها در مورد آن دو شخصیت سیاسی ست. و نه کس و چیز دیگر. 

برخیها قلقلکشان میشود که هوای احمدی نژاد را در مقابل خامنه ای داشته باشند.
که چه بشود؟ مثلاً به جای خامنه ای « مصباح یزدی» بنشیند.  یا به جای خود احمدی نژاد احمدی نژاد دیگری بنشیند. باز این پرسش بی پاسخ میماند که چه بشود؟
جوابش ساده است: « آش همان بشود و کاسه نیز همان»!
 ماهیت این جناحها «دیکتاتوری-فاشیستی»ست. کار پیشرو در انتخابات توضیح این «ماهیت» است در « سه زمینه»ی یاد شده در بالا. 
در این انتخابات جناح خامنه ای میخواهد مشکلات خود را با  احمدی نژاد حل کند . آیا حل خواهد کرد یا نه؟ بستگی به کوشش و سازماندهی دو طرف دارد.
در این میان پیشرو کوشش و سازماندهی خود را میتواند پیش ببرد.
 ***
پی افزود:
در سرتاسر تاریخ بشر، مردمان تحت ستم ، نقض حقوق شده، همیشه مسالمت آمیز حقوق خود را مطرح کرده اند و برای آن هم کوشیده اند. و هنگامیکه آنان توانسته اند در مقابل خکومت اعمال «قدرت» کنند به «اجبار» متوصل شده اند. اجبار خشونت نیست. تنها « باید» هایی ست از سوی مردم. و لازم الاجرا.
حکومت های مستبد و دیکتاتور پاسخ حق طلبی مسالمت آمیز و اجبار را « با خشونت و قهر و کشتار» پاسخ داده اند. اینجا مردم به « ناچار از خود دفاع کرده اند -حتی با به کار گیری ابزار مورد استفاده حکومت ». در توفان انقلاب. دفاع مشروع .
در ایران نیز این مسیر طی خواهد شد. حکومت ایران راههای رفورم و تغییر مسالمت آمیز را قدم به قدم بسته و خواهد بست. و قیام عمومی را پیش پای مردم خواهد نهاد.
«خصوصیات نظامی -استبدادی، و مذهبی ایده لوژیک، و تبعیض گرایانه و ناسیونالیستی و فاشیستی، ماهیت و طبیعت حاکمیت موجود را تشکیل میدهند که «حذفگرایی» را سیاست مسلط نظام کرده است. یکدست کردن نظام و مردم نتیجهء حذفگرایی ست.یعنی، حذف مداوم. حذف در حذف! خوره ایکه رهایی از آن تنها با رفع دیکتاتوری ممکن است.
چوبه های دار، تلاش در منحرف کردن مستقیم و غیر مستقیم جنبشها و اعتراضات، سرکوب تظاهرات و اعتصابات و غیره به تمامی از طبیعت ضد انسانی حاکمیت سرچشمه میگیرند.
تلاش در جهت همگانی شدن اعتراضات و خیزش عمومی، تنها راهی ست که میتواند حکومت را به زانو در آورد.
حذف  گرایی از خصوصیات نظامهای دیکتاتوری و  توتالیتاریست است. و حکومت ایران چنین نظامی ست.
«خیزش عمومی، تنها راهی ست که میتواند حکومت را به زانو در آورد.» که تسلیم خواست مردم شود. در غیر این صورت مسئله دفاع در برابر کشتار یگانه راه حل خواهد بود.
اما چکار میتوان کرد که از چاله به چاه نیافتاد؟
پاسخ این پرسش را میتوان در این نوشته ها پی گرفت:
1- ایران در آستانه انقلاب دموکراتیک
2-چگونه جنبش ایران پیروز میشود؟


 


انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.