توجيه گري ملاهاي ايران براي زلزله بوشهر

بله، این آقایان بدین شیوه سرمردم شیره می مالند بنام"خدای قادر مطلق"! درواقع، اینها اگر آبروی قرآن مجید ودین اسلام را حفظ می کردند این آیات و "کلام الهی" را درملاء عام، نمی خواندند و با وقاحت تفسیر نمی کردند. البته مردم و حکومتهای مترقی و دمکراتیک، بویژه درباره موضوعی که علم عکس جهان بینی این نوع آئینها را ثابت کرده است، سعی می کنند، واقعیت رابه اذهان عمومی برسانند و از توجیه گری و سفسطه دوری جویند، چون می دانند درغیر آنصورت به زیان خویش است

هرچه در مورد عوامفریبی و بی شعوری رهبران

 جمهوری اسلامی بنویسی بازهم کم است!

تقدیم به زلزله زدگان بوشهر

 

قبل از بیان هر مطلب، با اندوه فراوان، به خسارت دیدگان جانی و مالی و همه باز ماندگان زلزله بوشهر صمیمانه تسلیت می گویم و آرزوی صبر و اندیشیدن عمیق را برای آنها دارم که مقصر اصلی را بیابند و دولت حاکم را تحت فشار بگذارند که به فکر مناطق زلزله خیز باشد و به دنبال راهی بروند که چگونه می شود جلو چنین فاجعه طبیعی را، ژاپنی وار، بگیرند؟ آیا اگرما صادق محصولی های ساختمان ساز نوعی را که با بی مسئولیتی و دائم در فکر سود بیشتر هستند، بیابیم وبه آنها اکیدا تذکر دهیم که در سرزمین ایران باید کمتر بفکر سودگشت، بلکه بیشتر بفکرجان انسانها بود، بدون شک فاجعه زلزله بوشهر و امثال با کمترین زیان مالی و جانی خاتمه می یافت. بهر حال به مردم پاک دل بوشهر و سراسر ایران چند ملیتی بایستی گفت: که گوش به هجویات این حضرات آخوندها نباید داد. مقصر اصلی همه فجایع که درمملکت رخ می دهد خود آنها هستند. آنها اگرفقط ده درصد بودجه تبلیغات برای اسلامی را هزینه ساختمان سازی درنقاط زلزله خیزکشور بکنند، بدون تردید این نوع فاجعه طبیعی کمترین خسارت را ببار خواهد آورد. اما این جنایتکاران برای مثال به صادق محصولی ها باید برای حفظ نظام خود، امکان بدهند که درمدت ده سال در زد و بند وبساز بفروشها ملیاردر بشوند، اما دراین زمینه سرمایه گذاری نکنند! درهرحال آخوندهای مزور برای توجیه گری درچنین مواقعی بسیج می شوند و سر مردم پاکدل ما شیره می مالند.

واقعا نمی دانم اینها خودشان به این اندازه بی شعور اند یا مردمان ملتهای ایران را نا آگاه و ساده می پندارند؟! این آبرو ریزی حرف یک آخوند و دو آخوند درجمهوری اسلامی نیست که اشتباه کرده باشند و بنا به این مثال که "بشر جایزالخطا است"، بگوئیم اشکالی ندارد درست می شود. با این حرفها حدودا 33 سال است که دارند بیش از 70 میلیون انسان را به قرون وسطا هدایت می کنند و برای هر فاجعه ای که دراین کشور اتفاق افتد، یک دلیل احمقانه مانند بی حجابی، زنا و غیره را می یابند که "باعث این فاجعه شده"!! خوب، این آقایان رهبران مملکت هم می دانند این هجویات درست نیست که گفته شوند، اما برخی ازآیت الله ها و آخوندهای رژیم بی مهابا آن را تحویل مردم می دهند. با این توصیف و تا آن جا که من اطلاع دارم، آنها در هیچ رسانه ای آن راهم رد نکرده و نمی کنند. یعنی برای ما محرز است که اینها مردم را بسیار ساده ونا آگاه به حساب می آورند و چون برخی از این مردم به این هجویات به شیوه های گوناگون اعتراض دارند، مورد سرکوب شدید قرار می گیرند. زیرا این گردانندگان، تصور می کنند با زور سر نیزه، می توانند به مردم بقبولانند که برای نمونه فاجعه زلزله به دلیل بی حجابی و یا زنا کاری است! آنها در اصل جرأت ندارند و خجالت می کشند و یا نمی خواهند بگویند که به دلیل دزدی، نیرنگ ، حقه بازی وکلاهبر داری است که یکی از این کثافتکاریها اخیرا در امنیت قضائی کشف شده است. بهر حال خود آنها تقریبا همه دزد، حقه باز و متقلب اند، مانند صادق محصولی و علی کردان وغیره! البته اینان خوب می دانند که فاجعه های طبیعت نه به آن دلایل قرون وسطائی و احمقانه است که اظهار می دارند و نه به دلیل دزدی و حقه بازی و نیرنگ است. اما برای سرپوش گذاشتن به سهل انگاری خود در جلوگیری از خطر فعل و انفعالات طبیعی که در برخی از مناطق جغرافیائی حتما اتفاق می افتد، باید یک توجیه گری قرون وسطائی تحویل جامعه بدهند. آنان باپرروئی و بی شرمی این چنین کاری را می کنند. درهرصورت روی سخن من با مردمان ملتهای ایران است! حد اقل با قشر روشن فکر و اهل مطالعه جامعه، یعنی با فرهنگیان، کارمندان، بازاریان، کسبه و بازرگانان روزنامه خوان است. ازبقیه مردمان ملتهای ایران، مانند اقوام دهاتی من فاکتور می گیرم، لذا آنها اغلب کمترین کاری از دستشان ساخته است. زیرا به شیوه ای تحت فشار زندگی قرار دارند که دایم در فکر زنده ماندن باید باشند و شب و روز در تلاش سیر کردن شکم فرزندان و خانواده خود هستند و هیچ فرصتی برایشان باقی نمی ماند که در باره سرنوشت و آینده خویش حتا فکر کنند تا چه رسد به مطالعه. آنها سر نوشت خود و همه چیز را به دست آن خدائی سپرده اند که نمایندگان، نماینده ی او بر روی همین زمین، چنین هجویاتی، با استفاده از رسانه های مفت تحویل جامعه می دهند. این مسئله برای هیچ کسی از میان ایرانیان در اپوزیسیون، واقعا قابل فهم نیست که چرا باید بپذیریم؟ با وصف اینکه در اروپا همه از مردمان ملتهای ایران متمدن تر و با کلاس تر از دیگر کشورهای "جهان سوم"، حرف می زنند. اما در تعجب اند که چرا این مردمان "متمدن تر"، اجازه می دهند که این آقایان قرون وسطائی بر آنها حکم برانند؟ دیکتاتوری گذشته هرچه هم بد و خشن بوده، نمی بایستی این فاجعه را به آن بزرگی ایجاد می کرد که این چنین آدمهائی بر مملکت حاکم شوند. یعنی اگر فقط شاه سابق نیمی از بودجه نظامی اش را صرف تعلیم تربیت در خور جامعه می کرد، ما امروز با چنین فاجعه غمگینی روبرو نمی بودیم. تقاضادارم کمی وقت بگذارید و این ویدئو را از آیت الله مجتهدی تهرانی ودیگر آخوندها مانند صدیقی که حتما خودرا درامور قرآنی صاحب نظر می دانند، بادقت گوش دهید وببینید که این حضرات دراوایل قرن بیست یکم وقرن دجیتال، چه می فرمایند!! من نمی خواهم و احتیاجی هم نیست که بیش ازاین توضیح دهم. خود در این باره قضاوت بفرمائید که آیا مردمان ملتهای ایران به آن اندازه باید تحقیر وخوار شوند که این هجویات ازدهان رهبران مملکتشان بیرون آید ومردمان جهان آنهارا ببینند و بشنوند؟

https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=Ddr46SVO2HU

هجویات آخوندها در مورد زلزله

بله، این آقایان بدین شیوه سرمردم شیره می مالند بنام"خدای قادر مطلق"! درواقع، اینها اگر آبروی قرآن مجید ودین اسلام را حفظ می کردند این آیات و "کلام الهی" را درملاء عام، نمی خواندند و با وقاحت تفسیر نمی کردند. البته مردم و حکومتهای مترقی و دمکراتیک، بویژه درباره موضوعی که علم عکس جهان بینی این نوع آئینها را ثابت کرده است، سعی می کنند، واقعیت رابه اذهان عمومی برسانند و از توجیه گری و سفسطه دوری جویند، چون می دانند درغیر آنصورت به زیان خویش است. بنظر من ملاهای اسلام می بایستی، همان طور که هزارو اندی سال این نکات را ازدید مردم پنهان داشته بودند و برای این که کمتر کسی قرآن را بفهمد، سالیان دراز جلو ترجمه این کتاب را می گرفتند و چون در جلو گیری ترجمه موفقیت کمی داشتند، در برخی از مساجد توصیه می کردند: که هر کسی لای قرآن را بدون غسل جنابت بازکند دنیا زیر رو می شود. درواقع یک نوع ترس و وحشت و تهدید که کسی لای قرآن را باز نکند و نخواند، اگر جنوب باشد! پس بهتر بود برای جلو گیری ازآبرو ریزی بیشتر، حالاکه نه تهدید و نه توصیه و نه راههای دیگر کاری است، بازهم آن را در ملاء عام نمی خواندند و برای صدمه ندیدن از زلزله، آیات این قرآن "شریف" را با پر روئی به مردم توصیه نمی کردند! این دیگر واقعا بی شرمی است. آخر اینها گرچه بیش از شش کلاس سواد خواندن و نوشتن ندارند و افراد شش کلاسی از فعل و انفعالات فیزیک و شیمیائی هیچ اطلاعی ندارد. پس حتما خود نمی دانند، هنگامی که زلزله یکی ازفجایع طبیعت بیاید، هیچ دعاو آیاتی وبرگ کاغذی ازنوع قرآن مجیدش نمی تواند جلو آن را بگیرد. واقعا اگر کسی غیر از این فکر کند یا نادان است و یا شارلاتان. ما درهر صورت نا آگاهان را خواهیم بخشید، اما با سند شارلاتانها را افشاء می کنیم. این آقایان موعظه گر بایستی بدانند، امروزه دیگر علم ثابت کرده است که چه عواملی باعث زلزله می شود. در واقع این علم، شلوار ازپای عوام فریبان درآورده ودیگر رنگی برا ی حنایشان باقی نگذاشته است. بی دلیل نبود که آیت الله خمینی می گفت:"این قلمهارا بشکنید، ما هرچه بدبختی داریم ازاین دانشگاه است"، نقل به معنی. پس کسی گوش شنوا، برای این اراجیف که در هر کتاب مقدسی و یا غیر مقدسی نوشته باشد، ندارند. من برای این که با سند ادعائی کرده باشم، با مراجعه به ویکی پیدیا و پرسش ازیک دوست دیرینه ام که دکترای زمین شناسی و زلزله شناسی را دارد، عین مطالبی را در رابطه با زلزله که به تأیید ایشان هم رسیده است می آورم: خوب اولا، زلزله چیست؟ "زلزله حادثه ای است طبیعی که بر اثر فعل و انفعالات زمین به وجود می آید. در میان لایه هایی از سنگ که در زیرخاک سطحی و معمولا درعمقی حدود 30 تا 40 کیلو متری قراردارند شکست هائی برشی، کششی یا فشاری بوقوع می پیوندد. انتشار لرزشی که دراثر این شکست پدید می آید، زلزله نامیده می شود". دوما، "در طول تاریخ حیات بشر زلزله های زیادی رخ داده است که همین امر باعث شده تا بشر دلایلی برای چرایی وقوع زلزله ذکر نماید. در ایام قدیم که علم و دانش بشری اندک بوده و نسبت به پدیده های مختلف طبیعی آگاهی نداشته اند و درعین حال به دنبال منشاء آن ها هم بوده اند و چون علتی را نمی دیدند منشاء حوادث طبیعی مثل زلزله را به نیروهای ناشناس غیر طبیعی و ماوراء طبیعی نسبت می دادند. زلزله را خشم خدایان بر بشر یا خشم پلوتون (سیاره) می دانستند". پس آیات قرآن متعلق به آن دوره نا آگاهی است نه امروزی و بهتر بود که این حضرات متخصصین قرآن مجید، مانند آقایان دکتر سروش و دکتر بنی صدر وغیره که در اپوزیسیون اند و آیتذالله مصباح یزدی و امثال او که در حاکمیت اند، رو پوشی و یا توجیه گری برای این آبروریزی بیشتر نیابند. ما انتظارداریم، حد اقل گروه اول در برابر این هجویات موضع بگیرند و گروه دوم سکوت کنند یا بسخن عامیانه، خفه شوند. سوم، "با افزایش علم و بالا رفتن سطح دانش انسان به تدریج بدنبال منشاء و علل حوادث طبیعی در خود طبیعت رفتند. ارسطو معتقد بودکه در حفره های زیر زمین گازهائی وجود دارد، زمانی که این گازها رها می شوند باعث ایجاد زلزله می شود. البته این نظریه را می توان در زلزله هائیکه اطراف آتش فشانها رخ می دهد تاحدودی بکار برد". چهارم، انسان کنجکاو از خود می پرسد: علت وقوع زلزله چیست؟ و زلزله چگونه به وجود می آید؟ باز هم به ویکی پیدیا رجوع می کنیم "زمین به لحاظ هندسی دارای شکل کروی است که داخلی ترین قسمت آن هسته زمین نامیده می شود و لایه های میانی که بین هسته وپوسته زمین قراردارند گوشته زمین نامیده می شوند. هسته زمین داغ و پرحرارت و پوسته زمین نسبتا سرد و خنک است. این دو نوع دمای متفاوت موجب می شوند که گوشته زمین که بین هسته و پوسته قرار گرفته است حرکت دورانی شکل پیدا کند و این حرکت دورانی شکل موجب گردش پوسته زمین برروی گوشته می شود درنتیجه پوسته زمین خاصیت یکپارچگی خودرا ازدست داده و تبدیل به صفحات مجزا و متحرک می شود . مهم ترین علت حرکت صفحات، گرمای داخل زمین است که موجب می گردد تا حرکات صفحات درمیانه زمین به یکدگر مرتبط شوند و باعث ایجاد یک تنش و فشار زیاد در مرزبین صفحات گردند و شکستگی یاگسل امواج تنشی در محیط ایجاد شود و زلزله را به وجود آورد. در عبارتی کوتاه تر می توان گفت: زلزله از آزاد شدگی امواج تنشی به دلیل ایجاد شکستگی درپوسته زمین ایجادمی شود که این گسیختگی ها به دلیل فشارهایی است که صفحات پوسته زمین به همدیگر وارد می کنند. ولیکن نکته قابل ذکر آن است که زلزله ناشی ازآزاد شدن انرژی ذخیره شده درپوسته زمین صرفا به دلیل شرایط جوی، فیزیکی و ساختارداخل زمین حادث نمی شود، بلکه عوامل بیرونی نیز درآزاد شدن این انرژی درونی دخیل اند که اهم آن به قرار زیر قابل شرح دادن، هستند.

1 ) احداث سازه های حجیم و سنگین نظیر سدها و آبگیری آن ها که این امر باعث می شود که در اثر نیروی وزن زیاد، بخشی از پوسته زمین به آرامی فرو رفته و در منطقه اطراف لرزه هایی به وقوع بپیوندد. لرزه های متعدد ناشی از آبگیری سد کرخه در سال 2002 نمونه ای از این گونه سدها است.
2) تخریب محوطه های زیر زمینی قدیمی نظیر غارها یا قنات ها در بعضی موارد منجر به بروز زلزله های موضعی و کوچک در بعضی مناطق گردیده است .
3) انفجارات اتمی زیر زمینی نیز می تواند از علل لرزه های کوچک و موضعی باشد". خوب این نکات مورد تأیید دوست زمین شناس و زلزله شناسم نیز قرار گرفت و بهمین دلیل من آن را برای آگاهی بیشتر خودم و هم میهنانم در اینجا آوردم که کمتر به هجویات این ملاها توجه شود. خنده داراست بعضی ازاین ملاها وبویژه آقای مجتهدی تهرانی وحجت الاسلام صدیقی دلایلی برای وقوع زلزله آورده اند از جمله مثلا زنا را برای بوجود آمدن زلزله کشف فرموده اند!! من نمی دانم چرا درکشورهائی که بقول آقای عالی پیام طنز نویس، بالاترین رقم زنا انجام می گیرد زلزله حادث نمی شود؟ این دیگر باید ازشگرد این خدای قادرمطلق باشد و ازشگرد این ملاهائی که برجان و مال مردمان ما حاکم شده اند. ژاپن یکی از زلزله خیز ترین کشورهای جهان است. ضعیف ترین زلزله حدودا 5 ریشتر و بالاترین آن بیش از 9 ریشتر است که ژاپنی ها ساختمان هارا طوری می سازند که در مقابل این فجایع طبیعی مقاومت کنند. اگر زلزه زمینی باشد، درژاپن کمترین خسارت ببارمی آورد. اما این ژاپنی ها در برابر زل زله دریائی که به سونامی تبدیل می شود وخسارت زیادی ببار می آورد، هنوز نتوانسته اند جلو آن را بگیرند که زلزله دریائی 11 مارس سال 2011 که بقدرت 9 ریشتر بود و حدود 16 هزار کشته داد و سونامی یا طوفان سهمناکی بوجود آورد که آب حدود 40 متر بالا آمد و تا ده کیلو متر زمین خشک را آبی نمود، کاری نتوانستند بکنند. حالا اگر یکی از این زلزه ها درایران که کمترین دریارا در اطراف خود دارد، با حتا 5 تا 6 ریشتر بوقوع بپیوندد، در ژاپن کافر کمترین اتفاق می افتد، اما در ایران ما، هیچ کتاب آسمانی نمی تواند جلو آن فاجعه را بگیرد. مادیدیم درطبس چه فاجعه ای ببار آمد و هیچ خدائی قادر به جلو گیری از آن نشد. بهر حال چیزی که می دانم اکثر باتفاق باسوادان و روشنفکران جامعه مانند طنز سرای معروف آقای عالی پیام (زیر نام هالو) این هجویات را واقعا طنز برای خنداندن مردم می دانند و برای مزاح پای تلویزیون می نشینند و اگر چند لحظه ای هم شده، غم فراوان روزگار را از یاد می برند.

در واقع همیشه قشر روشنفکر ومبارز جامعه بوده که دردرا کشف نموده اند، سازماندهی کرده و توده های زحمت کش را بسیج و به میدان مبارزه آورده اند و علیه نا برابری و عوام فریبی مبارزه کرده اند. لذا می توان و بایستی بویژه درسرزمین اسلام زده ما، ازآنها انتظار داشت که پیشگام باشند. درکشورهای مدرن از این افراد روشنفکر هیچ وظیفه و کار زیاد مهمی خواسته نمی شود، بلکه اگر آنها بخواهند، آزادانه برای کسب حقوق خویش و هم میهنان خود به میدان می آیند و دیگران را بسیج می کنند. آنگونه که اشاره شد، در آن کشورهای زیر سلطه و عقب نگهداشته شده، قشر روشن فکر وظیفه دارد و باید علیه نا برابری بر خیزد. در واقع در کشورهای مترقی و پیشرفته تقریبا همه، می توان گفت: این امکان را دارند، اگر بخواهند، پیشرفت کنند و کمترین مانعی برای تحصیل آنها وجود دارد و می توانند باکسب دانش اجتماعی از حقوق خود دفاع کنند. اما در کشورهای ما پیشرفت و تحصیل به طبقه خاصی درجامعه تعلق داشته و هنوز هم غیر مستقیم دارد. یعنی قشر اریستوکرات و به اصطلاح هزار فامیل. در میان این قشر خاص است که افراد آگاه برخاسته و بعضی از آنها، بعنوان نمونه، دکتر مصدق و سرهنگ سیامک و امثال به طبقه خود پشت کردند و تقریبا می شود گفت که به پا برهنه ها روی آوردند. بنا براین نارسائیهائی که به شدت در"جهان سوم"، هست، آن وظایف ذکر شده را برای قشر روشنفکر مترقی جامعه تعیین می کند و آنها موظف اند به عنوان افراد بر جسته، در این کشورها عمل نمایند و در واقع باید همه چیز را مربوط به خود بدانند و بی تفاوتی باید تابو باشد. من از همینجا باید بگویم، تا زمانی که در میان این قشر روشنفکر، اتحاد وجود نداشته باشد، اهداف معیین نگردد، برتری طلبی و بی تفاوتی حاکم باشد، بدون شک این عوام فریبان برجامعه حکم خواهند راند ومردم ما آهسته اما با اطمینان به قرون وسطا برگردانده خواهند شد. همان طوری که درمقاله پیش اشاره کردم، من نگرانم که در انقلاب بعدی باید کلی وقت صرف ترک دادن عادتهای بد و افراطی بشود. اکنون این خبر توسط فه یسبوک به دستم رسید و من جایز دانستم در پایان این نوشته بیاورم. "اعتراض زنان مریوانی به گرداندن یک متهم با لباس زنانه درشهر. مأموران نیروی انتظامی یک شهروند مریوانی را با لباس زنانه درسطح این شهرگرداندند. دادگاهی درشهرمریوان سه شهروند رابه پوشیدن لباس زنانه وگرداندن در سطح شهر محکوم کرده بود!! حکم یکی از این افراد روز دوشنبه ۲۶ فروردین اجرا شد. صدور اینگونه احکام و اجراء کردن آن با هدف “تحقیر” متهم صورت می گیرد! انجمن زنان مریوان ضمن محکوم کردن این اقدام، آن را “بی‌ حرمتی به زنان” دانسته است. همچنین تعدادی از زنان کُرد با حمل پلاکاردهایی در محکومیت این عمل در تعدادی از خیابان های شهر مریوان –چهارراه موسک تا چهارراه شبرنگ- دست به اعتراض زده اند. آنها معتقدند این نوع حرکت ها به جای اینکه مجازاتی برای مردان متهم باشد، وسیله‌ای برای تحقیر زنان است". از قضات بی شعور جمهوری اسلامی بیش از این انتظاری نیست. این دیگر به هیچ تفسیری نیاز ندارد. درکشوری که افرادی نظیر آیت الله مجتهدی تهرانی متفکر و حجت الاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران وجود داشته باشند، باید قاضی شهر مریوان اش هم ضد زن و از افراد خود فروخته و جاش انتخاب گردد. ما هم این نوع تحقیر زنان غیور و قهرمان را از طرف دادگاههای آن شهر شدیدا محکوم  می دانیم و به چنین رأی احمقانه ای اعتراض داریم.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 16.4.2013                                 دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

انتشار از: