تلفنی که بدرازا کشید وزخم کهنه دهان گشود
22.06.2022 - 06:47

سخن از طبقه متوسط بود .طبقه ای که تازه داشت با تحولات کشور جان می گرفت وجا می افتاد.مملکت از قالب یک پیرمرد فرتوت سال ها سختی کشیده وپیچیده شده درلحافی چهل تکه وبید خورده که حاصل یک جامعه فقیر،عقب مانده نیمه فئودالی ،نیمه سرمایه داری در بخش هائی عشیرتی ،قومی وقبیله ای بود بیرون می آمد.
حکومت تلاش می کرد ببرکت در آمد حاصل از نفت با خیز های بلند از سیمای چرکین عقب ماندگی حاصل از فقر ،سنت ومذهب فاصله بگیرد ودر سیمای مدرن غربی که آنرا الگو ساخته بود ظاهر شود.
از دهه چهل تا انقلاب ویران گر اسلامی حتی ما که در شهری کوچک زندگی می کردیم شاهد این تغیر ودگرگونی بودیم.از افزایش ادارات دولتی با کارمندانی منضبط، شیک پوش و خوش بر خورد ، تا محصلان پر تلاشی که با عشق رفتن به دانشگاهها سخت گوشی وسخت خوانی میکردند، به سر وضع خودمی رسیدند.حتی فعال شدن وگسترش سلمانی های مدرن ،خیاطی های جدیدکه آخرین مد های لباس راارائه می کردند.گسترش حمام های مدرن .،جای گیر شدن سینما ، آمدن تلویزیون گشودن دریچه ای بطرف شکل جدیدی از زندگی ونگاه بسوی آینده را بشارت میدادند.
تحولاتی که در این شهر کوچک هم می شد مشاهده کرد.چالش با تفکر عقب مانده که دستگاه دینی وحوزه هابه اصطلاح علمی متولیان سرسخت آن بودند.
تفکری که مدام با این تازه شدن ها چه آشکارا و چه در خفا، بصورت تکثیر هیئت های عزاداری ،فعال کردن انجمن های حجتیه، راه اندازی ده ها محفل ریز ودرشت مذهبی مخالفت می کرد. کارخود را از طریق بسط وتبلیع "مکتب اسلام" گسترش می داد.
مگثی می کند! می پرسم "بچه فکر می کنی " "به چه فکر می کنم ؟ به دو گانگی و عقب ماندگی فکر خودمان .به این که چگونه در لباس روشنفکر انقلابی مخالف با آخوندجماعت و مذهب درمخالفت با حکومت شاه و تحولات کشور بودیم.به این که خود را حقیقت مطلق می دانستیم که مدافع حقوق زحمت کشان هستیم. اما درعمل همان موضعگیری ارتجاعی را می کردیم که دستگاه مذهبی می کردند!
از زاویه انقلابیگری خام با تمامی تحولات جدید همان گونه مخالفت می کردیم که آخوند ها می کردند.
موردی نشان بده که در عرصه نگاه از دو زاویه،ما از زاویه انقلابی دو آتشه و دستگاه مذهبی از زاویه فکر بسته و ارتجاعی خود به همان نتتیجه گیری و واکنش نرسیده باشد که ما رسیده بودیم ! یا بلعکس !
هم خوانی غریب ما با سازمان تازه پا گرفته مجاهدین که در لباس انقلابی با تکیه برخوانش جدیدی از مذهب که در نهایت باز دارنده وارتجاعی بود .درعرصه مبارزه به همان عملی منجر می گردید که آن ها انجام می دادند .
حال مرتب فریاد بزن "ما تافته، جدا بافته هستیم!ما مارکسیست ، لننیست هستیم !همه حقیقت در پیش ماست !ما پیشاهنگ طبقه کارگر هستیم ! اما ما همانی بودیم که در عمل آب به آسیابی می ریختیم که در نهایت مدد رسان چرخش پره های آسیاب خونین خمینی گردید!آسیابی که هنوز می چرخدوهنوز هم جریان چپ فدائی نتوانسته با خود تسویه حساب کند.
هنوز متحدان نزدیک خود را از دل عناصر مخالف خارج از کشورانتخاب نمی کند.باقلوای یزدی را بر شیرینی غربی ترجیح می دهد. قادر بدل کندن از گذشته پر اشتباه خود نیست .اصرار بر درستی راه گذشته! نکردن انتقاد همه جانبه از مشی گذشته لزوما اورا بار دیگر در انتخاب متحدان به جریان اصلاح طلب حاکمیت نزدیک می کند تا به اپوزیسون خواهان سرنگون جمهوری اسلامی و وارد شدن در یک وفاق ملی با آقای رضا پهلوی .
هنوز میزان کینه به دوران پهلوی بیشتر از کینه به عمل کرد جنایت بارخمینی و حکومت اسلامی است !چپ درکل هنوز هم با نماد های غربی مشکل دارد!هنوز شکل زندگی سنتی را جای هویت ملی غالب میکند! مظاهر مدرن غربی در شکل امروزرا می کوبد.جریان چپ در عرصه نگاه به تحولا ت فرهنگی واجتماعی وسیاسی جهان امروز چندان فرقی باز گذشته نکرده است! چهارچوب فکری امروزچپ همان چهار چوب گذشته است.
از همین روست که نوع نگاه وبر خوردش نسبت به مسئله اوکراین وتهاجم روسیه همان نگاهی است که خامنه ای دارد .محکوم نکرد ن جنایت روسیه با برجسته کردن عمل کرد غرب وناتو .
من خودم را می گویم .ماهنوز نه با فریدون فرخ زاد آشتی کرده ایم نه با گوگوش !ما در جا زنندگان در همان باور های قدیمی هستیم با اندکی لعاب که زمانه مجبور به کشیدن آن بر روی همان فطیر قدیمیمان کرده است.
کلمات "بچه سوسول "،"ژیگول" ساخته آخوند ها نبود! ساخته ما بود .اصطلاح "چوخ بختیار" را در ارتباط با کسانی که تلاش می کردند ولو بصورت تقلیدی غربی زندگی کنند! متاسفانه ما ساختیم!
مائی که درلباس انقلابی کسر شان خود می دانستیم از در" کانون های پروش فکری کودکان ونوجوانان "وارد شویم وببینم که در آن کانون های فکری چه میگذرد! مخالف جش تازه پا گرفته " فرهنگ وهنر "بودیم! برگزار کنندگانی که تلاش می کردند برحسته ترین هنرمندان رااز دروازه سنگی بسته شده برروی جهان معاصروهنر مدرن عبوردهند! بدرون بیاورند تا پلی باشند بین هنر شرق وغرب! ما بسخره می گرفتیم بی آن که اندک اطلاعی از تحول فرهنگی وهنری غرب داشته باشیم.
تنها درک ومیزان برخورد ما نسبت به هنر غربی وهنر مند غربی کتاب کوچک "نوعی از هنر نوعی از اندیشه " زنده یاد سعید سلطان پور بود که در نهایت بجای کتاب سلاح در زیر بغل هنرمند" مردمی " می داد .
در حوزه فکری ما هیچکدام از جوانان آلامد کراواتی، کافه نشین طرفدار جاز ورقص نمی گنجیدند. کما این که در حال حاضر نیز نمی گنجند .ما ترجیح دهندگان محیط قهوه خانه ها ومحشور شدن با تفکراتی بودیم که درفضای سنتی آمیخته شده با تهذب اخلاقی مذهبی وجود داشت . هم خوانی غریب انقلابیگری با داش مشدی گری ،با فرهنگ رایج در تفکر لایه های عقب مانده اجتماعی در کسوت ارادت به طبقه کارگر ودهقان .
سرت را درد نمی آورم .دیدن رانندگان انوبوس های تی بی تی ایران پیما با آن لیاس های فرم زیبا وکروات زده نشاطی در ما بوجود نمی آورد. قدم زدن های بی پایان در طول خیابان ها تنها بحث های انتزاعی بود!بحث های کشافی که مانع از دین جلوه مغازه های جدید و نو آوری ها پشت ویترین می گردید. مانع ازدیدن دختران جوان باگیسوان افشان و گونه های گل انداخته ای می شد که برزندگی وآینده لبخند می زدندوحیات را معنای واقعی میدادند وهیچ منافاتی با مبارزه سیاسی سالم نداشتند!
ما تنها دختران همرزم درسیمای مبارزان سیاسی را دوست داشتیم .حس شامه ما قادر به استنشاق بوی تحول و نشاط حاصل از نو شدن نبود .ادامه دارد ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما