علی تهرانی  نیا  یا عبدالستار دوشوکی
02.08.2022 - 13:44

اخیرا، من کیانوش توکلی، مدیر سایت ایران گلوبال طی توضیحی مکتوب در سایت خود، از شخصی به نام "علی تهرانی نیا" اسم برده و روشنگریهایی را در مورد درخواستهای وی از ایران گلوبال و اتهاماتش بر علیه این سایت و هم شورای ملی تصمیم به اطلاع عموم رساندم.

یکی از دلایل من در صدور آن اطلاعیه، وظیفه خبر رسانی من و جلوگیری از سوء استفاده از اکانتهای فیک و دروغین بر علیه دیگرانی با هویت حقیقی و حقوقی بود،  که توسط تفرقه افکنان و نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی بر علیه افراد و احزاب و سازمانهای سیاسی مخالف انجام میشود. اکانت فیک پوشش مناسبی برای استفاده کنندگان از آن ،هم برای فرار از مسئولیت پاسخگویی و هم آگراندیسمان ادعاها ها خود بر علیه دیگران است و به همین دلیل نیز دولتهای غربی بنا به خواست افکار عمومی، صاحبان شبکه های اجتماعی مجازی مثل فیس بوک و تویتر و غیر را برای مقابله با این اکانتها تخت فشار قرا داده اند.

اکنون دیگر معلوم شده که مقالات  علی تهرانی نیا توسط عبدالستار دوشوکی در سایت ایران گلوبال گذاشته شده، چون ایشان دارای یک حساب دسترسی به این سایت بوده و میتوانست مقالات مورد نظر خود را در این سایت منتشر کند. همین اطلاع،  نقطه شروعی بود برای نگاهی دقیقتر به محتوی نوشته های علی تهرانی نیا و مشابهت های آن با نوشته های عبدالستار دوشوکی.

در جریان نگاهی به محورها و محتوی نوشته های علی تهرانی نیا و مقایسه آن با نوشته های دوشوکی، نه تنها مطابقت آشکاری بین آنها مشاهده شد، بلکه مهمتر از آن، یکسانی ادبیات و تکنیک نوشتاری هر دوی آنها خیلی به هم میخورد. مثلا هر دو آنها بر علیه رسانه های فارسی زبان خارج از کشور مثل ایران انترنشنال و بی بی سی فارسی مواضع شدید و غلیظ یکسانی داشتند و هر دو بر علیه شورای ملی تصمیم قلم زده  و در جهت بی اعتبار کردن آن و اعضایش و حتی وصل آن به رژیم جمهوری اسلامی نوشته بودند. اگر قضیه فقط مربوط به این مشابهت و یکسانی در مواضع سیاسی بود، قطعا میشد آن را صرفا یک تصادف و همسویی نظری تصادفی بین دو نفر تصور کرد، ولی مسئله جدی تر از این بود. در بخشی از مقالات، یکسانی زبان و ادبیات و کلمات کاملا بارز بود که نشان میداد یا هر دو متن از یک قلم تراوش کرده و یا یکی از دیگر نسحه برداری کرده است. در بروز این مشابهت ، به جز دو گزینه ذکر شده هیچ شق دیگری قابل تصور نبود؛ به این معنی که یا این دو نام به یک شخص تعلق داشتند و یا اینکه یکی از آنها از دیگری کپی برداری کرده بود. با توجه به اینکه دوشوکی علیرغم تناقضات در نوشته هایش و فاصله نجومی بین حرف و عملش، قلم روانی داشته و در نوشته های خویش چیزی کم نمیآورد و قاعدتا نباید نیازی به کپی بر داری از نوشته علی تهرانی میداشته است، و در نتیجه قضیه باید بر عکس بوده باشد و نوشت هایی که امضای علی تهرانی نیا را دارند و اتفاقا اخیر هم هستند، باید یا از قلم دوشوکی تراوش کرده  ویا از نوشتجات وی کپی شده باشند. با توجه به اینکه دوشکی خود راسا نوشته ایی را از اقای تهرانی نیا برعلیه شورای ملی تصمیم و نلویزیون ایران انترنشنال در سایت ایران گلوبال گذاشته بود، یکی بودن هویت واقعی این دونفر یعنی همان گزینه اول تنها شق نزدیک به یقین بود.

نکته با اهمیت دیگر در همین رابطه تماس علی تهرانی نیا از طریق ایمیل با تعدادی از صاحبان رسانه های فارسی خارج از کشور، ا برای تشویق آنها به موضع گیری برعلیه شورای ملی تصمیم بوده است که همزمان و موازی با نوشته جات دوشوکی پیش رفته است. چنین اقداماتی برای مقابله با یک تشکل تازه ایرانی مخالف جمهوری اسلامی، آنهم با توسل به جعلیات، پرسشهای جدی در مورد کیستی و چیستی تهرانی نیا به پیش میکشید. وی حتی در ایمیلهاییش به من، که بعدا  آنها را در اطلاعیه قبلی خود آوردم به شبهه پراکنی در مورد سایت ایران گلوبال و دیگران پرداخته بود، خصوصا که شبهه پراکنی های امنیتی از سوی وی درمورد ایران گلوبال و شورای ملی تصمیم میتوانست وهنوز هم میتواند پیآمدهای حقوقی و سیاسی منفی برای  هر دو یعنی ایران گلوبال و شورای ملی تصمیم در بر داشته باشد.

عکس العملهای بعدی عبدالستار دوشوکی نشان داد که من در قضاوت خود به بیراهه نرفته ام و اینکه او در آخرین فحش نامه شرم آور و قابل تعقیب قانونی خود به من و  دیگران مدعی شده که وی با این همه مواضع تند و تیز بر علیه دیگران دیگر نیازی به استفاده از نام فیک برای پخش نوشته هایی با امضای تهرانی نیا نداشته، صناری هم ارزش ندارد. نوشته های تهرانی نیا عین خود نوشته های دوشکی خصمانه و تفرقه اندازانه و پر از افترا به دیگران  بوده و منطبق با نوشته های دوشوکی در دوره اخیراست.  عبدالستار دوشوکی مسئولیت اخلاقی وحقوقی داشت که پا پیش گذاشته و در جهت تنویر افکار عمومی در این زمینه پاسخگوی کار خود باشد،  ولی او  در عوض هم تلفنی وهم بصورت نوشتاری به یکی از بدترین اقدامات خود بر علیه من و دیگران در سالهای اخیر دست زد و نشان داد که نه اهل تعامل و روا داری و مدارا، بلکه یک مستبد تمام عیار با درونی پر از نفرت و بغض به منتقدین خود است که اگر فرصت دست دهد دمار از روزگار آنها در میآورد. این منتقدین به نظر ات او در چند محور برای خوانندگان چنین معرفی شده اند: من کیانوش توکلی در راس همه،  که برای "شورای ملی تصمیم" جهت گرفتن پول دم جنبانی میکنم، تازه واردانی که جرائت کرده و نوشته ای از او را نقد کرده اند و من نوشته آنها را در ایران گلوبال نشر داده ام ( جالب است، او به خودش حق میدهد که مقاله ای با نام جعلی که من اصلا اسمی ازش نشنیده ام و نمیدانم کیست را در سایت ایران گلوبال بگذارد، و لی من مدیر سایت حق نداشته باشم نوشته یک خانم محترم حقیقی را که در کمال ادب و متانت و بطور علمی به نقد نظر دوشوکی نشسته است، منتشرکنم)، استالینیستها، ساواکیها،  توده ای ها و جا سوسان ک گ ب، قاتلان، پرستوها و خائن ها، اطلاعاتی ها، احمقها و جاهلها، بی ادبها و هتاکان و بدبخت و بیچاره ها یی  که به وی گفته اند بالای چشمت ابروست.

برای اطلاع از مضامین شرم آور نوشته ایشان لینک آن را بالاجبار در پایان این نوشته، برای اطلاع و قضاوت حوانندگان گذاشته ام. ایشان در این نوشته خود چند نکته را مجددا تکرار کرده که باید برای روشن شدن ذهن خوانندگان اشاره ای به آنها بکنم:

-ایشان مخفی ماندن نام تعدادی از اعضای شورای ملی تصمیم را که در داخل هستند و نیز مصاخبه کسانی از اعضای این شورا را از داخل ایران با رسانه های فارسی زبان در خارج، نشانه وابستگی این شورا به جمهوری اسلامی اعلام کرده و میپرسند چرا پس افراد دیگر مثل خانم ستوده و نرگس محمدی وبسیاری دیگر نمیتوانند این مصاحبه ها را بکنند( این هم یک دروغ دیگر است آنها هم قبلا وقتی بیرون از زندان بوده اند، مصاحبه کرده اند). ایشان به عمد این حقیقت را میپوشاند، که اغلب اعضای گروههای چهارده نفره که اکنون در زندان هستند، به طرق مختلف با صدور اطلاعیه و بیانیه از درون زندان و حتی مصاحبه هایی متعدد با رسانه های خارجی در هنگامیکه به مرخصی های استعلاجی رفته اند، عزم خود را برای ادامه مبارزه در هر شرایطی بروز داده اند، جمهوری اسلامی به هیج وجه در وضعیتی نیست  که قادر به ساکت کردن آنها باشد، چون آنها هم دیگر همانی نیستند که بودند. وقتی آقای دوشوکی در مقاله ای پیشگویی کرد که سال 1400 سال سرنگونی جمهوری اسلامی است، چطور نمیداند که رژیم توسط همین افراد از جان گذشته و فداکار،  در هر فرصتی به چالش کشیده شده است.  این شبهه پراکنی ها آقای دوشوکی در مورد آن مبارزین، کپی بر داری ناشیانه از شگردهای اطلاعاتی ها جمهوری اسلامی بوده و در خواستی است که اگر اجرا شود، به جز  کمک به مامورین سرکوب جمهوری اسلامی برای شناسایی و سربه نیست کردن آنها،  هیچ معنای دیگری نخواهد داشت. گذشته از این، اقای دوشوکی با خلافگویی و بردن نام  کسی از مصاحبه کنندگان در کنار داخلی ها، به دنیال چیست؟ مسئله دیگر ادعای ارتباط مشخص دو نفر از اعضای این شورا با اطلاعاتی های جمهوری اسلامی ایران است. این شایعات ممکن است حتی در مورد شخص حود ایشان هم شنیده شود و شنیده هم میشود، حال اگر به روش خود او  رفتار شود باید هر شایعه ای را باور کرد و زندگی را برای همه جهنم و غیر قابل زیست نمود، یعنی چیزی که جمهوری اسلامی شب و روز از طریق عوامل خود بر علیه مردم و فعالین و افراد و اشخاص تاثیر گذار در اپوزیسیون انجام میدهد. اگر او سندی در دست دارد و یا حد اقل نام آن دونفر را میداند با شواهد و نشانه های که به فهم ادعای او کمک کند  و اعتبار بدهد آنها را منتشر کند تا به قول خودش سیه روی شود هر که در او غش باشد. موضوع دیگر این ادعای دوشوکی این است؛ او که این همه تریبون دارد و مصاحبه و نوشته های متعدد و تندی هم برعلیه شورای ملی تصمیم تولید کرده چه نیازی به استفاده از یک نام جعلی برای طرح نظرات خود داشته ؟ پاسخ های مختلفی به این سوال او میتوان داد. اولین آن حماقت است که میتواند رخ داده باشد و ایشان تا حال بارها کارهایی کرده اند که بعد عکسش را انجام داده اند، نمونه اش هم جنگ و جدل با شهرام همایون.  پاسخ دیگر به استفاده از نام فیک؛ فرار از مسئولیت پاسخگویی، آگراندیسمان یک اقدام مخالفتی یا موافقتی با یک موضوع.  بزرگ کردن ابعاد یک اقدام چه در موافقت و چه در مخالفت با یک چیزی، یکی از موثرترین شگردهای تبلیغاتی در دنیای امروز برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی ، خصوصا توسط دولتهای سرکوبگری مثل روسیه و چین و غیره است. دولت روسیه با داشتن راشا تودی هنوز هم هزاران اکانت فیک برای ّپخش اخبار دروغ در کشورهای غربی داشت.  وقتی اکانت فیکی به نام تهرانی نیا در کنار اکانتهای جعلی دیگر و در همراهی و همزمانی با اکانتهای واقعی قرار گیرد، تاثیر خود را میبخشد. عملکرد واقعی دوشوکی ایجاد و تشدید تفرقه وبی اعتمادی است و نه دعوت به تفاهم و همکاری و دوستی، اگر جایی هم برای همکاری و همراهی حرفی زده یا نوشته هنوز مرکب نوشته اش خشک نشده،  بلافاصله بر علیه حرف خودش عملکرده است. من با گشاده دستی و حد اکثر مدارا تا کنون با وی رفتار کرده بودم، به این امید که صفخات ایران گلوبال محلی برای طرح همه گونه نظریات موجود در اپوزیسیون باشد. اما وی باز هم نشان داد که مستحق چنین رفتاری نبوده است. نگاهی به رفتار وی با من و با دیگران گواهی درستی این قضاوت من است.

وی در هر مکان و زمانی که عده ای برای همگرایی واتخاد در اپوزیسیون پا پیش گذاشتند نه تنها برای همکاری پا پیش نگذاشت، بلکه به پراکندن دروغ و شایعه و تبلیغ بر علیه  آنها پرداخت واسم آن را  هم گذاشت انتقاد. حتی وقتی به حسابش آوردند و دعوتش کردند، قلم و زبان خود را نه به یاری وکمک بلکه بر علیه آنها به کار برد. سابقه شایعه پراکنی ها و اتهامات بی اساس وی بر علیه تشکیلات سکولار دموکراتها،  مشروطه خواهان، جمهوریخواهان، اتحاد برای دموکراسی، شورای گذار و این آخری هم شورای ملی تصمیم بر همگان آشکار است. یکی از شگردهای وی اختراع وجعل اخبار خلاف واقع و نسبت دادن آنها به این جمعیتها و اشخاص بوده است. زمانی وی در طرد سعید بهبانی صاحب تلویزیون میهن کار کرد ولی همین اخیرا به مصاحبه با وی رفت. چندین بار با آقای شهرام همایون برعلیه هم چماق کشی کردند و ایشان قول داد که دیگر هیچگاه تا عمر دارد پایش به تلویزیون کانال یک باز نشود ولی همین هفته گذشته دوباره برای نبلیغ و فحاشی و پراکندن شایعات بی اساس برعلیه شورای ملی تصمیم به مصاحبه در کانال یک پرداخت. او کتبا و رسما از فعالیت در اپوزیسیون استعفا داد و از من کیانوش توکلی هم قدر دانی و با زبان شعر حلالیت طلبید(اگر نا مهربان بودیم رفتیم...)  ولی هنوز چندی نگذشته دوباره به قول خود پشت پا زد و به صحنه برگشت، چون حس کرد جای وی برای فحش و ناسزا و تهمت بر علیه دیگران خالی مانده است. هر کسی که اخیرا به د فاع و یا حتی بی طرفی از شورای ملی تصمیم برخاست و به نصحیت و نقد او،  و دعوت از او در توسل به خلاف و دروغ پرداخت، از وی نامید گردید.  ایشان اکنون دوباره، برای ادامه فعالیتهای خود بر علیه احزاب و اشخاص تاثیر گذار و مثبت در اپوزیسیون براه افتاده است، ولی خوشبختانه فضای همگرایی وهم افزایی در درون اپوزیسیون نقش منفی و مخرب وی و هر کس دیگری را که با وی همراهی کند، پس خواهد زد.

 

چند نمونه از مشابهت نوشتاری علی تهرانی نیا و عبدالستار دوشکی:

شورای ملی تصمیم؛ ضد پرچم، ضد خلیج فارس، ضد تمامیت ارضی

علی تهرانی نیا

سه شنبه, 14ام تیر, 1401

آنچه که نگارنده از طریق گفتگو با برخی از امضاء کنندگان و آنهایی که حاضر نشدند امضاء کنند کسب اطلاع کرده است, حیرت آور می باشد. زیرا حاصل توافق در لوگوی این جمع کاملا مشهود و متبلور است. در نهایت بعد از گفتگوهای فراوان گروه های تجزیه طلب و فدرالیست خواه با قرار دادن پرچم سه رنگ ایران در لوگوی شورای ملی تصمیم موافقت کردند. اما با اضافه کردن شیر و خورشید مخالفت کردند. زیرا آن را نشانه “ستم شاهی” می دانستند. در نهایت موافقت شد برای جلوگیری از شکست گفتگوها پرچم ایران در این لوگو قرار نگیرد. لذا قرار دادن شکل پنج قلب با پنج رنگ متفاوت که نشان از چند ملیتی بودن کشور ایران دارد مورد توافق قرار گرفت.

موضوع دوم که در کنار مخالفت با پرچم ایران در لوگو این گروه مورد شگفتی است, مخالفت نمایندگان گروه های تجزیه طلب و فدرالیست خواه قومی با به کار بردن نام خلیج فارس بود. بسیاری از آنها معتقد بودند تا زمان که “فارس ها” نپذیرند اسم خوزستان “عربستان” است, آنها نیز اسم “خلیج فارس” را نمی پذیرند. این امر باعث شد تا سرزمین های آبی کشور در نقشه ایران حذف شوند. بنابراین طبق مصالحه و سازش طرفین دریای خزر, دریای عمان, و خلیج فارس در کنار پرچم از نقشه ایران حذف شدند. این نشان می دهد که گروه های تجزیه طلب نه تنها موفق به حذف پرچم سه رنگ شیر و خورشید ایران و اسم خلیج فارس شدند, بلکه عملا تمامیت ارضی ایران را با حذف دریای خزر و خلیج فارس و دریای عمان نیز زیر سوال ببرند. اینکه چگونه افراد اهل محاجه و مجادله با یکدیگر توانستند زیر یک بیانیه را دانسته یا نادانسته امضاء کنند خود از عجایب روزگار است. نکته مهم دیگر اینکه نمایندگان گروه های قومی اصرار داشتند تا اسامی “ملیت های ایران” شامل کُرد، ترک، عرب ، لر، ترکمن، بلوچ، فارس در بیانیه آورده شود. و بر اساس اصل دوم بیانیه (حکومت غیر متمرکز) بر جایگاه سیاسی آنها در اتخاذ تصمیم های مهم کشوری تاکید شود.

این بیانیه مدعی است که افراد داخل کشور جزو سخنگویان و امضاء کنندگان آن هستند. حتی شخصیت هایی که زیر سیطره نفوذ دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی در زندان و خارج از زندان هستند. مشخص نیست آیا این افراد و بقیه امضاء کنندگان متن کامل بیانیه را دیده و هضم کرده و بخصوص لیست رنگین و سوال برانگیز امضا کنندگان متضاد را مشاهده کرده اند, یا روش های دیگری به کار برده است تا جمعی نامتجانس و اما بقول خودشان فراگیر تشکیل شود و کمک های مالی در اشکال مختلف برای این جمع “جمع آوری” شود. حداقل دو تن از امضاء کنندگان به نگارنده گفتند که در زمان امضاء اسامی بقیه امضاء کنندگان را ندیده اند. یا وگرنه امضاء نمی کردند.

صرفنظر از اینکه با توجه به تجربیات گذشته مشخص نیست عمر این جمع ناهمگون چند هفته یا ماه طول خواهد کشید, سخنگویان و بانیان “شورای ملی تصمیم” باید پاسخگو باشند که چرا در لوگوی این شورا که مظهر هویتی آن می باشد نه از تاک نشان است و نه از تاک نشان. چرا نه از پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان است و نه از خلیج فارس و نه از تمامیت ارضی و آبی ایران؟

 

مقاله تهرانی نیا

https://iranglobal.info/node/182479?fbclid=IwAR3Mp5Gywx
41Tq_SrSYocE4JRIeEneZUvd97iQpVXGWDzjaY9hm27HnTRyw

 

09.07.2022 - 09:50

 

تبلیغات گسترده تلویزیون ایران اینترنشنال برای شورای ملی تصمیم

تلویزیون ایران اینترنشنال که با هزینه ٢۵٠ میلیون دلاری عربستان سعودی افتتاح شده و توانسته با دادن حقوق های دو برابری بسیاری از مجریان و روزنامه نگاران بقیه رسانه های فارسی زبان را بطرف خود بکشاند, در تبلیغات گسترده ای حمایت از “شورای ملی تصمیم” را شروع کرده است. سوال اساسی این است که چرا؟

به همین دلیل داریوش اقبالی خواننده سرشناس مصاحبه مفصلی با تلویزیون ایران اینترنشنال داشته است که در آن داریوش برای اولین بار از “گوهره همبستگی” صحبت می کند. در بیانیه اعلام موجودیت ” شورای ملی تصمیم” اسم داریوش اقبالی در صدر حامیان آن شورا است. این واقعیت بر همگان روشن است که تلویزیون ایران اینترنشنال که با پول عربستان اداره می شود پوشش ویژه ای به گروه های قومی و تجزیه طلب می دهد. شاید تعجب آور نباشد که مسئولین “شورای ملی تصمیم” با نگاه خاصی به امید و جلب حمایت ویژه تلویزیون ایران اینترنشنال و عربستان چشم دوخته بودند و به همین دلیل تلاش کردند تا اکثریت تجزیه طلبان در این شورا حضور پر رنگ داشته باشند.

نکته مهم دیگر تشکیل مجلس (پارلمان) موقت شورای ملی است که ظاهرا در رقابت با طرح مجلس شورای ملی تلویزیون کانال یک مطرح شده است. ظاهرا بر طبق اطلاعات واصله به نگارنده برخی از شخصیت های مخالف تلویزیون کانال یک از جمله دبیرکل حزب مشروطه ایران و همراهان وی و مجریان به نام تلویزیونی, نه از حب علی که از بغض معاویه برای رقابت با مجلس شورای ملی مطرح در کانال یک, جام زهر همنشینی با تجزیه طلبان را سر کشیده و به این جمع متضاد و ناهمگون پیوستند, و اسفا که حاضر شدند از پرچم سه رنگ شیر و خورشید ایران و نام خلیج فارس نیز بگذرند.

به عقيده نگارنده هدف عربستان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست بلکه آوردن “فشار” به آن است. در این راستا تلویزیون ایران اینترنشنال اهرم اصلی فشار است که افراد و شخصیت های جویای نام را با آوردن بر روی صفحه تلویزیون و قرار دادن آنها در عمل متقابل گروه های مخالف مثل تلویزیون کانال یک که رابطه خوبی با تلویزیون ایران اینترنشنال ندارد؛ نه تنها رقیب خود را از میدان به در می کند, بلکه از تجزیه طلبان و اپوزیسیون متوهم بعنوان اهرم فشار سوء استفاده می کند.

با توجه به عکس العمل منفی بسیاری از هموطنان در فضای مجازی می توان نتیجه گرفت که “شورای ملی تصمیم” با باج دادن بی سابقه به تجزیه طلبان (مثل حذف پرچم و خلیج فارس و عدم تمرکز و فدرالیسم قومی و غیره) در ازای دریافت حمایت از تلویزیون ایران اینترنشنال, در همان گام های اول شکست خورده است. ای کاش خواننده محبوبی مثل داریوش اقبالی خود را اینگونه هزینه نمی کرد تا مورد سوء استفاده تجزیه طلبان و تعداد انگشت شمار افراد شناخته شده سودجو و ناشناخته ضد پرچم و ضد خلیج فارس قرار بگیرد.

 

https://iranglobal.info/node/182496

10.07.2022 - 21:11

عبدالستار دوشوكی

بخشی از ایرادات دوشکی به شورای ملی تصمیم

دوم: حذف پرچم در لوگوی این شورا که ظاهرا بر طبق انتقادات مطرح شده هموطنان, بخش قابل ملاحظه ای از امضا کنندگان با پرچم سه رنگ شیر و خورشید ایران شدیدا مخالف بودند. لذا تصمیم گرفته شد پرچم حذف شود و بجای آن چندین قلب نیم شکسته رنگارنگ بعنوان سمبل و نماد ملیت های مختلف ایران گنجانده شود.

 سوم: حذف خلیج فارس در نقشه لگوی این شورا. زیرا بر طبق نظرات منتقدین به دلیل مخالفت برخی با نام "خلیج فارس" ناچار شدند, خلیج فارس را به همرای دریای خزر و دریای عمان کاملا حذف کنند, که کردند. لذا نقشه تمامیت ارضی (و آبی) ایران ناقض ماند.

 چهارم: اعتراض برخی از هموطنان در مورد تاکید بر چند ملیتی بودن ایران که هم در لوگو بصورت چند قلب نیمه شکسته و رنگی آمده و هم در متن بیانیه با ذکر اسامی "ملیت های" ایران آمده است. از جمله ملیت فارس که ذکر شده است (کُرد، ترک، عرب ، لر، ترکمن، بلوچ، فارس). همانگونه که در ابتدای این مقاله تاکید کردم نگارنده الزاما با همه نظرات هموطنان موافق نیستم. اما ناچارم از ره امانتداری انتقادات آنها را بدون غرض و قضاوت منعکس کنم.

 پنجم:  حمایت کامل تلویزیون ایران اینترنشنال از این حرکت. این رسانه که بر طبق ادعای روزنامه گاردین توسط عربستان سعودی پایه گذاری شده است, با خواننده سرشناس مورد علاقه دیرینه بنده یعنی جناب آقای داریوش اقبالی مصاحبه طولانی داشت که داریوش از ضرورت همبستگی سخن گفت. در بیانیه این شورا اسم داریوش در صدر حامیان آن آمده است.

....

خوانندگان میتوانند با نگاهی به لینکهای زیر خود شخصا مشابهتای نوشتاری متعددی از عبدالستار دوشکی را با تهرانی نیا مشاهده کنند.

https://iranglobal.info/node/182682

آخرین سخن با سخنگوی شورای ملی تصمیم و رضا پهلوی

 

https://iranglobal.info/node/182496

دوازده ایراد اساسی و نگران کننده به "شورای ملی تصمیم"

https://iranglobal.info/node/182547

تغییر تصمیم شورای ملی تصمیم

 

جلسه و حمایت سوال برانگیز رضا پهلوی از "شورای ملی تصمیم"، عبدالستار دوشوکی - Gooya News

 

 

https://news.gooya.com/2022/07/post-66786.php

Saturday, Jul 30, 2022

ویژه خبرنامه گویا - عبدالستار دوشوکی

چهار سال پیش متعاقب مناظره نسبتا تندی که با مرحوم روح الله زم که ٤٤ سال پیش در چنین روزهای چشم به جهان گشود در شبکه بیان داشتم, سپس تلفنی با وی صحبت کردم و گفتم مواظب "پرستو ها" از جمله شیرین نجفی باشد. روح الله سخت بر آشفته و خشمگین شد و گفت: آقای دوشوکی شما کلاه خودتو نگه دار که باد نبره؛ به من درست امنیتی ندهید چون من از شما در موضوعات امنیتی خیلی بیشتر وارد هستم و به شیرین نجفی هم اطمینان کامل دارم. البته اعتراف می کنم که بنده در مسائل امنیتی و نفوذ "پرستوها" در بین اپوزیسیون تبحر و آگاهی قریب به صفر دارم. به همین دلیل نه تنها از "پرستوها" که از کلاغها و زاغ و زغن هایی که در بین اپوزیسیون خودنمایی می کنند, شدیدا دوری می کنم. یازده سال پیش در مورد نفوذ کلاغ های زشتی مانند "سردار مدحی" در بین اپوزیسیون چندین مقاله نوشتم و "عده ای" را هم "دلخور" کردم. چون فرهنگ ما نقدناپذیر است.

موضوع "دام عسل" و نفوذ دادن "پرستوهایی" که به ناگاه بر روی تیر برق مقابل حیاط شما ظاهر می شوند و با دلربایی چلچله گونه خود را میهمان حیاط شما می کنند, داستانی است قدیمی که طعمه های بری از سوءظن فراوانی را در کشورهای همسایه ایران و در ممالک غربی قربانی ساده لوحی و خام پنداری کرده است. پرستو اگرچه موجودی حشره خوار با پاهایی سست و کوچک است اما فنون ماموریت خود را در محضر سربازان گمنام امام زمان آنچنان به خوبی فرا گرفته است که با اغواگری و هوشمندی فراوان از میدان مغناطیسی زمین استفاده کرده خود را به "هدف" می رساند و برای جلب اعتماد "سوژه" بسان دایه مهربانتر از مادر عمل می کند.

استفاده ابزاری از "پرستوها" به عنوان طعمه جذاب توسط بسیاری از سرویس های جاسوسی جهان صورت می گیرد. اما دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی تبحر و خبرگی ویژه ای در این زمینه دارند. از منظر روانکاوی برای نفوذ دادن پرستوهای به ظاهر برخوردار از ثبات و بلوغ عاطفی ـ سیاسی و حتی ادبی سیستم های امنیتی معمولا از نقاط ضعف سیاستمداران استفاده می کنند. این استفاده الزاما جنسی نیست, بلکه می تواند تبلیغاتی باشد. مقوله روانشناختی و کاربردی سوءاستفاده از تفاوت های بین زن و مرد می تواند پیچیده باشد, که است. همانگونه که دکتر جان گری نویسنده کتاب معروف "مردان مریخی، زنان ونوسی" توضیح می دهد طرز بیان و برداشت ها بین مرد و زن می تواند متفاوت باشد که این نوع تفاوت ها بعنوان حفره های نفوذ امنیتی مورد استفاده قرار می گیرند.

مرحوم روح الله زم نه اولین قربانی "پرستوهای مسافر" بود و نه آخرین آنان. حتی بعد از وی نیز بودند رهروان مشتاقی که در آتش تیمار "چلچله ها" سوختند و در طلب دانه ره دام گرفتند و در امارات و ترکیه و عراق با پای خویش دُم به تَله نهادند. همانگونه که در ابتدای این نوشتار مرثیه گونه اشاره کردم, نگارنده فرق بین پرستو و چلچله (اگر فرقی است) را نمی داند. لذا از هردو دوری می جوید. همانگونه که تفاوت ماهوی بین کلاغ و زاغ و زغن را هم نمی دانم. بنابراین نه تنها با پرستوها بلکه با زاغ و زغن های نفوذی در بین اپوزیسیون نیز رابطه خوبی ندارم. ای کاش مرحوم زم ظن مشابه ای داشت که می توانست دلیل بودن او باشد. اما دریغا که نیست و بقول مرحوم احمد شاملو بیش از آنکه به خاک بیفتد سرنوشت او را بُتی پرستوگونه رقم زد؛ بُتی که دیگرانش فرستاده بودند.

همانگونه که سیمُرغ پرنده ای اسطوره ـ افسانه ای ایرانی است که دانا و خردمند و به رازها آگاهی دارد, پرستو نیز پرنده ای ظریف و نغمه خوان است که با کلید واژه های نظیر عشق و عاشق شدن و دزدیدن دل ارتباط دارد تا دزدی داده ها و گرفتن جان آدمی. حتی در کتاب های دبستانی و در شعر "رقص باد خنده گل" ء پروین دولت آبادی از همان دوران کودکی با اشتیاق از بازگشت پرستوها در کتاب های درسی می خوانیم: "باز می آید پرستو نغمه خوان / باز می سازد در اینجا آشیان". ای کاش روح الله زم در پس بقچه های ذهن خویش با اندکی تردید کمی سوءظن می داشت. نمی دانم این گفته از چه کسی است که می گوید: "من هستم پس شک می کنم". زیرا شک مقدمه‌ یقین و آرامش است. پس باید به همه پرستوها شک کرد. این درسی است گرانقدر که روح الله زم با قیمت جانش به ما آموخت.

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

مرداد ١٤٠١

 و

 

پاسخهایی از تهرانی نیا به ایران گلوبال

:"بنده سالهاست که مقاله می نویسم که در بسیاری از سایت های شناخته شده مثل گویا یا زمانه و پیک ایران و ایران امروز و غیره منتشر می شوند. اسم و ایمیل بنده است. در ضمن بر خلاف برخی از پرستوها و کلاغ ها می توانستم یک عکس جعلی هم بگذارم. داشتن یک عکس جعلی دلیل بر واقعی بودن شخص نیست.  هموطنان می توانند بنده را از مقالات من قضاوت کنند. چند نمونه را برای شما ارسال می دارم و امیدوارم آنها را با این نوشته منتشر کنید. می دانم که اطلاعات جمهوری اسلامی در پی اطلاعات بیشتری در باره بنده است. اما  . . . .  ..... از شما انتظار می رود که هرچی مامورین وزارت اطلاعات خواستند منتشر نکنید یا حذف نکنید. مگر شما شخصا همه نویسندگان سایت را می شناسید؟ این افراد جدید را چی که مقاله هایشان در ایران گلوبال منتشر شده. چرا طرفداران "شورای ملی تصمیم" اینقدر کم تحمل هستند که منتقد را بر نمی تابند و در جهت حذف وی بر می آیند.  خواهش می کنم این را در زیر مقاله بنده که ظاهرا از سایت کانال یک گرفته شده بگذارید. قضاوت با خوانندگان محترم است...نکته جالب دیگر این است که به اصطلاح "نظرات رسیده" که در زیر مقاله بعنوان اعتراض و اتهام منتشر شده اند هیچ اسم و رسم و عقبه ای ندارند. جناب سردبیر گرامی, شما با اتکاء به چهار نظر رسیده به احتمال زیاد از یک فرد ناشناس و هتاک  می خواهید نوشته انتقادی بنده را حذف کنید؟ چطور شد وقتی مقالات بنده در علیه آیت الله ها و مزدوران آنها در رسانه های مثل بی بی سی در ایران گلوبال منتشر می شدند کسی اعتراض نکرد. اما الان علیه ایران اینترنشنال عده ای طرفدار این شورا ناراحت شده اند. عجب استاندارد دوگانه ای؟

 

From: Ali Tehraninia <alitehraninia2014@gmail.com> Date: July 5, 2022 at 11:36:57 AM EDT To: undisclosed-recipients:; Subject: Re:

امیل علی تهرانی نیا به آقای افشین جم

علی تهران نیا

مقاله برای انتشار ـ شورای ملی تصمیم؛ ضد پرچم, ضد خلیج فارس, ضد تمامیت ارضی  جناب آقای جم با کمال احترام فراوان باید عرض کنم که جنابعالی و نازنین انسانهای وطن دوست دغدغه مند و صادقی هستید که برای آزادی میهن به هر جمعی می پیوندید. متاسفانه شناخت جنابعالی از تجزیه طلبان بنام و بدنام و همچنین فدرالیست های قومی وابسته به کنگره ملیت های ایران فدرال و شارلاتان های سابقه دار که همگی جزو امضاء کنندگان هستند, ظاهرا به دلیل حسن نیت و مثبت اندیشی بیش از حد جنابعالی و تضمین های برخی باعث حساسیت زدایی شده. باور کنید این جمع نامتجانس از درون فروپاشی خواهد شد. این آرزوی من نیست بلکه یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که بر اساس تجربه می گویم. تاریخ نه چندان دور ثابت خواهد کرد که جنابعالی دوراندیشی و بصیرت لازم را در همراهی با تجزیه طلبان به کار نبردید. این خط و این نشان. اگر راست می گوئید چرا به شورای مدیریت گذار نپیوستید؟ شورای مدیریت گذار صد برابر از این بهتر جمع مشکوک است. اما متاسفانه دکاندارهای رقیب و صاحبان این دکان بخصوص در بازار مکاره موفق شدند تحت بهانه اینکه شاهزاده هم حمایت خواهند کرد شما را جذب برند خود کنند. باور کنید, شاهزاده هزار سال دیگر از این جمع حمایت نخواهد کرد. چیزهایی است که شما از آن بی خبر هستید. حیف شد که با وعده نسیه اعتبار نقد خود را هزینه این پروژه از آغاز شکست خورده کردید. حیف بدینوسیله ایمیل جنابعالی و جواب بنده را برای همه می فرستمhttps://www.tribunezamaneh.com/archives/107635 بیانیه شما در سایت گویا منتشر شده و اکثر رای منفی گرفته؟ چرا؟ امیدوارم گویا مقاله بنده را نیز منتشر کند. چون در گذشته اکثر مقاله های بنده را با بزرگواری منتشر کرده اندhttps://news.gooya.com/2022/07/post-65962.php

و پاسخ آقای افشين جم به  علی تهران نیا

تصویر

 

A person holding a sign</p>
<p>Description automatically generated with medium confidence

مطالبى كه در مخالفت بِه اعلام موجوديت " شوراى ملى تصميم " نوشتيد با واقعيت همراه نيست و يا تعبير و تحليلى كه ارائه داديد صحت ندارند. درخواست ميشود اين نوشته را به فهرست گيرندگان نامه بفرستيد كه هموطنان يك طرفه قصاوت نكنند. براى روشنگرى، شفافيت و رسيدن به حقيقت درخواست مناظره و يا مصاحبه بدهيد تا خوانندگان اين مقاله به واقعيت دست يابند. هدف اين شورا، كه همانا سرنگونى نظام ، ايجاد حكومت مردمى، اجراى عدالت و سرافرازى ايران و ايرانى چيز ديگرى نيست و اين در نوشتار اعلام موجوديت به روشنى انعكاس دارد، نيازى به گمانه زنى نيست. در واقع شش اصل محورى اعلام شده شورا ، ادعاهاى جنابعالى را در بر ندارد. پرسش اينكه چرا چنين نوشته نادرستى در زمانيكه نياز به همبستگى و اتحاد براى تغيير نظام أست بدون پيشنهاد الترناتيوى مطرح ميشود؟ با سپاس و خسته نباشيد. ا.

افشين جم

على تهرانى نيا"، نامى " فيك

 

ا. افشين جم

 "على تهرانى نيا"، نامى " فيك" با ادرس ايميل قلابى، با فرستادن ايميل هاى نادرست ، و وارد كردن اتهام هاى واهى كوشش كرده در بين مردم و اپوزيسيون اختلاف و انشقاق ايجاد كُند ، سپس با نام اصلى، اتهام ها را در برنامه هاى تلويزيونى با تفصيل و تحليل بعنوان كارشناس باطلاع مردم ميرساند.

نتيجه؛ انشقاق و اختلاف ، نا باورى و عدم اعتبار و اطمينان در ميان مردم و اپوزيسيون .

اميدوارم اين شخص كه هويتش شناخته شده ، از اين عمل تفرقه انداز و خطرناك كه فقط جمهورى اسلامى از ان بهره بردارى شايسته ميكند ، و اپوزيسيون و مردم را در مقابل يكديگر قرارداده دست بردارد .

ا. افشين جم

لینک فحاشیها و تهمتها و دروغهای عبدلستار دوشکی به من و دیگران و پاسخ اولیه من به وی:

https://iranglobal.info/node/182841

 

02/08/2022

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

Rassoul Karimi

با درود کیانوش مدیر سایت ایران گلوبال

من نوشته های آین فرد و پاسخ های شما را شنیدم و باید بگویم که بسیار سنجیده برخورد کردید و هیچگونه فحاشی که مختص افراد بی بضاعت. سیاسی است در صحبت های شما نبود

روش شما در برخورد با این نوع افراد بسیار ستودنی است

س., 02.08.2022 - 20:05 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

 من شما را انساني بي شيله پيله و پاك شناخته ام، همين براي من كافيست كه من به عنوان يك فرد به نيك نفسي شما نظر بدهم. كسانيكه از ا ين حسن نظرهايي كه ذكر كرديد سوء استفاده ميكنند، هم به خودشان وهم به ديگران زيان ميرسانند و اگر آنها انسان با وجداني باشند بايد خطاهاي خود را بپذيرند و حد اقل اگر كار مثبتي نميكنند بر عليه انسانهاي خير خواه نشورند و مورد سوء استفاده توسط دستان پشت پرده قرار نگيرند. اگر اين آقا به همين كار خود ادامه دهد نبايد شك كرد كه وي در بهترين حالت و خوش بينانه ترين نگاه شخصي مغرض و خود بين و متوهم است كه بايد طرد شود، خصوصا وقتي حرفهاي گنده تر از دهانش زده و خود را منعكس كننده سوالات تعداد كثيري از " هموطنان" جا ميزند.

س., 02.08.2022 - 20:08 پیوند ثابت