آموزش به زبان مادری: آری يا نه؟

صمد بهرنگی از شخصيت های مردمی پرنفوذ سياسی و ادبی معاصر آذری ايران و نويسنده کتاب "کندوکاو در مسائل تربيتی ايران" تدريس به زبان مادری در آذربايجان را مورد تأکيد قرار می داد و كتابی برای تدريس کلاس اول ابتدائی نوشت و در سوگش گفته شد هدف او از نگارش آن کتاب اين بود که "بچه‌ های آذربايجاني مجبور نباشند سو و چرك را آب و نان بنويسند و نفهمند چرا."

صمد بهرنگی از شخصيت های مردمی پرنفوذ سياسی و ادبی معاصر آذری ايران و نويسنده کتاب "کندوکاو در مسائل تربيتی ايران" تدريس به زبان مادری در آذربايجان را مورد تأکيد قرار می داد و كتابی برای تدريس کلاس اول ابتدائی نوشت و در سوگش گفته شد هدف او از نگارش آن کتاب اين بود که "بچه‌ های آذربايجاني مجبور نباشند سو و چرك را آب و نان بنويسند و نفهمند چرا."

از سوی ديگر شادروان احمد کسروی مورخ نامدار آذری ايران اين بحث را مطرح کرده است که زبان ترکی به سرزمين آذربايجان تحميل شده است. فرض کنيم حرف کسروی درست باشد. در بسياری کشورهای مستعمره زبان انگليسی برايشان تحميلی بوده است اما دوست دارند همچنان به آن زبان تکلم کنند. اين ادعاها که تاريخاً چه کسی به چه کسی زبان يا دين ديگر را تحميل کرده است موضوعات کار مورخان است و قرار نيست مردم کشوری بر اين مبنی زبان يا مذهبشان را تغيير دهند.

در اينکه اکثريت مردم خطه آذربايجان ايران به زبان ترکی آذری سخن می گويند شکی وجود ندارد و اصل بحث هم اينجاست. به عبارت ديگر سوال اين است که آيا بنفع کودکان آذری است که به زبان مادری در مدارس آموزش ببينند که بنظر می رسد صمد بهرنگی اينگونه می انديشيده است؛ يا که بنفع آنهاست که به زبان فارسی يا زبان ديگری در مدارس تحصيل کنند، حال چه زبان ترکی در تاريخ تحميلی بوده است و چه نبوده تغييری در اين انتخاب نمی دهد؟

برخی نظير خود صمد بهرنگی تصور می کردند که اگر آموزش به زبان مادری نباشد بچه درست مفاهيم را درک نمی کند. اين تصور در ميان بسياری از زبانشناسان نيز در دورانی که صمد بهرنگی می نوشت مرسوم بود. در زمان ما نه تنها بسياری از محققين ديگر چنين نظری ندارند بلکه تجربه ميليونها ايرانی که به خارج مهاجرت کرده اند بويژه در اروپا و آمريکا نشان داده است که آموزش کودکانشان به زبانی که زبان مادری نبوده نه تنها مانعی در برابر پيشرفت آنها ايجاد نکرده است بلکه حتی از همکلاسی هايی که اهالی کشورهای محل اقامتشان بوده اند هم پيشی گرفته اند. همه اين ادعاها که بچه بايد به زبان مادری تحصيل کند غلط از آب در آمده و اتفاقا بچه های دوزبانه با هوش تر و بهتر بار می آيند.

درنتيجه ايرانيان بيشتر و بيشتر به آموزش چند زبانه روی آورده اند و اين تجربه گرانبهای ايرانيان مهاجر می تواند به خود ايران نيز منتقل شود. يعنی برعکس تصور صمد بهرنگی اينکه بچه در خانه به آب بگويد "سو" و در مدرسه بگويد "آب" نه تنها به رشد درک او از مفهوم "آب" ضرر نميزند بلکه درک او را عميق تر هم می کند. ممکن است که کودک دو زبانه ديرتر به تکلم آيد اما وقتی که به سخن می آيد درک بهتری هم از زبان مادری و هم از زبان آموزش از خود نشان می دهد.

البته ممکن است سؤال شود که آيا نبايد کودکان در آذربايجان حق داشته باشند که خواندن و نوشتن به زبان ترکی را بياموزند. بنظر اينجانب نه تنها چنين حقی بايد وجود داشته باشد بلکه دولت بايد امکانات آن را در همه مدارس فراهم کند. سؤال بعدی اين است که آيا زبان آموزش علوم هم بايد انتخابی باشد يعنی ترکی يا فارسی يا زبانی ديگر. بنظر اينجانب بهتر است آموزش علوم به زبان انگليسی صورت گيرد چرا که در عصری که ما زندگی می کنيم زبان انگليسی نه تنها زبان بين المللی است بلکه زبان بعدی در جهان بفاصله بسيار زيادی از انگليسی قرار دارد يعنی ديگر مانند 50 سال پيش نيست که بعد از انگليسی در فاصله کمی زبان فرانسه قرار داشت. حتی زبان دوم بين المللی در زمان حاضر بعد از انگليسی با فاصله زياد عملا قابل تعيين نيست ممکن است در برخی عرصه ها چينی باشد، در برخی اسپانيايی و غيره. مثلا در عرصه ديپلماتيک فرانسه هنوز بعد از انگليسی مطرح است اما در عرصه آرشيتکت ايتاليائی بعد از انگليسی . اين ها همه واقعيات موجود است. در نتيجه کودکان چه در نقاط ترک و کرد و بلوچ و عرب زبان و چه در نقاط فارس زبان بنفعشان است که علوم و رياضيات را به زبان انگليسی بياموزند. ضمنا ثروتمندان ايران هميشه توانسته اند فرزندان خود را به مدارس بين المللی نظير رستم آبادی و ايران زمين بفرستند و اين مردم عادی بوده اند که از چنين امکانی برخوردار نبوده اند.  بالاخره اينکه آيا تدريس يک زبان در همه کشور بعنوان زبان رسمی که امروز زبان فارسی است درست است؟

در آمريکا ابدا در قانون اساسی زبان رسمی وجود ندارد. در برخی کشورها چند زبان رسمی وجود دارد. دو نمونه چين و هند می توانند برای پاسخ به سؤال بالا درس آموز باشند. در هندوستان تعداد بسياری زبان رسمی وجود دارد و هيچ زبانی نيست که همه مردم کشور بلد باشند. در مناطق بزرگی همه تاميل حرف می زنند و در مناطقی هندی. به همين دليل هم عملا زبان انگليسی نقش رابط عمومی را ايفا می کند. در چين بعکس زبان مندرين زبانی است که در کل کشور اکثريت می اموزند. کدام روش برای ايران می تواند مفيد باشد؟ عملا اکثريت مردم در ايران زبان فارسی را بلد هستند و در نتيجه منطقی است که تدريس عمومی آن بعنوان زبان رابط همه کشور دنبال شود هر چند دليلی وجود ندارد که زبان های ترکی و کردی و بلوچی و عربی و آسوری و ارمنی هم در مناطقی که مردم به آن زبانها حرف می زنند رسميت نداشته باشند و متون دولتی به هر دو زبان منتشر نشوند. در دنيای جديد گلوبال تکنولوژی های جديد اين امکان را بوجود آورده اند که زبان رابط عمومی بدون استبداد در کشور شکل بگيرد و انتخابی باشد. در نتيجه احتياجی به تحميل مستبدانه زبان رسمی در کشور نظير چين نيست. بين المللی شدن زبان انگليسی در اينترنت خود بهترين گواه اين انتخاب آزادانه است. سيستم ترجمه اتوماتيک گوگل که در دستگاه های ديگر قابل تعبيه است همزمانی تبديل زبانها را آسان کرده است هرچند هنوز کامل نيست.

بسياری از مقالات علمی و فلسفی امروزه اول به زبان انگليسی نوشته می شوند و نه به زبان مادری نويسنده چون بيشتر کسانيکه متخصص آن عرصه ها هستند انگليسی می دانند و به اين شکل نظرات نويسنده مورد بررسی خوانندگان بيشتری قرار می گيرد. دانشمندان ايران نظير ابوعلی سينا زمانيکه اساس نوشته های فلسفی و علمی و پزشکی به زبان عربی نوشته می شده است به عربی نوشته اند. امروز بسياری موضوعات سياسی ایران را بهتر است به زبان فارسی نوشت چون کسانيکه مسأله شان اين بحث هاست فارسی می دانند. تا آنجا که به زبان های کردی و ترکی و عربی و بلوچی در ايران مربوط می شود، اگر خود ترک بودم و در ايران زندگی می کردم ترجيح می دادم بجه ام دروس ابتدايی و متوسطه را به فارسی ياد بگيرد. همچنين اگر  برايم امکانش بود بيشتر واحدهای علمی را ترجيح می دادم به انگليسی در مدرسه ياد بگيرد که زبان بين المللی امروز است. البته دوست داشتم در مدرسه کلاس تدريس زبان ترکی هم مهيا بود تا کودکم خواندن و نوشتن زبان ترکی را نيز بياموزد. همانطور که در آمريکا در اکثر مدارس متوسطه امکان آموختن زبان اسپانيايی وجود دارد. اما اينکه فکر کنيم علوم را بايد به زبان مادری ياد گرفت اشتباه است.

تا آنجا که به موضوع فدراليسم در ايران مربوط است مخالفت خود را با فدراليسم قومی بارها تأکيد کرده ام (1). همچنين توضيح داده ام که چرا بايد تجزيه طلبی درباره ايران را محکوم کرد (2). اما دفاع خود را از فدراليسم استانی برای ايران به روشنی گفته ام (3). موضوعات تاريخی در اين مورد هم در محافل سياسی ايران به تفصيل بحث شده اند (4). با اينحال بحث تدريس زبان مادری در مدارس و نيز گزينش زبان آموزش هيچ ربطی به فدراليسم ندارد و اگر نظام سياسی ايران غيرفدرال باشد نيز بحث های بالا مطرح است.

به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،

سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
سوم ارديبهشت ماه 1392
April 23, 2013

پانويس:

1.  فدرالیسم قومی طرحی ارتجاعی برای آینده ایران

http://www.ghandchi.com/555-FederalismeGhomi.htm

2. چرا تجزیه طلبی را محکوم باید کرد

http://www.ghandchi.com/696-Separatists.htm

3.  «فدرالیسم استانی» و روند دموکراتیزه کردن ساختار قدرت

http://www.ghandchi.com/535-FederalismeOstani.htm

4. کردها و شکل گیری دولت مرکزی در ایران

http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm

منبع: 
http://www.ghandchi.com/761-mother-tongue.htm
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سام عزیز، خواب شما ها در غار اصحاب کهف خیلی طولانی شده، دیگر روند حرکت همیتخواهی ملتها در شرایطی است که حداقل باید آرزو کنید که آینده ایران بدتر از یوگسلاوی نشود، آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گفته اید :(تجربه ميليونها ايرانی که به خارج مهاجرت کرده اند بويژه در اروپا و آمريکا نشان داده است که آموزش کودکانشان به زبانی که زبان مادری نبوده نه تنها مانعی در برابر پيشرفت آنها ايجاد نکرده است بلکه حتی از همکلاسی هايی که اهالی کشورهای محل اقامتشان بوده اند هم پيشی گرفته اند. همه اين ادعاها که بچه بايد به زبان مادری تحصيل کند غلط از آب در آمده و اتفاقا بچه های دوزبانه با هوش تر و بهتر بار می آيند.) من هم میگویم ما ترکها این همه پیشرفت بسمان است اینبار بگذارید ترکی زبان رسمی شود و بچه های فارس باهوشتر و پیشرفته تر شوند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعیت اینست که فارسها در پیک قدرت هستند و حدود 80 سال کل در آمد مناطق غیر فارس بدانجا سرازیر شده و در ناز و نعمت بزرگ شده اند حتی نیروی کارشان را از اذربایجان به مرکز کوچانده اند تا نانوایی و کارگری و سوپورچی خود را فراهم بنماینداز طرفی چون با اصول انسانی و جوامع دموکراتیک آشنایی ندارند لذا تحت هیچ شرایطی حاضر نخواهند بود این وضعیت تغییرپیدا بکند به جای حل مشکلات ، آنرا بر روی هم انباشته نموده اند.و تنها چیزی که اینها می خواهند اینست که ملل غیر فارس هیچ گونه قدرت سیاسی و ... نداشته باشد.تا در هر زمان و مکان بتوانند سرکوب و لشکرکشی بکنند مانند این جناب که زبان مادری و خدادادی هر کس را در بشقابی گذاشته و آنرا را با هزار منت ودوز کلک به صاحبانش تعارف گونه می دهد بنظر من نه فارسها دموکراتیک خواهند شد و نه سایر ملل قبول خواهد نمود چاره کارفقط استقلال است یاشاسین تورک آذربایجان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سام قندچی، می بینید چگونه از بالای سر مردم فلک زده غیرفارس نشسته اید و تعیین میکنید که این باشد و آن نباشد، فدرالیسم خوب نیست، آموزش زبان مادری خوب است. زبان فارسی را چون مردم یاد گرفته اند پس این زبان زبان رسمی کشور باشد! یعنی اگر یک تصمیم غیردمکراتیک در روزی گرفته شده، و مردم به ظلم عادت کرده اند بگذارید همان روش را ادامه دهیم! می بینید که خود رفتار یعنی تصمیم برای ملیتهای غیرفارس چقدر برایتان نرمان جلوه میکند؟ جوهر این روش تحقیر ملیتهای غیرفارس در ایران است. سرنوشت زبان آنها، سرنوشت سیاسی آنها و حق تعیین سرنوشتشان را نه خود آنها بلکه شما و سرکردگان سیاسی جامعه فارس برایشان تصمیم میگیرند. این فرهنگ سیاسی موجود در ایران است. این رفتار از بالا رفتاری استعماری است. نخبگان سیاسی فارس برای ملیتهای غیرفارس تصمیم بگیرند و زبان فارسی جایگاه ویژه اش همچنان باقی می ماند... عجب روشی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای قندچی آيا تا بحال با يک نفر ورشکسته برخورد کرده ايد؟ وقتی ورشکستگی آشکار ميشود فرد مورد نظر به هر کار نا ممکن سر ميزند تا شايد قسمتی و يا مقداری از دارائی از دست رفته را نجات دهد و اين ملل غير فارس سالها فرياد زدند ولی با دهن کجی و انکار ستم ملی روبرو شدند و امروز با پيشنهاد جنابعالی که شبيه آدم ورشکسته روبرو ميشويم . آقای محترم از قافله خيلی عقب افتاده ايد حدود ٢ ساعت ديگر در دبی بازی تراختور شروع خواهد شد و ترکهای آذربايجان با باز کردن شعار آذربايجان ايران نيست خواست خود را به نمايش خواهند گذاشت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن :Anonymous گرامی شیوه اموزش زبان در حکومت های ایرانی اشتباه است هم عربی هم انگلیسی حتی نگارش فارسی را کسی 12 ساله یاد نمیگیرد نیازی نیست که یک فارس زبان برود بلوچی ترکی یا عرب وقتی ازین نزاد ها نیست این زبان ها را بیاموزد اگرغیر فارس زبانان نیازپیدا کنند بخاطر تجارت زبان فارسی بیاموزند میتوانند در کالج فارسی بصورت فشرده یکساله مکالمه فارسی را بیاموزند همانطور که در غرب یکساله مسلط به مکالمه انگلیسی یا المانی میشوند ما درمدارس حکومت های قبلی مکالمه عربی یا انگلیسی را کار نمیکردیم ویاد هم نگرفتیم ولی کالج روش ان فرق دارد میتوانید از دوستان غرب رفته بپرسید بعد شما در کالج فارسی بصورت فشرده فقط زبان فارسی یاد میگیرید یعنی در هفته روزی 6 ساعت پشت سرهم همه که نیازی ندارند فارسی یاد بگیرند مگر افرادی از سرزمین ها که بخواهند با افراد فارسی زبان ارتباط کاری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای هومن. این جمله ی شماست:

"اگر مایل بود ونیازش پیدا شد ظرف یکسال فارسی بیاموزد"

آیا واقعا فکر میکنید که یک لر، ترک، عرب، بلوچ، یا کرد میتواند ظرف یکسال فارسی را بیاموزد؟ یا بالعکس یک فارس یا یک لرمیتواند در یک سال مثلا عربی را بیاموزد؟. من و همسالانم که بالاجبار در زمان شاه 7 سال عربی در دوره ی راهنمایی و دبیرستان خواندیم در واقع چیز زیادی از این زبان یاد نگرفتیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان مادري كردها در زمان صدام به رسميت بود و در سطح دانشگاهي هم تدريس ميشد ولي باز انفال و شيميايي حلبچه صورت گرفت و اينها هنوز ما را با استخاره زبان مادري اره يا نه مسخره كرده اند، واز طرفي شعيان عراق كه همزبان صدام بعث بودند هم از جنايات صدام در امان نماندند، و زور و قدرت اين وسط نقش اساسي بازي ميكند نه صرفاً زبان مادري ، و اين ادعايي شما حق ياد گيري خواندن نوشتن به زبان تركي در كنار فارسي و انهم در سطوح بالاتر و علمي به زبان فارسي و حتي انگيليسي ذره اي در حال روز ما فرق نميكند،و اصلاً از تعداد جوكها نميكاهد و اصلاً ديد انها را به ما در سطح پا يينتر خودشان عوض نميكند،در صورت لشگركشي انها براي سركوب ما از ما دفاع نميكند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب قندچي بهتر نيست مسئله زبان مادري را خود مليتهاي غير فارس ايراني حل كنند و شما نظاره گر بوده و قيم مابانه نينديشيد. كار شما عين روشنفكران مرد هست كه بخاطر مصلحت روشنفكري حقوق فمينيستها و زنان را پيگيري مي ناميند ولي در اصل اعتقادي به آن ندارند . تحليل شما اين سخنان را به ذهن انسان متبادر ميكند شما روشنفكر فارسها باشين و بس.
روشنفكران مليت هاي غير فارس ساليان سال است با اين موضوعها درگيرند. و به راهكارهاي منطقي و معقول آن هم دست يافته اند. شما درگير تبليغات دموكراسي كذايي (حقوق شهروندي)خود باشيد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هومن : ما نمیتوانیم برای مردم سرزمین ها تصمیم بگیریم که کودکانشان با چه زبانی درس بخوانند از مهد کودک به بالا باید در سرزمین ها مهد کودک ها تا اخر مرحله کالج مدارس مختلف زبان های ان منطقه باشد خودوالدین تصمیم بگیرند که فرزندشان کجا بهتر است درس بخواند مردم باید انتخاب کنند فرزندشان چه زبانی را از کودکی خارج از خانه یاد بگیرد وچه زبانی را در سنین بالاتر برای روابط خارج از منطقه خود ولی باتوجه به اینکه لغات بصورت ژنی و ارکی تایپی درحافظه ژنی افراد موجود است یادگیری زبانی که مال نزاد فرد است زودتر نتیجه میدهد و فرد دران رشد بیشتری میکند تا زبانی که مال نژادش نیست و از خارج تحمیل شده طبعا کسی که نزادش ترک است باید به ترکی اموزش اجتماعی ازدوران مهد کودک ببیند وفردی که عرب است هم همینطور ولی درس های فنی وعلوم دقیق که از خارج امده اند بهتر است ترجمه نشوند وبا همان زبان فنی در دانشگاه