اشتراکات جامعه ایرانی و فزون طلبی های غیراجتماعی (آسوسیال)
25.08.2022 - 10:12

 

ایران ما در صد سال گذشته دو انقلاب را پشت سر نهاده است. انقلاب نخست، می توانست دورانساز باشد که بشکست انجامید و انقلابی یا به بیان دقیق تر، انهدامی ویرانگرانه و خانمانسوز در سال ۱۳۵۷ آغاز شد که همچنان ادامه دارد. دو نیروی سیاسی سلطنت خواهان و اسلامگرایان سد استقرار فرهنگی و سیاسی آزادی، داد و دمکراسی بوده و در بشکست کشاندن انقلاب مشروطیت و انهدام ۱۳۵۷ سهیم اشکار و غیرقابل کتمان داشته اند.

نیروهائی که نماد خرافات، دیکتاتوری، سرکوب، شکنجه و بیداد در ایران بوده اند، نمی توانند آلترناتیو سیاسی برای آزادی، داد، دمکراسی و رفاه اجتماعی در این باشند.

در چند دهه گذشته مخالفین حاکمان کنونی، از خاستگاه های گوناگون، وزیر و وکیل و رئیس جمهور و تقسیم اراضی انجام دادند و در چند سال گذشته، با سرمایه گذاری های غرب، شاهپرستان فعالتر شده اند.

در مورد سه هراس که جامعه ایرانی را فلج کرده، به اشکال گوناگون سخن گفتیم و دوباره  این مهم، مورد تاکید قرار می گیرد.

جامعه ما، سلطنت اسلامگرایان و سلطنت سکولارها را تجربه کرده و تفاوت آنها در عمامه و  تاج است که یکی وارداتی و عمر تحمیل ۱۴۰۰ ساله دارد، دومی جنس تاریخ مصرف گذشته وطنی است.

واقعیت اینست که سیاست هایی که خاستگاه اسلامگرایانه، شاهپرستانه (سلطنت طلبانه) و قوم پرستانه داشته باشند، راه به همبستگی اجتماعی و سیاسی نخواهند برد.  تردیدی نیست که بخش های ضعیف فرهنگی و سیاسی جامعه ایران از هر سه گرایش ویرانگرانه، عقب مانده حمایت می کنند. اما حمایت مردم به سیاست حقاتیت نمی دهد، همانگونه که بخش قابل توجه از جامعه شهروندی ایران در سال 1357، با پوپولیسم اسلامی – فاشیستی همسو شد و در آلمان مردم پشت سر هیتلر ایستادند، در ترکیه بخشی از جامعه از جنایات حکام در کردستان دفاع می کنند و ..

مردم همیشه راه درست سیاسی را انتخاب نمی کنند و کنشگران سیاسی آگاه، در خطاهای آنها شریک نمی شوند.

خانم فرح دیبا در گفتگو با روزنامه ایتالیایی «لیبرو» اظهار داشتند که «اگر سلطنت به ایران بازگردد، نور پهلوی، دختر شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد او خواهد بود.»

ایشان با اشاره به سر دادن شعار «رضاشاه، روحت شاد» در برخی ازتظاهرات اعتراضی سال‌های اخیر، دچار توهم احیاء سلطنت در ایران شده اند.

خانم فرح دیبا گفت: «مهم‌ترین مسئله آزادی ایران و آزادی ایرانیان است». خانم دیبا نخست توضیح دهند که چرا گردن آزادی را بیرحمانه زیر گیوتین گذاشتند تا اسلامگرایان، در فقدان ازادی بیان و احزاب و با همکاری و همسوئی حکومت، زمینه های انقلاب اسلامی را مهیا سازند؟!

ادعای خانم دیبا، شبیه سرقت نام شریف جمهوری توسط خمینی و چسباندن آن به اسلام و اسلامگرایان است. دمکراسی با تعدد احزاب و نه رهبری فردی میسر می شود.

رضا شاه نماد دیکتاتوری و خشونت، یادآور قتل فرزانه ترین سیاستمداران، قتل عام مردم لرستان، زمین خواری کلان .. بوده است. سیاست رضاخانی در قبال مردمان لر و بختیاری و در واقع کل ایران، ننگی در دامان رژیم پهلوی بوده و هست. بیچاره مردمی که با الگوی از یک دیکتاتور می خواهند در ایران آزادی، داد و دمکراسی مستقر کنند.

رضا خان در متن تاریخ گذر از فئودالیسم به سرمایه داری و هنگامی بقدرت رسید که جوامع جهانی در مدار رشد سرمایه داری قرار گرفتند. ایران هم ناگزیر به تغییر شد.

از سیاست های اقتصادی نمی توان به حقانیت سیاسی دست یافت. با این منطق شاهپرستان بایستی ستایشگر  شی جین پینگ رهبر و دبیر کل حزب کموننیست چین ویا پینوشه و هیتلر و .. باشند. شیلی طی دهه‌‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توانست اقتصاد را از تورم ۱۰۰۰درصدی به تورم ۱۰درصدی برساند.

شعار “رضا شاه روحت شاد”،  سیاست را همانند اسلامگرایان به سطح “روحانی” (آسمانی) تقلیل می دهد و جدا از مطالبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تاریخی جامعه شهروندی، تبلور  پوپولیسم کور خشونت گرا اقشار عقب مانده و دیکتاتورپسند در ایران می باشد.

در شرایطی که چپ سراب حکومت کمونیستی در ایران را در گفتار و جدائی طلبی را در کردار (با شعار قومپرستانه حق تعیین سرنوشت “ملل” در سرنوشت خود) تعقیب می کند، جمهوریخواهان ملی به مدیحه سرائی در باره مصدق دلمشغول اند و بخشی دیگر از جمهوریخواهان شاهپرست شده و تا نیمه خم شده اند تا ساواکی ها از روی کول آنها بالا روند، خانم فرح دیبا وعده داده که نوه خود نور ایران ندیده، ملکه ایران شود.

آدمی از بیخردی و ساده لوحی آنها که شاه، ملکه، رئیس جمهور برای ملت ایران تعیین می کنند، شگفت زده می شود. اینهمه توهین به شعور جامعه ایرانی زیر سلطه رژیم جهل و جنایت و غارت را نمی توان مسکوت گذاشت.

جامعه خردمند، آزادیخواه و فرهیخته سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران، از حکومت سلطنتی – فقاهتی، سلطنتی شاه مسلمان، هر نوع حکومت موروثی، ایدئولوژیک و مبتنی بر رهبری فردی عبور کرده اند.

امروز جامعه ایران به مدیریت سیاسی سوسیال دمکراتیک جمعی و مبتنی بر خرد جمعی جامعه نیاز دارد و به نظر نمی رسد که پس از خطای فاحعه بار افتادن در دام اسلام سیاسی و تاوان سنگینی که برای آن پرداخت کرده، در آینده براحتی به فرد بر اساس دین، ایدئولوژی ویا ژن خانوادگی (نظیر نوه خانم فرح دیبا، پسر خامنه ای و ..) اعتماد کنند.

رهبران بسیار فرزانه، آگاه و دلیر در جامعه ایرانی پرورش یافته اند که از جنس شهروندان کف خیابان هستند و بر کاندیدای شما و حاکمان، ارجح اند. اندکی فروتنی هم برای شما ناگوار نیست!

آزادی ایران و ایرانیان نه با بند و بست برای حکومت موروثی، دینی، آرمانی، ملوک الطوایفی و فزون طلبی های غیراجتماعی، بلکه در همبستگی برای آزادی، رفاه همگانی و برابرحقوقی شهروندی، ایجاد جامعه سالم و ساختن میهنی افتخارآفرین میسر است و اینها وظایف سیاسی، اجتماعی و تاریخی سوسیال دمکراسی ایران در کنار سایر ایراندوستان آزادیخواه و دمکرات می باشد.

به اشتراکات مان بیاندیشیم و از کوبیدن بر طبل فزون طلبی های غیر اجتماعی (آسوسیال) حذر کنیم.

اقبال اقبالی

20.08.2022

http://www.tribuneiran.org/

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما