پیر دیر
04.09.2022 - 12:40

سروده منوچهر برومند
      م ب سها

من آن پیر دیرم که پنداشتم
چو مهر وطن در دل انباشتم

به کوی خرد پرچم افراشتم
همه فر گیتی  بسر   داشتم

براه  وطن  رهرویی بی گسست
غروب وسحرصبح وهم چاشتم

به مهرآبه* مهرش چنان پای بست
که دشمن به  قهرآبه **  واداشتم

اگر نفس روکرد زی ریمنی ***
لگامش ز کج  راهه  برگاشتم

زدودم ز دل  نقش  هر دلبری
بجز نقش ایران که بنگاشتم

ببینم کنون گاه پایان ،که دی
به باغ امل  بذر  غم  کاشتم

دمی بود و بگذشت و دل گفتمی
شود  گاه  شادی  که  انگاشتم

جهان گشت و گردون گردنفراز
فرار آمد  از  داد  و  بگذاشتم

پاریس نوزدهم سپتامبر دوهزار و دوازده

به یاد شادروان حسن نزیه دولتمرد ملی پارسا
*: مهرآب : محل برآمدن خورشید " مهر" و مهرآبه: پرستشگاه مهر است .
**: آبه : به جای گود گفته می شود و قهر آبه ، به معنی گودال قهر است . و قهر به معنی عقوبت و آزار است.
***:ریمنی:مکاری ، حیله گری
***
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما