گفتگوی کیانوش توکلی با اشکبوس طالبی :پارادایم شیفت و دلایل ناکامی و انسداد سیاسی در ایران
15.09.2022 - 21:12

 

 اشکبوس طالبی : سخنی کوتاه در مورد خودم.

درایل زاده شدم . وتا 6 سالگی زندگی کوچ نشینی داشتیم. وبعد در روستایی در جنوب شیراز ساکن شدیم و به مدرسه رفتم و فارسی یاد گرفتم تا 17 سالگی زندگی روستایی داشتم و در همین سن،(17 سالگی) با ششم ابتدایی به دانشسرای تربیت معلم عشایری شیراز رفتم و پس از یکسال آموزش فشرده، برگشتم به ایل قشقایی و شدم معلم . 5 تا 6 پایه را به تنهایی درس می دادم و با چادری سفید همراه ایل کوچ می کردم از آنها می آموختم و به بچه هایشان درس می دادم . 7 سال تمام در ایلات قشقایی زندگی کردم و درس دادم و در همین مدت هم به طور متفرقه و پیش خود درس خواندم و هر سال یک کلاس را به شکل متفرقه خواندم و امتحان دادم تا اینکه در سال 1350 دیپلم گرفتم و همان سال از طریق کنکور سراسری در دانشگاه اصفهان در رشته روان شناسی و تعلیم و تربیت پذیرفته شدم . ضمن تحصیل ، معلم تمام وقت هم بودم در اصفهان. در سال 1354 در فعالیت های دانشجویی دستگیر شدم و 9 ماهی در زندان بودم در اصفهان در زندان تازه ساز جاده ذوب آهن .خاطرات تهدید، تحقیر و شکنجه را هنوز با خود حمل می کتم. دردادگاه نظامی اول محکوم ولی در دادگاه دوم تبرئه شدم . پس از آن به شیراز برگشتم و شدم دبیر دبیرستان تیز هوشان شبانه روزی عشایردر خدمت آقای بهمن بیگی در تعلیمات عشایری .. در همین حال هم در برنامه فوق لیسانس روان شناسی در دانشگاه پهلوی قبول شدم و در رشته روان شناسی و مشاوره روانی فوق لیسانس گرفتم و بلافاصله در دانشسرای تربیت معلم و دانشگاه شروع به تدریس کردم . پس از انقلاب جز اولین دبیران اخراجی بودم ان هم توسط یک تلفنگرام توسط آقای رجایی وزیر آموزش و پرورش انقلابی وقت. سپس دوسال بعد دریک شرکت راهسازی در فیروز آباد دستگیرم کردند و چند ماهی هم در زندان سپاه بودم ولی به حکم حاکم شرع به آذربایجان تبعید شدم. . پس از باز گشایی دانشگاه ها، دردانشگاه تبریز به عنوان عضو هیات علمی بصورت قرار دادی استخدام شدم. چون استادان همگی اخراج شده بودند و بدنبال معلم پیمانی و قرار دادی بودند .چون من هم به سه زبان ترکی –فارسي و انگلیسی آشنایی داشتم ، شانس به دیدارم آمد . 4 سال تمام به شکل قرارادی سال به سال در دانشگاه تبریز روان شناسی درس دادم و در این سالها خانواده ام در زنجیران مورد تفتیش و اتهام قرار کرفتنذ . برادر 18 ساله ام جهانگیر به زندان عادل آباد شیراز برده شد و سپس مادرم آفتاب 60 ساله نیز به همین زندان کشیده شد . در خرداد 62 برادرم اعدام شد و مادرم 9 ماه تمام در زندان بود . استرس پدررا بعد از جهانگیر از ما گرفت . من دوباره از دانشگاه اخراج شدم و به مهاجرت یا تبعید خود ناخواسته، تن دادم وبا خانواده راهی ترکیه شدیم . دوسالی در ترکیه بودم با دو پسر خرد سالم بابک و بهرنگ 6ساله و سه ساله . در انجمن فرهنگی ترکیه و آمریکا به تدریس انگلیسی پرداختم و در دانشگاه معتبر حاجت تپه برای دوره دکترا شرکت کردم ولی از آنچا به آمریکا مهاجرت کردیم و به همسرم منیزه پیوستیم و زندگی را بار دیگر از صفر شروع کردیم . حدود 35 سال است که در مریلند ساکن شده ام . در اینجا خودم و همسرم دوباره به دانشکاه رفتیم ودر رشته آموزش و پرورش کودکان اسنثنایی و کودکان نابهنجار، یک فوق لیسانس دیگر گرفتیم با دوره های تخصصی تشخیص ، آموزش و درمان کودکان و نوجوانان نابهنچار و استثنایی وهر دو بلا فاصله در یک مرکز آموزشی ودرمانی کودکان ناسازگارشروع به کار کردیم. پس از گذراندن امتحان بورد ، هر دو در در آموزش و پرورش ایالتی مریلند استخدام شدیم و به تدریس وارایه خدمات آموزشی – تشخیصی و رفتاری مشغول شدیم . هردو از طرف آموزش و پرورش ایالتی به یک دوره فشرده حرفه ای در دانشگاه ایالتی تاوسن رفتیم برای آموزش های تخصصی تشخیص ، آموزش و درمان کودکان و نوجوانان بزهکار . با انتخاب آقای خاتمی ، اموزش کودکان استثنایی در ایران به شکل نوین در دستور کار قرار گرفت و من وهمسرم که در همین رشته در مریلند کار می کردیم ، به دعوت برنامه همکاری های آموزشی سازمان ملل و دعوت وزارت آموزش و پرورش جهت ارایه سمینار و کارگاههای آموزشی به ایران رفتیم و در برنامه ریزی های تشخیصی واموزشی دوماهه به آنها کمک کردیم . سر انجام پس از 25 سال کار ، هردو از سیستم آموزش و پرورش بازنشسته شدیم . اما من ، پس از بازنشستگی ١٠ سال است که در بخش روان شناسی دانشکده بالتیمورکانتی و هاوارد کانتی به تدریس روان شناسی و تحقیق مشغولم . در زمینه های روان شناسی کودک – رشد زبا ن و شخصیت کودک - روان شناسی شکنجه – افسردگی - خشونت و پر خاشگری و روان شناسی سایکوپات ها و دیکتاتور ها ، کار های کوچکی کرده ام که در مجلات و روزنامه ها چاپ شده اندو تلویزیون ها به بحث نشسته ام . یکی از کتاب هایم در مورد پرخاشگری و خشونت در سوئد زیر چاپ است که بیشتر منبع دانشگاهی است. با تشکر . اشکبوس طالبی اپریل 2022 - بالتیمور

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
ایرانگلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده

اشکبوس طالبان : سلام 
من در هيچ جا نگفته ام با اين حكومت موجود بنشينيم به گفتگو 
زنده باد قاسملو سر بر اين راه داد .
ولي مي شود با گروه ها و عناصر اسلامي كه از ابتدا مخالف خميني و وخامنه اي بودند و هنوز هم هستند . به گفتگونشست

جمعه, 16.09.2022 - 21:37 پیوند ثابت
نظرات رسیده

Abdol Rahman Radan: بسیار حرف های مفیدی گفتید آقای اشکبوس طالبی. اما من که کتاب دکتر عطا هودشتیان رو خوندم، نقد "هرم" همچون یک چهارچوبه تاریخی، همچون پارادایم رو نخست درکتاب این جناب دیدم (رهبری نوین سیاسی). کتاب ارزشمندی ست. البته خود من نقد هایی براون دارم. بهرحال منصفانه ست که متفکران ما به یکدیگر وفادار باشن و بگن که مثلا نقد "هرم" همچون پارادیم یا چهارچوبه تاریخی نظریه دکتر هودشتیان است. خیلی پیرو ایشون نیستم اما دوست دارم در جامعه روشنفکری حداقل روشنفکران ما که به ماها مرتب درس میدن، خودشون انصاف رو رعاریت کنن.

 

جمعه, 16.09.2022 - 08:12 پیوند ثابت
نظرات رسیده

رضا برومند :ای هم میهنان گرامی که از شنیدن خبر مرگ مهسا امینی دختر زیبای شهر سقز اندوهگین گشته و به لعن ، نفرین و فحاشی به جمهوری اسلامی و آتش به اختیارانش دلتان را چند لحظه ای خوش میکنید، روی سخنم باشماست ، تا کی باید درب خانه پدری مان ایران بر همین پاشنه به چرخد؟ آیا اکنون پس از گذشت چهل و سه سال زمان چاره جویی فرا نرسیده است ، با شما هستم ، از هر قوم و قبیله و باهر مرام و عقیده و در هر  شغل و مقامی که هستید ، به سخنان دکتر اشکبوس طالبی این  روانشناس دلسوز هموطن گوش دهید و قبل ازینکه لب به تمسخر و یا فکرتان پیش‌داوری را آغاز کند، از خودتان بپرسید برای پیشگیری از فاجعه بزرگتری که در انتظار هموطنان مان در داخل کشور است، چه کاری از دستمان بر می‌آید؟ برای نجات جان ندا ها و مهسا ها و هزاران جوان و نسل های آینده ، باید از خود بپرسیم ، راه برون رفت ازین انسداد سیاسی،  اجتماعی و روانی که مثل بختک بر خانه مشترکمان ایران نشسته است راه حلی وجود دارد؟ خواهشا فقط چند دقیقه از وقت خودرا برای شنیدن سخنان دکتر طالبی اختصاص دهید و چند دقیقه هم پس از گوش دادن درنگ کنید وبه حرف هایش فکر کنید و اگر به به این نتجه رسیدید که بله راه حل وجود دارد و آن هم جز این نیست که  ما به یک     " آشتی ملی" نیاز داریم ، پس بدانید ما همه باهم می‌توانیم به این نیاز مشترک پاسخی یگانه دهیم و عملا در این راه با هم همراه شویم و یکبار برای همیشه بر جمهوری اسلامی و ترفندهایش که " تفرقه بینداز و حکومت کن " خاتمه دهیم .    دست همه شما دلسوزان این کهن مرز و بوم را می فشارم و بر گونه های خیس مادران و پدران دلسوخته دهه ۶۰ ، ۱۸ تیر  انتخابات ۸۸ ، مهر ۹۶ ، آبان ۹۸  و ...... 

جمعه, 16.09.2022 - 06:59 پیوند ثابت
اقبال اقبالی

زندان دستگرد اصفهان،
جوانی لاغر اندام با صورتی سوخته و استخوانی، مهربان و بااخلاق ..
چقدر خوب روی خودش کار کرده .. درودش باد.
هرچند از زوایای معینی با کاربرد نظرات ایشان در سیاست امروز ایران، زاویه دارم. ایران وضعیتی مشابه دوران نازیسم هیتلری دارد. آلمان نه از دل گفتگو با فاشیسم، بلکه با حذف آن امکان دوباره ایستادن را یافت. این سیاست در مورد ایران هم صادق است.

جمعه, 16.09.2022 - 06:31 پیوند ثابت