خرده جنبش های اجتماعی، به جنبش فراگير اجتماعی فراروئيد
26.09.2022 - 21:24

خشم متراکمی که در جامعه عليه حکومت آدم کش انباشته شده بود، با قتل مهسا امينی فوران کرد و هم چون سيلی در سراسر کشور جاری گشت. اعتراضات از کردستان آغاز شد، ولی در فرصت زمانی کوتاه، تعداد زيادی از شهرهای کشور از جمله تهران را فرا گرفت. خبرهای منتشره نشان می دهد که مرتبأ شهرهای مختلف کشور  به اين سيل اعتراضات می پيوندند.

در سال ۸۸، تهران مرکز اعتراضات مردمی بود و با وجود تداوم چند ماهه، به مراکز استان ها و شهرهای کوچک امتداد نيافت. در خيزش دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸، ثقل اعتراضات در شهرهای نسبتأ کوچک و در حاشيه های شهرهای بزرگ بود. ولی اعتراضات کنونی هم در تهران و مراکز استان ها جريان دارد و هم در شهرهای کوچک. وسعت جغرافيائی اعتراضات کنونی به مراتب بيشتر از اعتراضات قبلی است. و می رود سراسر کشور را فرا بگيرد. به بيان ديگر جنبش برخاسته بجهت جغرافيائی به يک جنبش فراگير فراروئيده است.

جنبش سبز از اعتراض عليه تقلب در انتخابات شروع شد و "رای من کو؟" به شعار اصلی آن تبديل شد. نيروی محرک اصلی اين جنبش طبقه متوسط بود و جنبش قادر نشد کارگران و تهيدستان را جلب کند. مناطق ملی هم خواسته های خود را در چنبش سبز نيافتند و با تهران همراه نشدند. در نتيجه جنبش سبز نتوانست به يک جنبش فراگير که خواست های عمومی را بازتاب دهد و گروه های وسيع جامعه را به خيابان ها بکشاند، فرارويد.

در خيزش دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ عمدتأ تهيدستان و طبقه متوسط فرودست جامعه در رابطه با وضعيت معيشتی و ۳ برابر شدن قيمت بنزين در تعداد زيادی از شهرها به خيابان ها آمدند و عليه خامنه ای و حکومت اسلامی شعار دادند. گرچه دو خيزش بر سپهر سياسی کشور تاثيرات عميقی گذاشتند ولی قبل از اينکه به يک جنبش فراگير تبديل شوند به شدت سرکوب گرديدند.

قبل و بعد از اين دو خيژش، ما شاهد حضور موثر جنبش کارگری، اعتراضات و اعتصابات وسيع کارگران، معلمان و برخی گروه های ديگر اجتماعی بوديم. هم چنين در اين مدت خيرش های خيابانی منطقه ای در خوزستان و اصفهان را داشتيم. هيچ کدام از جنبش ها و اعتراضات به يک جنبش فراگير نروئيد.

چامعه ما، جامعه جنبشی است و از پتانسيل اعتراضی بالائی برخوردار است. با وجود تعدد برآمدهای اعتراضی، خيزش ها و جنبش های اجتماعی، جامعه ما از فقدان جنبشی که بتواند خصلت فراگير داشته باشد و بتواند خرده جنبش ها را بهم پيوند دهد و همبستگی درون آن را تامين کند، رنج می برد. ما بارها براين نکته دست گذاشتيم و گفتيم که گذار از جمهوری اسلامی نيازمند شکل گيری جنبش فراگير است تا امکان هم افزائی پتانسيل های موجود در خرده جنبش ها را فراهم آورد.

اعتراضات برخاسته در چند روز گذشته جنبه عمومی پيدا کرده و گروه های مختلف اجتماعی را فرا گرفته است. در تهران اعتراضات در مناطقی از شهر که عمدتأ محل زندگی طبقه متوسط است، شروع شد. ولی درتداوم اعتراضات در روزهای گذشته، اعتراضات به جنوب شهر از جمله نازی آباد هم امتداد پيدا کرده است.

طبقه متوسط با شعارهائی به مراتب راديکال تر از سال ۸۸ به ميدان آمده است. ، گروه های وسيعی از طبقه متوسط در دو دهه گذشته به جانب تهيدستان سوق پيدا کرده و با کارگران و تهيدستان همراه شده اند.

دانشگاه مدت ها بود که به دلايل مختلف از جمله تعطيلی دانشگاه ها به علت کرونا، افزايش سهميه حکومتی ها، پولی شدن دانشگاه ها و تسلط نيروهای امنيتی، با رکود مواجه بود. با اين وجود دانشجويان در تعداد زيادی از دانشگاه های کشور همراه مردم به اعتراض برخاسته اند. جنبش دانشجوئی نقش برجسته و هدايتگر در سمت دهی اعتراضات مردمی دارد.

مردم در برخی شهرها شعار می دادند که: "کردستان، کردستان، چشم و چراغ ايران". مردم شهر تبريز هم با کردستان و مردم سراسر کشور همراه شدند و در دفاع از کردستان شعار دادند: "آذربايجان بيدار است و پشت کردستان است". اين امر حاکی از پيشقدم بودن مردم کردستان و حضور موثر مردم مناطق ملی است. امری که در گذشته اتفاق نيافتاده بود.

تشکل های کارگری و معلمان هم بلافاصله موضع گرفتند و از اعتراضات حمايت کردند. کارگران هفت تپه گفتند:  "قتل حکومتی مهسا ما را متحدتر کرده، اعتراضات مان را وسیع تر خواهیم کرد". در کنار کارگران و معلمان، کانون نويسندگان، تعدادی از هنرمندان، نويسندگان و ورزشکاران اعتراضات خود را نسبت به قتل مهسا امينی اعلام و از جنبش اعتراضی مردم حمايت کردند.

در خارج از کشور هم سازمان ها و احزاب سياسی به حمايت از اعتراضات مردمی در داخل کشور برخاسته و تجمع های متعددی برگزار می کنند. کنشگران سياسی و مدنی در خارج از کشور و مردم معترض در داخل کشور در يک صف قرار گرفته اند. برای اولين بار همسوئی و هم صدائی گسترده ای بين منتقدين و مخالفين شکل گرفته است. 

از سوی ديگر صدای مردم معترض کشورمان جهانی شده و در موضع گيری سران برخی کشورها، شخصيت های بين المللی و رسانه های جهانی وسيعأ بازناب پيدا کرده است.

با توجه به دربرگيرندگی و فراگيری اعتراضات به جهات مختلف که برشمرده شد، می توان به يقين گفت که خرده جنبش های اجتماعی به جنبش فراگير اجتماعی فرارروئيده، همبستگی بی سابقه ای بين گروه های مختلف اجتماعی، بين مناطق ملی و ديگر مناطق کشور، بين طبقه متوسط و فرودستان جامعه و بين داخل و خارج از کشور به وجود آمده است. جنبش فراگير در درون جريان حاکم شکاف انداخته، ريزش در بدنه حکومت را شتاب بخشيده و عناصری از آن ها را هم با اعتراضات مردم همرا کرده است. تيغ سرکوب حکومت کند شده و حکومت قادر هم نيست مردم را از خيابان ها جمع کند.

جنبش فراگير مرحله جديدی در وضعيت سياسی کشور به وجود آورده است. جنبش فراگير در شعارهای خود مستقيمأ راس قدرت يعنی علی خامنه ای را زير ضرب گرفته و قوای خود را برای گذار از جمهوری اسلامی متمرکز کرده است. اميد است که جنبش اعتراضات به تحول بنيادی بيانجامد و کشور ما که با سلطه جمهوری اسلامی در وجوه مختلف در حال فروپاشی است، از اين وضعيت رهائی يابد و در راه آزادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و توسعه پايدار گام بردارد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
http://bepish.org/node/7874

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما