جایگاه هسته های “زن زندگی آزادی” در پیشروی انقلاب
28.11.2022 - 14:49

دست اندرکاران حکومت اسلامی و اراذل و اوباش پیرامون رژیم، به اقلیتی دو تا سه درصدی  تقلیل یافته اند. اقلیت حاکم که منافع و مصالح مافیای حکومتی را نمایندگی کرده و می کند، اکنون که جامعه ما در تب انقلاب می سوزد، علیه بیش از هشتاد میلیون شهروند ایرانی اعلام جنگ کرده است.

پیام های اخیر علی خامنه ای و ابراهیم رئیسی، کاملن شفاف و در راستای تداوم سیاست سرکوب ، قتل عام ها و کشتارهای چهل و چهار ساله گذشته است.

واقعیت انکارناپذیر اینست که، از یکسو شرایط جامعه ایران دگرگون شده و مردم نمی توانند رژیم اسلامی را تحمل کنند، از سوی دیگر هنگام برگ ریزان  رژیم اسلامی فرا رسیده و موج ریزش نیروهای پیرامونی نظام، فرار از زیر دیوار پوسیده حکومت، هر روز شتاب بیشتری می یابد.

اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای پایبند به ارزش های دمکراتیک، به احترام سلحشوری ها، دلاوری ها و ارزش های انسانی و والائی که بر پرچم انقلاب “زن زندگی آزادی” نقش بسته و همچنین به همت کوشش های بی دریغ جامعه ایرانی برونمرز، آماده اند تا به آدمکشان حاکم بر ایران پشت کنند و انقلاب را به رسمیت بشناسند.

اکنون که حکومت اسلامی به پایان خود نزدیک شده، قطب قدرتمند انقلاب “زن زندگی آزادی” در همبستگی میدانی و اقدام در خیابان هر روز متحدتر شده، پاسخ به کاستی هایی نظیر وفاق کلان سیاسی، انسجام در میدان و هماهنگی سراسری و شکل دهی به نهادهای رهبری میدانی، از اهمیت بسیار برخوردار می باشد.

1-ما فاقد احزاب اجتماعی سراسری و مردمی هستیم. در شرایط فقدان احزاب سیاسی – اجتماعی، شبکه های مجازی اجتماعی، کنشگران جنبش اقدام در خیابان را بهم پیوند داده است. در کنار شبکه های مجازی، رهبران میدانی سه جنبش معلمین، دانشجویان و کارگران، می توانند نقش بزرگی در داغ کردن کوره انقلاب بر عهده داشته باشند.

ما در جنبش معلمین و جنبش کارگری نهادهای شکل گرفته صنفی داریم که عملن از پتانسیل سیاسی بالائی برخوردار هستند. در جنبش دانشجوئی نیز تشکل های دانشجوئی، با گسستن از سنت ها و توهمات اصلاح در فاشیسم اسلامی، در حال قوام یافتن هستند.

انقلاب “زن زندگی ازادی” به نهادهای (هسته های) خودمدیریت، لائیک، دمکراتیک و اجتماعی در کف جامعه نیاز دارد.

هسته های آگاهی رسان خودمدیریت انقلاب “زن زندگی آزادی”، با استقرار در محله ها، شهرها، دانشگاه ها، مدارس، کارخانه ها، ادارات، ارتش و .. ، اجزای موتور انقلاب را تشکیل خواهند داد. مجموعه سازندگان موتور انقلاب، کاتالیزاتور هدفمندسازی انقلاب و تبلوردهی سیاسی به خرد جمعی جامعه و نگهداری سکان انقلاب در دست جامعه شهروندی هستند.

2-در متن تکوین نهادهای کف جامعه، زمینه های شکل گیری احزاب سیاسی اجتماعی فراهم می گردد و با تکوین احزاب اجتماعی نوپا، دگردیسی فرقه های سیاسی موجود ویا دوران اضمحلال آنها فرا خواهد رسید.

سرنوشت ایران فردا را یک فرد، یک فرقه، یک قوم، یک تبار، یک نژاد و مدافعان حکومت دینی تعیین نخواهند کرد. جامعه رنگارنگ ایران، تنوع سیاسی خود را در سامانه بزرگ مجلس ملی، و با پیروی از ارزش های دمکرایتک و سکولار جلب و هضم خواهد کرد.

ما به اندیشه های جوان، گفتگو در چارچوب استانداردهای دمکراتیک و اراده منسجم و استوار در میدان ساختن جامعه و میهن نیاز داریم. برای دسترسی به این مهم، آزادی های بی قید و شرط سیاسی تشکل، تحزب، اجتماعات، رسانه ها و رفع تبعیض و برابرحقوقی شهروندی الزامی می باشد.

3-بار سنگین این دوره از انقلاب “زن زندگی آزادی”، بر دوش کنشگران شجاع و سلحشور جنبش اقدام در خیابان است. این جنبش همچنان در جامعه ریشه می دواند و اقشار بیشتری از شهروندان را در سراسر ایران جلب می کند. در محله ها و شهرهایی که هسته های خودمدیریت “زن زندگی آزادی”، انسجام دارند، کنشگران جنبش اقدام در خیابان از پتانسیل و پیگیری بیشتری برخوردار هستند.

جنبش اقدام در چند راستا باید پیشروی کند تا بتواند به امر برچیدن حکومت اسلامی سرعت دهد.

نخست: جنبش اقدام در خیابان می تواند در دل خود، جنبش اقدام برای آزادی زندانیان سیاسی را سازمان دهد تا آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را میسر سازد و حکومت را نتنها در خیابان و قوه مجریه، بلکه در عرصه قوه قضایی هم به عقب نشینی وادار کند.

دوم: اعتصاب معلمین، دانشگاهیان، کارخانه ها، اداره ها، حمل و نقل …، بازوهای قدرتمند انقلاب “زن زندگی و آزادی” هستند که با فعال شدن آنها، زمینه های فلج حکومت، اعتصاب عمومی، تسلیم رژیم ویا تدارک قیام قهرآمیز مهیا می شود.

سوم:انقلاب “زن زندگی ازادی” به پیشتازی دختران و پسران مان در جنبش اقدام در خیابان، توانسته است رهبران خود را پرورش دهد و نشان دادند که به رهبران وارداتی نیاز ندارند. هسته های موجود در محلات، شهرها، کارخانه ها، اداره ها و .. ، ستادهای رهبری میدانی هستند و هیئت های هماهنگی منتخب همین تشکل ها، ستاد رهبری انقلاب را تشکیل خواهند داد. تجربه را تجربه کردن خطاست. نیروی خودمدیریت، آزاداندیش، دمکرات و اجتماعی موجود، مصمم است تا خرد سیاسی جامعه ایران را تبلور سیاسی دهد و راه را برای پوپولیسم و مهندسی افکار عمومی توسط رسانه ها، مسدود سازد.

در شرایط فقدان احزاب سیاسی و اجتماعی در ایران و خیز  موج سواری افراد، محافل، گروه ها و دسته جات متنوع برای قیمومیت ملت ایران، توافق ملی بر سر ایجاد مدیریتی سیاسی با ترکیب برابر جنسیتی  از نمایندگان معلمین، دانشجویان و کارگران حاضر در مبارزه میدانی، می تواند حلقه مفقوده آلترناتیو برای تشکیل دولت انتقالی و مجلس موسسان نظام جدید را پاسخ دهد.

همانطور که جامعه شهروندی ما توانست پیرامون شعار “زن زندگی آزادی”، روی ریل انقلاب قرار گیرد، قطعن می تواند بر سر تشکیل یک آلترناتیو سیاسی برخاسته از متن جامعه و اقشار اجتماعی معلمین، دانشجویان و کارگران، به یک وفاق ملی دست یابد. هسته های انقلاب “زن زندگی ازادی”، می توانند در این راه، نقش ارزنده ای داشته باشند.

اقبال اقبالی

28.11.2022

www.tribuneiran.org

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما