فضای مجازی پیش و پس از از ژینا (مهسا) امینی
04.12.2022 - 21:37

 
دادستان کل کشور به تازگی گفته که "فضای مجازی باید کلا بسته شود، اما ممکن نیست." او ادامه داد که "بزرگ‌ترین خیانت دولت قبل، همین سرپیچی از دستور آقاست [برای بستن فضای مجازی]." 
گرچه در دولت روحانی نه تنها شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، فیس‌بوک، توئیتر و جز آن مسدود شده بودند، بلکه تلاش هایی نیز برای راه‌اندازی اینترنت داخلی با نام "اینترنت ملی" صورت گرفت و هزینه های هنگفتی هم  صرف آن شد، اما به نتیجه‌ای نرسید.
اینها همه و نیز محبوب نبودن رسانه های حکومتی در میان مردم و تسخیر فضای مجازی توسط مخالفان نظام باعث شد که سیاست جمهوری اسلامی در قبال فضای مجازی، بویژه پس از ماجرای ژینا (مهسا  ) امینی و اوج گرفتن اعتراضات مردمی به کلی تغییر کرد. یعنی وقتی دیدند که نمی توانند فضای مجازی را کامل ببندند، چاره ای ندیدند که خودشان هم – در کنار فیلترینگ، انواع محدودیت ها و بگیر و ببندها - وارد گود شوند و به قول خودشان "از این تهدید، فرصت بسازند". یعنی هم کنترل فضای مجازی را به دست بگیرند و هم در مسیر دلخواه خود هدایتش کنند. این شد که "ارتش سایبری" که قبلاً دوروبر میدان کار می کرد و با عوامل نفوذی خود، گروه ها را زیر نظر داشت و رصد می کرد، مستقیم وارد میدان شد و با استخدام نیروهای حرفه ای و مزدبگیر و به کارگیری انواع ربات های اینترنتی کوشید که فضای مجازی را به تصرف خود درآورد. اگر فقط نگاهی به گروه های تلگرامی، بویژه گروه های پرعضو بیندازیم، درخواهیم یافت که از 2-3 ماه گذشته به این سو، افرادی وارد این گروه ها شده اند که بسیار هدفمند و سازمان یافته، دست به انتشار انواع مطالب دروغین، انحرافی، گمراه کننده، تفرقه افکنانه و تبلیغاتی می زنند. اینها همه البته در کنار گروه های تلگرامی "خودی" است که گاه از سوی بسیجیان، سپاهیان، سرداران و سربازان گمنامِ بازنشسته و بازننشسته و گاه بقایای "اصلاح طلبان وفادار به نظام" راه اندازی شده اند. این گروه ها در کنار انتشار مطالب متنوع، گاه سرگرم کننده و بی اهمیت و گاه متناقض سعی می کنند از یک سو فضای مجازی را در اختیار خود بگیرند و هدایت کنند و از سوی دیگر "غیرخودی ها" را شناسایی و رصد کنند. این روزها دیگر کار این افراد به جایی رسیده که در کنار خبرهای ساختگی و دروغین، حتی مستقیم از ربات ها و کانال های تلگرامی حکومتی و اطلاعاتی، همچون "سپاه سایبری پاسداران" و مانند آن فوروارد می کنند.
یکی از شیوه های مشخص و بارز این افراد و گروه ها بزرگ نمایی و کوچک نمایی است. یعنی در حالی که فجایع و رویدادهای مهم اجتماعی را ناچیز و بی اهمیت جلوه می دهند، اتفاقات کوچک و اندک را بزرگ می نمایانند. برای مثال در مورد کشته شدن ده ها نفر در فلان اعتراض یا سکوت می کنند و یا شمار کشته شدگان را اغراق آمیز و ساخته و پرداخته ی "دشمن" می دانند، در حالی کشته شدن یک نیروی "خودی" را بی اندازه برجسته می کنند.
شیوه ی دیگر تخریب شخصیت ها، بویژه شخصیت های محبوب و برجسته است، حتی شخصیت هایی که تا دیروز به عنوان الگو معرفی می شدند. نمونه ی بارزش علی کریمی، علی دایی فوتبالیست های محبوب و مردمی وبسیاری دیگر است.
راه دیگر لوث کردن و بی ارزش کردن مفاهیم است. برای مثال در برابر شعار "زن، زندگی، آزادی" شعار " زن، فحشا، هرزگی" را می سازند تا آن را از مفهوم اصلی خود تهی و دور کنند.
از دیگر شیوه های پرکاربرد، انتشار خبرهای بد و ناگوار و بزرگ نمایی آنها، بویژه در باره ی گرانی، تورم، جنایات و ناامنی در اروپا و آمریکاست تا از این طریق هم آن کشورها را از اعتبار بیندازند و هم کاستی ها و مشکلات موجود در ایران را توجیه و پذیرفتنی کنند. از روش های دیگر، تحریف و تغییر واقعیات، خبرسازی و شایعه سازی است.
البته به میدان آمدن "ارتش سایبری حکومت" خوبی هایی هم دارد. یکی از خوبی های آن این است که این افراد مستقیم و از نزدیک با اقشار مختلف جامعه و دیدگاه هایشان آشنا می شوند و از این طریق، نه تنها به واقعیت های اجتماعی پی خواهند برد، بلکه شاید حتی شیوه ی نگرش شان تا اندازه ای تغییر کند. از این رو رویارویی و برخورد با چنین افراد و مطالبی در گروه های مجازی و روشنگری و افشاگری، از وظایف شهروندی یک ایرانی آگاه و مسئول است تا هم اثرات مخرب چنین مطالبی خنثی شود، هم گروه ها از اختیار و هدایت "ارتش سایبری" خارج گردند و هم بر نیروهای حرفه ای و مزدبگیر آن، تأثیری مثبت و روشنگرانه گذاشته شود. 
آذر 1401

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما