بعد 69 سال از واقعه !
06.12.2022 - 09:30
تهیه و تنظیم:
مطا لعات کانون علوم اداری ایران

ضیاء مصباح : ۱۶ آذر ۳۲ و تحولات بعد آن برای آشنایی بیشتر جوانان سلحشور و اندیشمندمان

 

برای ۶۹ مین بار در روز ۱۶ آذر مراسمی در دانشگاههای کشورمان که میتوان گفت در ابعادی بیمانند هر چند کمی، توسعه یافته و جنبش اخیر نیز ره اورد همان روحیه میباشد- برگزار میگردد و چگونگی بزرگداشت این حماسه در چند روز اینده از بسیاری جهات قابل تامل بنظر میرسد.

متعاقب کودتای ۲۸ مرداد و اشتباهات نظام وقت در رابطه با رعایت حقوق اجتماعی مردمان این سر زمین اهورائی، اقدام نا بخردانه در محاکمه شادروان دکتر مصدق، دعوت از رئیس جمهور وقت امریکا «نیکسون» و… در سرسرای دانشکده فنی دانشگاه تهران دانشجویان این دانشکده «پیشرو و نگاهبان آزادی» با نواخته شدن زنگ کلاس با قدم هائی آرام در جلو پله اصلی سرسرا حاضرو پس از دقیقه‌ای سکوت، دانشکده را ترک ‌میکنند.

 واقعه‌ای که با سخنان دو دانشجو با چند سرباز از نظامیانی که از شروع اولین سال تحصیلی بعداز کودتا- تمام دانشگاه را در اشغال داشتند، شروع و سربازان برای دستگیری آنان وارد کلاس درس میشوند. ورود سربازان به کلاس درس با اعتراض استادان و رئیس دانشکده روبرو و زنگ تعطیلی کلاسها نواخته، با خروج دانشجویان و فریاد «دست نظامی از دانشگاه کوتاه» تیراندازی و سه دانشجو بنام قندچی، رضوی و بزرگ نیا در محوطۀ سرسرا بقتل می‌رسند.

تا زمانی که مهندس خلیلی رئیس دانشکده بود از تعمیر جای اصابت گلوله‌ها خودداری کرد تا این جسارت پیوسته در دیدگاه دانشجویان پویا و مبارز قرار داشته باشد. این جنبش دانشجوئی گذشته را به آینده پیوند میدادو در این روزها نیز تبلور خاص خود را در ادامه حرکت چند ماهه اخیر مردمی – دانشجوئی خواهد داشت.

مروری براثاراین ماجرای فراموش ناشدنی ضروری بنظر می رسد: در روز ۱۶ آذر ۳۹، کمیته دانشگاه تهران وابسته به جبهۀ ملّی، بعد از ۷ سال- شاهد اولین تظاهرات گسترده و یکپارچه دانشجویان بود. تظاهراتی که پیش درآمد مبارزات آزادیخواهی سالهای بعد بشمار می‌آید.

بعد از کودتا و محاکمۀ پیشوای ملیمان در دادگاه نظامی که در واقع تبدیل به محاکمه کودتاگران گردید، حیات احزاب ملی هر چند بسیار محدود ادامه مییابد و بمناسبت‌های گوناگون با انتشار اعلامیه در حد توان کوشش میکردند که روزنه‌ای امیدوارانه در مسیر احقاق حقوق سیاسی جامعه، باز نگه دارند.

بهار ۳۹ باتوصیه سیاست خارجی آمریکا « اقبال » نخست وزیر وقت انتخابات دوره بیستم را آزاد اعلام کرد که تأکید و اعترافی صریح بر آزاد نبودن انتخابات در دوره‌های گذشته بشمار میرود.

 جبهۀ ملّی مرکب از احزاب وابسته نهضت ملّی و شخصیت‌های سیاسی و عده‌ای از وزرای دکتر مصدق بطور نمادین همزمان با ۳۰ تیراحیایی دو باره مییابد.

در اواخر تابستان ۳۹ بدعوت جبهۀ ملّی در میدان جلالیه(در سطحی گسترده از کوی امیر اباد تا پارک لاله فعلی ) اجتماع بزرگی برگزار که با حمله مأموران تبدیل به تظاهرات در خیابانهای اطراف شده و طی آن عده‌ای دستگیر میشوند.

با شروع سال تحصیلی ۳۹ گفتگو‌ها بین گروههای مختلف برای هم آهنگی فعالیت‌های دانشجوئی آغاز گردید.. طرفین این مباحثات افراد حزبی و کمیته بین احزاب (حزب ایران- حزب مردم ایران- حزب ملت ایران- حزب سوسیالیست) منتسب به نهضت مقاومت ملّی و عده‌ای از منفردین بود ند.

برای برقراری ارتباط فکری با دانشجویان و همچنین آگاهی مردم از هدفهای مبارزات دانشجوئی، کمیته دانشگاه تصمیم بانتشار «پیام دانشجو» گرفت و تا اوائل بهمن ماه ۳۹که تمام اعضاء کمیته دستگیر شدند ادامه یافت.

 برنامه کمیته دانشگاه، تعطیل روز ۱۶ آذر بود، تعطیل سراسری دانشگاه در این روز از نظر نمادین بعنوان تجدید حیات جنبش سیاسی دانشجوئی و بیانگر شکست سیاست سرکوب بعد از کودتا.

درسالگرد ۱۶ آذر هر سال معمولامسئولین دانشکده‌ها ودانشجویان هر دانشکده در جلو دانشکده خود اجتماع و راه پیمائی از دانشکده فنی بطرف دانشکده پزشکی و ادبیات ادامه و نهایتا در مقابل دانشکده حقوق متوقف میشدند.

با باز شدن مجلس، معلمین تهران بعنوان اعتراض نسبت به حقوق خود دست به اعتصاب زدند و در تظاهرات میدان بهارستان و درگیری دکتر خانعلی بقتل میرسد، که منجر به تغییر نخست وزیر شد و از همان زمان بعنوان روز معلم شناخته میشود.

 امینی پس از نخست وزیری« سلطنت را از حکومت جدا » و آنانکه در نزد مردم خوشنام نبودند دستگیر و از نقض مستمر قانون اساسی انتقاد و بموازات آن آزادیهای سیاسی گسترش و روزنامه‌ها آزادی نسبی یافتند.

در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰طرفداران دکتر مصدق میتینگی که تا آنزمان نظیر آن در ایران سابقه نداشت در میدان جلالیه تشکیل و نشان دا دند که بالقوه بزرگترین نیروی سیاسی کشور بوده و دلبستگی مردم آگاه به آرمانهای نهضت ملّی علیرغم تبلیغات منفی شدید، هنوز زنده است که امید میرود با کوشش هائی برنامه ریزی شده هماهنگی لازم بین افراد شاخص این سازمان معتبر بعنوان امانتی در دستمان امروز نیز انچنانکه بایسته؟! ایجاد و استمرار یابد.

 ده روز بعداز نخست وزیری امینی، نهضت آزادی ایران بعنوان یک سازمان سیاسی از طرف شادروانان مهدی بازرگان، یدالله سحابی و محمود طالقانی تاسیس و سیاست داخلی این نهضت مبتنی بر: احیاء حقوق اساسی ملت با استقرار حکومت قانون و تعیین حدود اختیارات و مسئولیت قوای مختلف و ترویج اصول اخلاقی و سیاسی بر مبنای دین اسلام بود.

 امینی با امکانات فراوانی که در اختیار داشت خود را پرچمدار اصلاحات معرفی و با این روش نخست وزیرانی که بطور نسبی از خود استقلال رأی داشتند مانند قوام السلطنه و سپهبد رزم آرا را از صحنۀ سیاسی حذف کرده بود.

خواست اصلی جبهۀ ملّی در مذاکرات خصوصی با امینی و در قطعنامه میتینگ میدان جلالیه قبل از هر چیز انتخابات بود، شادروان دکتر صدیقی در سخنرانی میدان جلالیه گفت: مؤتمن الملک ها، مصدق ها، و … با همین قانون به مجلس راه یافتند و بعد از شهریور ۲۰ و ورود به صحنه سیاسی و مبارزات پارلمانی، با همکاری صمیمانه احزاب و گروه‌های ملّی مصدق توانست با جلب افکار عمومی از رهبری اقلیت کوچک پارلمانی به نخست وزیری برسد و نهضت ملّی را بوجود آورد.

جبهۀ ملّی در راستای اصول سیاسی خود بر انجام انتخابات پافشاری می‌کرد زیرا ورود هر نماینده مستقل و حقیقی به مجلس قدم بزرگی بود در محدود کردن خودکامگی ها و تضمینی برای ایجاد و استوار کردن نهاد‌های دموکراسی و انجام اصلاحات مورد نیاز جامعه…

همان نگاهی که کم وبیش در این زمانه پر اب چشم انهم متعاقب از دست دادن خاکریز اول البته بشرط تحمل جامعه ای که عموما به اقرار خودی هایشان به هیچیک از ادعاها و با تعریفی وعده های این جماعت اطمینان ندارند وعموما به ادامه کوشش های میدانی تا تعین تکلیف اصلی بر خلاف سیاست گام بگام باور دارند و میکوشند.

در تظاهرات دانشگاه تهران در اول بهمن ماه ۴۰ گروه چتربازان نظامی وارددانشگاه شدند و با یورش به دانشجویان و تخریب آزمایشگاهها و کلاس‌ها -نظام حاکم دولت امینی را مسئول معرفی کرد.

بعد از استعفای امینی (۲۸ تیر ماه ۴۱) و نخست وزیری علم، رهبری سیاست «اصلاحات»با عنوان «انقلاب سفید» را به رفراندوم گذاشت. جبهۀ ملّی با انتشار اعلامیه‌ای «اصلاحات» را بصورتی که انجام می‌گرفت دست آویزی برای زیر پا گذاشتن قانون اساسی مشروطیت و برقراری حکومت فردی اعلام و بعنوان اعتراض مردم را به تظاهرات عمومی در روز ۶ بهمن فراخواند.

در پی این دعوت اکثریت اعضاء جبهۀ ملّی و نهضت آزادی و عده زیادی از دانشجویان دستگیر شدند. این بازداشت تا شهریور ماه ۴۲ ادامه داشت و حادثه ۱۵ خرداددر زمان زندانی بودن گروه رهبری جبهه ملی اتفاق افتاد.

در ۱۸ شهریور ۴۲ رهبران جبهۀ و دانشجویان باستثنای رهبران نهضت آزادی از زندان آزاد شدند. دلیل ادامه بازداشت و محاکمه رهبران نهضت نوشتن نامه‌ای خطاب به جمال عبدالناصر بود که بدست مأموران زندان افتاده بود.

** دانشجویان امسال در شرایطی به استقبال ۱۶ آذر می روند که جنبش انقلابی پا به حیات گذاشته، سپهر سیاسی کشور را دگرگون کرده و برای گذار از حکومت ویرانگر خیز برداشته است.

 حکومت سال ها کوشید بضرب زندان، محرومیت از تحصیل، بورسیه‌های رانتی و اخراج اساتید دانشگاه ها را به پادگان تبدیل کرده، صدای اعتراضی دانشجویان را خاموش ساخته و جنبش دانشجوئی را به رکود کشاند. امروز میبینیم این سیاست ها عقیم ماندند و دانشجویان از اولین گروه های اجتماعی بودند که به جنبش “زن، زندگی، آزادی” پیوستند، با اعتراضات کف خیابان همراه شدند و در خط مقدم جنبش قرار گرفتند.

 

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ضیاء مصباح
برگرفته از:
اسناد واطلاعات موجود

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما