مادر و دیدار ابدی

یک شعر گونه احساسی و سیاسی به مناسبت 25مین سالگرد روزی که مادرم هنوز در قید حیات بود و روز مادر هم بود، اما او مریض و ناتوان و من نتوانستم اورا ببینم. من این قطعه بس احساسی را تقدیم می کنم به روان پاک آن عزیزانی که مانند مادرم در نا آگاهی مطلق این جهان را برای همیشه ترک گفته اند و حق و حقوق خودرا اصلا نشناختند

 

مادر و دیدار ابدی

.

بمناسبت 25مین سال مرگ مادر

گلمراد مرادی

مادر ای جاودانه، جاودانان اخترم

ای تخریب نموده کوهساران بر سرم.

بعد از فقدان تو ایامی تلخ دارم من

تنهانیم درغم، دمیکه خبر اعدامی آید بنظرم

مادری داغ دار فرزند بیگناهش می شود،

من هم داغ دار ندیدن مرگ گرامی مادرم

25 سال پیش تنها گذاشتی مرا و رفتی،

طبیعی بود ضایعه، گله ای نی ازجان پرورم

فاصله بین من و تو، بود غیر طبیعی

مستبدان بودند عامل اصلی، ندیدن آن والا ترم

از آخرین وداع با تو بودم من محروم

مجازنی به بالینت آیم در دم مرگ، ای عزیزترم

غافل از آنم، در هرسنی نیاز دارم ترا

در هر امری، به مادر گران قدر روی آورم

کنون در زیرخاکی و فرسوده استخوانت

مجسم می کنم من ترا در هر شام و صحرم

رؤیای ترا درقاب عکس فرسوده بینم هردم

انتظارم داری قبل از ترک دیار، ای در و گوهرم

25 سال پیش روز مادر یاد دارم ترا هنوز که،

ناخوش بودی و من نبودم، کاری کنم، ای بهترم

امروز، روز مادر است و بیاد دارم ترا مکرر

نی، تو از یادم نروی، ای گرامی و از همه برترم

گلمراد هزاران فرزند، مادران را داغدار کردند

بیاد آر، آن قهرمانان که بودند آزادی پرورم

اول ماه مه 2013 میلادی

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.