به بهانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲

طبق معمول ۳۴ سال گذشته، رژیم اسلامی با استفاده دقیق از تئوری‌های روانشناسی اجتماعی و تبلیغات گسترده در این راستا، تلاش خواهد کرد که دو کاندید ریاست جمهوری را که ظاهراً با یکدیگر فرق دارند را به مرحله نهایی انتخابات روانه کند. طبق معمول همیشه، در یک طرف کاندیدی قرار می‌گیرد که در ظاهر امر آنچنان با نظریات شخص ولی‌ فقیه موافق نیست، بدنبال بهبود وضع زندگی‌ جوانان است، تلاش می‌کند که وضعیت اقتصادی و مشکل بیکاری ملت ایران را حل کند، خواهان بهبود روابط ایران با دیگر کشورهای جهان می‌باشد.

پیش درآمد:

در مورد انتخابات در جمهوری اسلامی، شرکت یا عدم شرکت در آن به جرأت میتوان گفت که طی‌ ۳۴ سال گذشته، ده‌ها هزار مقاله کوتاه و بلند از دید گاه‌های مختلف نوشته شده است. صرفنظر از مقالات و نوشته‌های گوناگون در این رابطه، خود ملت ایران بارها و بارها با امید‌های واهی در انتخابات مختلف رژیم اسلامی شرکت کرده و در نهایت این نکته مهم را تجربه کرده اند که شرکت آنها در انتخابات هیچگونه دستاورد مثبتی برای آنها بهمراه نداشته است.  بهمین خاطر، شاید مطالعه یک مقاله دیگر در مورد انتخابات از دید بعضی‌ از خوانندگان آمری پوچ و بیهوده بنظر رسیده و چیزی بجز تکرار مکررات تلقی‌ نشود. اما واقعیت مساله حداقل در این مقطع تاریخی‌ که در آن قرار گرفته ایم، بخوبی نشان میدهد که اینگونه نیست. با نگاهی گذرا به سیر تغییر و تحولاتی که در منطقه خاورمیانه آغاز شده و در جریان میباشند، و دخالت گری‌های نابجا ی رژیم اسلامی در این تحولات بخوبی به این نکته مهم پی‌ می‌بریم که رژیم اسلامی چه در عرصه داخلی‌ و مهمتر از آن چه در عرصه منطقه یی و بین المللی با بحران‌های بسیار عمیقی دست بگریبان می‌باشد؛ بحران‌های بسیار عمیقی که هر یک از آنها به تنهایی قادر خواهند بود که تار و پود کشور ایران و نتیجتأ زندگی‌ ملت ایران و نسلهای آینده این مرز و بوم را به تباهی مطلق سوق دهند. بهمین خاطر، اگرچه که به دلیل مشغولیت های فراوان وقت کافی‌ برای تجزیه و تحلیل تک تک وقایع اتفاق افتاده در ایران، حداقل در حیطه تخصصی و مطالعاتی خودم را ندارم، اما با توجه به توضیح مختصر فوق و اهمیت آن، بر آن شدم تا بخشی از دانسته‌های اندک خودم را در چهار چوب این مقاله با مرروی کوتاه به انتخابات ریاست جمهوری آینده  با دیگر هموطنان در میان بگذارم. با امید اینکه این مقاله و مقالاتی از این دست بتوانند تا اندازه ائی هر چند کوچک جرقه‌های روشنگری در تاریکترین شبهای تاریخ این کشور بخون خفته باشند.

در آستانه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در رژیم اسلامی قرار گرفته‌ایم و طبق روال همیشگی‌ بخش عظیمی‌ از گزارشات خبری و تحلیلها به این موضوع و یا موضوعاتی در رابطه با انتخابات اختصاص پیدا کرده است. در این رابطه نظرات موافق و مخالف بسیاری در مورد شرکت یا تحریم انتخابات ارائه شده است. از طرف دیگر، شخصاً شاهد این نکته بوده‌ام که برخی‌ از هموطنان عزیز در تحلیلهای خود به این مطلب اشاره کرده و یا پیش بینی‌ میکنند که رژیم اسلامی با توجه به وقایع انتخابات گذشته (اعتراضات سال ۱۳۸۸)، انتخابات ریاست جمهوری (یا در صورت تغییر سیستم حکومتی از ریاست جمهوری به نخست وزیری، انتخابات نخست وزیری ) را از صفحه سیاسی کشور ایران بطور کامل حذف کرده؛ تا به این ترتیب مانع از بروز اعتراضات مردمی مانند سال ۱۳۸۸ در کشور شود. گذشته از این نکته، طی‌ ۳۴ سال گذشته، ما بارها و بارها شاهد حضور گسترده مردم ایران در انتخابات رنگا رنگ  رژیم اسلامی بوده ایم و بجرات می‌توان گفت که حتی در بعضی‌ مقاطع درصد شرکت کنندگان در انتخابات در ایران اسلامی به مراتب بیشتر از درصد شرکت کنندگان در انتخابات در یک کشور دموکراتیک یا نیمه دموکراتیک بوده است.  بهمین خاطر لازم می‌دانم که در بخش اول این مقاله توضیح مختصری در مورد اهمیت انتخابات برای یک حکومت سیاسی (چه متعارف، چه غیر متعارف، چه دموکراتیک، چه غیر دموکراتیک، چه نیمه دموکراتیک) ارائه دهم. با امید اینکه این توضیح مختصر هم جواب قانع کننده ایی به آن دسته از عزیزانی باشد که مساله حذف انتخابات ریاست جمهوری در رژیم اسلامی را در تحلیل‌های خود پیش بینی‌ کرده اند، و هم راه گشایی برای آن دسته از هموطنانی که با امید واهی برای  بهبود وضع زندگی‌ خویش در انتخابات رنگا رنگ رژیم اسلامی شرکت میکنند.   

۱- اهمیت انتخابات برای یک حکومت سیاسی:

 یکی‌ از مهمترین وظائف و خواسته هر نوع حکومت سیاسی، برگزاری انتخابات و تشویق گسترده شهروندان به شرکت در انتخابات می‌باشد. این انتخابات بطور عموم میتوانند در حوزه انتخابات شهر داریها، نمایندگان پارلمان یا انتخابات ریاست جمهوری یا نخست وزیری باشند یا مانند ایران ما، اضافه بر موارد فوق، انتخابات شورا ها، یا انتخابات مجلس خبرگان را شامل شوند. صرفنظر از اینکه یک حکومت سیاسی ساختار دموکراتیک، نیمه دموکراتیک یا غیر دموکراتیک داشته باشد، تقریبا تمامی‌ سیستم‌های حکومتی به روشهای گوناگون تلاش میکنند که قشر گسترده ائی از شهروندان خود را به شرکت در انتخابات تشویق و ترغیب کنند. در سیستم‌های حکومتی با ساختار دموکراتیک قاعدتاً، روشهای تشویق و ترغیب شهروندان به شرکت در انتخابات بوسیله تبلیغات سالم، فضای آزاد مناسب و امکانات برابر برای کاندیداها و شهروندان انجام می‌گیرد. هر چه ساختار حکومت سیاسی دموکراتیک تر باشد، قاعدتاً باید میزان شهروندان شرکت کننده در انتخابات بیشتر باشد، چرا که اکثر شهروندان یک چنین جامعه ای از آزادی و رفاه نسبی‌ و نتیجتأ از آگاهی‌ نسبی‌ برخوردارند و شرکت در انتخابات را یک نوع انجام وظیفه و حق دخالت گری مسلم سیاسی خود تلقی‌ میکنند و با انجام اینکار تلاش میکنند که وضع زندگی‌ روزمره خود را هر چه بیشتر بهبود بخشند.

 در سیستم‌های حکومتی با ساختار نیمه دموکراتیک یا غیر دموکراتیک از روش‌های دیگری مانند سرکوب، اعمال زور و فشار پنهان، رشوه یا تطمیع شهروندان و روشهایی از این قبیل  استفاده میگردد. بهمین خاطر با توجه به استفاده از این روشهای غیر معمول، غیر انسانی‌ و مزورانه و از طرفی‌ نبود آگاهی ‌سیاسی و اجتماعی لازم و عدم وجود احزاب سیاسی مختلف، میزان شرکت کنندگان در انتخابات در کشورهای نیمه دموکراتیک و حتی غیر دموکراتیک گاه بمراتب بیشتر از تعداد شرکت کنندگان در انتخابات در کشورهای دموکراتیک می‌باشد. بطور کلی‌ برگزاری انتخابات برای هر نوع حکومت سیاسی چه دموکراتیک، چه نیمه دموکراتیک چه غیر دموکراتیک، چه متعارف چه غیر متعارف (مانند رژیم اسلامی که هم تمامیت خواه می‌باشد و هم از نظر ساختاری با تناقضات بسیاری روبروست) دو مصرف خارجی‌ و داخلی‌ دارد. حکومت‌های سیاسی که از ساختاری دموکراتیک برخوردار باشند، قاعدتاً تلاش میکنند که با برگزاری انتخابات، انتقال قدرت سیاسی و تصمیم گیری کشور را از ترکیب چند حزب سیاسی به ترکیب دیگری متشکل از چند حزب سیاسی دیگر با طرح و برنامه‌های جدید بصورتی آرام، بدون خشونت و در فضایی دموکراتیک واگذار نمایند. هر چه میزان شرکت کنندگان در انتخابات بیشتر باشد، حکومت سیاسی فوق مشروعیت و مقبولیت بیشتری چه در عرصه داخلی‌ و چه در عرصه جهانی‌ کسب خواهد نمود. در حکومت‌های سیاسی غیر دموکراتیک شرایط بصورت دیگری می‌باشد. حکومت سیاسی تمامیت خواهی‌ که کوچکترین ارزشی برای ابتدائی‌ترین خواسته‌های شهروندان خود ندارد، از برگزاری یک انتخابات تنها در جهت کسب مشروعیت و مقبولیت در عرصه جهانی‌ استفاده خواهد کرد. تعداد بالای شرکت کنندگان در انتخابات در یک چنین حکومت سیاسی تبلیغ بسیار مهم و نتیجتأ منافع بسیاری برای یک حکومت سیاسی تمامیت خواه بدنبال خواهد داشت. بطور خلاصه و بعنوان نمونه: تعداد بالای شرکت کننده در انتخابات یک سیستم حکومتی تمامیت خواه این نکته را به سرمایه گذاران خارجی‌ تفهیم می‌کند که این حکومت سیاسی اقتدار دارد و تثبیت شده است (حالا به هر صورتی‌ و به هر قیمتی، حال این تثبیت و اقتدار با سرکوب شکنجه و اعدام همراه باشد، هیچ تغییری در اصل قضیه نمیدهد)؛ پس می‌توان با خیال آسوده در این کشور  سرمایه گذاری نمود و تا سالها از خوان نعمت این کشور سود برد و بهره مند شد. نکته بعدی اینکه تعداد بالای شرکت کنندگان در انتخابات، امکانات و تسهیلات بهتری جهت دریافت وامهای بلند مدت  از بانکها و موسسات مالی جهانی‌ برای یک سیستم حکومتی تمامیت خواه فراهم می‌کند. چرا که تعداد بالای شرکت کنندگان در انتخابات در یک چنین سیستم سیاسی، این تصور را در ذهن کارشناسان موسسات بانکی‌ و مالی بین المللی ایجاد می‌کند که این رژیم سیاسی تا سالها در مصدر قدرت باقی‌ خواهد ماند و هیچگونه آلترناتیوی دیگری که بتواند این حکومت سیاسی را سرنگون کند در صحنه سیاسی این کشور وجود ندارد، چرا که اگر وجود داشت، یک چنین تعداد زیادی از مردم در انتخابات شرکت نمی‌کردند.

اضافه بر توضیحات مختصر فوق، برگزاری انتخابات منفعت بسیار مهم دیگری دارد و یکی‌ از دلایل مهمی‌ که حکومت‌های سیاسی تمامیت خواه با وجود آنکه کوچکترین ارزشی برای ابتدایی ترین خواسته‌های بر حق شهروندان خود ندارند، اما همچنان مبادرت به برگزاری انتخابات میکنند، در همین نکته مهم نهفته است. این نکته مهمی‌ است که متاسفانه آن دسته از عزیزانی که پیش بینی‌ حذف انتخابات ریاست جمهوری در رژیم اسلامی را ارائه میدهند و هم بخش عظیمی‌ از کسانی‌ که در انتخابات رژیم اسلامی شرکت میکنند، به آن توجه نمیکنند. این نکته مهم تخلیه انرژی و پتانسیل حبس شده یک ملت در مدت زمانی‌ کوتاه برگزاری انتخابات می‌باشد. به چه صورت؟ در مقوله علمی‌ ( Social & Echological Resilinece) مطلبی داریم مبنی بر اینکه " با ایجاد یک حادثه مصنوعی و خود ساخته کوچک با میزان خسارت کم، می‌توان از وقوع یک حادثه بمراتب بزرگتر با میزان خسارت گسترده تر جلوگیری نمود". این نکته در عرصه مسائل محیط زیستی‌ و همچنین مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ کاملا صدق می‌کند. بعنوان مثال: اولین اکیپ جامعه شناسان غربی که به یکی‌ از مناطق دور افتاده استرالیا جهت تحقیق سفر کرده بودند، متوجه شدند که بومیان این منطقه، پیش از آغاز فصل گرما، بخشی از مراتع و جنگل‌های اطراف محل زندگی‌ خود را بصورت عمدی آتش میزنند. سال بعد، این محققین بخاطر جلوگیری از آلودگی محیط زیست، نجات جان جانداران و مراتع طبیعی مانع از این کار بومیان شدند. با آغاز فصل گرما ، محققین غربی مشاهده کردند که آتش سوزی طبیعی بسیار مهیب و گسترده ائی در محدوده زندگی‌ بومیان شکل گرفت که میزان خسارات ناشی‌ از آن بمراتب بیشتر از سالهایی بود که بومیان بصورت عمدی بخشی از مراتع را آتش می‌زدند. به عبارتی‌، بومیان این منطقه با توجه به چندین قرن تجربه، به این نکته مهم رسیده بودند که با ایجاد یک آتش سوزی محدود و عمدی در برخی‌ مناطق، میتوانند از یک آتش سوزی مهیب و گسترده جلوگیری کنند. همین نکته و مثال در مورد انتخابات صدق می‌کند. حکومت‌های سیاسی چه دموکراتیک، چه نیمه دموکراتیک چه غیر دموکراتیک و تمامیت خواه، با ایجاد یک حادثه مصنوعی با میزان خسارت کم (مثل برگزاری انتخابات، و بدنبال آن اعتراضات احتمالی‌ و موقتی مردمی) مانع از بوجود آمدن یک حادثه بزرگتر با میزان خسارات عمیقتر و گسترده تر (مانند بروز انقلاب و سرنگونی حکومت سیاسی) میشوند. این مکانیسم به چه صورت عمل می‌کند؟  جار و جنجال انتخابات، تبلیغات رنگا رنگ کاندیداها، بحث و جدال‌های گوناگون بین کاندیداها، بحث‌های بین مردم در کوچه، خیابان، در وسائل حمل و نقل عمومی، در محیط‌های کاری، در فضای مجازی،در مدت زمانی‌ انتخابات فضای مناسبی‌ را ایجاد می‌کند تا یک ملت انرژی و پتانسیل حبس شده ظرف ۴ سال گذشته را بصورت یک انرژی جنبشی‌ در مدت زمانی‌ کوتاه انتخابات تخلیه کرده، و پس از شرکت در انتخابات با تصور اینکه ظرف چهار سال آینده بهبودی در موقعیت زندگیش فراهم میشود به خانه باز گردد. به عبارتی‌ حکومت‌های سیاسی با برگزاری یک انتخابات مانع از بروز یک انفجار و یک انقلاب که منجر به سرنگونی شود، میشوند.            

رژیم جمهوری اسلامی هم از این قاعده مستثنی نبوده و نیست. اگر چه که در رژیم اسلامی اضافه بر انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات دیگری مثل مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا را نیز داریم، و هر یک از انتخابات فوق بنوعی در این جهت به رژیم اسلامی کمک میکنند؛ اما فراموش نکنیم که اغلب کسانی‌ که در انتخابات شرکت میکنند، ممکن است در انتخابات مجلس خبرگان یا شهر و روستا یا مجلس شرکت نکنند، اما در انتخابات ریاست جمهوری حتما شرکت میکنند. به عبارتی‌ انتخابات ریاست جمهوری، به نسبت دیگر انتخابات بیشترین تعداد رای دهندگان در رژیم اسلامی را به پای صندوق‌های رای می‌کشاند. با توجه به این نکته رژیم اسلامی به یک محاسبه ساده سود و زیان در مورد برگزاری و یا حذف انتخابات ریاست جمهوری رجوع می‌کند. در صورت حذف انتخابات، انرژی حبس شده ملت ایران به انفجار و بالاخره به سرنگونی کامل رژیم اسلامی منجر خواهد شد. اما با برگزاری انتخابات، رژیم اسلامی براحتی میتواند انرژی حبس شده ملت ایران را در کانال‌های از پیش معماری و سازماندهی شده هدایت و تخلیه کند. در بدترین شکل ممکن، رژیم اسلامی ممکن است با اعتراضات خیابانی مانند سال ۱۳۸۸ روبرو شود. برای رژیم اسلامی، سرکوب یک چنین اعتراضات خیابانی با توجه به عدم سازماندهی ملت ایران، با توجه به نبود یک آلترناتیو قوی در صحنه سیاسی کشور ایران بمراتب کم هزینه تر، کم خطر تر و آسانتر از نتایج حذف کامل انتخابات ریاست جمهوری می‌باشد؛ و این نکته یست که در مقوله علوم سیاسی و روانشناسی اجتماعی هم بخوبی اثبات شده است. با توجه به توضیحات فوق، پس می‌توان گفت که رژیم اسلامی تحت هیچ شرایطی انتخابات ریاست جمهوری (یا در صورت تغییر سیستم حکومتی به نخست وزیری، انتخابات نخست وزیری) را از صفحه سیاسی کشور ایران حذف نخواهد کرد، چرا که انجام یک چنین امری مساویست با حبس انرژی و پتانسیل ملت ایران برای یک مدت کوتاه و سپس انفجاری که بمراتب بیشتر از اعتراضات سال ۱۳۸۸ بوده و در نهایت منجر به سرنگونی کامل رژیم اسلامی خواهد شد. صرفنظر از توضیحات فوق، بصورت کلی‌ حذف انتخابات در یک کشور به دو دلیل مهم ممکن است که اجرا شود. (تذکر: اگرچه که این توضیح مختصر ربطی به موضوع انتخابات ندارد، اما با توجه به اینکه بخشی از هموطنان عزیز گاه و بیگاه پیش بینی‌ میکردند و میکنند که مثلا سپاه پاسداران یا احمدی نژاد با کمک سپاه پاسداران اقدام به کودتا علیه روحانیت یا رژیم اسلامی خواهند کرد، لازم می‌دانم که اشاره کوتاهی هم به این نکته داشته باشم).       

۱- در زمان جنگ: در یک چنین حالتی‌ ممکن است که نظامیان تمامی‌ کابینه وزرا و مسئولیت‌های مهم کشوری را اشغال کنند و برگزاری انتخابات بصورت مقطعی و موقت لغو شود. این نکته امریست تقریبا طبیعی و در اکثر کشورها در زمان جنگ انجام می‌گیرد.

 ۲- کودتای نظامی توسط نظامیان: با نگاهی‌ گذرا به تاریخ کودتا‌های نظامی در دیگر کشورهای جهان، میبینیم که کودتا توسط نظامیان به دو دلیل مهم انجام می‌گیرد. ۱- نظامیان سعی میکنند با انجام کودتا نوع سیستم حکومتی و سیاسی کشور را تغییر دهند، مانند کودتای پینوشه در شیلی یا چاوز در ونزوئلا.۲- نظامیان سعی میکنند با انجام کودتا سهم بیشتری در عرصه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی‌ و اجتماعی در یک کشور داشته باشند. مانند اکثر قریب به اتفاق کودتا‌هایی‌ که در کشورهای مختلف آفریقایی یا آمریکای لاتین چند دهه قبل شاهد آنها بوده ایم. با توجه به توضیح مختصر فوق و با در نظر گرفتن میزان قدرت و ساختار نیروهای نظامی رژیم اسلامی از نظر کیفی و کمی‌، براحتی می‌توان گفت که امکان وقوع یک کودتای نظامی از طرف نظامیان در رژیم اسلامی تقریبا غیر ممکن و شاید به عبارتی‌ امری محال می‌باشد، طبق دلایل ارائه شده ایی از قبیل: اولا فرماندهان اصلی‌ ارتش و سپاه پاسداران را شخص ولی‌ فقیه از بین مطمئنترین و نزدیکترین کسان خود انتخاب می‌کند. دومأ ارتش ایران از نظر توانایی قابلیت رویا رویی با سپاه پاسداران را ندارد، سومأ اگر فرد یا بخشی از فرماندهان ارتش یا سپاه پاسداران (بر فرض محال) در فکر انجام کودتا باشند، با توجه به کنترل بیش از اندازه وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران، نمایندگان رهبری و بخش رکن دوم ارتش به اسانی‌ شناسایی شده و این حرکت در نطفه خفه خواهد شد. نکته چهارم اینکه، سپاه پاسداران بعنوان ارتش ایدئولوژیک و اصلی‌ رژیم اسلامی، نفوذ بی‌ حد و حصری در تمامی‌ عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی‌ و اجتماعی کشور ایران دارد و دیگر نیازی به انجام کودتا ندارد ، ضمن اینکه سپاه پاسداران در صدد تغییر سیستم سیاسی کشور ایران نمی‌تواند باشد، چون یک چنین چیزی در ذات این نهاد نظامی ایدئولوژیک وجود ندارد. گذشته از آن، وجود ساختار مشترک ایدئولوژیک بین سپاه پاسداران و قشر روحانیت باعث بوجود آمدن یک رابطه همزیست گرایی و همزیستی متقابل ‌(Symbiotic Relationship) بین رژیم اسلامی و این نهاد نظامی شده است؛ به اینصورت که رژیم اسلامی از طریق تصویب قوانین، بیشترین امکانات را در عرصه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی‌ و نظامی برای سپاه پاسداران فراهم می‌کند، و در مقابل سپاه پاسداران بعنوان یک نیروی نظامی قدرتمند هم امنیت رژیم اسلامی را در مقابل دشمنان داخلی‌ و خارجی‌ تامین می‌کند و هم بعنوان یک ابزار قدرتمند اهداف کوتاه و دراز مدت رژیم اسلامی را در داخل و خارج از کشور ایران دنبال می‌کند؛ و این یعنی‌ رابطه لازم و ملزومی که هیچ یک از طرفین بدون دیگری قادر به ادامه زندگی‌ و حیات نخواهند بود.

 توضیحات مختصر فوق تا اندازه ائی نشان داد که برگزاری انتخابات تا چه اندازه برای یک رژیم تمامیّت خواه مانند رژیم اسلامی میتواند امری حیاتی تلقی‌ شود. اما صرفنظر از توضیحات فوق، انتخابات پیش رو، بنا به دلایلی که ارائه خواهم داد، از اهمیت بسیار ویژه ایی بمراتب بیشتر از دفعات قبل، برای رژیم اسلامی برخوردار می‌باشد.

۲- اهمیت ویژه انتخابات سال ۱۳۹۲ برای رژیم اسلامی:  

رژیم اسلامی با وجود ساختار غیر متعارف و تناقضات ناشی‌ از آن همیشه دستخوش بحرانهای عمیق داخلی‌ و خارجی‌ بوده است و این روند تا آخرین دقایق عمر این رژیم همچنان ادامه خواهد داشت و روز به روز به دامنه و وسعت این بحرانها افزوده خواهد شد. در موقعیت فعلی‌ که در آن قرار گرفته ایم، مهمترین دغدغه رژیم اسلامی بر خلاف نظر برخی‌ از هموطنان عزیز، بحرانهای عمیق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ در داخل کشور ایران نیست؛ بلکه این بحران‌های خارجی‌ هستند که رژیم ایران را در لبه پرتگاه سقوط قرار داده اند. یکی‌ از دلایل مهمی‌ که این انتخابات از اهمیت بسیار ویژه ایی برای رژیم اسلامی برخوردار می‌باشد، در همین بحرانهای خارجی‌ نهفته است. این مقدمه کوتاه با استناد به دلایل ساده و مختصر زیر بخوبی قابل اثبات می‌باشد. این دلایل عبارتند از: 

۱- تضاد و اختلاف نظر بین سردمداران رژیم اسلامی، یک تضاد آشتی‌ ناپذیر که منجر به سرنگونی کامل رژیم اسلامی شود نیست؛ چرا که تک تک سردمداران رژیم اسلامی بخوبی می‌دانند که تا چه اندازه باید به این تنشها دامن بزنند. عقب نشینی طرفین این تضادها بر سر دست یابی‌ هر چه بیشتر به امکانات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی‌ و اجتماعی کشور را در شرایط بسیار حساس تاریخی‌ بارها و بارها تجربه کرده ایم و نیازی به توضیح مکرّر آنها نیست. تجربیات متعددی، طی‌ ۳۴ سال گذشته، بخوبی نشان میدهند که هر زمان سردمداران رژیم اسلامی با جنبش‌ها و اعتراضات مردمی روبرو شده اند، به یکباره تضاد و اختلافات درونی خود را کنار گذاشته، با یکدیگر متحد شده و به شدیدترین شکل ممکن ملت ایران را سرکوب کرده اند. ۲- گذشته از این نکته، بحرانهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی‌ و اجتماعی زمانی‌ برای رژیم اسلامی میتوانند خطر آفرین باشند که در عرصه سیاسی کشور ایران یک آلترناتیو قوی (چه در داخل کشور، چه در خارج از ایران) در مقابل رژیم اسلامی قرار گرفته باشد. آلترناتیو قوی که بتواند بخش عظیمی‌ از ملت ایران را حول یکسری مطالبات مشترک سازماندهی کرده و در مقاطع مختلف تاریخی‌ رژیم اسلامی را به چالش بکشاند. با نگاهی‌ گذرا به صفحه سیاسی کشور ایران بخوبی میبینیم که، متاسفانه یک چنین آلترناتیو قدرتمندی در صحنه سیاسی کشور ایران وجود ندارد. با توجه به نبود یک چنین آلترناتیوی و نتیجتأ عدم سازماندهی ملت ایران، رژیم اسلامی بخوبی به این نکته واقف است که هر گونه اعتراض مردمی در داخل کشور را با استفاده از ابزارها و نیروهای سرکوب خود براحتی‌ در هم خواهد شکست. برای اثبات این مورد خاص مثال‌های فراوانی‌ می‌توان ارائه داد، بعنوان نمونه حذف یارانه ها. حذف یارانه‌ها همیشه در همه جای جهان با اعتراضات مردمی روبرو بوده است. چند ماه قبل، بعنوان مثال کشور کامرون تصمیم گرفت که فقط سوبسید یک قلم کالا و آن‌هم مواد سوختی را حذف کند. این حرکت دولت کامرون با چنان اعتراضات مردمی روبرو شد که در نهایت دولت این کشور را مجبور کرد که فقط بخشی از سوبسید مواد سوختی را و نه همه آن را حذف کند. در ایران ما، رژیم اسلامی یک‌شبه سوبسید تمامی‌ کالاها را حذف کرد و این حرکت رژیم اسلامی بعلّت نبود یک آلترناتیو قوی و عدم سازماندهی مردم با هیچگونه حرکت اعتراضی مواجه نشد.۳- نکته دیگری که بخوبی اثبات می‌کند که دغدغه رژیم اسلامی در شرایط کنونی‌ بحرانهای داخلی‌ نیست، حضور گسترده رژیم ایران در عراق و شرکت تمام عیار نیروهای رژیم در جنگ داخلی‌ سوریه می‌باشد. این حضور گسترده مزدوران رژیم اسلامی در عراق و شرکت در جنگ داخلی‌ سوریه بنفع رژیم بشار اسد، حاکی از آن دارد که سردمداران رژیم اسلامی بهیچوجه دغدغه بروز اعتراضات مردمی در داخل کشور را ندارند، چرا که اگر یک چنین دغدغه ایی داشتند، سعی میکردند بخاطر حفظ امنیت رژیم اسلامی نیروهای سرکوب خود را در این موقعیت حساس در داخل مرزهای ایران متمرکز کنند. ۴- نکته دیگر، بحران فعالیت‌های اتمی‌ رژیم ایران می‌باشد که به نوع خود میتواند منبع و ماخذ یک جنگ خانمانسوز برای رژیم اسلامی باشد. اما با وجود یک چنین خطر بالقوه ایی، رژیم اسلامی نه تنها تا این لحظه از فعالیت‌های اتمی‌ خود عقب نشینی نکرده است، بلکه با صرف هر گونه هزینه ایی بدون هیچگونه ترس و وهمه ایی در راستای رسیدن به اهداف کوتاه و بلند مدت خود در منطقه خاورمیانه در حال حرکت می‌باشد. توضیحات فوق، دو نکته بسیار مهم را برای ما به تصویر می‌کشند. اولا رژیم اسلامی آنچنان دغدغه بحرانهای داخلی‌ کشور ایران را ندارد.  دومأ، مجموعه بحران‌هایی‌ که رژیم اسلامی در عرصه بین المللی (بطور مشخص: شرکت در جنگ داخلی‌ سوریه و بحران فعالیت‌های اتمی‌) با آن روبروست، رژیم اسلامی را وادار می‌کند که برگزاری انتخابات آینده را به بهترین شکل ممکن و با شکوه هر چه تمامتر از نظر میزان تعداد شرکت کنندگان در این انتخابات برگزار کند. بهمین خاطر انتخابات آینده از اهمیت بسیار ویژه ایی برای رژیم اسلامی برخوردار می‌باشد. چرا که تعداد بالای شرکت کننده در این انتخابات، بنوعی آرایش قدرت رژیم اسلامی را در عرصه جهانی‌ به معرض نمایش خواهد گذشت. این آرایش قدرت به چه صورت میتواند برای رژیم اسلامی مفید باشد؟ بعنوان مثال: تعداد بالای شرکت کننده در این انتخابات، این تصور را ممکن است در ذهن برخی‌ از نظریه پردازان جهان غرب ایجاد کند که رژیم اسلامی از پایگاه توده‌ ایی و مردمی بسیار قوی برخوردار می‌باشد، پس نتیجتأ حمله نظامی به تاسیسات اتمی‌ ایران میتواند آنچنان موفقیت آمیز نباشد؛ چرا که یک چنین حمله نظامی میتواند با عکس‌العمل شدید طرفداران رژیم ایران همراه باشد. نکته سودمند دیگر هر چه باشکوه برگزار کردن انتخابات اخیر برای رژیم اسلامی خرید وقت در مذاکرات اتمی‌ با جهان غرب می‌باشد. اگر چه که جهان غرب به این نتیجه رسیده است که تنها فرد تصمیم گیرنده در حوزه فعالیت‌های اتمی‌ رژیم ایران، شخص ولی‌ فقیه می‌باشد، کما اینکه طی‌ ۲ سال گذشته جهان غرب بصورت رسمی‌ هرگز با احمدی نژاد در مورد بحران اتمی‌ ایران مذاکره آنچنانی‌ نکرده است. اما منکر این نکته نمی‌توان شد که در بین نظریه پردازان و کارشناسان غربی هم هستند کسانی‌ که به فرد یا جناحی از رژیم اسلامی توهم داشته و فکر میکنند که با بقدرت رسیدن این فرد یا این جناح از رژیم اسلامی بحران فعالیت‌های اتمی‌ رژیم ایران بصورتی کاملا صلح آمیز و دیپلماتیک حل و فصل خواهد شد. بر مبنای توضیحات ارائه شده تا این بخش از مقاله، اکنون با دید بهتری قادر خواهیم بود که نحوه طراحی و معماری انتخابات آینده رژیم اسلامی را پیش بینی‌ کنیم.  

۳- طراحی و معماری انتخابات سال ۱۳۹۲ رژیم اسلامی:

طبق معمول ۳۴ سال گذشته، رژیم اسلامی با استفاده دقیق از تئوری‌های روانشناسی اجتماعی و تبلیغات گسترده در این راستا، تلاش خواهد کرد که دو کاندید ریاست جمهوری را که ظاهراً با یکدیگر فرق دارند را به مرحله نهایی انتخابات روانه کند. طبق معمول همیشه، در یک طرف کاندیدی قرار می‌گیرد که در ظاهر امر آنچنان با نظریات شخص ولی‌ فقیه موافق نیست، بدنبال بهبود وضع زندگی‌ جوانان است، تلاش می‌کند که وضعیت اقتصادی و مشکل بیکاری ملت ایران را حل کند، خواهان بهبود روابط ایران با دیگر کشورهای جهان می‌باشد. در طرف دیگر، کاندیدی قرار می‌گیرد که بطور غیر مستقیم (با استفاده از تبلیغات) استنباط میشود که فرد مورد علاقه شخص ولی‌ فقیه می‌باشد، خواهان عظمت ایران اسلامی در عرصه جهانی‌ می‌باشد، به آمریکا و دیگر ابر قدرت‌های جهان باج نمیدهد، بدنبال بهبود وضع زندگی‌ قشر مستضف جامعه و از بین بردن نابرابریها است و غیره. از طرف دیگر چون یکی‌ از اهداف مهم رژیم اسلامی در این انتخابات خرید وقت در مورد بحران اتمی‌ می‌باشد، رژیم اسلامی تلاش خواهد کرد که یکی‌ از کاندیدا‌های تائید صلاحیت شده شورای نگهبان، یک کاندید توهم ساز برای جهان غرب و همچنین توهم ساز برای ملت ایران باشد. حضور یک کاندید توهم ساز در انتخابات، در درجه اول بخش زیادی از ملت ایران را به پای صندوق‌های رأی روانه خواهد کرد. انتخاب یک چنین کاندید توهم سازی بعنوان رئیس جمهور میتواند وقت و زمان کافی‌ برای رژیم اسلامی در مورد بحران اتمی‌ به ارمغان بیاورد. چرا که بخشی از کارشناسان جهان غرب، مخصوصا طیفی که به فرد یا جناحی در درون حاکمیت رژیم اسلامی توهم دارند، تا ماه‌ها درگیر مذاکرات بیهوده و بی‌ نتیجه با این فرد خواهند بود. با توجه به لیست شرکت کنندگان در این انتخابات، شخص علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ بهترین کاندید برای انجام یک چنین مسئولیت و وظیفه خطیری برای رژیم اسلامی می‌باشد. بهمین خاطر، به اعتقاد من احتمال اینکه شورای نگهبان صلاحیت هاشمی‌ رفسنجانی‌ را تائید نکند خیلی‌ کم بنظر می‌رسد. چرا که با حذف هاشمی‌ رفسنجانی‌ در عرصه انتخابات، رژیم اسلامی بخش قابل توجّهی از آرای شرکت کننده در این انتخابات را از دست خواهد داد. (در اینجا لازم می‌دانم که این نکته مهم را یادآور شوم. با توجه به اینکه تعداد بیش از ۶۰۰ نفر خود را کاندید شرکت در این انتخابات معرفی کرده اند، و من شخصاً لیست نام و سابقه همه این افراد را مطالعه نکرده ام، باید این تذکر مهم را یادآور شوم که ممکن است که این مسئولیت خطیر به شخص دیگری غیر از رفسنجانی‌ و بعنوان مثال فردی از جناح اصلاح طلبان حکومتی واگذار شود. اما نکته مهم اینجاست فارغ از اینکه چه کسی‌ در این انتخابات شرکت می‌کند، این مکانیسم یعنی‌ طراحی و برنامه ریزی رژیم اسلامی برای انتخابات بصورت یکسان عمل می‌کند).

نکته مهم دیگر که شاید برای برخی‌ از هموطنان عزیز سوال برانگیز باشد این است که تعدادی از کاندیداها مانند علی‌ اکبر ولایتی، محسن رضایی، و حتی خود هاشمی‌ رفسنجانی‌ بخاطر عملیات ترور رژیم اسلامی در خارج از کشور در لیست تعقیب پلیس بین الملل قرار دارند. در این مورد می‌توان گفت که کسانی‌ مانند محسن رضایی و علی‌ اکبر ولایتی بعنوان مثال فقط و فقط بخاطر بازار گرمی‌ انتخابات خود را کاندید کرده اند و تعدادی از این طیف در مراحل بعدی به نفع دیگر کاندیدا‌ها عقب نشینی خواهند کرد. بعنوان مثل فردی مثل علی‌ اکبر ولایتی که کارشناس روابط بین الملل ولی‌ فقیه می‌باشد، صرفنظر از اینکه در لیست تعقیب پلیس بین الملل قرار دارد، نیازی به رئیس جمهور شدن ندارد. اگر کاندید مورد نظر رژیم اسلامی شخص هاشمی‌ رفسنجانی‌ باشد، در زمینه خارج کردن اسم وی از لیست پلیس بین الملل اقدامات لازم از ماهها قبل انجام گرفته است. تشکیل کمیته مشترک بین ایران و آرژانتین، جهت رسیدگی به بمب گذاری در دفتر یهودیان آرژانتین را می‌توان در این رابطه تلقی‌ نمود. نکته مهم دیگر نحوه تبلیغات رژیم اسلامی در این انتخابات می‌باشد، و اینکه رژیم اسلامی به چه صورت با دقت و زیرکی تمام بصورت غیر مستقیم ملت ایران را به پای صندوق‌های رأی و حتی کاندید مورد علاقه خود هدایت می‌کند. این نکته را با چند مثال بصورتی واضح‌تر مطرح می‌کنم. بعنوان مثال: قالیباف در سخنرانی اخیر خود گفته است که در تظاهرات سال ۱۳۸۸ با چماق در سرکوب ملت ایران دست داشته است. با شنیدن این خبر طبیتا کمتر ایرانی‌ به شخص قالیباف رأی خواهد داد. خود شخص قالیباف و کارشناسان و برنامه ریزان پشت پرده رژیم اسلامی هم بخوبی به این نکته واقف هستند. اما چرا قالیباف یک چنین سخنی را در این مقطع حساس بیان می‌کند، و چرا این خبر مثل برق و باد در فضای مجازی و اخبار ایرانی‌ در چرخش است؟ بخاطر اینکه پخش این خبر کسانی‌ را که قرار است در این انتخابات شرکت کنند را بطور غیر مستقیم به سمت کاندید نقطه مقابل قالیباف هدایت می‌کند. در کنار این خبر خبرهای دیگری هم در روزنامه‌ها و سایت‌های خبری ایرانیان پخش میشود که دقیقا همین مکانیسم را تکرار می کنند و بصورت غیر مستقیم ملت ایران را به سمت کاندید دیگری هدایت می‌کنند. بعنوان مثال: فرمانده بسیج طی‌ یک سخنرانی‌ با کنایه به هاشمی‌ رفسنجانی‌ اشاره کرد که ما هرگز اجازه مذاکره با آمریکا را به کسی‌ نخواهیم داد. یا علی‌ اکبر ولایتی در یکی‌ از سخنرانی‌‌های اخیر خود اشاره می‌کند که هاشمی‌ در فتنه سال ۱۳۸۸ رهبر انقلاب را تنها گذاشت. یا فلان آیت‌الله تند رو طی‌ سخنانی اشاره می‌کند که کسانی‌ که بنز سوار هستند (یعنی‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌) نمیتوانند رئیس جمهور شوند. روز به روز که به موعد انتخابات نزدیک می‌شویم دامنه این تبلیغات و هشدارها از طرف بخش تند رو رژیم اسلامی علیه کاندید ظاهراً خندان، مهربان، و دلسوز افزایش پیدا می‌کند. تک تک خبر‌های فوق صرفنظر از لغاتی که بصورت ظاهری بیان میکنند حاوی یک پیغام مخفی‌ دیگر هستند که بطور غیر مستقیم شنوندگان را به سمت دیگری دقیقا در جهت خواسته رژیم اسلامی هدایت میکنند. به عبارتی‌ کارشناسان رژیم اسلامی با استفاده از سه المنت دانش، قدرت و علم سخنگویی(Discourse Analysis) یک نکته غیر واقعی‌ را با تکرار مکرر آن بعنوان یک واقعیت در ذهن شنونده نهادینه میکنند و اینگونه نشان میدهند که گویا تضاد آشتی‌ نا پذیری بین هاشمی‌ رفسنجانی‌ و خامنه‌ای وجود دارد و اگر هاشمی‌ رفسنجانی‌ رئیس جمهور شود، ما در ایران شاهد یک انقلاب خواهیم بود. مجموعه این گونه تبلیغات تا جایی‌ تاثیر گذار میشود که فردی مثل مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران بعد از حدود چهل سال مبارزه سیاسی آنچنان فریب تبلیغات رژیم اسلامی را می‌خورد که هاشمی‌ رفسنجانی‌ را به شرکت در انتخابات تشویق می‌کند.      

 اما سوال اینجاست که آیا انتخاب هاشمی‌ رفسنجانی‌ آسیبی به شخص ولی‌ فقیه یا رژیم اسلامی خواهد زد و آیا این انتخاب میتواند سودی به نفع ما ملت ایران داشته باشد؟ و آیا انتخاب فرد دیگری بعنوان رئیس جمهور کوچکترین نکته مثبتی برای ما ملت ایران بدنبال خواهد داشت؟ جواب سوالات فوق منفی‌ خواهند بود به دلایل زیر: اولا علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ سالهاست که ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بعهده دارد. جهت اطلاع خوانندگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام یکی‌ از مهمترین، قویترین و حساس‌ترین ارکان‌های رژیم اسلامی می‌باشد. یکی‌ از وظأیف مهم این مجمع در زمان کناره گیری، عزل، یا فوت ولی‌ فقیه می‌باشد. در یک چنین حالتی مجمع تشخیص مصلحت نظام وظیفه دارد که کمیته موقت رهبری را تشکیل دهد تا زمانی‌ که مجلس خبرگان ولی‌ فقیه جدید را انتخاب کند. نکته مهم دیگر اینکه، کلیه اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام من‌جمله رئیس این مجمع یعنی‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌ بصورت انتصابی از طرف شخص ولی‌ فقیه انتخاب میشوند. حال، از خودمان سوال کنیم، اگر هاشمی‌ رفسنجانی‌ کوچکترین خطری برای ولی‌ فقیه یا رژیم اسلامی داشت، آیا شخص خامنه‌ای وی را بعنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، یعنی‌ ارکانی با یک چنین قدرت اجرایی انتصاب میکرد؟ طبیتا جواب این سوال هم منفی‌ خواهد بود. دومأ هاشمی‌ رفسنجانی‌ و خامنه‌ای در پروژه‌های اقتصادی بسیاری سالیان سال مشترک المنافه بوده و هستند. بعنوان مثال دانشگاه آزاد اسلامی با ارزشی برابر ۲۵۰۰ میلیارد تومان. سومأ، نکته مهم دیگر میزان قدرت اجرایی شخص رئیس جمهور در رژیم اسلامی می‌باشد. با نگاهی‌ به مفاد قانون اساسی‌ میبینیم که شخص ولی‌ فقیه، انتخاب روسای قوای مسلح، وزرای نفت، اطلاعات، رئیس سازمان صدا و سیما، مدیریت تمامی‌ بنیاد ها، رئیس قوه قضائیه، و شورای نگهبان را بعهده دارد. به عباراتی شخص ولی‌ فقیه کنترل کامل تمامی‌ منابع سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی، نظامی اجتماعی و فرهنگی‌ کشور را در اختیار دارد و شخص رئیس جمهور چیزی بجز یک مترسک در رژیم اسلامی نبوده و نیست. جمله معروف محمد خاتمی پس از هشت سال ریاست جمهوری که گفت که وی" فقط یک آبدارچی بوده است" این نکته را بخوبی تائید می‌کند.  چهارم اینکه ما ملت ایران نباید فراموش کنیم که هر کسی‌ در این رژیم به پست‌های حساسی مانند ریاست جمهوری انتخاب میشود، میزان سر سپردگی و وفاداری خویش را به قوانین ضّد انسانی‌ و ضّد بشری رژیم اسلامی به بهترین شکل ممکن اثبات کرده است. به عبارتی‌ ما ایرانیان با شرکت در انتخابات، با دستهای خود، یکی‌ از زبردست ترین جلادان فرزندان این آب و خاک را بعنوان رئیس جمهور انتخاب می‌کنیم. 

دستاورد:

مجموعه تغییر و تحولات بوجود آمده و در شرف وقوع در خاورمیانه؛ نکته ایی که در رسانه‌‌ها به بهار عربی‌ (بخوانید زمستان عربی‌) معروف شده است چیزی بجز بقدرت رسیدن احزاب اسلامی سنی به همراه نداشته است. این تغییر و تحولات طبیتا خوش آیند رژیم اسلامی ایران که سالیان سال با صرف میلیارد‌ها دلار پول ملت ایران، در صدد تبلیغ مذهب شیعه بود، نبوده و نیست. این نکته که خامنه‌ای آنرا بعنوان بیداری اسلامی قلمداد کرده بود، به چیزی شبیه افول مذهب شیعه در منطقه خاورمیانه در شرف تبدیل شدن است. بهمین خاطر رژیم ایران با تمام امکانات تلاش می‌کند که تمام دست آورد‌های ۳۴ سال گذشته خود را با چنگ و دندان حفظ کند تا از این طریق بتواند در مقابل دو دشمن اصلی‌ خود در منطقه یعنی‌ عربستان سعودی و اسرائیل قدرت رقابت و هژمونی داشته باشد. حفظ این دستاوردها باعث شده است که رژیم اسلامی با تمام امکانات در جبهه‌های مختلفی‌ مانند افغانستان، عراق، یمن، بحرین، سوریه، لبنان بصورت منظم و نا منظم وارد جنگ شود. از طرف دیگر جهان غرب بخاطر فعالیت‌های مخفیانه اتمی‌ و تلاش برای دست یابی‌ به سلاح اتمی‌، رژیم اسلامی را در تنگنای بسیار شدیدی قرار داده است، و این نکته میرود که به جنگی خانمانسوز تبدیل شود. با در نظر گرفتن المنت‌های مختلفی‌ می‌توان گفت که شانس عقب نشینی رژیم اسلامی چه در عرصه فعالیت‌های اتمی‌ و چه عقب نشینی از مواضع خود در سوریه، عراق و دیگر نقاط خاورمیانه بسیار کم و شاید بتوان گفت تقریبا غیر ممکن خواهد بود. چرا که عقب نشینی از هر یک از مواضع فوق یعنی‌ بدور ریختن تمام تلاشهایی که رژیم اسلامی طی‌ ۳۴ سال گذشته برای بدست آوردن آنها مصرف کرده است. در چنین حالتی تنها چیزی که میتواند ملت و کشور ایران را از یک ویرانی و تباهی مطلق نجات دهد، شرکت در انتخابات رژیم اسلامی نیست؛ چرا که شرکت در انتخابات عمر دوباره ایی بمدت چهار سال به رژیم اسلامی اعطأ می‌کند و هیچگونه تغییر و دستاورد مثبتی چه در عرصه داخلی‌ و چه در عرصه خارجی‌ بهمراه نخواهد داشت. تنها چیزی که میتواند نجات دهنده ایران، ملت ایران و زندگی‌ نسلهای آینده این مرز و بوم باشد، همانا سرنگونی هر چه زودتر این رژیم می‌باشد، و این نکته بدون اتحاد فراگیر تمامی‌ کسانی‌ که خواهان سرنگونی بدون قید و شرط این رژیم هستند، میسر نمی‌شود.              

 

مهران سیرانی (رشد و توسعه بین المللی- روابط بین الملل)            ۱۹.۰۵.۲۰۱۳

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.