دلشوره انتخابات

کدام یک از نامزدهای ریاست جمهور جرات و جسارت دارد کارنامه هشت سال گذشته را به نقد بکشد و ورشکستگی و پس روی جامعه را در این دوران آشکار سازد؟ آیا میتوانند درد مردم را چاره جویی کنند؟ درد گرانی و بیکاری و فقر و محنت روز افزون را انکار نکنند و از انحطاط و تباهی و شرایط بحرانی سخن رانده راه برون رفت از آنرا ارائه دهند؟ هرگز، چه نفی هشت سال دستآورد های لومپن بی حیایی، همچون احمدی نژاد، بعنوان رئیس جمهور کشور، تبلور اراده ولایت است...

 دلشوره گریبان حضرت ولایت فقیه، رئیس پاکدینان، علی خامنه ای را سخت فرا گرفته است. مبادا که دامن مقدس ش بار دیگر با لکه ننگ رنگین گردد. که ملت گوش بفرمان ولایت نه تنها به برگزیده ولایت نه بگویند، بلکه رای واقعی خود را از وی مطالبه کنن.  چه لکه ننگی، چه رسوایی بزرگی؟ در پاسخ به انتخابات ریاست جمهوری در دوره پیشین است که نظام ولایت سراسیمه گردیده است، مثل مار گزیده ای را که از ریسمان به وحشت افتد، آماده است که بهر قیمتی از تکرار تاریخ جلو گیری نمایند. غافل از آنکه آب رفته را به جوی نتوان باز گرداند.

 آری، دهمین انتخابات ریاست جمهوری، در چهار سال پیش از این حقیقتی را آشکار ساخت که رژیم دین را وادار ساخته است که پیوسته آنرا وارونه نشان دهد: گسست ملت از ولایت. بگذریم که برگزیدگان مردم در انتخابات دوره پیشین از درون نظام بر خاسته بودند و قصد بازگشت به دوران طلایی حکومت امام خمینی را در سر میپروراند ند. اما، این اشتراک اهمیت خود را از دست میدهد وقتی که بیانگر اراده ملت میشود و  در برابر اراده ولایت قد علم میکند. بی جهت نیست که نظام ولایت به خشونت و کین خواهی بر خاست، دروازه های دوزخ را گشود و دار تنبیه و مجازات را بر پا نمود.

 براستی از کاندید ها ریاست جمهوری دوره یازدهم، پس از 8 سال سکوت و مماشات با وضع موجود، آنان که از فیلتر شورای نگهبان گذشته اند، چه میتوان انتظار داشت؟ به مردم چه میخواهند بگویند؟ آیا برای بدست آوردن رای مردم، قولی و قراری هم میگذارند؟ آیا میتوانند بگویند چه رویایی برای چهار سال آینده در سر دارند؟ آیا توضیح هم میدهند که چگونه برنامه خود را به اجرا در میآورند؟ آیا میتوانند از تغییر و تحول و بیرون کشیدن جامعه از شرایط بحرانی موجود، از حقیقت تلخ، گسست ملت از ولایت هم سخنی به میان آورند؟ که تمدن نه در خشونت و کین خواهی، نه در تعارض و تهاجم، بلکه در رهایی ست و آزادی؟

 انتخابات ریاست جمهوری در خدمت پنهان ساختن حقیقت است نه آشکار ساختن آن. که انتخابات ریاست جمهوری ابزاری بیش نیست برای تصدیق و تایید رای ولایت. مگر نه اینکه کسانی کاندید ریاست میشوند که التزام مطلق آنها با استناد به قانون و دلایل و مدارک در شورای نگهبان ولایت به ثبت رسیده و صلاحیت شان احراز شده است ؟ انتخابات ریاست جمهوری با وجود ولایت فقیه، در واقع مراسمی ست که در طی آن ملت اراده خود را با ولایت فقیه تسلیم میکند. چه در این مراسم ملت به آن افرادی میتوانند رای دهند، که نهایتا بر گزیده ولایت است نه برگزیده ملت. چه حقیقت تلخی. انتخابات در نظام ولایت، در خدمت استحکام و بقا ی نظام فرمانروایی و فرمانبری است، نظامی که باید قرنها پیش بخاک سپرده میشد.

 کدام یک از نامزدهای ریاست جمهور جرات و جسارت دارد کارنامه هشت سال گذشته را به نقد بکشد و ورشکستگی و پس روی جامعه را در این دوران آشکار سازد؟ آیا میتوانند درد مردم را چاره جویی کنند؟ درد گرانی و بیکاری و فقر و محنت روز افزون را انکار نکنند و از انحطاط و تباهی و شرایط بحرانی سخن رانده راه برون رفت از آنرا ارائه دهند؟ هرگز، چه نفی هشت سال دستآورد های لومپن بی حیایی، همچون احمدی نژاد، بعنوان رئیس جمهور کشور، تبلور اراده ولایت است. آیا میتوانی بر آن تف اندازی، بدون آنکه ولایت را به لجن کشانی؟ چه هزینه سنگینی هم  برای برگزیده خود در انتخابات گذشته، حضرت ولایت پرداخت نکرد. نه تنها دروغ بزرگی گفت که در نظام اسلامی تقلب در کار نیست، بلکه چه جان های آزادی را که به خاک و خون نکشید.

 برگزاری یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، بیانگر این حقیقت است که نظام فرمانروایی و فرمانبری از تجربه آموخته است. شمشیر شریعت آماده فرود آمدن بر گردنی ساخته ات که از اراده ولایت سر باز زند. برق شمشیر ولایت، امنیت و آرامش یک انتخابات پر شور را تضمین میکند. انتخاباتی که جهانیان را مات و مبهوت نموده و درس دمکراسی و آزادی ملت ها بویژه ملت مسلمان میآموزد.

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.