گفتمانی عقب مانده و واپسگرا

با خواندن نامه‌ی سرگشاده مذکور بر همه عیان است که نمایندگان محترم پیشین مجلس شورای اسلامی دغدغه مذهبشان را دارند نه چیزی دیگر. هرچند در ماده اول بر اصولی از قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید کرده‌اند که مسائلی همچون زبان مادری را شامل میشود ولی بدونه تردید جان کلام این نامه نگرانیها و شکوائیه‌ایست در خصوص وضعیت کردهای اهل سنت که این خود کم لطفی یا شاید کوته فکری‌ای آشکار در حق ملت کرد است.

(تاملی بر نامه سرگشاده جمعی از نمایندگان اسبق کرد مجلس شورای اسلامی ایران) *

در چند روز گذشته و در بحبوحه‌ی نمایشنامه‌ انتخابات ریاست جمهوری در ایران، جمعی از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی که نمایندگی بعضی از شهرهای کردستان را برعهده داشتند، نامه‌ای سرگشاده خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری  منتشر کرده‌اند. بر آن نیستم کلمه به کلمه نامه را به تحلیل بکشم بکله آنچکه بیش از هرچیزی من را مجبور به نوشتن چنین نقدی کرد، گفتمان واپسگرای چنین نامه‌ای است که به نام کورد و کردستان منتشر میشود. پس بدون مقدمه به نامه‌ این عزیزان می‌پردازم.

گفتمان غالب در این نامه یک گفتمان مذهبی و مطالبه‌گراست. گفتمانی که اوایل انقلاب ٥٧ را برایم تداعی نمود که در تقابل با گفتمان جنبش ملی- دمکراتیک کردستان قد علم کرد و توانست در حد توان خود به به آن ضرباتی وارد کند. در آن زمان رهبر چنین گفتمانی شادروان احمد مفتی زاده بود که ایشان را به نام علامه و کاک احمد میشناختند. شادروان مفتی‌زاده در علوم دینی انسانی بسیار دانا و نظراتش در سطح منطقه قابل تامل بود، ولی متاسفانه با ورود به سیاست و برگزیدن اسلام سیاسی یا سیاسی کردن اسلام در خصوص اداره امور کشور و انتخاب این دیدگاه ( در ابتدا) همراه و همزمان با گفتمان انقلابی- اسلامی خمینی در مرکز به عنوان یکی از موانع اصلی بر سر راه جنبش ملی- دمکراتیک کردستان درآمد. هرچند ایشان ( کاک احمد مفتی‌زاده) از طرف طرف رژیم بعدهها دستگیر و روانه زندان شدند و چند سال بعد در اثر شکنجه‌ها و بیماریها و عوارض جسمی ناشی از آن جان سپردند، ولی در ابتدا بدون تردید با برپا نهادن '' مکتب قرآن'' در شهرهای کردستان به اهرم فشاری سیاسی در تقابل با جنبش ملی- دمکراتیک کردستان به رهبری حزب دمکرات کردستان درآمدند. شادروان مفتی‌زاده در تلاش برپائی '' خودمختاری مذهبی '' برای اهل سنت ایران بطور عموم و کردستان بطور خصوص بودند. حال بعداز از گذشت سی و اندی سال از ماجرا و جانباختن رهبران دو گفتمان یعنی دکتر عبدالرحمن قاسملو ( ملی- دمکراتیک) و احمد مفتی‌زاده ( دینی- سیاسی) ، متاسفانه باز شاهد حضور یا استمرار بر حضور چنین گفتمانی در فضای سیاسی کشور هستیم البته از طرف تنی چند از کردها.

با خواندن نامه‌ی سرگشاده مذکور بر همه عیان است که نمایندگان محترم پیشین مجلس شورای اسلامی دغدغه مذهبشان را دارند نه چیزی دیگر. هرچند در ماده اول بر اصولی از قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید کرده‌اند که مسائلی همچون زبان مادری را شامل میشود ولی بدونه تردید جان کلام این نامه نگرانیها و شکوائیه‌ایست در خصوص وضعیت کردهای اهل سنت که این خود کم لطفی یا شاید کوته فکری‌ای آشکار در حق ملت کرد است.

با مراجعه به نامه می‌بینیم که از حق و حقوق اهل سنت سخن به میان می‌آید ( که کاملا بجا و حقوق بشری است) ولی نکته قابل تامل اینست که این هموطنان میخواهند با ادعای وجود '' تعهد دینی و اسلامی'' برای احیاء و ایجاد '' تشکلهای قومی- مذهبی'' در جهت مشارکت در سیاست کلان کشور و مناطق ( سنی نشین) اقدام نمایند. [ بر گرفته از مقدمه و بندهای ٣، ٥ و ٦ نامه سرگشاده]

و این عین واپسگرایی و بازگشت به گذشته و تکرار سالها و رویکردی سیاسی است که شادروان کاک احمد مفتی‌زاده خود قربانی آن شدند. جالب اینجاست که شادروان مفتی‌زاده در سالهایی که در زندان و در حصر بسر میبردند، به صراحت در رساله‌هایی که منتشر میکردند به اشتباه خود به دخالت در سیاست اشاره‌ میکردند. با گذشت چند سالی از انقلاب و وضعیتی که برای کشور پیش آمد، ایشان دخالت خود و یاران خود در سیاست را اشتباه قلمداد کرده و به عقیده ایشان ایمانداران مکتب قرآن بهتر می‌بود که به روشنگری و تنویر روح و تقویت ایمان و تقوا در میان مردم بپردازند. [ من حدود پانزده سال پیش این مطلب را در یکی از رساله‌های ایشان مطالعه کردم که متاسفانه الان در خارج ازکشور بسر میبرم و این رساله را در دست ندارم ولی از نقل قول یا نقل به مفهوم آن مطمئن هستم]. حال چه شده است که گروهی از نمایندگان اسبق مجلس شورای اسلامی دوباره به فکر خودموختاری مذهبی ( برای اهل سنت) افتاده‌اند پرسشی است که جوابش نزد این عزیزان است.

در ادامه و اختتام این بحث تنها به دو موضوع اشاره میکنم که به‌ نوعی تقاضای من از این دوستان نیز هست، امید که مورد عنایت قرار گیرد.

من شرایط داخل کشور را می‌شناسم و میدانم که در داخل کشور شرایط بسیار بسته و خفقانی است. نگاه حاکمیت به کردستان کاملا امنیتی- نظامی است و حاکمیت فعلی به فرزندان ( بخوان صاحبان) خود رحم نمی‌کند در حالی که زمانی این فرزندان انقلابی جان بر کف و تئوریسین این نظام بوده‌اند. کشتار و خفقان موجود در کل ایران و نوع ویژه‌ی آن در کردستان را هم از یاد نبرده‌ام ولی یادم هم نرفته که ما برای برپانهادن سیستمی بهتر از رژیم فعلی مبارزه میکنیم نه همسان‌ سازی یا شبیه سازی. اگر شیعه‌گری سیاسی در طول سی و اندی سال گذشته توانسته روزگار مردمان ایران زمین را به خاک سیاه بنشاند، چه تضمینی وجود دارد که تعهد دینی و اسلامی نوع سنی این عزیزان از نوع شیعه آن بدتر یا همان نوع از آب درنیاید؟ در حالیکه نمونه سنی آن را در کشورهای عربستان، افغانستان، پاکستان و ... غیره تجربه و یا دیده‌ایم! به همین خاطر به باور من در چنین شرایطی، به جای همسان‌سازی  یا شبیه‌سازی هر نوع از اسلام سیاسی، بهتر است '' سکولاریزم'' که مدل بی‌طرفانه و غیر ایدئولوژیک حکومت است را طلب و مبنای کار خود قرار دهیم نه نوعی دیگر از حکومت مذهبی. در کشوری که شامل چندین ملیت و دین و مذهبت است، بهتر است که حکومت؛ غیر مذهبی و غیر ایدئولوژیک بماند در غیر این صورت تفوق و برتری هر مذهبی به استبداد و خودکامگی خواهد انجامید و در این خصوص نیز تنها میتوان گفت '' آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است''.

نکته دوم اینکه این عزیزان چرا فکر میکنند که کردستان یعنی مناطق سنی نشین کردزبان؟ پس بیش از نصف جمعیت کرد زبانی که در جغرافیایی پیویسته با کردهای سنی مذهب زندگی مکینند و مذهب آنان شیعه و یارسان و ... است را کجا باید نامید؟ آیا این نمایندگان پیشین بر این باورند که وضعیت معیشت، اقتصادی و اجتماعی و مشارکت سیاسی کردهای شیعه و یارسانی بهتر از کردهای سنی مذهب است؟ بدونه تردید جواب منفی است. برای همین چه بهتر و درستتر زمانی که میخواهیم در رابطه با ملیتی( مردمانی که دارای زبان و خاک مشترک در داخل یک کشور  بنام ایران هستند) بویژه به عنوان نماینده، صحبت یا مساله‌ایی را مطرح نمایم، همیشه از منظری سکولار ( عاری از تعصب مذهبی و دینی) و ملی- دمکراتیک به مسایل بپردازیم. به باور من گفتمان ملی- دمکراتیک و سکولار شایسته‌ترین و مناسبترین رویکرد سیاسی برای گفتگو در رابطه با کردستان و برای کردستان است. بر زبان راندن این کلمات و از این منظر به دیالوگ پرداختن در داخل ایران چندی است که براه افتاده و قطع یقین اگر شما هم از این منظر نامه سرگشاده خود را می‌نوشتید، جزو اولین کنشگران سیاسی و مدنی نبودید و چندین دهه‌ است که از سوی کنشگران سیاسی و مدنی و روشنفکران داخل کشور، از جدائی دین از سیاست سخن به میان می‌آورند.

کاوه آهنگری

جون ٢٠١٣

لینک نامه سرگشاده

http://radiokoocheh.com/article/211641

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.