تاثیرات دوگانه اینترنت بر زندگی شهروندان / فیروز مامویی

ستفاده از شبکه های اجتماعی می تواند رویکردی دوگانه را طبق بافت اجتماعی و همچنین میزان نفوذش در حوزه خصوصی و عمومی شهروندان, بدنبال داشته باشد و اگر خودآگاهی شهروندان توان ساخت مرز و محدوده ی این پدیده را نداشته باشد و جامعه و دست اندرکاران در این ضمینه آموزش کافی را در اختیار شهروندان قرار ندهند, در زیر فوران فشار این دوگانه اندیشیها و تلفیق غیر اصولی این فازهای مثبت و منفی, جامعه دچار یک بحران جددی می شود و عواقب زیان باری را به دنبال خود یدک می کشد

در عصر کنونی رویکردی دوگانه به امکانات لجستیک ارتباط جمعی, بویژه فضای اینترنتی و سایبری یا همان فضای که در گفتمان محاوره یی بعنوان فضای مجازی یاد می شود, تاثیرات گوناگونی بر مسایل سیاسی و اجتماعی داشته و با توجه به آمار و ارقامی که در سالهای گذشته با عمومی شدن این امکانات ارتباط جمعی در میان شهروندان و علل خصوص در جوامع نسبتا بسته, درمی یابیم که این موج سرعت قابل توجه و گه گدار سرسام آوری بر مسایل و گذارهای گوناگون را داشته و هم اکنون نیز دارد.
اگر فضای سایبری را به دو قطب مثبت و منفی تقسیم کنیم بهتر و شفافتر می توان به تاثیرات فراوان این پدیده بر زندگی روزمره و حتی بر چشم اندازهای دور و نزدیک آن بپردازیم.

قطب مثبت: در سالهای اخیر با برآمدن آفتاب اعتراضات مردمی در کشورهای خاورمیانه و همچنین در تعدادی از کشورهای آفریقایی که بعنوان موج سوم دمکراسی نیز شناخته می شود, در می یابیم که فضای سایبری تاثیرات بسیاری در روند گذار کشورهای دیکتاتور زده به یک رویکرد آزادانه تر و گریز از ستمهای مضاعف حکومتی را پدیدار کرده و عمده کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی بر این باورند که فضای صایبری و شبکه های اجتماعی و امکاناتی از این قبیل که می تواند صدای رسای یک شهروند معمولی را بدون هیچ سانسوری به اقصا نقاط جهان برساند و در عین حال روند تغییر و تحولات جامعه را سرعت بشخد, تاکید می ورزند. زمانی که اعتراضات کشورهای عربی چه در آفریقا و چه در آسیا دست به آغازیدن کرد, رسانه های ارتباط جمعی و در صدر آنها اینترنت نقش بسزا و کارایی را در انعکاس وضعیت لحظه به لحظه رویدادها را بعهده گرفت و این مهم به نوبه خود باعث شد, که هر فرد از منظر و پنجره دید خود لایه ها و زوایای مسایل را تعقیب و در عین حال تحلیل کند. این امر باعث شد که هم میزان رویکرد توده های مردم به اینترنت افزایش یابد و هم بانی آن شد که مسایل در وسعت بیشتری مورد نقد و برسی قرار گیرد و آگاه گری و همچنین پشتیبانی در تمامی عرصه های مرتبط با این رویدادها فضای بیشتری را در اختیار شهروندان قرار داد تا با دیدی بازتر سرنوشت آینده مملکت خویش رقم بزنند و این مشارکتهای فکری و عقیدتی مللهای گوناگون با همدیگر و همچنین افراد داخل یک کشور موجب می شود که دست زمامداران که در زمان گذار از حکومتهای دیکتاتوری به حکومتها و قدرتها در گونه های دیگر را برای سرکوب شهروندان خویش محدود و تنگ تر کند. این دستاورد به عنوان یک غنیمت فراگیر از اینترنت و فضای صایبری محسوب می شود و این روند امروزه نیز در کشورهای همچون سوریه, ترکیه و غیره و ذالک استمرار دارد و خبرهای داخلی آن کشورها حاکی از آن است که تنها راه ارتباطی چه در داخل و چه با جهان خارج از کشور, تنها و تنها از طریق اینترنت امکان پذیر است. همچنین نقطه مثبت دیگری را که درمورد فضای اینترنتی می توان بیان کرد این است که این فضا امکان بیشتری را برای آگاه کردن توده های مردم که تا دیروز به لطف حکومتهای دیکتاتورشان در بتن عقب ماندگی می زیستند امروزه با استفاده از فضای مجازی می توانند از مسایل و رویدادهای اطرافشان تا حد زیادی مطلع و باخبرشوند. بعنوان مثال می توان به چند نمونه بسیار بدهی آن اشاره داشت که مشمول این مسائل می باشند: اگر تا دیروز در یک کشور با بافت سنتی و دیکتاتور زده مردم در مورد حق و حقوق خود شناخت کافی نداشتند امروز فضای اینترنتی این فرصت را مهیا ساخته تا با یک جستجوی ساده از مبتدی ترین تا اساسی ترین حقوق خود را کسب کنند و با اطلاع و آگاهی بیشتری در مقابل نقض شدن حقوقشان ایستادگی کنند. در نمونه ای دیگر, طبق آخرین آمار بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان دارای هیچ دینی نمی باشند و گفته می شود اینترنت در رشد این امر نقش بسزای داشته است و این مسئله باعث شده که توازن آماریی مابین کسانی که اعتقادات مذهبی داشتن و پایبند به یک سری افکار آئینی و خرافی هستند با کسانی که از این خصلت آری می باشند, تا حد زیادی کاسته شود و امروزه شاهد این مسئله هستیم که هر فرد در صفحه شخصی خود در شبکه ها اجتماعی با کمترین ترس و واهمه از اعتقادات مذهبی یا حتی از نبود تعهد به هر دین و مذهب, سخن به میان می آورد و در مورد تفکرات و اعتقادات چه مذهبی و غیره... با دیگران تبادل نظر می کند.
قطب منفی: بر اساس آخرین آمارها در مورد کاربران اینترنتی، حاکی از آن است که بیش از یک میلیارد کاربر فیس بوک و نیم میلیارد کاربر توییتر در دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی وجود دارد و روزانه بیش از نیم میلیارد لایک بین آنها تبادل می شود. در کنار گستردگی تعداد کاربران، عوارض جانبی ناخوشایند نیز وجود دارد. در میان این تعداد، 350 میلیون نفر مبتلا به "سندرومی" به نام اعتیاد به فیس بوک هستند. 
چند نفر از ساکنان شهر لندن به عنوان مثال می گویند روزانه بین 10 بار، دیگری روزی 4 تا 6 باز در روز به فیس بوک مراجعه می کنند. 
یک پژوهش دانشگاه شیکاگو سال گذشته نشان داد, چگونه شبکه های اجتماعی بر زندگی مردم غلبه کرده اند. این تحقیق می گوید وسوسه مراجعه کردن به حساب فیس بوک و یا توییتر بیش از میل به برقراری رابطه جنسی، نوشیدن مشروب الکلی و کشیدن سیگار است. این آمار همچنین نشان داده که میل به تجربه کردن برخی چیزها، با خودداری از آن، افزایش پیدا می کند. بسیاری از شرکت کنندگان در این تحقیق متوجه شدند که نمی خواهند با گذراندن وقت زیاد در این شبکه ها، وقت خود را تلف و یا از کار روزانه منحرف شوند، ولی مقاومت در برابر این شبکه ها کار آسانی نیست. لایک زدن و یا جواب دادن به پیام های توییتر یا “ری توئیت” باعث افزایش ترشح هورمون دوپامین شده و آرامش بخش است، در حالیکه فقدان آن باعث بروز حس حسادت و نگرانی می شود. علامت اعتیاد، گذراندن بیش از 5 ساعت در روز در شبکه های اجتماعی است. 
بدون شک فضای صایبری به همان اندازه که تاثرات مثبت و قابل تحسین داشته است, به همان اندازه و در بعضی موارد قدر قابل ملاحظه ای تاثیرات افراطی را دربر داشته است. چگونگی استفاده از امکانات و فرصتی که اینترنت در اختیار کاربران خود قرار می دهد اگر به گونه ای کارآمد از آن استفاده نشود باعت می شود که هنجارها و مسایل اجتماعی بصورت انحرافی دامنگیر جامعه شوند و این عمل به یک روند روبه رشد معضلات اجتماعی مبدل می گردد. هر از چندگاهی در تورهای اجتماعی یک سری استاتوسها و پستها منعکس می شود که خود بیانگر این امر می باشد و مهر تاییدی بر این ادعای تاثیرات مخرب و ویرانگر این شبکه ها بر زندگی شهروندان می زند.
بعنوان مثال استفاده از فیسبوک باعث شده است که میزان طلاق و ازدواجهای ناپایدار در کشورهای همچون ایران افزایش یافته و باعث از هم گسستگی بعضی خانواده ها شده و خود این مسئله موجب می شود که فرزندانی که محصول این جداییها هستند دچار اختلالات اجتماعی شوند و بر جریان زندگی آنها تاثیر نگتیو بگذارد. همینطور برآوردها در این ضمینه نشان می دهد که اینترنت به میزان مطالعه کتاب و کتابخوانی لطمه زده و از آن کاسته و اکثر افرادی که به اینترنت روی می آورند به خواندن مطالب, اشعار و مقالات کوتاه و گذرا روی می آورند. همچنین ارتباط برقرار کردن و مطلع شدن از وضعیت جوامع دیگر باعث شده که افسردگی و اختلالات روانی در میان جوانان جوامع با بافت سنتی و عقب مانده افزایش یابد و این خود بر افزایش آمار خودکشی و ابتلا به یک سری مرضهای روحی_روانی به میزان قابل توجهی دامن زده و این امر نگرانیهای را در میان تعدادی از خانواده ها که فرزندان جوانی دارند و توان براورد کردن خواست و مطالباتشان را ندارند شده و بعضی دیگر از اینکه فرزندانشان اکثر اوقات خود را در کنار کامپیوتر و لبتوپشان صرف می کنند به قدر قابل تاملی نگران هستند.
پس بر این منوال نتیجه می گیریم که استفاده از شبکه های اجتماعی می تواند رویکردی دوگانه را طبق بافت اجتماعی و همچنین میزان نفوذش در حوزه خصوصی و عمومی شهروندان, بدنبال داشته باشد و اگر خودآگاهی شهروندان توان ساخت مرز و محدوده ی این پدیده را نداشته باشد و جامعه و دست اندرکاران در این ضمینه آموزش کافی را در اختیار شهروندان قرار ندهند, در زیر فوران فشار این دوگانه اندیشیها و تلفیق غیر اصولی این فازهای مثبت و منفی, جامعه دچار یک بحران جددی می شود و عواقب زیان باری را به دنبال خود یدک می کشد.

( فیروز مامویی ـ تلویزیون آسو)

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.