ترکیه و جنبش سراسری 31 مه

تسکین و فرو کشیدن این قیام غیرممکن است. آنهایی که ترکیه را وارد نزاع سوریه کرده اند اکنون دماغ شان در روی سنگ فرش های کوچه پس کوچه ها کشیده می شود. آنهایی که هنوز حساب "ریحانلی" را پس نداده اند اکنون دماغ شان در کوچه پس کوچه ها شکسته می شود. آنهایی که ده سال دماغ شان از کبر و غرور باد کرده و روی مردمی که آنها را حشره فرض کرده و گاز سمی می پاشند، اکنون مانند کرم پنهان شده اند.

 

 

بسیاری از رسانه ها، ناظران و تحلیل گران اعتراض های میلیونی اخیر در ترکیه را "جنبشی خودبخودی" ترسیم می کنند. این دیدگاه اگر ناشی از پیش داوری و یا ساده انگاری نباشد، نتیجه ندیدن توفان هایی است که سال هاست در تاروپود و اعماق جامعه ترکیه در جریان است. ریشه های این جنبش در "حرکت جمهوری خواهی" و "جنبش زحمت کشان" ترکیه در سال 2007 قرار دارد. جنبش هایی که به موازات هم در حرکت بوده ولی به علت ضعف رهبری و سیاست های نادرست هیچوقت نتوانستند بهم پیوند بخورند و لاجرم فروکش کردند. جنبش اجتماعی- سیاسی جمهوری خواهی و جنبش اقتصادی کارگران و زحمتکشان ترکیه دوباره در 19مه 2012 جان تازه ای گرفت. از این تاریخ تا 31 مه 2013 دامنه و عمق این جنبش ها هر روز گسترده تر و متمادی تر شد و هیچ ماه و حتی هفته ای نبود که در گوشه ای از ترکیه و به مناسبتی جنبش های اعتراضی وسیع علیه حکومت در جریان نباشد. سازماندهندگان این قیام ها در چهار گوشه ترکیه هدف تشکیل حکومت ملی را در سرلوحه برنامه خود قرار داده اند.

تظاهرات در ترکیه

تظاهرات وسیع توده ای در 18 ماه مه در"آنتاکیا"، و در همین روز تظاهرات پرشور مردم "ریحانلی"، در 19 مه تظاهرات میلیونی در "آنکارا" و راهپیمایی معترضان به طرف آرامگاه آتاتورک، نشانه ی اوج گیری بی وقفه اعتراضات علیه حکومت بود. 20 مه افق جدیدی در برابر مردم ترکیه و مردم منطقه باز شد، ترکیه کشور کلیدی منطقه که بسیاری از طرح ها و محاسبات غرب را زیر و رو خواهد کرد. ملت ترک در میراث و سیمای آتاتورک متحد می شود. در آنتاکیا پلاکارد دختر جوانی که روسری بسته می نویسد:"ترک ایم، کرد ایم، سنی هستیم، علوی هستیم، ملت ترک ایم، در راه پدرم (آرمان های آتاتورک) به پا خاسته ایم."

هدف برقراری یک حکومت ملی و متکی به منافع ملی ترکیه است. حکومتی که نه از بروکسل و واشنگتن که از آنکارا کشور را اداره کند.

تمامی فکرانبارهای غرب در این موضوع هم فکر بوده اند که مردم ترکیه به فشار و شدت حکومت اردوغان که آنهمه رویش سرمایه گذاری کرده اند رضایت نخواهند داد. غرب برای تحقق برنامه های خود در ترکیه و منطقه به یک رژیم تمام عیار مذهبی – فاشیستی در ترکیه احتیاج دارد زیرا در چارچوب رژیم پارلمانی ترکیه تحقق آن برنامه ها امکان ناپذیر است.

امپریالیسم غرب با همدستی حزب حاکم مرزهای سیاسی – اقتصادی ترکیه را درنوردیده، مرزهای گمرکی را از میان برداشته، ورود و خروج پول به کشور را آزاد کرده، اقتصاد عمومی را خصوصی کرده، سوبسید های دولتی به تولیدات کشاورزی را برچیده و سندیکاهای کارگری را درهم شکسته ... و همه اینها را به اصطلاح "کوچک کردن دولت" نامیده است!

شعارهای اصلی قیام: دو شعار، "اردوغان استعفاء حکومت استعفاء"، "ما سربازان آتاترک هستیم". علاوه بر آن، تظاهرات در سراسر ترکیه زیر پرچم ملی ترکیه جریان دارد، چرا؟ آتاترک برای مردم ترکیه چه معنائی دارد؟ اهمیت آن و حیاتی بودن این شعار در کجاست؟ میراث آتاترک را به جرأت می توان در دو اصل انقلابی خلاصه کرد: "استقلال تام" و "لائیسیسم". استقلال قرار است دست تسلط و مستعمره کردن و غارت و بردگی ترکیه را توسط قدرت های توسعه طلب غربی قطع کند، و لائیسیسم قرار است دین را به امر خصوصی مردم تبدیل و از این طریق صلح اجتماعی را برقرار، راه را برای تفکر خلاق و اندیشه آزاد هموار و جامعه را از انجماد و غلتیدن در تاریکی جهل و خرافات قرون وسطا محافظت کرده و راه پیشرفت اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی جامعه را هموار سازد. دو میراثی که طی بیش از ده سال حکومت اسلام "اعتدالی" حزب عدالت و توسعه AKP تنها لاشه ای از آنها باقی مانده است. نسل جوان ترکیه ارزش این میراث را دریافته، زیرا آن را در زندگی روزمره خود مدام تجربه کرده و خطر آن را با گوشت و پوست خود دریافته است. بدون مستقل زیستن، بدون لائیسیسم، نه دموکراسی نه آزادی و نه ترقی و رفاه و نه صلح اجتماعی وجود خواهد داشت.

زنان در تظاهرات ترکیه شجاعانه ایستادگی کردند

طیب اردوغان در گرماگرم اعتراضات میلیونی مردم خبط بزرگی کرده و از تلویزیون با اشاره به تصمیم تبدیل پارک گزی به مرکز خرید قدمی دیگر پیش گذاشته و فریاد زده است که : "هر قدر می خواهید اعتراض کنید، ما تصمیم گرفته ایم، ما مرکز فرهنگی آتاترک را نیز تخریب خواهیم کرد"!

اعتراض علیه تخریب یک پارک در میدان تقسیم استامبول جرقه ای بود که بر انبار باروت افتاد. باروتی که انعکاس خشم مردم علیه قانون اساسی جدید در حال تدوین، دیکتاتوری مذهبی که قدم به قدم نزدیک تر می شود، تسویه کادرهای دولتی و گماشتن متعصبین مذهبی در جای آنها، مداخله در زندگی خصوصی مردم، غارت منابع کشور، و پیش کش کردن ثروت های ملی به شرکت های غربی و شیخ های عرب همدست آنها، ثروت اندوزی بی حساب سردمداران و نزدیکان حکومتی، بی اعتبار کردن ارتش، نابودی حقوق در پای سیاست، زندانی کردن روزنامه نگاران و روشنفکران و معترضان ...

آنچه که محتملا بعد از این اتفاق خواهد افتاد: مبارزه اقتصادی زحمتکشان و سندیکاهای کارگران سیاسی شده، جنبش جمهوری خواهی را نیرو خواهد بخشید و آن را به سمت برقراری یک حکومت ملی سوق خواهد داد. توده های خلق کرد، که تاکنون دنباله روی احزاب کردی همدست غرب بودند با جنبش جمهوری خواهی متحد خواهند شد. جنبش جوانان در اطراف "اتحاد جوانان ترکیه" TGB حلقه خواهد زد. احزاب "حزب جمهوری خواه خلق" CHP "حزب حرکت ملی" MHP ، "حزب کارگر" IP ... و پایه های مردمی "حزب عدالت و توسعه" قدم به قدم در سمت و با هدف برقراری حکومت ملی متحد خواهند شد.

نقل فرازهایی از تحلیل روزنامه نگار و تحلیل گر نامدار مسائل سیاسی ترکیه "نیهات گئنچ" Nihat Genç می تواند ما را با ریشه های اجتماعی- سیاسی قیامی که اکنون در ترکیه جریان دارد از نزدیک آشنا کند. (*)

"قیام بی نظیر خلق در تاریخ ترکیه، ما این قیام را زندگی می کنیم. دیگر هیچ چیز مثل سابق نخواهد بود. در ترکیه صفحه ای بسته شد و صفحه دیگری در حال باز شدن است. آتشی که در سراسر ترکیه کوچه به کوچه افروخته شده است همچون آتشی است که جنگل را فرا گرفته باشد.

جوانی در تظاهرات با ماسک آشنای وندتا که دیگر در بیشتر تظاهرات در کشورهای مختلف به چشم می خورد

31 مه تاریخ بزرگترین جنبش مردم در استامبول در تاریخ سیاسی به ثبت رسید. حکومت و ـ رسانه های جیره خوار و دروغگوی آن که حقایق را از مردم پنهان می کنند ـ برعلیه تظاهرات به خشونت بی امان دست می زنند. تنها یک چاره مانده است، عذرخواهی از مردم و از کوتاه ترین راه ممکن برگزاری انتخابات و برپایی یک حکومت انتخابی.

تسکین و فرو کشیدن این قیام غیرممکن است. آنهایی که ترکیه را وارد نزاع سوریه کرده اند اکنون دماغ شان در روی سنگ فرش های کوچه پس کوچه ها کشیده می شود. آنهایی که هنوز حساب "ریحانلی" را پس نداده اند اکنون دماغ شان در کوچه پس کوچه ها شکسته می شود. آنهایی که ده سال دماغ شان از کبر و غرور باد کرده و روی مردمی که آنها را حشره فرض کرده و گاز سمی می پاشند، اکنون مانند کرم پنهان شده اند.

اموال شهرداری های را غارت کردید. بنادر و جنگل ها را به حساب خود تصاحب کردید. در پارگ "گزی" حتی یک درخت را هم زیادی دیدید. با پشتگرمی به آمریکا و اسرائیل علیه مردم ترکیه هم توطئه کردید و هم او را تحقیر کردید. متفکران و معترضان را به زندان ها انداختید.

از توطئه هایتان، از جماعات تان، از آمریکایتان و از دادستان هایتان اینقدر مطمئن نباشید. دیگر هیچوقت این مردم را صغیر و خدمتکار خود تصور نکنید. این حکایت القاعده هایتان که با پولهایتان تجهیز کرده اید نیست، این مبارزه بچه های تحصیل کرده و با دانش و فرهنگ استامبول است.

سفارت آمریکا! درباره توانایی های رهبرانی که با گازهای سمی و پول خود تجهیز و به جنگ مردم فرستاده اید دوباره تامل کنید. این مارش بچه های استامبول است علیه آنهایی که ترکیه را علیه سوریه وارد جنگ کرده اند. این جنگ بچه های استامبول است علیه آنهایی که روی مردمی که آنها را حشره فرض کرده گازهای سمی می پاشند. بدانید که این کشور را نمی توان با بورس ها و بانکرها و جاسوسان آمریکا اداره کرد. این کشور فقط با مشارکت و رضای مردم آن می تواند اداره شود".

(*)Nıhat Genç

Oda Tv.com

1 .6 .2013

تورنتو ـ 5 ژوئن 2013

منبع: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چپ عقیم را جز این انتظار نیست / آنگونه که ایمان ایئولوژی منجمد طالب است میبافد واز رویدادها یه نفع خود داستان میسراید ودر دامن غربه دشمن درخیال شرقی وضد غربیش روان زخمی خودرا بی حس میکند تا رویدادی دیگر و ادعایی دیگر و نفرت نامه هایی که به درد یاری رسانی به رواندرمانگران اجتماعی میخورد از" تقسیم" چپ عقیم دنبال قسمتی است ولی خیال خامیست با تاخیر چند ده ساله / این آخرین ماندگان جهان فانی را نه نسل دیجیتال میفهمد نه روایتشان را جز کهنگی مرتبتیست شاید دموکراسی غربی را بر علیه غرب تمرین میفرمایند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده می‌‌نویسد: "غرب برای تحقق برنامه های خود در ترکیه و منطقه به یک رژیم تمام عیار مذهبی – فاشیستی در ترکیه احتیاج دارد زیرا در چارچوب رژیم پارلمانی ترکیه تحقق آن برنامه ها امکان ناپذیر است."
آدم نمیداند چه بگوید جز اینکه نویسنده حدِ اقل ۳۰ سال از زمانه خود عقب است. هنوز هم در حل و هوای آن سالها و با عینکِ کمونیستی به قضایا نگاه می‌‌کند.