نمایش انتخابات و دیگر هیچ!

آنچه مشاهده می شود و از سوی ناظران، مفسران و تحلیلگران جامعه ایران به زبان می آید بی رمقی و بی رونقی نمایش انتخابات در این دوره است. دست اندرکاران، امام جمعه ها و دیگران در تلاشند که با استفاده از همه ابزار مردم را به پای صندوق رای بکشانند ولی بی اعتنایی و بی تفاوتی مردم بقدری گسترده است که همه آنان را نگران می کند

نیچه فیلسوف آلمانی در نقد نمایش انتخابات در جوامعی که از اطلاعات و آگاهی های لازم و کافی برای گزینش و بازی دمکراسی برخوردار نیستند گفته بود : مردم در اینگونه جوامع در ظاهر از آزادی و حق انتخاب برخوردارند ولی هرگز آزادانه از حق انتخاب کردن بهره مند نیستند و با شرکت در انتخابات توهم استفاده از آزادی انتخاب را دارند. در جامعه استبداد زده ایران هم که سرنوشت انتخاباتی و سیاسی آن در دست گروهی بنام شورای نگهبان و نیرو های نظامی و امنیتی قرار گرفته وچند روز مانده به روز انتخابات چند نام، از پستوی دبیرخانه، گاهی افراد شناخته شده و گاهی ناشناس بدون برنامه و هدف با صلاح دید برخی از اشخاص و نهاد ها و تائید آنها بعنوان کاندید معرفی می شوند، دیگر نمی توان سخن از انتخابات آزاد، استفاده از حقوق اجتماعی و مشارکت در امور سیاسی کشور گفت، بلکه این نمایشی است تکراری، گاهی کمدی و گاهی دیگر تراژیک که در هردو صورت نه بازیگران و نه تماشاگران از نتیجه بازی خشنود نیستند تا جائیکه بعد از پایان نمایش گاهی حوادث دلخراشی رخ می دهد و احساس شومی در دل ها پدید می آورد.

انتخابات به یک سلسله اقدامات و عملکرد هایی گفته می شود که در یک منطقه جغرافیایی برای مدت مشخص و محدودی، مردم در آن آزادانه شرکت می کنند و فرد، گروه و حزبی را با مرام و برنامه خاصی انتخاب می کنند. حق انتخاب کردن و انتخاب شدن یکی از مهمترین حقوق اجتماعی و سیاسی است که بشر با مبارزات پیگیر و خستگی ناپذیر خود بدست آورده و برای حفظ آن جانفشانی ها کرده است.

تاریخ انتخابات در ایران به دوران مشروطیت بر می گردد، اولین انتخابات مجلس که صنفی و طبقاتی بود و مردم حق مساوی در آن نداشتند( ملاکین و فلاحینی حق انتخاب داشتند که ارزش زمین آنان بیش از هزار تومان بود و زنان هم از حق شرکت در انتخابات محروم بودند) در 17 مهر 1285 خورشیدی برگزار شد و نمایندگان مجلس برای مدت 2 سال انتخاب شدند، در سال 1288 تغییراتی در قانون انتخابات داده شد، ارزش زمین برای شرکت در انتخابات به 250 تومان تقلیل یافت ولی زنان، بیسواد ها، افرادی که کمتر از 10 تومان مالیات پرداخت می کردند و یا درآمد آنان زیر 50 تومان در سال باشد از حق انتخاب محروم بودند.

با استقرار و تثبیت استبداد که از گردش آزاد اطلاعات در جامعه جلوگیری می کرد، انتخابات عملکرد و مفهوم خود را از دست داد و بصورت نمایشی هر از چندگاهی به اجرا درآمد. با سقوط رضا شاه موج جدیدی از آزادی های فکری و سیاسی زمینه را برای احزاب سیاسی فراهم آورد. انتخابات و مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خود رونق تازه ای گرفت. دستآورد این مشارکت خود را در ملی کردن صنعت نفت و گسترش ادبیات سیاسی در این دوره نشان داد. همسو با آن، برای نخستین بار حکومت ملی فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری پیشه وری به زنان که نیمی از مردم کشور را تشکیل می داد حق رای و شرکت در انتخابات را داد . این نخستین قدم زمینه اصلاحات اجتماعی را در دهه 40 فراهم آورد و زنان حق شرکت در انتخابات را بدست آوردند. این اقدام اجتماعی و حقوق سیاسی برای زنان خشم روحانیت بویژه آیت اله خمینی را بر انگیخت و خمینی به شدت با آن مخالفت کرد. با انقلاب و تغییر در مواضع خمینی که این بار زنان را برای شرکت در تظاهرات بدون اجازه شوهر فرا می خواند، شرایط را برای شرکت زنان در انتخابات فراهم کرد، ولی آنان را همچنان برای انتخاب شدن بعنوان رئیس جمهور از حق و حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم کرد. بنابرین انتخابات در ایران با استقرار جمهوری اسلامی هرگز قانونی نبوده با شان، حرمت و کرامت انسان مغایرت دارد زیرا نیمی از جمعیت کشور از حق انتخاب شدن محروم هستند. از سوی دیگر مداخله افراد، نهاد ها بویژه نیرو های مسلح که خود را فرا قانونی می پندارند مانع از اجرا و انتخابات آزاد در جامعه می شوند.

ساز و کار انتخابات در جمهوری اسلامی بگونه ای طراحی شده است که نظارت عمومی و مردمی بر آن وجود ندارد و با گذشت زمان و فاصله گرفتن مردم از رژیم، میزان تقلب و مداخله در آن بیشتر شده، نیرو های مسلح بویژه فرماندهان سپاه و امنیتی ها کنترل، اداره و مهندسی آن را در اختیار گرفته اند و با گذشت زمان نفوذ خود را در انتخابات بیشتر کرده اند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 با استفاده از همه ابزار مداخله، ایجاد فضای امنیتی و سرکوب، شخصیت گمنامی را با استفاده از واژه های پوپولیستی و عوام فریبانه به کاخ ریاست جمهوری فرستادند، دور جدیدی در سیاست داخلی و خارجی آغاز شد. نیرو های سپاهی و امنیتی سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور را در دست گرفتند. همه نهاد های نظارتی بر عملکرد اقتصادی دولت را از میان برداشتند. شیرازه کار در راهبرد های اقتصادی از هم گسست. رانت خواری و اسفاده از همه منابع اقتصادی و امکانات مالی کشور، زمینه را برای رشد سریع فساد اقتصادی برای نظامی ها فراهم کرد در این میان افزایش درآمد های نفتی و افزایش بی رویه واردات تولیدات داخلی را در همه حوزه های اقتصادی نابود کرد. هر روز بر تعداد بیکار ها افزوده شد، ناامیدی ها، ناهنجاری ها و یاس اجتماعی افزایش یافت و با افزایش حجم نقدینگی کار های کاذب سودآور، دلالی و حاشیه نشینی به سرعت گسترش یافت. همراه با نابودی و ویرانی اقتصاد و تنش در سیاست خارجی، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه های تنبیهی را به اجرا گذاشت. نهاد های مدنی و صنفی تعطیل و دانشگاه ها از دگر اندیشان و استادان با تجربه و پژوهشگر خالی شدند. در پایان دوره چهار ساله اول دولت احمدی نژاد، بار دیگر نمایش انتخابات به اجرا درآمد. توده های مردم بویژه روشنفکران، کارگران و زحمتکشان برای برون رفت از بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی و به امید رهایی از دست دولت خودکامه و حامیان آن وارد میدان شدند و به مسالمت آمیزترین روش دست زدند. هرچند هیچگونه آثاری از یک انتخابات آزاد به چشم نمی خورد باز هم برای رسیدن به آزادی های نسبی در جامعه به شدت کنترل شده در انتخابات نمایشی و مهندسی شده از سوی نظامی—امنیتی ها شرکت کردند.

پیش از پایان شمارش آرا، احمدی نژاد بار دیگر از سوی خامنه ای و دیگر نهاد های وابسته به بیت رهبری پیروز انتخابات معرفی شد و در پی آن میلیون ها نفر از شهروندان که با پرسش رای من کو ؟ به خیابان ها ریختند. خامنه ای زبان به تهدید مستقیم مردم گشود، موج کشتار و دستگیری ها آغاز شد، ده ها نفر از جوانان در خیابان ها و بازداشتگاه ها کشته شدند و هزاران نفر را هم به بهانه های گوناگون روانه زندان کردند که تا کنون تعداد زیادی از آنان همچنان در زندان به سر می برند، برخورد خشونت آمیز رژیم با تظاهر کنندگان به نتایج انتخابات، که به تقلب در آن باور داشتند بار دیگر نشان داد که انتخابات در کشور استبداد زده ایران، خواست و اراده مردم را بازتاب نمی دهد و تنها نمایشی است که با هزینه مردم بر مردم تحمیل می شود.

اکنون بار دیگر این نمایش در حال اجرا است، تعدادی از دستچین شدگان به ایفای نقش پرداخته اند، هدف رژیم گرم کردن تنور انتخابات و کسب مشروعیت در انظار عمومی و جهان است. رژیم جموری اسلامی که با شدید ترین بحران اقتصادی و اجتماعی خود روبرو است، تلاش می ورزد که خود را از این بحران رها سازد. رژیم با ساختار کهنه و عقب مانده خود نیز دچار بحران است. شکاف در درون رژیم هر روز عمیقتر می شود. بخش کوچکی از این شکاف و تضاد را می توان در گفتگو ها، مناظره ها و سخنرانی های کاندیدا های دستچین شده مشاهده کرد. هیچکدام از آنان برنامه ای برای برون رفت از بحران کنونی ندارند، به نظر می رسد آنان اعتقاد و اعتمادی به انتخابات ندارند و تنها نقشی را بازی می کنند که به آنان سپرده شده است.

آنچه مشاهده می شود و از سوی ناظران، مفسران و تحلیلگران جامعه ایران به زبان می آید بی رمقی و بی رونقی نمایش انتخابات در این دوره است. دست اندرکاران، امام جمعه ها و دیگران در تلاشند که با استفاده از همه ابزار مردم را به پای صندوق رای بکشانند ولی بی اعتنایی و بی تفاوتی مردم بقدری گسترده است که همه آنان را نگران می کند. بخش مهمی از مخالفین در داخل و خارج به این نتیجه رسیده اند که باید با تحریم فعال با آن مخالفت کنند، بخش دیگری بر حفظ و ترمیم نظام باور دارند و می گویند که باید در انتخابات شرکت کنند و تغییرات و اصلاحاتی در درون آن بوجود آورند. آنچه مسلم است رژیم جمهوری اسلامی با ساختار کنونی خود نمی تواند پذیرای یک انتخابات آزاد با نظارت مردمی باشد بنابرین این بار هم نمایش دیگری به اجرا در می آید و با همکاری حلقه های صالحین از سوی سپاه و بسیج فردی به کاخ ریاست جمهوری فرستاده می شود، از آن رو این بار هم انتخابات نمایشی بیش نیست....

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se  

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.