شورای ملی ایران و کنگره سکولار دمکرات‌ها

پرسش اول می‌تواند این باشد که با توجه به محتوای یکسان در تعریف از دمکراسی و سکولاریسم در منشور «شورای ملی ایران» و «پیمان نامه عصر نو» چرا این افراد با «شورای ملی ایران» همکاری نکردند ونمی‌کنند و در صدد موازی سازی با آن هستند که موجبات سر در گمی‌و یاس را در ایرانیان پدید می‌آورد؟

چند روزی  است خبرهای مربوط به برگزاری «کنگره سکولار دموکرات‌های ایران» را می‌خوانیم. با نگاهی به برگزارکنندگان و امضا کنندگان متن پیمان نامه که انصافا نوشته ای متین و برآیندی از خواسته‌های سکولار دموکرات‌ها می‌باشد و شباهت بسیاری با منشور «شورای ملی ایران» دارد، متوجه حضور چهره‌هایی آشنا در عرصه اپوزیسیون خارج از کشور می‌شویم.

چنین حرکت‌هایی در فضای مبارزاتی علیه جمهوری اسلامی‌همواره مورد نیاز جامعه مبارزان و آزادی خواهان بوده و کمبود آن در سال‌های گذشته و به ویژه پیش از تشکیل «شورای ملی ایران» همواره احساس می‌شد و مورد نقد هم میهنان در داخل و خارج کشور قرار می‌گرفت که  در نبود فضای آزاد در کشور، از اپوزیسیون خارج از کشور انتظار داشتند.

اما آنچه نخست به ذهن می‌رسد، چرایی حرکت‌های متعدد مشابه و عدم یکپارچگی در سازماندهی واحد برای یک مدیریت درست و موثر در مبارزه با نظام جمهوری اسلامی‌است. در حالی که به گواه رویدادهای سال‌های گذشته از جمله در درون حکومت، از اصولگرای دو آتشه گرفته تا اصلاح طلب تغییر خواه، برای حفظ نظام همواره با هم متحد بوده اند و تا به امروز نیز توانسته اند با وجود داشتن کارنامه سیاه در همه عرصه‌های مدیریتی و اجتماعی و اقتصادی، نظام را هر بار از خطراتی که آن را تهدید می‌کند، دور سازند.

نویسنده این مقاله بر آن است تا تجربه دوساله حضور خود در جامعه اپوزیسیون خارج از کشور را پس از یک فعالیت ۱۴ ساله سیاسی، تشکیلاتی در درون کشور ، به طور مختصر به قضاوت ایرانیان آگاه و علاقمند به سرنوشت کشور بگذارد وچرایی عدم اتحاد و همبستگی را در میان مخالفان جمهوری اسلامی، از دیدگاه خود بیان نماید.

در طول دو سال گذشته و با کلید خوردن اراده ای قوی از سوی طیف بزرگی از مخالفان نظام دینی برای تشکیل یک کنگره و یا شورای ملی که در بر گیرنده همه نظرات دمکراسی خواهانه از طیف براندازان و سرنگونی خواهان سکولار باشد، درون این حرکت گسترده قرار گرفتم. دوره نه چندان کوتاه دو ساله فعالیت در کمیته موقت برای تشکیل «شورای ملی ایران» تا امروز که چند ماهی است به عنوان یکی از اعضای شورای عالی این نهاد انتخاب شدم، شاهد بیشتر گفتمان‌های درون اپوزیسیون خارج از کشور بودم و در بیشتر جلسات مربوط به رایزنی‌ها و گفتمان‌ها برای دعوت به همکاری افراد مختلف از طیف‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی شخصا حضور داشتم و صد البته که دوستانی که امروز نام برخی از آنها را در لیست برگزار کنندگان کنگره سکولاردمکرات‌ها می‌بینیم نیز در این جلسات حضور داشتند ولی یا از ابتدا با حرکت تشکیل شورای ملی همراه نشدند و یا بعدها بنا به دلایلی که مختصر به آن اشاره خواهم کرد، از ادامه همکاری با این نهاد سر باز زدند.

بدون پرداختن به حاشیه و برای جلوگیری از ایجاد سردر گمی‌در خواننده، مهم ترین مسئله ای که می‌توانم به عنوان اولین و اصلی ترین مشکل  در بخش بزرگی از جامعه سیاسیون خارج از کشور به آن اشاره کنم، قرار گرفتن سرنوشت ایران و ایرانی در اولویت دوم این افراد است.

به زبان ساده بیان می‌کنم که این افراد کسانی هستند که شعار “یا من یا هیچ کس !” را بر روی شیشه عینک خود نوشته اند و آن را همواره در برابر  دید خود مرور می‌کنند . افرادی که اختلافات شخصی و کینه‌های فردی و گروهی خود را در اولویتی خاص قرار می‌دهند و حتی به قیمت نابودی کشور نیز حاضر نیستند دست از لجبازی سیاسی بردارند.

هرگز فراموش نمی‌کنم که در جلسه ای که برای رایزنی با اعضای یکی از سازمان‌های قدیمی‌داشتیم، یکی از شرکت کنندگان صحبت نکردن با شاهزاده رضا پهلوی را در بیست سال گذشته، برای خود افتخار می‌پنداشت و به همراه دیگر دوستانش تاکید داشت “جایی که او باشد، ما نیستیم!” آیا نباید با وجود تمامی‌سخنان شفاف و کارنامه عملکرد رضا پهلوی به عنوان یک فرد دمکرات و سکولار و تاکید مکرر وی بر رای اکثریت و دمکراتیک بودن همه حرکت‌ها و همراهی ایشان با تمامی‌آزادی خواهان، بر عملکرد این نوع هم میهنان، نام کینه ورزی و پدر کشتگی گذاشت و در راه و اهداف آنها تردید کرد؟

افراد دیگری هم بودند که در ابتدای کار و ملاقات‌های حضوری اعلام همکاری کردند، نظر دادند، نظرات شان در منشور پیشنهادی شورا اعمال شد و در نهایت چون صندلی ویژه ای برای ایشان در جلسات در نظر گرفته نشده بود، از ادامه همکاری سر باز زدند.

افراد دیگری نیز که خود را استخوان خرد کرده اپوزیسیون می‌دانند، نشست و برخاست با جوانان «کم تجربه» را در شان خود ندیدند و به این حرکت نپیوستند ؛ دریغ از اینکه از خود بپرسند: “مگر خودمان با تجربه ۳۴ سال گذشته به کجا رسیده‌ایم؟!”

افرادی بدون یاد آوری گذشته ناپاک خود و کمک‌های بی دریغ‌شان برای تشکیل این حکومت مستبد دینی، با ادعای تعیین اولویت در صف قرار گرفتن جوانان و افراد تازه وارد به اپوزیسیون خارج از کشور، به بهانه گیری و حتی توهین و تخریب شخصیت‌هایی پرداختند که بهای مبارزات شان را درون زندان‌های رژیم پرداخته بودند و با استفاده از فرصتی توانسته بودند خود را به خانواده نه چندان مهربان اپوزیسیون خارج از کشوربرسانند.

در نهایت افرادی نیز بدون اعتقاد و ایمان به رای و نظر اکثریت همواره به دنبال به کرسی نشاندن نظرات و استراتژی‌های مبارزاتی خود بودند و وقتی نظرشان مورد تایید اکثریت قرار نمی‌گرفت، با حالت قهر این نهاد را  را ترک می‌کردند و برخی نیز پس از جدایی از حرکت، با سخنان و نوشته‌های به قول خودشان افشاگرانه، حرف و عمل پیشین خود را با این کار زیر سئوال بردند.

تعداد کمی‌نیز که یا آرزوهای شخصی خود را در «شورای ملی ایران»  نیافتند و یا به دنبال به هم زدن حرکت و تحمیل هزینه‌های معنوی به آن بودند، با رای اکثریت همراهان این حرکت، همکاری با آنها ،قطع گردید.

در این میان آنچه نباید فراموش کرد، آگاهی کامل زمامداران جمهوری اسلامی، از خطر بزرگی است که اتحاد مخالفان می‌تواند متوجه این نظام کند. بودجه‌های کلانی هزینه می‌شود تا از راه‌های مختلف، از جمله ساختن اپوزیسیون تقلبی و نفوذ در مجموعه‌های موثر و اخلال در حرکت‌ها، از اتحاد متشکل مخالفان دمکرات رژیم جلوگیری شود. کما اینکه در حرکت برای تشکیل «شورای ملی ایران» نیز شاهد برخی شیطنت‌ها از سوی دوست نمایانی بودیم که گذشت زمان، ماهیت واقعی آنها را نشان داد.

در پایان، بار دیگر با تاکید بر نوشتارمتین و خوب زیر عنوان «پیمان نامه عصر نو برای تشکیل کنگره سکولار دموکراتهای ایران» و بررسی سوابق و عملکرد و رفتار و منش برخی افراد تشکیل دهنده آن تنها در دو سال گذشته، می‌تواند بسیاری را ترغیب نماید تا با پرسش‌هایی مانند آنچه در زیر مطرح می‌شود، آنها را مجبور به پاسخ نماید.

پرسش اول می‌تواند این باشد که با توجه به محتوای یکسان در تعریف از دمکراسی و سکولاریسم در منشور «شورای ملی ایران» و «پیمان نامه عصر نو» چرا این افراد با «شورای ملی ایران» همکاری نکردند ونمی‌کنند و در صدد موازی سازی با آن هستند که موجبات سر در گمی‌و یاس را در ایرانیان پدید می‌آورد؟

پرسش دوم می‌تواند این باشد که برخی از این افراد آیا قبول دارند که هر جا اگر میز ریاست و یا صندلی قرمزی در اختیارشان نباشد، به دور از دغدغه‌های اصلی برای کشورمان، آن محل را در شان و منزلت خود نمی‌بینند؟

پرسش سوم می‌تواند این باشد که میزان دمکرات بودن این عزیزان چه اندازه است و آیا سنجش دمکراسی را با رای اکثریت انجام خواهند داد و یا با موافقان و مخالفان همان گونه برخورد خواهد شد که پیش از این هم می‌شد؟

یک پرسش دیگر نیز این است که آیا برخی از این افراد شجاعت اعتراف به اشتباهات گذشته و به ویژه نقش خود در ایجاد نظام جمهوری اسلامی‌و ذکر ثنا و تعریف از مرجعیت شیعه آیت اله خمینی را دارند؟  آیا بهتر نیست در گام اول برای ترغیب بیشتر کنش گران و جلب اعتماد آنان با بررسی اشتباهات گذشته خود در همراهی با تشکیل یک حکومت دینی، به ابهامات موجود در مورد سکولار بودن خود پایان دهند؟

شخصا معتقدم ملاک عمل انسان‌ها باید عملکرد حال حاضر آنها باشد و صد البته در صورت اشتباه در گذشته، همراه با اعتراف و پوزش، می‌توان از آن اشتباه نیز آموخت. متاسفانه این کار از سوی تعدادی ازروشنفکران دهه ۵۷ وهمکاران سابق رژیم جمهوری اسلامی‌و بنیانگذاران آن، که امروزبعضا کاسه داغ تر از آش نیز شده اند، کمتر مشاهده شده و می‌شود!

من معتقدم تا زمانی که همبستگی و یکپارچگی از سوی اپوزیسیون واقعی به صورت آگاهانه، صورت نگیرد، به عنوان پاشنه آشیل مخالفان دمکرات رژیم، نظام جمهوری اسلامی‌را همچنان خطری از سوی آنها تهدید نخواهد کرد.

شایان ذکر است، با توجه به حضور شاهزاده رضا پهلوی به عنوان شناخته شده ترین شخصیت اپوزیسیون و یکی از پشتیبانان مهم تشکیل شورای ملی و در نهایت قبول مسئولیت سخنگویی شورای ملی ایران از سوی ایشان، و با توجه به دعوت‌هایی که از همه نحله‌های سیاسی برای اتحاد و تشکیل این شورا بر مبنای یک منشور مشخص و آن هم پیشنهادی و قابل تغییر، انجام گرفت، عدم حضور افراد مدعی آزادی و مبارزه با جمهوری اسلامی، به بهانه اختلافات شخصی با تعدادی از اعضای شورای ملی و یا هر بهانه غیر مستند و مستدل دیگر، همه و همه می‌تواند ناشی از بی اعتنایی به سرنوشت ایران و ایرانی  باشد.

در نهایت و با وجود همه مسائل اشاره شده در فوق و با وجود اختلافات عقیدتی و سیاسی با تعدادی از کارگردانان این کنگره، شخصا معتقدم که به خاطر ایران و رهایی مردم ایران از شرایط کنونی، باید دست در دست یکدیگر بگذاریم و رقابت‌های سیاسی را به بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی‌و تشکیل نظامی‌بر پایه دمکراسی و سکولاریسم حواله دهیم تا امروز بتوانیم پاسخگوی خواسته‌های درون کشور باشیم و در فردای تاریخ نیز، بدنامی‌را با خود یدک نکشیم .

امیدوارم مردم رنج کشیده ایران در روزهای آینده شاهد اتحاد آگاهانه و حرکت‌هایی بر مبنای شعور سیاسی و اولویت دهی به ایران و ایرانی باشند و اعتماد کم رنگ شده خود را از کنشگران خارج از کشور، بازسازی نمایند و برای اجرای برنامه‌های مبارزاتی بر مبنای نافرمانی مدنی و نفی خشونت و آشتی ملی، و برای تسلیم و در نتیجه فرپاشی نظام اسلامی‌در ایران، عمل کنند .

در پایان یادآوری این نکته نیز ضروری است که گاه به نظر می‌رسد ، برخی از مخالفان حکومت در خارج از کشور فراموش می‌کنند که در نهایت این مردم درون ایران هستند که سرنوشت و آینده کشور را رقم خواهند زد و در اصل این جوانان ایران زمین خواهند بود که چگونگی آینده ایران را به همه و هم چنین حکومت فعلی دیکته خواهند کرد.

پس بکوشیم با رفتار درست و آگاهی رسانی در مورد واقعیت‌ها و رفع ابهامات موجود در فضای اپوزیسیون خارج از کشور، بر سیاست‌های تفرقه افکنانه نظام، فائق آئیم و یک بار هم که شده به جهان نشان دهیم که ایرانی نیز می‌تواند با اتحاد بر مشکلات و شرایط خانمانسوزی که دچار آن شده است غلبه کند و نیازی به دوستی خاله خرسه‌های دولت‌های منفعت طلب و معامله گر غربی و شرقی ندارد.

 ۶ تیر ۹۲

کیهان آنلاین لندن – ۸ تیر ۹۲

منبع: 
کیهان لندن
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من پاسخ شما را در نوشته های بالا بیان کردم! متاسفانه شما به دنبال مغلطه هستید و بدیهیات یک کار سیاسی را متوجه نمی شوید. بنابراین به نظر می رسد ادامه این بحث با شما بی فایده است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای همایون نادری فر، هرچه جلوترمیرویم، بیشترازگذشته نا امیدم میکنید.شما متاسفانه یا به دقت به مطالبم توجه نمیکنید یا اینکه بواقع بیان چنین مسایل ساده ایی هم برای شما درک اش مشکل است. من بوضوع مسئله را بازکردم وگفتم:وقتی که اساس تلاشش راروی این محورقرار داده اید، درواقع پذیرفته اید که کلیه دعواها را برروی صندوق های رای حل کند.درنتیجه سیاست شما برای پیشبرد مبارزات، میبایست رویکردش به همه طیفهای فکری وطبقاتی باشد وازآنها بخواهید که باتفاق،بدون درنظرداشتن اختلاف نظرها، بروید این مشکل را در"انتخابات آزاد"حل کنید.بنابراین،درچنین حالتی،هربخش ازاین مجموعه حاضر، میتوانست فراکسیون خود راداشته باشد وشماهم فراکسیون خودتان را برمبنای منشورتان داشته باشید.اما تلاش مجموعه برمبنای فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد باشد.اما شما هی مغلطه میکنید ومسیربحث را قبل ازاینکه به سئوالات مطرح پاسخ دهید، تفره میروید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ضمنا لطفا در نوشتن درست نام من دقت کنید ! شما هر بار نام من را به گونه ای می نویسید . یک بار همایون فر ،یک بار نادری پوراز یک کنشگر در هر حد و اندازه ای هم که باشید این اشتباهات بعید است!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای فرجاد فر ،ظاهرا شما متوجه این جمله من نشدید که : " لازمه هر حرکت سیاسی بر پایه همبستگی و مشارکت شورایی ،داشتن حداقل مشترکاتی است که ما سعی کردیم در یک منشور جامع ارائه دهیم ." هیچ کس منکر وجود عقاید غیر از بندهای منشور نیست ،می دانیم که هستند کسانی که باور به خودمختاری یا فدرالیسم و حتی استقلال هستند و یا حتی کسانی که باور به یک حکومت مذهبی هستند و یا .... ولی به باور ما و همفکرانمان ،بندهای منشور و گرد آمدن بر گرد اصول آن ،می تواند آینده ای روشن و دمکراتیک برای میهنمان رقم بزند و باز تاکید دارم که این نظر می تواند مورد قبول شما نباشد که ظاهرا نیز نبوده و تا کنون به این حرکت نپیوسته اید ! در مورد انتخابات آزاد نیز لطفا سفسطه ننمایید ،این واژه در بیانیه بین المجالس با شفافیت تمام بیان شده و شرایط انتخابات آزاد نیز ذکر گردیده است ،بنابراین نیازی نیست که من و یا شما آن را تفسیر کنیم و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نادری پور، بنظرمیایدشما متوجه نقدو مخالفت من درمورد اینکه، موضوع "انتخابات آزاد" با منشورشما، دو موضوع جدا ازهم است. یعنی وقتی شعارمحوری یک جریانی "انتخابات آزاد"قرارمیگیرد و خواهان برگزای این انتخابات برای همه طیفهای فکری و طبقاتی میشود، دیگرنبایدپیش شرط پیوستن به چنین شعاراستراتژیک را امضای منشورقراردهد. شما ابتدا پاسخ دهید، هدف تان ازمحور قرار دان "انتخابات آزاد" ، مانند جریان اصلاح طلبان، بین شما و حکومت است یا برای همه طیفهای فکری و طبقاتی؟ اگربرای همه است، پیش شرط قراردان منشور کاملاً نادرست است. چرا که بسیاری هستند که نسبت به برخی ازمفاد منشور دیدگاه دیگری دارند. بطور مثال آیا درمیان مخالفین رژیم هستند که خواهان جدایی دین ازسیاست باشند یا خیر؟ یا اشخاصی هستند که به ساختارغیرمتمرکز باور دارند یا خیر؟ اگرپاسخ مثبت است. پس درواقع پیش شرط امضای منشورنمیتواند این طیف را به جذب کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نادری فر با درود باید عرض کنم، نخستین مشکل ما با منشور شورای ملی؛ جمله گذار دمکراتیک ازرژیم جمهوری اسلامی بود. من از شما میپرسم گذارازیک نظام تبهکار، خشونت پیشه وسرکوبگرچگونه خواهد بود؟ خواسته ما برکناری رژیم جمهوری اسلامیست که مورد قبول قرار نگرفت وما بخاطر آن رفتیم. ایراد دیگرما به بند۴- مخالفت با هرگونه حمله نظامی خارجی علیه ایران، از اینجهت بود که اگربخاطر لجبازیهای خامنه ای حمله نظامی خارجی به ایران انجام شود، مخالفت ما تاثیری نداشته واز آن حمله جلوگیری نخواهد کرد. وانگهی این شعارازاصلاح طلبان وعمال رژیم اسلامیست که ما نباید آنرا تکرار کنیم. بنابر این باید این نظام براندازی شود تاکه حمله نظامی خارجی مطرح نباشد. بلی شما درست میگویید بند 14- حفظ و حراست از میراث تاریخی و فرهنگی و محیط زیست ایران، خواسته ما بود که در منشور گنجانده شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای فرجادفر عزیز ، منشور پیشنهادی 16 ماده ای ،چیزی به جز تاکید بر منشور حقوق بشر و سکولاریسم و یکپارچگی ایران و ملت ایران ندارد و به نظر می رسد لازمه هر حرکت سیاسی بر پایه همبستگی و مشارکت شورایی ،داشتن حداقل مشترکاتی است که ما سعی کردیم در یک منشور جامع ارائه دهیم . در حقیقت اگر کسی به این بندهای اساسی منشور باور نداشته باشد ،من شخصا اعلام میکنم که به دنبال همبستگی با چنین فردی نیستم و نخواهم بود!
در عین حال ،با توجه به تاکیدهای مکرر در مورد پیشنهادی بودن منشور ،و اگر باور بر این داشتید که نظرات مخالف شما با هر کدام از بندها و موضوعات ارائه شده در منشور ،خواسته اکثریت است ،چرا پا پیش ننهادید و نظر خود را به رای نگذاشتید؟!
در ابتدای این بحث گفته ام و باز تکرار میکنم ،نظر من و شما زمانی میتواند بعنوان نظر اکثریت بیان شود که در یک جمع و بصورت دمکراتیک به رای گذاشته شود .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نادری فر
ابتدابگویم که من بهیچوجه مخالف "انتخابات آزاد" نیستم واتفاقاً ازاشخاصی هستم که ازسالهای قبل به تبلیغ وترویج آن پرداخته ام که اسنادش بسیاراست. بنابراین،دراین موردسنگ تان به هدف نخورد.
دوم اینکه: شماهم بدلیل نویسنده مقاله وهم بدلیل عضویت درآن مجموعه آقای رضاپهلوی،موظف هستید که پاسخگوی همه باشید. چراکه، شما ازامثال ما فراخوانی میکنید که به شما بپیوندیم.
سوم اینکه: یکی ازدلایلی که حکایت ازنداشتن دانش وبینش سیاسی و مبارزاتی تان دارد، یا نشاندهنده عدم صداقت تان است، درواقع همین موضوع "انتخابات آزاد" میباشد.
شما ازیکطرف پذیرفته ایدکه همه دعواها در"انتخابات آزاد" حل شود، که درواقع میبایست برای رسیدن به آن، سیاست همبستگی بادیگرانی که به اساس"انتخابات آزاد" باورمندهستند،قراردهید.ازیکطرف دیگراساس همبستگی بادیگران راامضای منشورتان قرارمیدهید.!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای فرجاد فر، چه خوب بود که دلایل منطقی و اساسی خود را در قالب یک نوشته مستدل و با ارائه دلایل مستند و نه صرفا ادعایی که تا به امروز مطرح شده و ما برای جواب دادن به آنها نه وقت داریم و نه انرژی صرف می کنیم ، بیان می کردید ودر معرض قضاوت عموم می گذاشتید . اگر قرار باشد برای هر موضوعی که مخالف و موافق دارد ،وارد مبحث مناظره شویم ، باید کار و زندگی و مبارزه خود را رها کنیم و به چگونگی تاکتیکها برای غلبه بر حریف مناظره ای که معلوم نیست با کدام استراتژی و برنامه ،وارد این میدان می شود ،بپردازیم .
برای ما مهم رسیدن به هدفی است که در منشور به عینه و شفاف بیان شده است و بارها از همگان دعوت شد که بیایند و اگر لزومی بر تغییر منشور و یا روند حاضر دارند ،نظر و ایده خود را به رای بگذارند !
شما تنها و تنها به این سئوال من پاسخ دهید که چرا از به رای گذاشتن نظر خود و به معرض قضاوت گذاشتن خود در یک روند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نادری فر
اینکه درچه سطح ازدانش سیاسی - مبارزاتی هستم ، اگرنبودم به مجموعه شما چنین ایراد اساسی نمیگرفتم. برای اثبات این مورد دلایل اساسی و منطقی دارم. که فقط درقالب مناظره میشود فهمید.
ضمن اینکه توجه شما را به این لینک که درمورد "اصول فعالیت سیاسی چیست" جلب میکنم.
http://www.iranglobal.info/node/10191
درضمن اینجانب نه تنها مسایل مجموعه شما را پیگیری میکنم، بلکه بقیه مجموعه ها رانیزپیگیری میکنم. چرا که بنظرم همبستگی ملی اساس برون رفت ازمشکلات و موانع است و میتواند ناجی مردم و کشور شود.
درضمن شما هنوز نه درمورد میزان پول جمع آوری شده ، نه درمورد گزارشی ازنشست پاریس، نه پاسخگوی رسمی ادعاهای اشخاصی که به شماها انتقادمستقیم داشته اند ندادید. ازهمه مهمترشماها حاضر به مناظره نیستید. چراکه، مناظره میتواندمسایل مجموعه شما را روشن نماید. بهرحال باردیگر،اینجانب شما را به مناظره دعوت میکنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرجاد فر گرامی ، من از شما خواستم که برای ایراداتی که وارد کردید از جمله عدم صداقت ، نداشتن شفافیت و نداشتن دانش و بینش سیاسی ،دلایل مستند بیاورید .اینکه هر کسی نظر خود را درست و بر حق بداند که نشد واقعیت!
در ضمن من هیچ آشنایی با شما و سطح دانش شما ندارم تا تصمیم بگیرم که می توانم مناظره مفید با شما داشته باشم یا خیر! ولیکن تا به امروز دلایل کافی برای رد اتهامات شما موجود بوده و کسی که نخواهد این دلایل را بپذیرد ،مطمئنا در هر گفتمانی ، تنها برای تاکید و اصرار بر نظرات خود خواهد آمد و نه قانع شدن حتی بصورت حداقلی ! شما را دعوت میکنم به سخنان شاهزاده رضا پهلوی سخنگوی شورای ملی ایران در ماههای اخیر گوش دهید و امیدوارم با تجزیه و تحلیل درست که حتما در توانتان هست ، پاسخ ادعاهای واهی خود را بیابید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب نادری فر
دقیقاً به مشکلات شما اشاره کردم.
1- نداشتن صداقت. 2_ نداشتن شفافیت. 3_ نداشتن دانش و بینش سیاسی مبارزاتی.
میگوئید ، نه ، چنین نیست . پس بپذیرید که به مناظره بنشینیم.
اما اگرنپذیرید، پس درواقع پذیرفته اید که این مشکلات اساسی وجود دارد و بیجهت نیز بهانه اینکه "شما اهل گفتگو نیستید و با شما حرفی ندارم" را نزنید. اتفاقاٌ اگرشما خودتان را محق و مسئول میشناختید، میبایست خودتان این مناظره راپیشنهادمیدادید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آبار گرامی حتما جلساتی را که برای بررسی پیشنهادات شما در مورد منشور و پیوستن سازمان شما به کمیته موقت و شورای ملی را بخاطر دارید . اگر اشتباه نکنم ،یکی از درخواستهای شما مورد قبول واقع شد و اعمال شد و درخواست دیگر شما ،با انتقاد و مخالفت شدید دوستان و بخصوص شخص بنده قرار گرفت و آن پیشنهاد شما ، چیزی نبود جز حذف بند مربوط به مخالفت با حمله نظامی .جناب آبار شما و دوست دیگر شما جناب نجم ،تنها به خاطر همین موضوع به حرکت نپیوستید و در حقیقت حمله نظامی را ،بعنوان راه حل گذر از نظام می دانستید و بر نبود مخالفت با آن در منشور اصرار داشتید
در ضمن نافرمانی مدنی و گذر دمکراتیک از جمهوری اسلامی ،یک منش کاملا سیاسی و دیپلماتیک و مورد قبول جامعه بین الملل است که برای هر جرکت اینچنینی ،باید مد نظر گرفته شود تا همراهی جامعه بین الملل را با خود داشته باشد . شما که درجایگاه استادی من قرار دارید ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یا خانم فرجاد فر ، اشاره ای به مشکلات اساسی شورای ملی ایران نکردید و ما ها را بدون دلیل مستند با واژه هایی محکوم کردید که هفته هاست از طرف مخالفین این حرکت و بهانه گیران ...... ،شنیده میشود . مشخص است که اهل گفتمان نیستید ؛ بنابراین با شما سخنی ندارم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود بجناب نادری فر؛ پاسخ پرسش اول شما می‌تواند این باشد؛ گرچه تعریف دمکراسی و سکولاریسم در منشور «شورای ملی ایران» و «پیمان نامه عصر نو» برابرند اما شورای ملی برای برگزاری انتخابات آزاد به گذار دمکراتیک از رژیم جمهوری اسلامی باورمند است. اما پیمان نامه عصر نوانحلال جمهوری اسلامی (براندازی جمهوری اسلامی) را لارم میداند. شما بدرستی میدانید گذارازنظام مستبد وتمامیت خواه اسلامی که خود را برگزیده الهی میداند هرگز مقدور نخواهد بود.شعارهای پوچ اصلاح طلبی با اتفاقات اخیردرایران کاملا رنگ باخته است. جمهوری اسلامی ثابت کرد که زرنگ تروحیله گر تر از اصلاح طلبان است. متاسفانه رخنه شدید عوامل اصلاح طلب در شورای ملی واعمال نفوذ درنوشتن منشورآن به پراکنده شدن نیروهای سکولار دمکرات انجامید وپیوند ها را گسست. قضاوت شما درموردافراد یکه درابتدا یا در میان کار اعلام همکاری کردند وادامه ندادند درست نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای همایون فر، شماها اگرلالایی بلدید، چرای برای خودتان نخواندید؟!!!!
شورای باصطلاح ملی شما (بخوانید سازمان رضاپهلوی) نه صادق است و نه شفاف و نه میدانند که سیاست را با چی مینویسند.
شما بفرمائید ، به چه دلیل باید به مجموعه ایی پیوست که این مشکلات اساسی را دارد؟
شماها اول بروید مشکلات اساسی خودتان را برطرف کنید، بعد به دیگران ایراد بگیرید که چرا به شماها نپیوستند.