حقوق بشر و شاید آخرین شانش _3

جامعه ایران یکی از خشن ترین حکومتها را به ارث برده است و عمق فاجعه به حکومت ختم نمی شود در بطن جامعه هم خشونت بیداد میکند که از سوی حکومت بازتولید شده و بمانند سمی مهلک از درون خانه ها شروع میشود و در انظار عمومی همگان شاهد آن میشوند و در تاریکخانه های مخوف که ما آنرا در یک کلمه پنچ حرفی بنام زندان می شناسیم اوج نابودی انسان و انسانیت در سکوت و گاهی هم نظارت دیگران و مظلومیت زندانی رقم می خورد .آیا وقت آن نرسیده است که پرسیده شود :دلیل این همه خشونت چیست ؟

هر جامعه ای دارای تضادها و تفاوتهاست این در یک شرایط عادی طبیعی بشمار می رود اما جامعه ما از این قائده خارج است و برای هدایت این روند به حالت عادی جریانها و طیفهای مختلف ناگزیرند نقطه اتفاق جمعی را به هم پیوند بزنند متاسفانه تاکنون چنین ضرورتی اتفاق نیافتاده است . این درحالیست که با وجود خشونتهای عریان و سرکوبهای شدید حکومت ، جامعه ما سه جنبش بالقوه قوی تولید کرده است و این سوای دیگر حرکتهای اعتراضی میباشد . تجربه ثابت کرده است هیچ کدام از این جنبشها توانائی تبدیل شدن به جنبش سراسری را ندارند و هیچ جریان سیاسی یا شخصیت سیاسی در اندازه جنبش سراسری موجود نیست . اما جامعه ما بستر چنین جنبشی را در خود فراهم آورده است جنبشی که نه تنها از ضروتهای جامعه بلکه تصفیه کننده اندیشه های زنگ زده سنتی هم خواهد بود . جنبش حقوق بشر حرکتی خواهد بود با استعداد تبدیل شدن به حرکتی فراگیر که زمینه های آن در تمام کوچه و خیابانها ، کارخانه ها و مزارع ، ادارات و مدارس و دانشگاهها ، در شهرها و روستاها ، در تمام خانه ها و هر جائی که انسان در آنجا حضور دارد این از استثنائی ترین شرایط پیش آمده است که شاید اولین و آخرین فرصت تاریخی این سرزمین باشد و مهمتر از همه تمام اقوام با آغوش باز به این جنبش خواهند پیوست که بدون مشارکت همگانی و بدون مشارکت آنان ، تصور یک جنبش سراسری و دگرگونی غیر ممکن خواهد بود . عدم واکنش مناسب از سوی جریانهای سیاسی به جنبش حقوق بشر که دارای ماهیت فراسیاسی است حامل نشان و مارک جریان خاصی نیست بلکه جنبشی است که یکی از وظایف آن تبدیل نیروی مخرب قدرت به اراده عمومی میباشد و اهداف آن روشن است در حقیقت بیانگر ماهیت این جریانها سیاسی خواهد بود و درجه اعتقاد آنان را به حقوق بشر بنمایش خواهد گذاشت .در عین حال میزان دوری آنان از قدرت را که

عامل تمام فجایع بشری بوده است ثابت خواهد کرد. باید در نظر داشت که بافت سنتی و نهادینه نشدن نهادهای مدرن در جامعه تاثیر خود را حتی در جهبه مخالف حکومت داشته است در حالی که قاعدتا این نیروها می توانستند یک قدم از ارزشهای حاکم بر جامعه جلوتر باشند و آیا این غم انگیز نیست که تعدادی از این جریانات علیرغم تلاش برای عدالت اجتماعی و صلح و دموکراسی ، امر حقوق بشر را امری وارداتی میدانند همان ادعایی که حکومت هم ادعای آنرا دارد . آنهم در زمانی که اگر دستاوردی هست شامل تمام بشریت می شود. احتمال میرود دلایل دیگری در جهبه گیری دخیل باشند و این میتواند از نقش بازدارنده حقوق بشر در کنترل عنصر مخرب قدرت و تبدیل آن به اراده جامعه و توده ها باشد یعنی قدرت را از مالکیت شخیصت ها و احزاب خارج کرده و آنرا در سازماندهی نهادهای عمومی اجتماع هدایت کند از همین زاویه افراد و احزابی خاص بی اعتنائی خود را به حقوق بشر و این جنبش ادامه خواهند داد این جاگیری دراصل تقابل سنت با مدرنیسم است .در آینده این جریانها چگونه همردیف بودن با حکومت اسلامی را در حقوق بشر توجیه خواهند کرد ؟ این را خودشان باید جوابگو باشند . تنها یک سئوال ساده پیش می آید حداقل ، پاسخی برای آن دریابند آن اینکه چه فرقی میان جمهوری اسلامی که مدعی داشتن حقوق بشر خاص خودش بنام حقوق بشر اسلامی میباشد و بعضی از نیروهای سیاسی که حقوق بشر ابزار امپریالیست میدانند وجود دارد ؟ در یک جامعه انسانی همه چیز باید برای انسان ، برای محیط او و برای منزلت او سامان بگیرد ادیان و باورها صرفا توجیه کننده قدرت هستند و جنبش حقوق بشر قرار نیست چنین رسالتی بعهده بگیرد .

دلیل ددمشی انسان نسبت به همنوع خودبش

جامعه ایران یکی از خشن ترین حکومتها را به ارث برده است و عمق فاجعه به حکومت ختم نمی شود در بطن جامعه هم خشونت بیداد میکند که از سوی حکومت بازتولید شده و بمانند سمی مهلک از درون خانه ها شروع میشود و در انظار عمومی همگان شاهد آن میشوند و در تاریکخانه های مخوف که ما آنرا در یک کلمه پنچ حرفی بنام زندان می شناسیم اوج نابودی انسان و انسانیت در سکوت و گاهی هم نظارت دیگران و مظلومیت زندانی رقم می خورد .آیا وقت آن نرسیده است که پرسیده شود :دلیل این همه خشونت چیست ؟ همانطوری که در بالا اشاره شد قدرت زیربنای این رفتار غیر عادی را تعیین مکند. یکی از نمودهای قدرت، برتری طلبی است که ناشی از احساس ضعف و ترس می باشد هرچقدر شدت این ضعف و ترس شدید باشد بروز این قدرت به شکل خشونت آمیز شدت میگیرد . بی دلیل نیست که تمام آنانی که دنبا را و زندگی انسانها را به کام آتش کشیدند کم و بیش دچار نارسائی شخصیتی بوده اند .

پیام جهانی حقوق بشر

جامعه ما در صورت آگاهی از حقوق مسلم خود براحتی تن به هر ذلتی نخواهد این امر در سطح وسیع تر هم کارکرد خود را بدنبال خواهد داشت دیگر فریب شعارهارا نخواهد خورد بلکه معیار او میزان تحقق حقوق او خواهد بود . دیگر سوپر قدرتهای سرمایه براحتی نخواهند توانست عوامل خود را تحت عناوین مختلف بزک کرده به توده های مردم ارائه دهند . جامعه ای که حقوق بشر را محور خود قرار دهد براحتی تسلیم بی حقوقی نخواهد شد. از سوی دیگر وجدان آگاه بشریت و افکار عمومی خصوصا جوامعی که پیشرفتی در حقوق بشر داشته اند و نهادهای دموکراتیک در آن ریشه دار شده اند حامی جنبش حقوق بشر ایران خواهند شد و اجازه دخالتهای آشکار و پنهان به دولتهای خود نخواهند داد.جنبش حقوق بشر مبشر پیامی برای منطقه و دیگر جوامع خواهد بود جامعه ما میتواند به خدایان ثابت کند که انسانها میتوانند سرنوشت خود را خود رقم بزنند و بمعنی دیگر قادر است خود را از زنجیر اسارت جبر زمان رها سازد .باشد که جامعه ما آنانی را که در جای خدایان تکیه زده اند و آنانی را که این خدایان ساختگی را پرستش می کنند برای همیشه بزیر بکشد . .

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.