شروه

تو گُل بودی مو گُلدون این چه خوابه/ خداوندا تو دونی این عذابه/ اگه گلدونِ عمرُم رو شکستی/ هنوزُم بوی گل در پیچ وُ تابه/ نظر در هر چه می بندُم تو بینُم/ به هر سو می دوُم راهُم سرابه/ شبُم تاریک وُ روزُم مُرده انگار/ فقط اشکُم به دیده چون شهابه/ به دل گفتُم خبر داری تو از یار

 تو گُل بودی مو گُلدون این چه خوابه

خداوندا تو دونی این عذابه

اگه گلدونِ عمرُم رو شکستی

هنوزُم بوی گل در پیچ وُ تابه

نظر در هر چه می بندُم تو بینُم

به هر سو می دوُم راهُم سرابه

شبُم تاریک وُ روزُم مُرده انگار

فقط اشکُم به دیده چون شهابه

به دل گفتُم خبر داری تو از یار

میونِ گریه گم شد این جوابه!

به دریا رفتُم وُ دل در پی اومد

بدیدُم در کَفُم نقشِ حبابه

ز ابرِ آسمون پرسیدُم از تو

دمی بارید وُ گُف در دیده آبه

بیابون گردِ بی سامون شدُم مو

ز نیشِ خار وُ خس روحُم کبابه

زنُم کوکو چو قمری در فِراقت

چه امیدی همه عمر اضطرابه

مگه مو طعمه ی چنگت نبودُم

به زخمُم وانهادی این چه بابه

شکارِ خسته ی دستِ تو بودُم

رها کردن نه این رسمِ عقابه

دعا کردُم که در عشقت بمیرُم

دلُم نالید وُ گف این مستجابه

بهارُم بوده ای جونِ جوانی!

که بی تو زندگی پا در رکابه

درین غربت چه ها دیدُم ندونی

چو برگُم در خزون رنگُم خضابه

چه گویُم قصه ی شب با که گویُم

غمِ تنهاییِ مو یک کتابه

زنُم از گریه جامی در دلِ خون

خیالت هر کجا بوی گُلابه

به بویت مستِ مستُم کافِرستُم

شمیمت خوشتر از نوشِ شرابه

نمیدونُم که مِهر وُ مَه چه رنگه

مثالِ بختِ مو زیرُ نقابه

درِ دنیا زدُم با شور وُ فریاد

ندا اومد مزن خانه خرابه

نفس در سینه می میره عزیزُم

هنوزُم آرزو زنگِ شبابه

 2009-04-14

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.