اسرائیل وفلسطین تحولات پایان ناپذیر (2)

متاسفانه این دوکشور پس ازسالیان دراز همسایگی هنوز فرهنگ وتمدن همدیگر را بخوبی یاد نگرفتند. مثلا چند سال پیش یک خانواده اسرائیلی (4نفر) برای گردش وتفریح به صحرای سینا بین اسرائیل ومصر رفته بودند. دخترآن خانواده با بیکینی وارد آب شده بود که شنا کند. یک نگهبان مصری که ازفاصله چند متری ناظر این صحنه بود ازاین موضوع بینهایت خشمگین شده بود وهمه آنها را با اسلحه ای که همراه داشت ازپای درآورد

 روزدوشنبه 22.09.2008 یک خرابکار فلسطینی بنام کاسم الموگرابی 19 ساله ساکن محل الجبال موخبار درشرق اورشلیم درحالیکه پشت فرمان ماشین ب. ام. و. سیاه رنگی که به پدرش تعلق دارد رانندگی میکرد به هررهگذری که برخورد کرد اورا زیر گرفت. با این عمل غیرانسانی باعث زخمی شدن 17 نفرشد. سپس توسط یک افسرارتش کشته شد. خانواده او ادعا میکنند که اوخرابکار نبوده بلکه این حادثه فقط یک تصادف بوده. اما فامیلهای او به خبرنگاران اسرائیلی گزارش دادند که کاسم مایل بود با دخترعموی خود ازدواج کند. دخترعمو پیشنهاد اورا رد کرد وهمین موضوع باعث خشم کاسم شد. رئیس پلیس حوزه اورشلیم "اهرون فرانکو" دستورداد که خانواده او اجازه مراسم عزاداری نداشته باشند. همچنین اضافه کرد که خانه اوراخراب کنند. اهود براک وزیردفاع اسرائیل گفت: با خراب کردن خانه خرابکاران میتوانیم مانع فاجعه های دیگرشویم. سناتور اوری آریل اظهار داشت که آزاد کردن خرابکاران فلسطینی اززندانهای اسرائیل باعث خرابکاری وترور بیشترخواهد شد.

 قبل از این آسیب درتاریخ 22.07.2008 خرابکار دیگری بنام ابودهیم ساکن دهکده جبال به یک موسسه مذهبی دراورشلیم حمله کرد وباعث کشته شدن چندین محصل مذهبی شد. فردای آنروز درمرکزخرید دراورشلیم که شوک (بمعنی بازار) نامیده میشود تعداد زیادی فلسطینی واسرائیلی مشغول خرید وفروش بودند. با اینکه شب قبل چنین حادثه وحشتناکی ازطرف خرابکار فلسطینی بوقوع پیوسته بود حتی یک اسرائیلی به یک فلسطینی حمله نکرد. معاملات بین هردو طبق معمول ادامه داشت وهمه چیزعادی پیش رفت. هنگامیکه خبرنگاران اسرائیلی ونیزتعداد معدودی خبرنگاران خارجی با اسرائیلها درمورد حادثه شب قبل سئوال کردند که عکس العمل آنها راجع به شب قبل چیست؟ اینکه هم اکنون دریک مکان با دشمن مشغول خرید وفروش هستند چه احساسی دارند؟ پاسخ اکثر اسرائیلها بسیارشبیه بود. آنها گفتند: ما زندگی را مقدس میدانیم وآنها مرگ را. آنها اضافه کردند: فرهنگ ما طوری است که درسقوط دشمن شادی نکنیم. اما آنها می گویند: دین محمد شمشیراست ویهود را باید با آن کشت. به عقیده آنها تروریست پس ازانجام وظیفه مقدس خویش یعنی آدمکشی چنانچه خود کشته شود شهید نامیده میشود. آنها معتقدند که با این عمل حاجت خدواند را بجا آورده است. البته ما نفهمیدیم خدای آنها چه نوع خدائی است که عاشق قتل وجنایت است! آنها اضافه کردند: این صفتها درمورد اسلامیهای فندامنتالیست صدق میکند نه درمورد همه آنها. اسرائیلها همچنین براین باور دارند که این نوع عقاید ضدبشری تنها ملت یهود را تهدید نمیکند بلکه همه ملل جهان را به خطر می اندازد. چنانچه این جریان برعکس اتفاق میافتد منظور اینکه یک اسرائیلی به یک یا چند فلسطینی آسیب میرساند درفردای آنروز درهمان شوک (بازار خرید) عربها به اسرائیلها حمله میکردند وجنگ تن به تن میشد. این یک نمونه بارز اختلاف فرهنگی بین دو ملت است.

 چند هفته قبل نیزخرابکار دیگری بنام ابوتیر ساکن اووم توبا دهها اسرائیلی را توسط کانال کن زخمی کرد. سپس توسط یک سرباز اسرائیلی که برحسب تصادف ازآنجا رد میشد ازپای درآمد. درتاریخ 28.01.200 بین شهر پتخ تیکوا وبنی براک مقابل کلکیلیا یک خرابکار فلسطینی سربازی را زیرگرفت وسپس تسلط بیشتری بروسیله نقلیه پیدا کرد وادامه داد بطرف شهر بنی براک ودرآنجا یک سرباز دختر ویک پلیس مرد را نیز زیرگرفت. درسالهای 87 و89 و96 و99و.....بهمین منوال آسیبهای بیشمار ازطرف خرابکاران فلسطینی به اسرائیلها وارد شد. ضروزیان وتلفات بیشماروصحبت ازآنها بسیاروقت گیراست. اکثرحادثه ها کم وبیش مشابه هستند. همانطور که ملاحظه میکنید مشکل بین دو ملت فقط زمین نیست بلکه دلائل بیشمار باعث میشوند. دراینجا با تعداد دیگری ازاین اختلافات متوجه خواهیم شد.

 اهود اولمرت نخست وزیر فعلی اسرائیل اظهار داشت که 270 هزار عرب اسرائیلی درشهر اورشلیم بطور کاملا آزاد زندگی میکنند. او گفت: که باید بین محله های یهود نشین وعرب نشین جدا سازی کرد. اهود اولمرت ادامه داد: هرگاه یک عرب فلسطینی بهنگام شب خواب الله را می بیند صبح فردای آن تصمیم به کشتار اسرائیلها می گیرد. این فرضیه کاملا درست است. ده سال پیش یک زوج اسرائیلی به یک دهکده عرب نشین رفتند که مقداری خرید وهمچنین دیدارکنند. یک خرابکار هردوی آنها را توسط چاقوازپای درآورد. پس ازاینکه پلیس اسرائیل موفق به دستگیری او شد ازاو سئوال کردند به چه دلیل یک زوج بیگناه را به قتل رساندی؟ او درکمال رضایت پاسخ داد: درقرآن نوشته شده که کشتن یهود صواب است. همچنین ازاینکه میدانست که سالهای درازی را باید درزندانهای اسرائیل سپری کند نگران بنظرنمیرسید وبفکرخود که کاردرستی انجام داده بود. متاسفانه تعداد این قبیل اشخاص عقب مانده کم نیستند. خانواده هائی فلسطینی را ازنزدیک میشناسم که بنظرمیرسند منطقی ومهربان ودرستکارباشند. اما بعضی ازآنها بمحض اینکه یک فلسطینی دریکی ازروزها شعار ضد اسرائیل ویابطورکلی ضد یهود سردهد بقیه مانند کور وکر بدنبال اوراه می افتند وهمان شعار را مانند طوطی تکرار میکنند. نمونه بارز این مشکل نیزسخنان رئیس جمهور ایران راجع به اسرائیل است. ازاینکه ایشان هولکاست را نفی میکند واسرائیل را با غده سرطان مقایسه وهمچنین تمایل شدید دارد که بطورکلی اسرائیل ازروی نقشه پاک شود. این نحوه صحبت کاملا منفی وعقب افتاده باعث تحریک افراد متعصب وخشک مغز میشود که مصبیتها بدنبال دارد. یکی ازبدترین صفتها درجامعه بشری ایمان واعتقاد به خرافات است که میتواند بدبختیهای بیشمار بدنبال داشته باشد. زیراکه هیچ پایه واساسی که دلیل منطقی درآن باشد وجود ندارد واصلاح پذیرهم نیست. مگراینکه به فلسطینی ها توسط یک یا چند وجود خارجی تعلیم داده شود که خرافات چرت وپرت وویران سازست. البته درمورد همه آنها صدق نمیکند اما تعداد آنهائی که بدنبال خرافات بفکر ترور ووحشت پراکنی هستند کم نیست. این دلیل هم همانطورکه ملاحظه میکنید بسیار شبیه به روشی که دربالا ذکرکردم میباشد.

 مسئله اسرائیل وفلسطین مشکل کوچکی نیست. فلسطین نمیتواند اسرائیل را نابود کند واسرائیل هم نمیتواند فلسطین را نابود کند. ازطرف دیگر کینه بین دوملت بسیار قدیمی است. این کینه توزی چیزی نیست که امروز ویا دیروز بوجود آمده باشد. هردوقوم طعم رنج درد عزاداری خونریزی وازدست دادن عزیران خود را چشیده اند ومی چشند. برهردو واضح است که تا زمانیکه صلح نشده این طعم تلخ باقی است. این دوملت درحقیقت همسایه هستند. همسایه ازفامیل وحتی برادر وخواهر می تواند نزدیکتر باشد. چنانچه این دوکشور پول ووقت خود را بجای اینکه صرف جنگ وبدبختی کنند روی تکنولوزی هنر مبارزه با مشکلات وبیماریها میتوانستند منطقه را بطوری توسعه وپیشرفت دهند که حتی باعث حسادت کشورهای دیگر شوند. منطقه خاورمیانه ازنظر توریستی بسیار زیبا ودیدنی است. ساکنین این منطقه ازهوش وفراست کافی برخوردارند. بعنوان مثال همین فلسطینها درهمسایگی با اسرائیلها بسیار یاد گرفتند واکثرا تحصیلکرده هستند. همین دوکشور کوچک دارای تعداد زیادی دانشگاه ودانشکده ومراکز آموزش عالی هستند که حتی نسبت به کشورایران که دارای وسعت بسیارزیادی است بیشتراست. این موضوع نیز ازنظر کیفیت وکمیت صدق میکند.

 یکی دیگر ازمشکلات اساسی این دوملت فقدان درک دوجانبه فرهنگی است. برای مثال اسرائیلها آدمهای آزاد وبازی هستند. هنگامیکه بازوج دیگری مانند دوست ویا آشنا برخورد میکنند مرد اسرائیلی زن طرف وزن اسرائیلی مرد طرف را بوس میکند البته بدون هیچ نظرخاصی. بلکه طریق ادای ادب ونزاکت را رعایت میکند. ازطرف دیگر دربین فلسطینها این عمل نقض احترام وناموس طرف است. بطور کلی برای آنهاناشایست وغیرقابل قبول است.

 یکی ازبزرگترین هنرهای نگارش اسرائیل طنز نویسی است که بطور واضح درتاتر تلویزیون وسینما وسایر دستگاههای ارتباطی میتوان بوضوح مشاهده کرد. این طنزها میتوانند درمورد حتی رئیس جمهور ونخست وزیر وبطورکلی مقامات بالا تا کوچکترین وجزئی ترین آدمها باشد. اما درفلسطینها چنین چیزی وجود ندارد وآنها این عمل را بی حرمتی ونقض احترام می بینند. چنانچه مثلا ازسوها عرفات (همسر عرفات) ویا خود عرفات طنزی درست شده باشد که شده بود باعث خرابکاری درچند جای اماکن عمومی ازجمله رستوران واتوبوس ویا پارکها شد وباعث کشتن ومجروح کردن اشخاص زیادی شد. گاهی اوقات بعضی ازهنرپیشه های فلسطینی ازطریق دستگاههای ارتباطی به اسرائیلها میرسانند چنانچه به یک فلسطینی "تو" بگوئی اورا بجوش می آورد. از اینها گذشته بین آنها مثالی است که می گویند: عرب به هرچیزی می بخشد حتی خیانت را. اما اورا حقیرنشان دادن هرگز. ناگفته نماند که منظورازطنزنویسی اسرائیلها کسی را حقیرنشان دادن نیست بلکه هومور است. اسرائیلها می گویند انسانی که درک خنده وشوخی نداشته باشد سعادت هم نمیتواند داشته باشد. اما متاسفانه هنوزیاد نگرفتند که حداقل ازسران عرب جک وطنزنسازند وباعث برانگیختن احساسات بسیاری ازآنها نشوند.

متاسفانه این دوکشور پس ازسالیان دراز همسایگی هنوز فرهنگ وتمدن همدیگر را بخوبی یاد نگرفتند. مثلا چند سال پیش یک خانواده اسرائیلی (4نفر) برای گردش وتفریح به صحرای سینا بین اسرائیل ومصر رفته بودند. دخترآن خانواده با بیکینی وارد آب شده بود که شنا کند. یک نگهبان مصری که ازفاصله چند متری ناظر این صحنه بود ازاین موضوع بینهایت خشمگین شده بود وهمه آنها را با اسلحه ای که همراه داشت ازپای درآورد. متاسفانه دختران وزنهای اسرائیلی نیزاین موضوع را که درمقابل مرد های عرب حداقل درمکانهای عرب نشین نباید عریان ویا نیمه عریان ظاهرشد متوجه نشدند. درحقیقت این موضوع برمیگردد به حجاب اسلامی. با اینکه دختران وزنان بسیاری ازفلسطینی ها درمجاورت با اسرائیلها تا حدود زیادی یاد گرفتند که بطورآزاد وراحت لباس بپوشند. اما گاهی اوقات ازطرف رادیکالها با خشونت وحتی ازدست دادن زندگی مواجه میشوند. هرسال بین 7الی 8 دخترفلسطینی توسط فامیل درجه یک به قتل میرسند. قابل ذکراست که تعداد بیشماری ازدختران وزنان فلسطینی ازمردسالاری وظلمهائی که به آنها میشود رنج بسیارمیبرند وحتی بعضی ازآنها موفق به نابود کردن خود میشوند. تعدادی نیز موفق به فرار ودر پناهگاههای اسرائیل بسر میبرند. این بحث قضیه دیگری است ومیشه راجع به آن قصه های بسیار نوشت.

 دلیل دیگر کم بودن مساحت زمین است. اینهم یکی ازدلائل جنگ وبدبختی بین دوملت است که نمیخواهند بهم دیگر ببخشند ویا گذشت کنند. اما همانطورکه دربالا ذکرشد قسمت اعظم اختلافات تناقض فرهنگی است. آنالوگ این موضوع آفریقای جنوبی است. به این معنی که سفید پوستان با سیاه پوستان تطبیق نمیدهند وتا به امروز بخاطر این کشمکش وجدائی است. اکثر اوقات این کشمکشها بصورت شرارت بروز میکنند. چنانچه کمی به فرهنگ یکدیگر احترام میدادند ودرک میکردند این مسئله تا حدود زیادی حل میشد. بعنوان مثال درکشوری مانند امریکا سرخپوستان متوجه شدند که نمیتوانند با امریکائیها مقابله کنند. بنابراین سعی کردند فرهنگ خود را تاحدود زیادی با آنها تطبیق دهند. درست مثل بومیان استرالیائی که متوجه شدند بجای جنگ وزور با استرائیلها بسازند. البته دراین مورد اقلیت واکثریت مسئله مهمی است. مثلا در آفریقا سیاه پوستان اکثریت هستند بخاطر همین نمیخواهند خود را با سفید پوستان تطبیق دهند. چنانچه این موضوع را درخود اسرائیل درنظربگیریم اسرائیلها دراکثریت وفلسطینیها دراقلیت هستند. شاید بهتربود که فلسطینی ها کمی بیشتر خودرا با اسرائیلها تطبیق دهند. اسرائیلها نیزلازم وملزوم است که درمورد چیزهائی که آنها حساس هستند تاحدودی رعایت کنند. انسان رانمیتوان بطور کامل تغییر داد اما میتوان قسمتهائی ازصفتهای بد ومنفی را به خوب تبدیل کرد. به این معنا که هردو طرف بایستی بیشترهمدیگر را درک واحترام متقابل را حفظ کنند. اما مسئله ترور بخاطر داشتن ایده لوزی اصلاح پذیر نیست ونه فقط اسرائیل بلکه همه دنیا باید به علیه آن مبارزه کنند. جنایت بهرصورتی محکوم است اما بدتر ازهمه هنگامییست که به آن ایمان داشته باشی. اشخاصی که به کودکان وجوانان اجازه میدهند که مواد منفجره بخود نصب کنند درحقیقت بین قبرها خوابند وبا خارهای بیشمار بازی میکنند وباید انتظار زورگرزن برسرجاهل گردن زن را داشته باشند. مشکلات ومسائل بسیار وراه حلها کم. چنانچه عوامل خارجی با نظری کاملا بی طرفانه میتوانستند کمک به حل اختلافات میکردند تا به امروز شعله های آتش تا این حد برای سوختن ونابودی برافروخته نبودند.

به امید داشتن صلح بین همه ملتها.

نوشته شده: 25.09.2008

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.