ميزگرد تجزيه طلبان براي توهين و اتهام به اقوام ايراني

حال عده اي از چهر هاي شناخته شده طرفداران اصلاحات رژيم جمهوري اسلامي و يا به اصطلاح جمهوريخواه ؛ ائتلافي را با پاره اي از به اصطلاح مشروطه خواهان مخالف پادشاهي، بوجود آورده اند. اين ائتلاف ناميمون بنام "نه جنگ نه جمهوري اسلامي نه تجزيه" قرار است در يك جلسه پالتاكي مبلغ شعار كاذب رژيم در مورد "خطر تجزيه ايران توسط اقوام" باشند.

جبهه متحد بلوچستان ايران، و شخص بنده بهمراه اكثريت قاطع جريانات و سازمان هاي وابسته به اقوام ايراني مخالف جنگ، مخالف جمهوري اسلامي در تماميت آن و مخالف تجزيه ايران مي باشيم. آنچه كه مرا نگران مي سازد، در يك رديف قرار دادن تجزيه ايران با جنگ احتمالي مي باشد.

جمهوري اسلامي همواره تبليغ مي كند كه استكبار جهاني در اغتشاش هاي خوزستان، بلوچستان، كردستان و آذربايجان دخالت مستقيم دارد و اينكه هدف آمريكا تجزيه ايران است. به همين دليل، سركوب و اعدام هاي غير انساني خود را در اين مناطق توجيه مي كند. هدف روشن و مشخص رژيم كشيدن يك خط و مرز مشخص بين مبارزات آزاديخواهانه بقيه نقاط كشور ايران با مبارزات آزاديخواهانه مبارزان در مناطق قومي مي باشد. رژيم سعي مي كند با قلمداد كردن مبارزان اقوام بعنوان مزدوران اجانب و تجزيه طلب، حس هر گونه همدردي و همگرايي در بين بقيه مردم ايران و مناطق قوم نشين را از بين ببرد. اين دقيقا در راستاي همان سياست مزورانه "تفرقه بينداز و حكومت كن" مي باشد. متاسفانه رژيم تا حد زيادي در اين مورد موفق بوده است. بعنوان مثال مقايسه كنيد عكس العمل و تبليغات اپوزيسيون و رسانه هاي خارجي آن را در مقابل دستگيري يك فعال در تهران با اعدام جوانان بلوچ در بلوچستان.

 حال عده اي از چهر هاي شناخته شده طرفداران اصلاحات رژيم جمهوري اسلامي و يا به اصطلاح جمهوريخواه ؛ ائتلافي را با پاره اي از به اصطلاح مشروطه خواهان مخالف پادشاهي، بوجود آورده اند. اين ائتلاف ناميمون بنام "نه جنگ نه جمهوري اسلامي نه تجزيه" قرار است در يك جلسه پالتاكي مبلغ شعار كاذب رژيم در مورد "خطر تجزيه ايران توسط اقوام" باشند. هدف بيان شده اين ائتلاف مخالفت با حمله آمريكا به ايران كه به زعم انها به تجزيه كشور منجر خواهد شد مي باشد. هدف نهان و يا حداقل تاثير عملي آن پاشيدن تخم نفاق و بدبيني در اذهان ناخودآگاه هموطنان بر عليه اقوام ايراني مي باشد. انسجام و هماهنگي اين گروه توسط زن و شوهري رهبري مي شود كه در زمان پادشاهي، جمهوريخواه و چپ بودند، اما اينك ظاهرا طرفدار مشروطه و راست مي باشند. ورود آنها به صحنه سياسي اپوزيسيون چند سال پيش با مخالفت هيستريك و شديد آنها بر عليه جنبش رفراندوم بود. آنها در مجله خانوادگي خود تلاش نمودند تا جنبش رفراندوم را از بين ببرند اما ناكام ماندند و به همين دليل چهره عوض نموده و يكشبه طرفدار رفراندوم شدند. با اين حربه خويش توانستند بعد از كنگره بروكسل جنبش رفراندوم را از درون متلاشي كنند.

 اكنون اين زوج خوشبخت ديواري كوتاه تر از كپرهاي حصيري و گلي اقوام گير نياورده اند. آنها در حقيقت ترويج شعار جمهوري اسلامي را كه مي گويد هدف آمريكا تجزيه ايران است، مي كنند. جمهوري اسلامي همانند يك چوپان دروغگو مترسك كاذب تجزيه را به رخ همه مي كشد تا شايد عده اي از آن بترسند و از ترسشان غش كرده به دامان جمهوري اسلامي بيفتند. حال اين دو بهمراه تني چند از توده اي ها، اكثريتي ها، وزير سابق شاه و سخنگويان برونمرزي اصلاحات در صدد هستند كه ملت ايران را براي پذيرش اين امر مجاب كنند كه حمله آمريكا يعني متلاشي شدن ايران. برپايي اين تبليغات دو دليل دارد. اول جانبداري غير مستقيم از جمهوري اسلامي. دوم تبليغ بر عليه اقوام ايراني. در مورد دليل اول بايد بگويم كه اگر خواننده محترم به ليست سخنرانان شناخته شده اين برنامه پالتاكي نظري بيندازد، متوجه مي شود كه آفتاب خود دليل آفتاب است. در طي 10 سال گذشته اكثر اينها با افتخار از جمهوري اسلامي و يا بخشي از آن ( اصلاح طلبان) دفاع مي كردند و بعضا نيز از همان آبشخور فكري تغذيه مي كنند.

 و اما در مورد دليل دوم بايد بگويم كه اينان نه از روي عشق به وطن و يا حتي حس گمراه شده وطن پرستي اين كار را مي كنند. چون صداقتي در كار نيست. اينها همه خيمه شب بازي هاي سياسي است براي تحريك ، فريب ودر نهايت بسيج توده ها در راستاي به كرسي نشاندن ادعا ي رژيم در مورد تجزيه ايران. اين گروه سيزده نفره حاضر نشدند كه حتي يك فعال وابسته به اقوام ايراني در ميان آنها باشد. بنده براي برگزاركننده گان اين جلسه و از جمله براي تعدادي از سخنرانان چندين نامه نوشتم و از آنها خواهش كردم كه به بنده و يا يكي ديگر از فعالان قومي نيز اجازه سخنراني داده شود. اگر صداقتي در كار بود، آنها يا قبول مي كردند، و يا حداقل جواب نامه هاي مرا مي دادند.. متن نامه بنده بشرح زير است:

  

مسئولين و شركت كنندگان محترم برنامه پالتاكي " نه جنگ نه جمهوري اسلامي نه تجزيه ايران"

 بسيار خوشحالم از اينكه چنين گفتماني را در مورد جنگ احتمالي آمريكا بر عليه ايران تدارك ديده ايد. جبهه متحد بلوچستان ايران، و شخص بنده بهمراه اكثريت قاطع جريانات و سازمان هاي وابسته به اقوام ايراني مخالف جنگ، مخالف جمهوري اسلامي در تماميت آن و مخالف تجزيه ايران مي باشيم. آنچه كه مرا نگران مي سازد، در يك رديف قرار دادن تجزيه ايران با جنگ احتمالي مي باشد. كل اين مبحث جنگ را مترادف مي سازد با تجزيه ايران. از آنجايي كه تعدادي از شركت كنندگان محترم همواره جريانات و سازمانهاي وابسته به اقوام ايراني را متهم به تجزيه طلبي و همسويي با بيگانه كرده اند ، ممكن است اين تداعي در ذهن هموطنان بوجود بيايد كه شايد اينگونه سازمانهاي قومي و يا اقوام ايراني خواستار جنگ مي باشند تا از برون آتش اين جنگ راه خود را از ديگران جدا كرده و باعث تجزيه ايران شوند.

 آيا اعتماد و حس اطمينان و هموطني شما نسبت به اقوام ايراني اينگونه است كه نسبت به آنها سوءظن و شك و ترديد داشته كه مبادا در اولين مجال جنگ و اغتشاش از فرصت استفاده كرده و از ايران جدا شوند؟ آيا شما اقوام ايراني را بطور غير مستقيم متهم مي كنيد كه همانند ديگران ايراني واقعي نيستند و حس به اصطلاح وطنپرستي و ميهندوستي آنان قابل اطمينان نيست؟ براستي چه برنامه و پروژه اي در شرف وقوع است كه شما آقايان از آن خبر داريد و ما فعالان اقوام از آن كاملا بيخبر هستيم؟

 از آنجايي كه در ذهن بسياري از هموطنان ما، متاسفانه مسئله تخيلي تجزيه ايران با رشد سازمانها و احزاب قومي گره خورده است، انصاف و اصول دمكراتيك حكم مي كند كه حداقل يك و يا دو نفر از فعالان وابسته به اقوام ايراني در اين جلسه پالتاكي بعنوان سخنران نيز حضور داشته باشند تا موضوع خطر تجزيه ايران را از ديدگاه "به اصطلاح متهمان ضمني" مورد كنكاش قرار دهند.

 بنده بدينوسيله آمادگي خود را براي شركت بعنوان يكي از سخنرانان اعلام مي نمايم. اميدوارم كه برگزار كنندگان اين گفتمان ، با پيشنهاد بنده موافقت نمايند. براي اطمينان خاطر همه شما بايد يكبار ديگر تاكيد كنم كه بنده نيز مانند همه شما با جنگ و جمهوري اسلامي و تجزيه ايران مخالفم، اما ربطي بين اين سه نمي بينم.

 مشتاقانه منتظر جواب شما هستم

 عبدالستار دوشوكي

 a@doshoki.me.uk

 دليل رد تقاضا هاي مكرر من هم بسيار واضح است. اين گروه سيزده نفره مي خواهند يك طرفه به قاضي بروند و هيچ حق و حقوقي را نيز براي متهم قائل نبستند. آنها مي خواهند زهر مسموم نفاق و دشمني بر عليه اقوام ايراني را در ضماير ناخودآگاه هموطنان ما به گونه اي تزريق كنند كه گويا كرد و عرب و آذري و بلوچ جز "فرصت طلبان و عوامل دشمن" بيش نيستند. آنها مي خواهند با تحريك احساسات مردم ايران بگويند: "آي هموطنان، در حاليكه همه ما ايرانيان نگران حمله به سرزمين مادري و خاك پدري هستيم، در حاليكه همه ما مضطرب و دلواپس ايران هستيم؛ هستند بين ما كساني كه در پي نابودي ايرانند، هستند كساني كه در شرايط بسيار خطير حاضرند بعنوان ستون پنجم دشمن عمل كرده و به ايران و ايراني خيانت كنند. آري آنها تلاش دارند كه اين ذهنيت مسموم را در افكار عمومي القاء كنند و از آب گل آلود ماهي بگيرند. آنها مي خواهند اينگونه وانمود كنند كه مثلا آذري و بلوچ و كرد و عرب و تركمن و غيره دشمنان ايران هستند و در اولين فرصت از ايران جدا خواهند شد. دليل هر روباه پيري نيز دم اوست. آنها به گفته هاي عده اي انگشت شمار وابسته به اقوام كه يا افراطي هستند و يا مشكوك استناد مي كنند. آنها به خزعبلات بيهوده گروه بسيار كوچكي از افراطيون مشكوك كه همواره از دشمني و جنگ بين به اصطلاح "فارس" و "اقوام" سخن مي گويند، استناد مي كنند. بسيار تاسف آور است كه اين سيزده تن و همفكرانشان به دام گروهي افتاده اند كه شايد ماموريت دقيقشان همين باشد. شايد براي تكميل اين سناريو اين دو گروه لازم و ملزوم يكديگر باشند. جان كلام اينجاست كه اگر آن گروهاي بسيار كوچك افراطي ( حدود 70 نفر در مجموع؛ يعني يك ميليونيم جمعيت ايران) در صدر برافروخته كردن جنگ بين فارس و بقيه اقوام هستند، اگر نيك و ريز بنگريد اين عمل شما نيز دست كمي از رفتار آنان ندارد. آنها فارس ها را متهم به "فاشيست" شووءنيست، ستمگر و غيره مي كنند و بذر كينه توزي و دشمني را پراكنده مي كنند، شما نيز هم بطور مستقيم و يا غير مستقيم اقوام ايراني را متهم به "خيانت و دشمني با ايران" ، فرصت طلبي، و بيمهري و جدايي نسبت به بقيه مردم ايران مي كنيد. در عمل نتيجه كار هردوي شما يكي است.

 شايد اين سيزده نفر مدعي باشند كه منظورشان هرگز القاء چنين تصوري در مورد اقوام ايراني نيست بلكه نگراني آنها از تعداد انگشت شماري "نجزيه طلب" و نقشه هاي بيگانه است. اين ادعاي آقايان بنا به دلايلي كه ارائه نمودم موجه نيست. آمريكا نمي تواند با تعداد انگشت شماري تجزيه طلب ، بخش و يا بخش هايي از خاك ايران را جدا كند، مگر آنكه بخش قابل توجه اي از ساكنان آن منطقه در اين امر همراه و دخيل باشند. وانگهي آمريكا در صدد است كه فقط حمله هوايي و موشكي به ايران بكند؛ در حاليكه آمريكا به افغانستان و عراق لشكركشي كرد و اين دو كشور را اشغال نمود. پس چرا افغانستان را تجزيه نكرد؟ پس چرا عليرغم تمايل برخي از نمايندگان مجلس و كنگره، عراق را تجزيه نكرد؟ پس چرا كردستان عراق مستقل نشد؟

 كدام يك از مقامات آمريكايي تا بحال سخني از تجزيه ايران به زبان آورده اند؟ آمريكا با كدام يك از گروه هاي سياسي وابسته به اقوام تماس برقرار كرده است؟. اگر شما خبري در اين مورد داريد، لطفا ملت ايران را محرم بدانيد و افشاء كنيد. اگر تصور "دايي جان ناپلئوني" داريد ، كه بايد بگويم مباركتان باد. اما لطفا جايگاه مظلومانه اقوام محروم و ستمديده ايران را كه هيچ نقشي در جنگ و جدال شما به اصطلاح "ميهن پرستان دو آتشه" و گروههاي كوچك به اصطلاح تجزيه طلب، ندارند، مخدوش نكنيد. اقوام ايراني بعنوان محرومترين مردمان كشور كه همواره از آنها بعنوان مرزداران غيور كشور ياد مي شده است، مورد ظلم و ستم مضاعف قرار گرفته اند. فقر، بيكاري، بيماري، بيسوادي، شكنجه و سركوب در مناطق اقوام بيداد مي كند. شما بجاي همدردي و ابراز حس نوع دوستي و وطنپرستي، آنها را در مظان اتهام قرار مي دهيد. اگر اين حركت شما در راستاي خواسته هاي رژيم نيست ، پس چيست؟

 در پايان بايد بگويم كه تجزيه طلبي بعنوان يك سكه رايج اگر چه نامشروع، دو پهلو دارد. يك پهلوء آن معلول است كه همان تجزيه طلب مي باشد. روي ديگر سكه علل و مسبب تجزيه است. نمي توان فقط يك روي سكه را محكوم و نكوهش كرد، در حاليكه بانيان و عاملان نفاق و جدايي را محترم شمرد. آنكس و يا كساني كه تخم بدبيني و كينه بر عليه اقوام مي كارند، آيا خود عامل تجزيه و نفاق نيستند؟ آيا آنهايي كه بذر بيمهري مي پاشند و عامدانه و يا ناخودآگاه تلاش مي كنند كه اذهان مردم ايران را نسبت به انگيزه و خواسته هاي اقوام ايراني، مسموم كنند، آن روي سكه تجزيه طلبي نيستند؟ بهمين دليل است كه بنده مي گويم اينان خود باعث تجزيه و در نتيجه تجزيه طلب هستند و با متهم كردن اقوام ايراني به آنان تهمت ناروا مي زنند، و بدينگونه توهين مي كنند.

 بسيار از اين سخنرانان كه تا ديروز با كمال افتخار جارچي منافع اردوگاه سوسياليسم بودند، اينك درست در شرايط بسيار حساس كشورمان كه در حال تجزيه ( جدا شدن بخش بزرگي از درياي خزر) مي باشد، تلاش مي كنند كه آدرس اشتباهي به هموطنان نگران ما بدهند. بنده مخالف جنگ و مخالف شديد سياست هاي بوش هستم، اما اگر نيك بنگريم و مقايسه تاريخي بين امپرياليسم آمريكا و استعمار روس بكنيم، مي بينيم كه تماميت ارضي ايران همواره از طرف روس در خطر بوده و است. براستي چرا در هفته اي كه رژيم جمهوري اسلامي تماميت ارضي ( حاكميت بر درياي خزر) ايران را بدليل استيصال و انزواي بين المللي بروي ميز معامله با روسيه و همقطارانش، مي گزارد، شما ناگهان خطر خدشه وارد شدن به تماميت ارضي ايران از سوي آمريكا را مطرح مي كنيد؟ آيا اين يك اتفاق تصادفي است؟

 عبدالستار دوشوكي

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.